مارانتاسه Marantaceae
خانواده مارانتا يا مارانتاسه خانواده بسيار كوچكي است كه فقط دو گياه زينتي از آن كاشت مي­شود، كه هر دو جزء گياهان آپارتماني (ايندور پلنت) Indoor-plant و برگ سبز هستند.
مارانتا گياهي است كه برگ­هاي سبز كاملاً صاف بدون هيچ بريدگي با انتهاي گرد و نيز رنگ‌ريزه­هاي مختلف دارد. مارانتا از گياهان بومي جزاير گرم و مرطوب آفريقا است.

شرايط نگهداري
- نور كافي و غير مستقيم؛
- PH پايين خاك؛
- آبياري سالم.
اين گياه داراي يك ركود تابستانه است كه در طي آن بايد از ميزان آبياري گياه كاسته شود.
علايم ركود تابستانه گياه :
الف) كندي رشد و
ب) خشك شدن بعضي از برگ­هاي آن مي‌باشد.

بنابراين از خشك­ شدن طبيعي آن در تابستان نبايد نگران بود. زيرا پس از طي دوره دورمنسي dormancy گياه با يك آبياري و تعويض خاك گلدان دوباره رشد اوليه خود را بدست مي­آورد. برگ­هاي مارانتا در بعضي شرايط محيطي لوله شده يا به حالت مچاله درمي‌آيند.
­عمده­ترين دليل مچاله شدن برگ­ها
- كمي رطوبت نسبي خاك؛
- PH بالاي خاك.
گياه كالاتئا گياه ديگر خانواده مارانتاسه است. اين گياه گرمسيري، برگ­هاي درشت­تر از مارانتا دارد. تزيين و نقش و نگار روي برگ­هاي آن بسيار ساده و بشكل يك مخمل سايه و روشن سبز بنظر مي رسد.
پرورش اين گياه در شرايط محيطي كم­ و بيش نظير شرايط پرورشي مارانتا ميسر است. تكثير گياه بوسيله قلمه­هاي ساقه (داراي رشد كافي) و تقسيم بوته است.

خانواده موزاسه Musaceae
خانواده موزاسه يك گياه بسيار با ارزش بنام استرليتزياسه Strelitziaceae دارد كه مدتي است تحت نام خانواده استرليتزياسه رجين شناخته مي‌شود. اين گياه را به فارسي مرغ ­بهشت مي­گويند. اين بدليل شباهت ظاهري بخش زينتي گياه (گل‌هاي آن) به مرغ است.
روش متداول تكثير مرغ ­بهشت بوسيله تقسيم بوته­ است. هر يك از بوته­هاي مادري استريليتزياسه بين 3 تا 12 پا جوش يا گياه جوان در كنار گياه مادري توليد مي‌كنند. پس از پايان فصل گل­ دهي و نيز رشد كامل رويشي مي­توان اين پا جوش­ها را از هم جدا كرد و هر يك را به عنوان گياه جديد مورد استفاده قرار داد. اين گياه بوسيله بذر هم تكثير مي­شود.
برگ­هاي نارنجي رنگ مرغ­ بهشت كاسبرگ و بخش آبي­ رنگ گلبرگ گياه است. براي بذر­ گيري از اين گياه بايد دانه­هاي گل روي كلاله را بطور مصنوعي انتقال دهيم. و در شرايط مناسب بشرط اينكه آبياري از بالاي گل‌ها انجام نگيرد بين 22 تا 50 عدد برگ سياه درشت بوجود مي­آيد. بذر­هاي استريليتزياسه در محيط پيت ­ماس براحتي به كمك هورمون اسيد فيبرليك توليد مي‌شوند. بعد از طي 3-2 سال وارد مرحله گل ­دهي مي­شوند. اما هيچ يك از اين بذرها و پا جوش‌ها به اندازه كافي محصول توليد نمي­كنند. امروزه در دنيا براي تكثير آن در سطح وسيع و بزرگ از روش كشت بافت استفاده مي‌شود.

پرورش استرليتزيا
- خاك مرغوب زراعي؛
- عمق خاك 50 تا 65 سانتي‌متر؛
- افزودن كلات‌هاي آهن و روي.
براي دوام گل از بكاربردن كودهاي نيتروژن ­دار در زمان غير مناسب بايد خودداري شود، در اينصورت گل­هاي بريده گياه بين 45 تا 50 روز در حالت طبيعي باقي مي­مانند.
آخرين گياه اين خانواده هلي ­كونيا Heliconia است، كه دوام شاخه­هاي گل بريده­اش خيلي زياد نيست. اين گياه را به فارسي مرغ ­آتشين مي­گويند و تكثير آن همانند استرليتزيا بوسيله تقسيم بوته است.

خانواده بوگنويلاسه يا گل كاغذي Bogenvilleaceae
گل كاغذي يك درختچه است. در جلسات قبل از گياه گل كاغذي در خانواده كمپوزيته نام برديم كه نام علمي آن هلي­كريزوم بود و گفتيم كه در فارسي به آن ميناي كاغذي مي‌گويند. اما اين گل كاغذي درختچه است و در برخي از مناطق ايران بعنوان يك درخت فعال سبز لند اسكيپ مطرح است. گل كاغذي درختي است با شاخ و برگ‌هاي حجيم كه در بعضي از گونه­هاي آن شاخ و برگ­هاي افتاده و گاهاً خاردار و راكتاهاي رنگي ديده مي­شود.
برخلاف همه گياهان ديگر، اين گياه در محيط غير اسيدي به خوبي رشد ­مي­كند، به عبارت ديگر به PH بالاي خاك مقاوم است. لذا براي بهبود كيفيت گل­ها و بالابردن كاربرد، برخي از بازدارنده­ها نظير SAD توصيه مي­شود. تكثير بوسيله قلمه­ ساقه در ماسه و اواسط بهار است. فصل برداشت قلمه­ها در اواسط بهار بوده و زماني كه درجه حرارت محيط به 20 درجه سانتيگراد مي­رسد آن‌ها را در سيستم پيت ريشه­دار مي­كنند.

خانواده وربناسه يا شاه پسند زينتي Verbenaceae
در اين خانواده كوچك دو گياه شبيه به هم از نظر گل، اما كاملا ًمتفاوت از نظر ساختماني وجود دارند.
شاه­ پسند گياهي يكساله است كه فقط به عنوان يك گل تابستانه مطرح است و نسبت به سرما بسيار حساس است. اين گياه بوسيله بذر قابل تكثير است.
گياه دوم خانواده وربناسه شاه­ پسند درختي است كه بصورت درختچه گلداني در مناطق سرد و مركزي ايران و درختچه بزرگ فضاي سبز در مناطق گرمسيري ايران وجود دارد. وضعيت فيزيولوژيي و گل­ دهي اين گياه از نوع گروه NDP است كه در تمام طول سال به حالت گلدار هستند. اين گياه بوسيله قلمه­هاي نيمه ­خشبي ساقه تكثير مي­شود.
بوگن‌ويلا و وربناسه‌ها در ايجاد فضاي سبز جايگاه خوبي دارند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 9:59  توسط ناصر صادقی   | 
از اختصاصات کلی گیاهان تک لپه‌ها آن است که دارای لپه منفردی هستند که بر اثر عدم رشد در یکی از جوانب رأس جنین بوجود می‌آید. رشد ریشه اصلی حاصل از رشد ریشه چه در تک لپه ایها محدود بوده، بزودی جای آنرا ریشه‌های فرعی می‌گیرند. این ریشه‌ها نیز زود از بین رفته جای خود را به ریشه‌های نابجا واگذار می کنددوران فعالیت ریشه‌های نابجا محدود بوده بزودی تجدید می‌شوند ساقه در تک لپه ایها از جوانه جانبی رأس جنین بوجود می‌آید و محور زیر لپه‌ای در جریان رویش دانه هیچ‌گاه رشد نکرده تقریباً ثابت باقی می‌ماند این نحوه رشد که حالت منو سمپودیک (به انگلیسی: Monosympodique) را نشان می‌دهد عامل اصلی تشکیل ساقه ریزومی یا سا قه‌های غده‌ای سفت و یا ساقه‌های کپه‌ای شکل پوشیده از فلس‌ها در تک لپه ای‌ها است. گیاهان تک لپه‌ای عموماً علفی و غالباً پایا هستند ساقه هوایی آنها معمولاً بدون انشعاب و برگی است. برگهای تک لپه ای‌ها دمبرگ ندارند و غالباً به وسیله نیامی طویل ساقه را احاطه می‌کنند اشکال کلی برگها تقریباً دراز و کشیده بوده، دارای رگبرگهای موازی و مویرگهای بسیار ظریف ارتباط دهنده آنها هستند گلها در تک لپه ایها سه پر (تری مر) و هر حلقه پوششی یا زایای آن از سه قطعه تشکیل می‌شود. صفات عمومی گیاهان تک لپه[ویرایش]یاخته تخم با تقسیمات مکرر خود پیش جنینی را ایجاد می‌کند منطقه توقف نمو جنین جانبی است و رشد بعدی جنین از نقطه مقابل آن انجام می‌شود و یک لپه را که نسبت به محور پیش جنین جانبی است را تشکیل می‌دهد. تشکیل بافت آلبومن در دانه تک لپه‌ای‌ها از نوع هسته‌ای یا حالت حد واسط است. یعنی بعد از تقسیم یاخته مادرآلبومن دیواره‌ای بین یاخته‌های حاصل از تقسیم ایجاد نمی‌شود. در تک لپه‌ای‌ها، ریشه اصلی بعد از مدتی از بین می‌رود و ریشه‌های نابجا که از قسمتهای زیرین ساقه بوجود می‌آیند، جانشین آن می‌گردند. در تک لپه‌ایها، ساقه منشعب نمی‌شودو آنچه انشعاب حاصل می‌کند، محور گل آذین است نه ساقه. برگ دارای رگ‌بندی موازی است و تعداد اجزای گل ۳ یا مضربی از ۳ می‌باشددستجات آوندی در برش عرضی ساقه متعدند و در روی دوایر متحدالمرکز قرار می‌گیرند. ساختمان چوب و آبکش ثانویه که در دو لپه‌ای‌ها دیده می‌شود در تک لپه‌ای‌ها وجود ندارد. ویژگی‌های عمومی تک لپه ای‌ها عبارتند از:ریشه افشان دارند برگ دراز و باریک و رگ برگ موازی دارند. برگ‌ها توسط غلاف به ساقه اتصال دارد. دانه یک قسمتی است. اجزی گل مضربی از ۳ است. آوندهای چوبی و آبکش در برش ساقه نظم خاصی ندارند. رده بندی گیاهان تک لپه[ویرایش]تیره خرما palmae: گیاهانی هستند درختی یا علفی با ساقه راست و استوانه‌ای. خرما (phoenix) و نارگیل تیره گل شیپوری Araceae: از گیاهان این تیره، گل شیپوری (Arum) تیره گرز Typhaceae: گیاهان معروف این تیره نی لوئی sparganium و Typha می‌باشد تیره گندم Gramineae: تیره‌ای شامل ۶۰۰ جنس و ۲۰۰۰ گونه. ارزن، ذرت، برنج، نیشکر، جو و چاودار تیره جگن cyperaceae: نی بوریا cyperus و جگن carex تیره آلاله LiLiaceaee: پیاز (Allium)، لاله (Tulipa)، گل حسرت (colchicum) و مارچوبه (Asparagus) تیره برگ بیدی commelinaceae: برگ بیدی Tradescantia دانه دارای آلبومن، گل‌ها منظم یا نامنظم و تخمدان تحتانی: موز، زنجبیل، گل نرگس، هل، زنبق و آناناس از تیره‌های معروف این راسته هستند. دانه فاقد آلبومن گل‌ها نامنظم و تخمدان تحتانی: تیره معروف این راسته، ثعلب یا ارکیده است گیاهان دو لپه[ویرایش]دو لپه‌ای‌ها خود شامل دو لپه‌ای‌های بی‌گلبرگ، دو لپه‌ای‌های جدا گلبرگ و دو لپه‌ای‌های پیوسته گلبرگ می‌باشد که تعداد زیادی از گیاهان دانه‌دار را در خود جای داده‌اند. دولپه‌ای‌های جدا گلبرگ گیاهانی هستند با گل‌های کامل و دو جنسه که پوشش گل آنها به صورت کاسبرگ و گلبرگ تمایز یافته و اجزای گل در چرخه‌های متوالی و به صورت متناوب باهم قرار دارند و گرده افشانی در آنها بوسیله حشرات صورت می‌گیرد. جدا گلبرگ‌ها بالغ بر ۷۰ هزار گونه گیاهی هستند و براساس ساختمان نهنج و نحوه قرار گرفتن اجزای گل در سه گروه فرعی قرار می‌گیرند. در دو لپه‌ای‌های پیوسته، گلبرگ این گیاهان بالغ بر ۵۰ هزار گونه هستند. گلبرگ‌ها در این گیاهان بهم پیوسته هستند. در اغلب پیوسته گلبرگ‌ها پرچم‌ها به قسمت داخلی جام گل پیوسته‌اند. صفات عمومی گیاهان دو لپه[ویرایش]ریشه راست دارند. برگ‌ها اغلب پهن و رگ برگ‌ها منشعب است. هر برگ توسط دم برگ به ساقه اتصال دارد. دانه دو قسمتی است. اجزای گل مضربی از ۲ یا۵ است. آوندهای چوبی و آبکش در برش عرضی ساقه روی دایره محیطیه قرار دارند. رده بندی گیاهان دو لپه[ویرایش]راسته آلاله‌گان، راسته ختمی، راسته شمعدانی، راسته افرا، راسته شمشاد، راسته گل سرخ، راسته چتریان، راسته کاکتوسها، راسته پامچال، راسته خرمالو، زیتون، زبان گنجشک و یاسمن، گاو زبان، سیب زمینی و گوجه فرنگی، گل میمون، گل جالیز و کنجد، نعنا، بارهنگ و شاه پسند، گل استکانی و کدو، روناس و بداغ، گل مینا، تیره سنبل‌الطیب، بید، راش، فندق و گردو، گزنه، توت، نارون و شاهدانه، اسفناج، گل میخک، چغندر و لاله عباسی، ترشک، علف هفت بند و ریواس
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 9:46  توسط ناصر صادقی   | 
 

کود شامل کلیه موادی است که جهت تامین عناصر ضروری و مشخص به منظور رشد گیاه به خاک اضافه    می گردد . واژه کود معمولا به کود های شیمیایی اطلاق می شود .

مواد غذایی مورد نیاز نظیر ازت ، فسفر و پتاسیم ، در کودهای شیمیایی ، به صورت عنصری نیستند بلکه به شکل ترکیباتی حاوی این عناصر با درصد مشخص هستند .

ترکیبات درون کود ، مواد غذایی  را به صورت یون در اختیار گیاه قرار می دهند .

برخی از انواع کود : کودهای  دامی ، مایع ، بیولوژیک ، سبز ، شیمیایی.

کود سبز : عمل برگردانیدن انساج سبز و نپوسیده گیاهی به خاک ، کود سبز دادن و گیاهی که به این منظور به کار می  رود را به نام کود سبز خوانند.

کود بیولوژیک : کود زیستی شامل مواد نگهدارنده با جمعیت متراکم یک یا چند نوع میکروارگانیسم مفید خاکزی و یا به صورت فرآورده متابولیکی این موجودات می باشد که به منظور تامین عناصرغذایی مورد نیاز گیاه در یک  اکوسیستم زراعی به کار می روند.

کود مایع : دارای یک یا تعداد بیشتری از عناصر غذایی به صورت محلول در آب .

 * مزایا : 1.سهولت افزایش آفت کش ها 2.سهولت در کودپاشی شاخ و برگ درختان

* معایب : 1. خطر تثبیت فسفر در خاک 2. نیاز به وسایل محصوص جهت انبار و استعمال کود

 

انواع روش های استعمال کود شیمیایی

 

]-->پخش یکنواخت کود در سطح خاک : برای مقادیر زیاد است . غالبا توسط ماشین آلات یا هواپیما قبل از کشت اضافه .

]-->کودپاشی به صورت محلول : کود ها به صورت محلول و آمونیاک بدون آب به خاک اضافه می شود . افزودن آمونیاک بدون آب از متصاعد شدن آن جلوگیری می کند .

]-->کود پاشی موضعی : کود به صورت نواری هنگام کشت گیاه در اطراف بذر پاشیده می شود که باعث جوانه زنی سریع برگ ها می شود

]-->کود سرک : پس از روییدن گیاه ، کود را در سطح خاک پخش می کنند .مانند : گندم پاییزه و چمنزارها

]-->کود پاشی نواری : پس از روییدن گیاه کود را در امتداد خطوطی یا در فواصل خطوط کشت به خاک اضافه می کنند .کود ازته غالبا به این روش مصرف می شود تا از تلف شدن قبل از حداکثر نیاز گیاه جلوگیری شود .

]-->کود پاشی در بستر کشت : کود را قبل از کشت در کف خطوط کشت می پاشند و آن را مدفون می کنند . مانند پنبه در ایالات متحده آمریکا

]-->کودپاشی بر روی شاخ و برگ : مقادیر کم ، بخصوص عناصر کم مصرف (میکرو) که افزودن آن ها به خاک موجب تثبیت سریعشان می شود ، اغلب به صورت محلول روی اندام های هوایی گردپاشی ( spray ) می شود .

]-->کود دادن به درختان زینتی و درختان سایه دار : برای کود دهی به این درختان گودال هایی به عمق 30 و قطر 60 سانتی متر در امتداد خطوط آبیاری حفر شده و مقداری کود در گودال می ریزند .

]-->کود پاشی از طریق آبیاری ( fertigation ) : کوددهی به همراه آب آبیاری برای کود های ازته بسیار متداول است .زمان این کودپاشی متعدد ، هزینه آن کم ، با روش های آبیاری سطحی و بارانی قابل اجرا می باشد .

 

تعریف کود آبیاری

به کار بردن مواد شیمیایی کشاورزی همراه آب آبیاری در سیستمهای آبیاری قطرای و بارانی یکی از اهداف این سیستمها می‪باشد. اصطلاح عمومی برای این عمل «تزریق مواد شیمیایی به آب آبیاری یا Chemigation »  می باشد. مواد شیمیایی شامل انواع کودهای محلول، علفکشها، حشره کشها و غیره می‪تواند به داخل سیستم آبیاری تزریق شود. این اصطلاح در مورد انواع کودها « تزریق کود به آب آبیاری یا Fertigation » نامیده می‪شود که از اهداف ویژه انواع سیستمهای آبیاری قطره‪ای و بارانی است.1

تزریق کود به آب آبیاری، شامل حل کردن کودهای محلول در آب و کاربرد آن از طریق سیستمهای قطره‪ای و بارانی می‪باشد. که روشی موثر، آسان و اقتصادی است. و مناسب بودن آن به شرایط خاک و محصول، روش آبیاری، کیفیت آب، نوع کود و مسایل اقتصادی بستگی دارد. این روش معمولاً در خاک‪های درشت بافت دارای امتیاز بیشتری نسبت به خاکهای ریز بافت است. این مساله به نوع کود و چگونگی حرکت آن در خاک بستگی دارد.

کود آبیاری کاربرد کود مایع در یک سیستم آبیاری می باشد. میکروآبیاری و کود آبیاری امکان کنترل دقیق آب و مواد مغذی را ارئه می کنند سود عمده ی کود آبیاری این است که نسبت به لوازم پراکنده سنتی ، انعطاف پذیری بیشتر دارد و مواد مغذی به کار گرفته شده را بهتر کنترل می‪کند. در این روش کودها هنگامی مصرف می شوند که لازم است و در مقادیر کم به کار گرفته می شوند در نتیجه مواد مغذی قابل حل در آب ، کمتر در معرض فرو شسته شدن به وسیله بارندگی زیاد یا آبیاری بیش از حد می‪باشند.

با کودآبیاری، گیاه هرزمان که آبیاری شود تغذیه هم می‌شود، و مواد مغذی لازم را تا آبیاری بعدی دریافت می‪کند.

کاربرد مواد مغذی به همراه سیستمهای آبیاری کود آبیاری است (ادغام کودوآبیاری ) رایج ترین ماده مغذی به کار گرفته‌شده درکود آبیاری نیتروژن است.سایرعناصرشامل فسفر،پتاسیم،سولفور،روی وآهن به مقدارکمترمصرف می‌شوند.

آبیاری قطره ای زیر سطحی وسیله ی موثری برای به کارگیری آب و مواد مغذی برای محصولات یکساله است. بطور کلی حداقل 10 تا 30 درصد آب در مقایسه با سیستمهای آبیاری پیوسته ی سطحی ذخیره می شود بنابر این استفاده ی فزاینده ی آبیاری قطره ای زیر سطحی و کود آبیاری با نیتروژن مایع در آینده ی قابل تحمل برای تولید محصول در مناطق خشک حتی اگر منابع آب کاهش یابد، دخالت خواهد کرد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم فروردین 1393ساعت 22:28  توسط ناصر صادقی   | 

چطور گیاهان خود را در هنگام سفر آبیاری کنیم؟

به طور کلی کاکتوس ها میتوانند بدون آبیاری تا یک ماه دوام بیاورند پس اگر سفر شما کوتاه تر از یک ماه است کاکتوس های خود را هنگام ترک منزل آبیاری کنید و نگران آنها نباشید.

روش اول:

در این روش شما میتوانید با ساخت یک گلخانه کوچک بر روی گلدان خود نیاز آبی آن را بر طرف کنید. همانطور که در شکل نشان داده شده است از چوب های عمودی برای نگه داشتن نایلونی که بر روی گلدان میکشید استفاده میکنید. دقت داشته باشید که نایلون باید شفاف باشد و با برگهای گیاه تماس نداشته باشد. داخل گلدان فضای کاملا بسته ای باید به وجود آید که تبادل هوایی نداشته باشد. انتهای نایلون را روی گلدان با چسب نواری پهن کاملا غیر قابل نفوذ کنید.

روش دوم:

در این روش باید یک سینی پر از سنگ زیره نهیه کنید و آن را تا جایی پر آب کنید که روی سنگ ریزه ها را بگیرد سپس گلدان خود را روی سنگ ها قرار دهید. در این روش گلدان یا باید سفالی باشد یا در زیر آن سوراخ زهکش حتما داشته باشد.

روش سوم:

در این روش باید حوله یا دستمال چند لایه خیسی زیر گلدان خود قرار میدهد. دقت داشته باشید که این روش باید در سینک ظرف شویی یا وان حمام انجام شود.

روش چهارم:

این روش بیشتر برای گلدانهای بزرگ کاربرد دارد. در این روش باید روزنامه ها را خیس کنید و به صورت مچاله و پر تراکم روی خاک گلدان قرار دهید.

روش پنجم:

در این روش شما نیازمند یک پارچ یا ظرف پر آب هستید که یک روش آبیاری اتومانیک را درست کنید. ابتدا باید ظرف را پر آب کنید و بعد طناب نخی به طول 1 متر یا کمتر و به فطر زیاد را درون آن بگذارید و سر دیگر طناب را باید در زیر خاک به عمق 10 سانتی متر قرار دهید. اگر ظرف آب را در محل بالاتری قرار دهید بهتر است. بدین ترتیب آب مورد نیاز گلدان تامین خواهد شد.

روش ششم:

در این روش قبل از مسافرت باید گلدان خود را تعویض کنید و در زیر خاک گلدان خود یک پوشک بچه قرار دهید. پوشک به حفظ رطوبت خاک گلدان کمک میکند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 0:44  توسط ناصر صادقی   | 

C3

تیپ C3 که در اکثر گیاهان دیده می شود، به دلیل اینکه CO2 تثبیت شده در ساختار گیاه، در اولین مرحله از واکنش‌های تاریکی فتوسنتز (چرخه کالوین) توسط آنزیم روبیسکو منجر به تولید قندی 3 کربنی موسوم 3- فسفو گلیسر آلدهید می‌شود، به این نام معروف است. این گروه از گیاهان با یک مشکل جدی مواجه هستند:

تنفس نوری

این فرآیند که به دلیل عملکرد دوگانه روبیسکو (کربوکسیلاسیون و اکسیژناسیون) رخ می‌دهد، منجر به کاهش بازده فتوسنتز در گیاهان می‌شود. دلیل این هم که این گیاهان بر خلاف گیاهان تیپ C4 قادر به حذف چنین فرآیندی نیستند به ساختار این دو دسته گیاهی برمی‌گردد: در گیاهان C4 محل انجام مرحله روشنایی فتوسنتز (مراحل مربوط به انتقال الکترون بین فتوسیستم I و II که منجر به رهاسازی اکسیژن به عنوان عامل آغازگر تنفس نوری می‌شود)

 از محل انجام واکنش‌های مرحله تاریکی (چرخه کالوین که روبیسکو در این چرخه قرار دارد) جدا است! به طوری که واکنش اول در سلول‌های مزوفیلی و واکنش دوم در سلول‌های غلاف آوندی رخ می‌دهد. این امر موجب می شود که اصولا اکسیژن آزاد شده طی واکنش‌های روشنایی در مزوفیل به دلیل عدم دسترسی به روبیسکو به عنوان عامل تنفس نوری (که در درون سلول‌های غلاف آوندی است)قادر به ایجاد تنفس نوری نباشد .

در طرف مقابل ، در گیاهان C3 چنین تمایز سلولی در انجام دو مرحله فتوسنتزی وجود نداشته و هر دو مرحله در سلول مزوفیلی رخ داده و اکسیژن آزاد شده طی واکنش‌های نوری به عنوان سوبسترایی رقابتی با دی اکسید کربن بر روی جایگاه فعال آنزیم روبیسکو به رقابت پرداخته و منجر به وقوع تنفس نوری شود که این امر موجب کاهش بازده  فتوسنتز در این گیاهان می شود .  اصولا میزان تمایل روبیسکو  به دی اکسید کربن خیلی بیشتر از تمایل آن به اکسیژن است. ولی به هر حال همین مقدار تنفس نوری هم میتواند منجر به کاهش بازده تنفس نوری شود.

در گياهان مختلف سبزينه دار كه فتوسنتز انجام مي شود و در نتيجه مواد غذايي ساخته مي شود اولين محصول پايدار بدست آمده در آنها متفاوت است . بدين معني كه اولين محصول پايدار در دسته اي از گياهان يك اسيد سه كربني به نام «3- فسفو گليسيريك اسيد» و دسته اي ديگر يك اسيد چهار كربني به نام« دي كربوكسيليك اسيد » ( داراي دو عامل كربوكسيل COOH- ، ‌مثل اسيد اگزالواستيك ،‌اسيد ماليك ، اسيد آسپارتيك ) مي باشد . گياهاني كه اولين محصول پايدار حاصل از فتوسنتز آن ها يك اسيد سه كربنه است گياهان C3 و آندسته كه اولين محصول پايدار آن ها چهار كربني است گياهان C4 ناميده مي شوند . گياهان C4 در مقايسه با گياهان C3 از بازدهي فتوسنتزي بيشتري برخوردارند . بر همين پايه علف هاي هرز C4 نسبت به علف هاي هرز C3 قدرت رقابت زيادتري دارند . در تعدادي از گياهان گوشتي فرآيند فتوسنتزي ديگري مشاهده شده كه در شرايط رطوبت كم روزنه ها در شب باز شده و Co2 جذب مي كنند و در روز بسته مي شوند لذا شدت تعرق گياه خيلي كم مي شود . به اين نوع مكانيسم ، متابوليسم كراسولايي (CAM) "Crassulation asid metabolism" مي گويند مانند آگاو ،‌آناناس ،‌كاكتوس . كليه ي گياهان (CAM) جزء‌گياهان گوشتي غير نمكدوست هستند و عموما با محيط هاي خشك سازگارند .

برخي از گياهان C3 عبارتند از گندم ،‌جو ،‌سلمه ،‌ترشك ، توق ، تاتوره ،‌يولاف ،‌بارهنگ و پنيرك .


گیاهان C3 و C4 :

زمانی که اولین محصول فتوسنتزی در گیاه ،یک ترکیب 3 کربنه (C3) باشد از مسیر کالوین بنسون و اگر 4 کربنه (C4) باشد از طریق هچ اسلک است .که برای اصلاع گیاهان C4 به کار برده می شود. و انحراف از نوع فتوسنتز C4 را متابولیسم اسید کراسولاسه یا CAM می نامند که با مناطق خشک سازگاری دارد.

گیاهان C4 (ذرت ، سورگوم ، ارزن) در شرایط گرم و نور زیاد کارایی بیشتری از گیاهان C3 (غلات) دارند . در مجموع کارایی آنها (C4) حدود 40 % است.

تمام گیاهان به انرژی نیاز دارند و این انرژی از طریق تنفس به دست می آید :

2 نوع تنفس وجود دارد :

1- مستقل از نور : قند و کربو هیدرات تولید شده در فتوسنتز را به CO2 و H2O تبدیل می کند. از نظر زراعی تنفس نشان دهنده تلفات است و باید به حداقل برسد که درست نیست زیرا تنفس لازم است تا انرژی برای رشد و بقای گیاه فراهم شود و تنفس بیش از نیاز برای تولید عملکرد زاید است . پس اهمیت سرعت اسیمیلاسیون خالص بیش از سرعت فتوسنتز و تنفس است.

2 تنفسی که در حضور نور و در گیاهان C3 مشاهده می شود و ظاهرا در گیاهان C4 وجود ندارد.

اختلافات گیاهان C3 و C4 :

1 گیاهان C4 نسبت به C3 به نورهای با شدت بالا واکنش نشان می دهند.(2 برابر گیاهان C3)

2 گیاهان C4 با کارایی بیشتری از CO2 استفاده می کنند و در شدت نور ثابت و نسبتا زیاد قادرند CO2 اطراف را به ppm 10 – 0 کاهش دهند. که این نقطه جبران است . در حالی که در C3 برابر

ppm 150 -50 co2 است . نقطه جبرانی پایین نشان دهنده کارایی زیاد فتوسنتز است .

3- گیاهان C4 سرعت اسیمیلاسیون خالص بالاتری از C3 دارند که به خاطر عدم وجود تنفس نوری است .

4 درجه حرارت بر روی C4 تاثیر مطلوب ، و بر روی گیاهان C3 تاثیر نا مطلوبی دارد . تا دمای 0 تا 35 درجه سانتیگراد سرعت تنفس به ازای هر 10 درجه سانتیگراد افزایش حدود 2 تا 4 برابر افزایش می یابد. بسیاری از گیاهان C3 در محدوده دمایی 25 تا 35 درجه سانتیگراد تولیدی ندارند ولی گیاهان C4 افزایش نولید دارند.

5 در گیاهان C4 کارایی مصرف آب بیش از گیاهان C3 است . میانگین ماده خشک تولید شده برای هر 1000 گرم آب مصرفی ، 29/3 گرم برای C4 و 54/1 گرم برای C3 می باشد.

6 سرعت انتقال با سرعت فتوسنتز همبستگی دارد زیرا انتقال آهسته می تواند عملکرد را محدود کند . در برگهای گیاهان C4 انتقال 2 برابرسریعتر از برگهای C3 است.

7 حداکثر رشد گیاهان C4 بیشتر از گیاهان C3 است (به جز چند استثناء). وقتی طول فصل رشد متوسط در نظر گرفته می شود سرعت رشد C3 برابر 13 گرم در متر مربع در روز بوده و برای گیاهان C4 برابر 22 گرم در متر مربع در روز می باشد. با محصور کردن گیاهان C3 و C4 در ظرف در بسته دارای نور اختلاف در تنفس نوری را می توان نشان داد . چون C4 نقطه جبرانی پایین تری از گیاهان C3 دارند زمانی که گیاهان C4 از CO2 مصرف می کنند گیاهان C3 از بین می روند.


اثر   CO2در گیاهان C4 فتوسنتز بالا و تنفس ثابت و در گیاهان C3 فتوسنتز افزایش و تنفس پایین.

مقایسه فتوسنتز در گیاهان C3 ، C4 و CAM


C3

C4

CAM

آنزیم تثبیت کننده CO2

روبیسکو

غیراز روبیسکو

غیر از روبیسکو

محل تثبیت CO2

بستره ي کلروپلاست

سلول های میانبرگ

واکوئل سلول

مرحله تثبیت CO2

چرخه کالوین

قبل از چرخه کالوین

قبل از چرخه کالوین

زمان باز شدن روزنه های هوایی

روز

روز

شب

زمان تثبیت CO2

روز

روز

شب

زمان چرخه کالوین

روز

روز

روز

زمان تولید قند در فتوسنتز

روز

روز

روز

مرحله ساخته شدن قند در فتوسنتز

چرخه کالوین

چرخه کالوین

چرخه کالوین

محل ساخته شدن قند در فتوسنتز

تمام سلول های فتوسنتز کننده

سلول های غلاف آوندی

تمام سلول های فتوسنتزکننده

اولین ترکیب پایدار حاصل از تثبیت CO2

اسید سه کربنی

اسید چهار کربنی

اسید چهارکربنی

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1392ساعت 11:57  توسط ناصر صادقی   | 

جمع آوری آب Water Harvesting:
جمع آوری آب به کلیه عملیاتی اطلاق میگردد که در حوضه های آبگیر برای افزایش رواناب انجام میگیرد. در بسیاری از مناطق خشک و نیمه خشک، بخش عمده از آبی که به درون خاک نفوذ میکند یا از راه تبخیر مسقیما هدر میرود یا از راه تعرق توسط گیاهانی که از نظر اقتصادی بیفایده هستند به مصرف میرسد. برای مثال؛ در حوضه رودخانه های کلرادوی آمریکا، کمتر از 6% بارندگی به صورت جریان رودخانهای ظاهر میشود. ثابت شده است که استفاده از گیاهان به عنوان راه حلی برای افزایش جریان رودخانه ای موثر میباشد و ممکن است انتظار داشت که این روش بیشتر مورد استفاده قرار گیرد. روش سریعتر برداشت آب، نگهداری آن در آبگیرهاست. آبگیرها مناطقی هستند که از بتن، ورقه های فلزی، آسفالت یا خاک غیرقابل نفوذ به نحوی ساخته شدهاند که آب بارندگی را گرفته و ذخیره میکنند. در برداشت موفقیت آمیز آب نه تنها باید به جمع آوری آب توجه داشت، بلکه به انتقال و ذخیره سازی آب جمعآوری شده نیز باید توجه کرد. عملیاتی که روی آبگیرها انجام میشود از تسطیح خاک و خارج کردن پوشش گیاهی تا استفاده از غشاء پلاستیکی و ورقه های آلومینیومی متغیر است. در برخی آزمایشات، عملیات ساده تسطیح خاک و خارج نمودن پوشش گیاهی، مقدار جریان سطحی را تا سه برابر افزایش داده است. آببندی کامل، مقدار جریان سطحی را تا صددرصد افزایش میدهد. جمع آوری آب به منظور توسعه منابع آب مورد نیاز حیات وحش و چارپایان اهلی و گاهی اوقات مصارف شهری نیز به کار میرود. کمبود آب در مقیاس جهانی مهمترین فاکتور محدودکننده برای عملکرد گیاهان زراعی است، با کاهش میزان آب فعالیتهای فیزیولوژیکی گیاهان یا کاهش مییابد (البته عکس آن نیز صادق است بدین معنا که با رسیدگی فیزیولوژیکی میزان آب گیاه کاهش مییابد) با توجه به اینکه کمبود آب متداولترین فاکتور محدودکننده در تولید محصولات زراعی به خصوص در مناطق نیمه خشک دنیا است هر اقدامی در جهت تامین قسمتی از آب مورد نیاز گیاه میتواند در افزایش تولید موثر باشد. معمولا رواناب موقعی جاری میشود که باران روی خاک اشباع شده ببارد. در مناطق مرطوب چون خاک در اکثر مواقع اشباع است، رواناب بلافاصله بعد از بارندگی جاری میشود. ولی در مناطق خشک، خاک به ندرت اشباع بوده و در صورتی رواناب جاری میشود که شدت بارندگی از حد معینی تجاوز نماید. مثلا در تحقیقات انجام شده در آفریقا به این نتیجه رسیده اند که زمانی رواناب جاری میشود که سرعت بارندگی از 0.5 میلیمتر در دقیقه بیشتر و مقدار آن نیز بیش از مقدار 5 میلیمتر باشد. معمولا به دلیل پوشش گیاهی پراکنده و کمبود مواد آلی و همچنین پیدایش یک لایه غیرقابل نفوذ در اولین لحظات پس از بارندگی، توانایی خاکهای خشک در جذب بارندگی بسیار کم است. بنابراین در شرایط بسیار خشک، کاهش رواناب و افزایش نفوذپذیری خاک موثر نبوده و به دلیل کم بودن رطوبت قابل ذخیره در خاک و ناکافی بودن آن برای زراعت، باید در جهت عکس کوشش نمود؛ یعنی رواناب را در بعضی اراضی افزایش داد و نفوذپذیری خاک را کاهش داد. و سپس از آب حاصله در جاهای مناسب دیگر استفاده نمود. به این عمل جمع آوری آب گفته میشود. با این اوصاف، جمع آوری آب عبارت است از جمع آوری آب از منطقهای که برای افزایش رواناب آماده شده و استفاده از آب حاصله بعنوان مکمل رطوبت خاک در منطقه مجاور یا پاییندست که ارتفاع پایینتری دارند. در بسیاری از مناطق خشک که بارندگی برای تامین نیاز زراعت کافی نیست جمع آوری آب به اضافه مفدار رطوبتی که در خاک ذخیره شده میتواند برای تولید گیاهی کافی باشد. مشروط به اینکه بین میزان آبی که از یک ناحیه گرفته شده و ناحیهای که آب در آن به مصرف میرسد توازن صحیحی برقرار گردد. تکنولوژی جمع آوری آب بر اساس دو روش عمده استوار است: یکی انتقال آب از تپه ماهورهای لخت و بدون پوشش گیاهی به اراضی نسبتا مسطح و دیگری ایجاد پستی و بلندیهای کوچک در اراضی صاف و مسطح که نمونه هایی از آن عبارتند از: الف ـ حوضچه های آبریز کوچک
در این سیستم زراعی، رواناب حاصله از قسمتهایی از مزرعه را به نوارهای باریکی که در آن زراعت صورت میگیرد، انتقال میدهند. یا به عبارتی، رواناب را از قسمت بالا یعنی منطقه آبریز روی بخش تحتانی که سالانه کشت میشود پراکنده میسازند. طرز عمل به این صورت است که در سطح زمین پشتههای نسبتا عریض ایجاد مینمایند تا شکلی مشابه یک حوضه آبریز درست شود و گیاهان زراعی را بین دو پشته میکارند. نسبت منطقه آبریز به عرض تراس مسطح ممکن است 3 به 1 و 2 به 1 و یا 1 به 1 باشد. و نسبت مناسب برای تمام محلها بر حسب نوع خاک و میزان بارندگی واحد نمیباشد. برای ازدیاد رواناب از پشتههای تامین کننده آب روشهای مختلفی بکار میرود: 1 ـ استفاده از لایه های نازک پلاستیکی یا لاستیکی و یا ورقه های فلزی برای پوشاندن زمین.
2 ـ ـ پوشاندن خاک با مواد دافع آب و پاشیدن مواد ارزان قیمتی که نفوذ آب را کاهش داده و یا پراکنده کردن کلوئیدهای خاک برای مسدود کردن منافذ مثلا مصرف 45 کیلوگرم کربنات سدیم در هکتار روی خاک رسی ـ لومی بدون گیاه، رواناب حاصله را به 70% میساند.
3 ـ استفاده از سلیکون به منظور غیر قابل نفوذ کردن خاک که نتایج خوبی داشته است.
4 ـ قیرپاشی که هم نسبتا ارزان و هم پوشش بادوام و چسپندهای تشکیل میدهد تا از فرسایش هم جلوگیری شود. چون بدون کنترل فرسایش، پشتههای آماده شده ممکن است در عرض یک فصل از بین بروند و در برخی مناطق به قیر، ورقه های نازک پلاستیکی نیز چسپانده اند. این سیستم نسبت به آیش که آب را از یک سال برای سال بعد ذخیره مینماید و هر دو سال یکبار کشت میشود کارآمدتر میباشد.
ب ـ تراسهای پلکانی مسطح
این سیستم از یک سری سکوی پلکانی مسطح تشکیل شده که منطقه جمع آوری آب ندارد و آبهای خارجی میتوانند توسط تراسهای منحرف کننده برای سکوها تامین شوند، یا میتوانند فقط با آبی که روی آنها قرار گرفته کشاورزی شوند و چون از رواناب جلوگیری میکنند و آب به خوبی روی منطقه کاشت نگهداری و ذخیره میشود میتوان محصول قابل توجهی از آنها برداشت نمود.
ج ـ تراسهای مسطح نگهدارنده آب
این تراسها ساختمانهای خاکی هستند که در دامنههای شیبدار به این منظور احداث میشوند که قبل از اینکه سرعت رواناب به حد خسارتبار خود برسد از سرعت آن بکاهند و شامل یکسری سکو میباشد که بسته به اینکه برای حفاظت آب یا حفاظت خاک مورد استفاده قرار گیرند با انواع مختلف ساخته میشوند. این سکوها رواناب را از قسمت آبریز گرفته و روی بخش مسطح که زراعت میشود نگهداری میگردد.
د ـ تراسهای کانالی شیبدار
که به این منظور طراحی شدهاند که آب اضافی را به قسمتی از مزرعه منتقل نمایند و فاصله آنها بستگی به شیب دارد و شیب سکو طوری است که بتواند حجم آب در حال افزایش را حمل نماید دارای محل خروج آب بوده تا بتواند آب را به نحو مطلوب خارج نماید. این تراسها که به مجاری شیبدار نیز معروف میباشند در مناطقی که به علت شیب زیاد امکان درست کردن تراس وجود نداشته باشد برای جلوگیری از تلفات خاک و آب در اثر جریانهای سطحی ایجاد میگردند. این مجاری باید طوری ساخته شوند که دارای ظرفیت کافی برای جمعآوری آبهای زیادی و هدایت آن به زمینهایی که دارای شیب کمتری هستند باشند. این مجاری در جهت عمود بر شیب و در امتداد خطوط تراز ساخته میشوند و عمل اصلی آنها عبارت است از متوقف کردن آب برای نفوذ در زمین و همچنین هدایت آبهای اضافی به جاهایی که خطر فرسایش ایجاد ننموده و بتواند تولید محصول نماید. با توجه به اینکه مشکل اساسی در دیمکاری، ذخیره و حفظ رطوبت در داخل خاک است؛ جمع آوری سیلابها و هرزآبها از سطوح بزرگی که از نظر اقتصادی کشت وکار در آنها مقرون به صرفه نیست و انتقال و پخش آنها در سطوح کوچکتر قابل کشت، یکی از مسایل قابل توجه میباشد.
یک بارندگی 10 میلیمتری در یک حوضچه آبگیر ممکن است در عرض 4 تا 5 ساعت سیلابی را ایجاد نماید که مقدار آب آن به 30هزار مترمکعب برسد. یک باران چند میلیمتری را میتوان در یک حوضچه آبگیر و در یک محدوده کوچک ذخیره کرد بطوریکه معادل چند صد میلیمتر باران باشد. قدمت این کار به حدود 2000 سال پیش میرسد و هم اکنون نیز در تکنولوژی مدرن دیمکاری مورد استفاده قرار میگیرد و در کشورهای مختلف نتایج مطلوبی از آن به دست آمده است.
تعاریف لازم در زمینه مرتع و آبخیزداری
آبخیز (watershed) چیست؟
حوزه آبخیز تمامی سطحی را در بر میگیرد که آبهای سطحی در آن منطقه به سمت نقطه یا محل مشخصی جریان مییابد
آبخیزداری (watershed management) چیست؟
- علم مطالعه و مدیریت آبخیزها که عبارت از مجموعه مطالعاتی است که برای اداره یک حوزه آبخیز انجام میشود. - طراحی و مدیریت حوزه به منظور حفاظت و استفاده صحیح و پایدار از منابع طبیعی با توجه ویژه به منابع آب و خاک. بند اصلاحی (check dam) چیست؟
سازههای احداثی در طول آبراههها و خندقها.
دبی (discharge) چیست؟
حجم آبی که در واحد زمان از مقطع مشخصی از لوله یا رودخانه عبور میکند.
رانش (land slide) چیست؟
در این پدیده بخشی ازدامنه جدا شده و بدون آنکه طبقات آن تغییر جهت دهند به پایین دامنه حرکت میکند. در این پدیده ممکن است قطعه زمینی که به پایین دامنه سقوط میکند به کلی متلاشی گردد.
سیل (flood) چیست؟
جریان یافتن یا بالا آمدن نسبتاً زیاد آب در یک رودخانه، به اندازهای که از مواقع معمولی به طور وضوح بیشتر باشد. - جریان یافتن آب با دبی بیش از ظرفیت رودخانه .
فرسایش (erosion) چیست؟
به طور کلی فرسایش به فرایندی گفته میشود که طی آن ذرات خاک از بستر اصلی خود جدا شده و به کمک یک عامل انتقالدهنده به مکانی دیگر حمل میشود.
کشت روی خطوط تراز (Contour farming) چیست؟
در این کشت شخم و کشت در روی خطوط تراز انجام میشود. این عمل علاوه بر حفاظت خاک آب را نیز حفظ میکند و رطوبت بیشتری را برای محصول فراهم میسازد.
کشت نواری(Strip cropping) چیست ؟
کشت نواری سیستمی است که در آن، محصول مورد نظر و گیاهان مقاوم به فرسایش مانند گراس و لگومینوزه در نوارهای متناوب در سراسر شیب کشت میشوند. در کشت نواری سرعت جریان آب که در نوارهای محصول زیاد است در اثر برخورد با نوارهای علوفه کم شده و منجر به رسوب مواد در اثر کاهش آبدوی میگردد.
هشدار سیل (flood warning) چیست ؟
هشدار دادن به ساکنان مناطق سیل گیر مبنی بر احتمال وقوع سیل در مکانی معین. این گونه اخطارها به منظور انجام اقدامهای حفاظتی و پیشگیری از افزایش زیانهای مالی و جانی سیل، از ایستگاههای پایاب داده میشود. پس از جمع آوری اطلاعات محیطی، تجزیه و تحلیل آنها و تهیه گزارش، خطر وقوع سیل به آگاهی مردم میرسد. GISچیست؟ GISمخفف کلمه Geografhic Information Systems و به معنی سامانههای اطلاعات جغرافیایی میباشد. GIS یک سیستم اطلاعاتی متشکل از سختافزار، نرمافزار و کاربرانی است که در رابطه با دادههای مکانی به منظور بررسی تغییرات و تجزیه و تحلیل و ارتباط آنها با دادههای توصیفی بعنوان ابزاری قوی در تصمیمگیری و مدیریت منابع محیطی به کار گرفته میشود. جنگل(forest) چیست؟
جنگل منطقه وسیعی پوشیده از درختان، درختچهها و گونههای علفی است که همراه با جانوران وحشی نوعی اشتراک حیاتی گیاهی و جانوری را تشکیل داده و تحت تأثیر عوامل اقلیمی و خاکی قادر است تعادل طبیعی خود را حفظ کند. برخی از فواید درختان عبارتند از: تولید اکسیژن، جذب گرد و غبار، گاز کربنیک و دیگر گازهای شیمیایی موجود در هوا، جلوگیری از نفوذ سر و صدا و تشدید آلودگیهای صوتی در شهرها
.مرتع (range) چیست؟
زمینی اعم از کوه ،دامنه وزمین مسطح  با پوشش طبیعی که دارای سابقه چرای دام بوده وعرفا مرتع نامیده میشود. چراگاه (pasture) چیست؟
شامل اراضی است که معمولاً پوشش آن اصلاح شده و غالباً آبیاری میشود. به اراضی و قطعات مراتع در مناطق مرطوب نیز میتوان چراگاه اطلاق نمود.
مرتعداری (range management) چیست ؟
عبارت است از اداره اکوسیستم مرتع به منظور استفاده بهینه از منابع و تولیدات و سرویسهای آن با تأکید بر حفاظت آب و خاک و سرانجام محیطزیست.
اشکوب (layer or stratum) چیست؟
در یک جامعه گیاهی هر گاه پوشش گیاهی در سطوح مختلف ارتفاعی به نحوی قرار گیرد که ارتفاع گیاهان هر لایه از طبقات زیرین و بالایی متمایز باشد، هر یک از این طبقات ارتفاعی هم سطح را اشکوب مینامند. بعنوان مثال در جنگلها معمولاً سه اشکوب مشخص شامل درخت، درختچه و پوشش علفی وجود دارد. اکولوژی (ecology) چیست؟
عبارت است از مطالعه ارتباط موجودات زنده نسبت به یکدیگر و محیطشان .پروانه چرا (grazing license) چیست؟ سندی است که برای شمار و نوع مشخص دام در قطعات مشخص و برای مدت زمان معین صادر میشود. چرا (grazing) چیست؟
تغذیه دام و حیات وحش از گیاهان زنده و سرپا. این تعریف، چرای سرشاخههای گیاهان و درختچه ها را شامل نمیشود. وضعیت مرتع (range condition) چیست؟
وضعیت فعلی نباتات علوفه ای و خاک مرتع در مقایسه با وضعیت مناسب و مطلوب آن مرتع در شرایط آب و هوایی موجود. شایستگی مرتع یا پایداری (range suitability) چیست ؟
حالتی که بتوان از مرتع به عنوان چرای دام استفاده نمود و این امر استفاده مرتع را در سالهای آتی محدود نکرده، بتوان برای سالیان طولانی از مرتع استفاده کرد بدون اینکه به منابع پوشش گیاهی و خاک آن و یا مناطق مجاور صدمه ای وارد شود. ظرفیت چرا (grazing capacity) چیست؟
حداکثر تعداد دام که در مرتع مشخص و در زمان معین میتواند چرا کند، بدون اینکه بر کمیت و کیفیت پوشش گیاهی و سایر موارد وابسته از قبیل خاک و آب و موارد دیگر خسارت وارد شود.
گرایش مرتع (range condition trend) چیست؟
جهت تغییرات وضعیت مرتع به سوی بهبود یا ویرانی
.بیابان (desert) چیست؟
پهنه ای است با چند ویژگی:
الف- بارش کم، دامنه نوسان دمای شدید، دمای بالا و تبخیر زیاد. تبخیر تقریباً بیش از دو برابر بارش است و باد عامل اصلی تخریب و فرسایش محسوب میشود.
ب – پوشش گیاهی بسیار فقیر و پراکنده. بیابانها اغلب بین 15 تا 30 درجه شمالی و جنوبی قرار گرفتهاند و به دلیل نزول جریانهای هوای خشک از بالای تروپوسفر به پایین، بخار آب در این مناطق کم شده و هوا بیش از حد خشک میگردد. ج – خاکهای این مناطق دارای مواد آلی کم و اغلب جوان و کم تحول یافته هستند.
بیابانزایی (desertification) چیست؟
ویرانی زمین در مناطق خشک، نیمه خشک تا نیمه مرطوب بر اثر عوامل گوناگون شامل تغییرات آب و هوایی و فعالیتهای انسان.(مصوبه گردهمایی محیط و توسعه سازمان ملل متحد در ژوئن 1992 در ریودوژانیرو-برزیل) نقش انسان در بیابانزایی چیست؟
انسان از طریق اعمال چرای مفرط، بوته زنی و بوته کنی، آبیاری غلط، عدم استفاده بهینه از قابلیت اراضی، تبدیل بی رویه اراضی مرتعی به دیمزار، عدم رعایت موازین علمی در شخم اراضی و غیره مجموعاً شرایط را پدید میآورد که درنهایت منجر به کاهش تولید بیولوژیک و گسترش اراضی بیابانی و کویری میشود.

بیابانزدایی (Combat desertification) چیست؟
به مجموعه فعالیتهایی که سبب توقف یا کاهش روند بیابانزایی شده و یا در جهت احیاء اراضی بیابانی باشد بیابانزدایی گویند. احیای پوشش گیاهی و بازآفرینی شرایط اکولوژیکی در مناطق بیابانی تنها راه مبارزه مؤثر با بیابانزایی است. تپه ماسهای (sand dune) چیست؟
شکلهایی از ناهمواریهای ماسه ای که بر اثر باد ایجاد میشود.
فرسایش بادی (wind erosion) چیست؟
برداشت مواد ریزدانه و حمل آن بر اثر باد، که موجب تشکیل تپه های ماسهای به شکلهای مختلف میشود را فرسایش بادی گویند. مالچ نفتی چیست؟ مالچ یعنی پوشش و پوشش دادن. مالچ نفتی مادهایست که از پسماندههای نفت خام در برج تقطیر پالایشگاهها بدست میآید. این ماده به صورت لایه نازک و قابل انعطافی بر روی تپه های ماسهای پاشیده شده و موجب تثبیت موقت این تپه ها میشود
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1392ساعت 0:20  توسط ناصر صادقی   | 

اکولوژی (Ecology )


 

اکولوژی :

این واژه در زبان فارسی به معانی بوم شناسی ، پیرامون شناسی ، اکولوژی ، شناخت محیط زیست و محیط زیستی به کار رفته است .

تعریف اکولوژی :

در زمینه علوم زیستی و به ویژه در کشاورزی در پاسخ به این سوال که اکولوژی چیست ؟ می توان گفت : علمی است که به بررسی روابط متقابل محیط و موجودات زنده ساکن در آن محیط  می پردازد و یک شناخت کلی از تاثیراتی که موجودات بر روی محیط دارند و همچنین تاثیراتی که محیط بر موجودات تحت پوشش خود می گذارد به انسان می دهد .

در این علم به روابط بین موجوداتی که در یک محیط با هم زندگی می کنند و نوع و چگونگی تقابلشان با یکدیگر نیز توجه بسیار می شود .

گستره اکولوژی :

در این علم محیط هایی که با هم تفاوت های کلی ای دارند و موجودات زنده موجود در آنها و مجموعه اکوسیستم آنها با هم متفاوت است به صورت جداگانه تقسیم و مورد بررسی قرار می گیرند ، که بر این اساس می توان به موارد زیر به عنوان نمونه هایی از این شاخه ها اشاره کرد :

ـ اکولوژی دریا

ـ اکولوژی بیابان

ـ اکولوژی جنگل

و غیره .

در اکولوژی  به چرخه های حیاتی به عنوان یکی از عوامل اصلی و تعیین کننده در نوع روابط بین اعضای یک اکوسیستم توجه خاصی باید کرد . بر اساس این چرخه ها می توانیم چگونگی تاثیر یک موجود بر موجود دیگر ( در نقش شکار یا شکار گر ) و همین طور همزیستی های بین آنها و همچنین تاثیر سایر اجزای یک اکوسیستم بر روی یکدیگر را دریابیم .

توجه به اطلاعات آماری در مورد جمعیت های جانوری موجود در اکوسیستم ها در زمان های گوناگون و همچنین چگونگی و کیفیت مهاجرت ها از اکوسیستمی به اکوسیستم دیگر و بسیاری اطلاعات دیگر درباره کنش و واکنش های بین عوامل تعیین کننده در اکوسیستم می تواند به شناخت اکولوژی و انجام و پیشبرد  تحقیقات اکولوژیک کمک فراوانی کند .

مطالب فوق را می توان به عنوان مقدمه ای بسیار جزئی برای آشنایی با علم اکولوژی مورد توجه قرار داد ، برای آشنایی بیشتر و آموختن این علم یک فعال در زمینه کشاورزی باید با تک تک موارد مرتبط با این علم آشنایی کامل پیدا کند و با شناخت تمام عوامل دخیل و آنالیز اطلاعات موجود در این علم بتواند در زمینه اکولوژی به جایگاهی دست یابد .
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1392ساعت 0:8  توسط ناصر صادقی   | 
v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} Normal 0 false false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

 

تاريخچه کشاورزي ايران

 

 

گفته مي شود که ايران يکي از اولين کشورهاي دنياست که در آن کشاورزي و تمدن شروع شده و انسان اوليه براي نخستين بار در فلات ايران به کشت و زرع و پرورش دام دست زده است.همچنين گفته مي شود که مهاجرت آريايي هابر خلاف مهاجرت مشهور چوپاني و در جستجوي چراگاههاي جديد نبوده بلکه مهاجرتي دهقاني و در جستجوي زمين بهتر براي کشاورزي بوده است. ] به نظر مي رسد منظومه درخت آسکوريک که از زمان ساسانيان باقي مانده (ترجمه ماهيار نوابي- بنياد فرهنگ ايران) ودر آن از رجز خواني يک بز در برابر يک نخل سخن مي رود_ نمايشگر اختلاف بين کشاورزان ودامداران اوليه است. اينکه منظومه به نفع بز که قادر به حرکت (کوچ) است پايان مي پذيرد حاکي از قدمت ريشه هاي اين منظومه است در آغاز ايجاد باغهاي باستان[ .

حفاري هايي که در اطراف کاشان به عمل آمده نشان مي دهد که در شش هزار سال پيش ايرانيان متمدن بوده و سيستم زراعي پيشرفته اي داشته اند. در حفاريهاي نقاط مختلف ايران مشخص گرديده که در حدود 3300 سال پيش از ميلاد مسيح درخت را در ري کاشان و دامغان به طرز مشابهي نقاشي مي کرده اند و بنابراين در آن زمان از لحاظ باغباني ميان نقاط مختلف ايران رابطه برقرار بوده است

دين زرتشت به کشاورزي اهميت فراوان داده و در اوستا آمده است که سومين جايي که زمين شادمانترين است آنجاست که کي از خدا پرستان يشترين غله را کشت کند

و بيشترين گياه و ميوه را بکارد .

پطروشفسکي از استراسبون روايت مي کند که در قرن اول پيش از ميلاد مسيح ايرانيان کليه ي درختان ميوه اي که در يونان وجود داشته به استثناي زيتون کشت

مي کرده  اند . گزنفون از قول سقراط نقل کرده است که در عصر هخامنشيان باغهايي در ايران وجود داشته که آنها را پاراديس يا پرديس (اين کلمه در زبانهاي رايج اروپايي به معناي بهشت است) مي ناميدند و در آنها در ختان از حيث ارتفاع مساوي و روي خطوط منظم کشت شده و به وسيله چرخ چاههاي بزرگي که توسط گاو گردانده مي شدند آبياري مي گشت. از ميوه هاي مهم اين زمان ايران مي توان انگور-

خرما و انجير را نام برد.

با حمله اسکندر مقدوني کشاورزي ايران رو به افول گذاشت و بسياري از کاريز ها و باغها و مزارع اطراف آنها از بين رفت و اين وضع تا زمان به حکومت رسيدن اردشير بابکان ادامه يافت. ساسانيان به احياي قنوات و تشويق و توسعه زراعت و باغباني و دامپروري همت گماشتند و ايران مجددا " آباد شد . همچنانکه پتروشفسکي هم متذکر شده در کتاب پهاوي بوندهشن که مربوط به زمان ساسانيان است و امروزه آن را بن دهش مي ناميم از کشت انواع ميوه مانند پرتقال سيب انگور خرما به ليمو انار هلو فندق سنجد بادام توت گلابي پسته زرد آلو گردو شاه بلوط و نيز انواع سبزي و گل و مانند تره تيزک تره گشنيز خيار نرگس ياسمن نسترن لاله بنفشه هميشه بهار گل سرخ و گل زعفران صحبت رفته است.

بعد از ساسانيان تا زمان حمله مغول کشاورزي ايران به تناوب دچار رکود (در زمان بني اميه) و رونق (در زمان بني عباس و حکومتهاي محلي) گشت. در زمان ديلميان باغباني يران به حداکثر توسعه خود رسيد و براي اولين بار کشت مرکبات در اطراف درياي خزر آغاز گشت.جالب اينجاست که در اين عصر بعضي از انواع سبزي مثل مار چوبه وگل کلم به مقدار زياد در ايران کشت و مصرف مي شدند ولي بعد ها کشت آنها منسوخ شد و  با وجود آنکه هنوز بعضي از کشاورذان آنها را توليد مي کنند هنوز مصرف آنها عموميت نيافته و جزوگياهان تفنني محسوب مي گردند .

در اثر حمله مغول همراه با ويران شدن ايران باغباني نيز از رونق افتاد و وضع بدين منوال بودتا آنکه غازان خان تيموري(اواخر قرن هفتم و اوايل قرن هشتم هجري قمري)  همت به آبادي مملکت و توسعه کشاورزي گماشت . در قلمرو وي انواع درختان ميوه و سبزي هادر تمام نقاط کشت مي شدند و باغباني آنقدر رونق داشت که از اصفهان انواع ميوه به هندوستان وآسياي صغير وازکرمان خرما به ساير ممالک صادر مي گشت 

در اين دوره اقليد و سورمق مرکز توليد برگه زردآلو وخراسان منطقه مهمي براي کشت انواع ميوه به شمار مي آمد . از زمان غازان خان (سال700 هجري قمري)کتابي به نام کتاب درعلم فلاحت و زراعت که نويسنده آن ناشناس است باقيمانده که درسال1323 

هجري قمري توسط عبد الغفارخان نجم الدوله با چاپ سنگي منتشر شده است.

بنا به گفته پتروشفسکي در کتاب مذکور که داراي فصول متعدد است در باره حفاظت بذر ها غلات و اينکه کدام درخت وگياه از بذر مي رويد و کدام را بايد به صورت نهال کاشت .خواص انگور و ديگر درختان ميوه دار و بي ثمر اقسام نباتات زينتي و شايط کود (ربل)دادن صحبت گرديده  و به هر گياهي بخشي تخصيص يافته است .نويسنده در اين کتاب به مشاهدات تجارب و امتحان خويش در تيلستن(قلمه زدن)پيوند زدن انواع درختان مثمر و غير مثمر و نيز بذر افشاني  نهال کاري و غرس اشجار استفاده کرده و چنين بر مي آيدکه شخصا آزمايشهاي فني زيادي در کشاورزي به عمل آورده است. دانشمندان اين خطه در عين مطالعه درباره خواص دارويي گياهان به امور کاملا فني نيز مي پرداختند و دستگاههايي براي بهره برداري از آب تهيه ديدند که از آن جمله مي توان چرخ چاه خودکار (چرخ آب عين)را مثال آورد که محمد اصفهاني در قرن دهم هجري قمري جزو چهارده اختراع خود ذکر کرده مي نويسد:

(... هشتم- چرخاب عين است که آب از چاه عميق در غايت آساني کشيده ميشود  و دلو که بر لب چاه رسيد خود خالي مي گردد ) .

با اين همه پس از غازان خان تا اوايل قرن دهم هجري يعني شروع حکمراني صفويان دوباره کشاورزي ايران سيري نزولي راطي نمود که دليل اصلي آن عدم وجود يک حکومت مرکزي و ضعف قواي محلي و جنگهاي مداوم بين آنها بود . با مستولي شدن صفويان بر سراسر ايران و تشکيل يک حکومت مرکزي با قدرت بار ديگر کشاورزي در ايران رونق گرفت . هر چند که با وجود تمام کوششها حتي در زمان شاه عباس نيز به رونق قبل از حمله مغول نرسيد  .

در اين زمان در تمام ايران درختان ميوه بويژه زرد آلو به انار بادام و انگور کشت مي شدند . کشت  خرما در خوزستان فارس- کرمان و سيستان مرسوم بود و خرماي ايران (به ويژه خرماي جهرم )بهترين خرماي جهان به شمار مي آمد و مقدار زيادي از آن به هندوسستان صادر مي شد.کشت مرکبات در مازندران  و زيتون در مازندران و خوزستان معمول بوده . در اين دوره خرماي کرمان پياز خراسان انار يزد و شيراز و نيز پرتقال مازندران به خارج صادر مي گشت.

لوژن فالاندن که در آن عهد به ايران آمده در سفرنامه خود مي نويسد :زراعت ايران مانند زراعت اروپا است .

از زمان صفويان نيز کتابهاي کشاورزي مختلفي باقي مانده که مهمترين آنها ارشاد الزراعه تاليف فاضل هروي در سال921 هجري قمري است که در سال 1323 هجري قمري توسط عبد الغفارخان نجم الدوله با چاپ سنگي منتشر گشته است.بعد از صفويان حکمرانان هر کدام بر حسب قدرت و ضعف خود اثراتي بر روي کشاورزي ايران داشتند که روي هم رفته اثرات منفي بيشتر بود و ايران مانند بسياري از کشورها از قافله تمدن عقب افتاد و کشاورزيش صفويان نيز عقب تر رفت.اولين جنبش به سوي کشاورزي نوين در زمان صدارت شادروان ميرزا تقي خان اميرکبير بوجود آمد.

اين مرد کاردان ضمن ساير اقدامات اصولي خود سعي وافري نيز در پيشبرد کشاورزي نمود و علاوه بر وارد کردن انواع بذرهاي اصلاح شده با متخصصين خارجي هم قرار دادهايي منعقد ساخت و کشاورزي ايران را به سوي پيشرفت سوق داد.

در اوايل قرن چهاردهم هجري قمري با تاسيس اولين مدرسه کشاورزي ايران به نام مدرسه فلاحت مظفري و وارد کردن سيب زميني و انواع نهالهاي ميوه بخصوص سيب و گيلاس از خارج باغباني ايران توسعه بيشتري يافت و سپس با ايجاد مدارس متوسطه و عالي و دانشکده هاي کشاورزي موسسه اصلاح و تهيه بذر ونهال و غيره به وضع کنوني در آمد .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1392ساعت 23:46  توسط ناصر صادقی   | 
سرمازدگی

سيستمهای روش های فعال نياز به خرج نسبتا زياد و زمان محدود دارد اما رو شهای غيرفعال ميتواند در فرصت های مناسب با اقداماتی از قبيل تغذيه مناسب و پاشيدن مواد و انتخاب ارقام مقاوم و... صورت پذيرد.

از جمله رو شهای حفاظت های غيرفعال عبارتند از: حفاظت به وسيله ی بخاری که متداو لترين و قديميترين روشی است که در با غهای ميوه مورد استفاده قرار م يگيرد اما غيراقتصادی است. انتخاب باغ های ميوه در جاهايی که هوا جريان داشته باشد، فرش نمودن پلاستيک سياه در روی باغ که در طول روز انژری آفتاب را جذب نموده و از طرف شب حرارت را بالا م يبرد. آتش زدن تاير موتور و ديگر مواد سوختی که باعث بالا بردن هوای سرد از سطح باغ می شود. همچنين فرش کردن سطح باغ با ريگ درشت که در طول روز حرارت را جذب نموده و در شب حرارت سطح باغ را بالا برده و هوای سرد را از سطح باغ بلند ميکند.

هرساله شاهدبروزخسارات فراوانی ناشی ازپديده های جوی برروی محصولات کشاورزی مختلف می باشيم .عواملی همچون تگرگ،بادوطوفان،سيل وسرمازدگی و ….،باعث واردآوردن صدمات جبران ناپذيری برکشاورزی استان بوده که باتوجه به پيش بينی های هواشناسی دراين خصوص می توانيم تاحدزيادی ازپيامدهای ناشی ازاين عوامل کاسته ودرنتيجه باعث رشداقتصادی اين خطه ازلحاظ درآمدخانوارهای روستايی که به ميزان زيادی به کشاورزی وابسته است ،بشويم .

يکی ازمهمترين اين عوامل سرمازدگی ديررس بهاره وزودرس پاييزه می باشدکه باتوجه به وضعيت آب وهوايی اين منطقه لزوم شناخت ومبارزه صحيح باآن يکی ازالويتهای کميته فرعی وتخصصی بلايای

جوی واقليمی خواهدبود.

سرمازدگی :

سلولهای گياهی از نظر دمائی دارای آ ستانه های تحمل بالايی و پايينی می باشد که اگر دما از حد آستانه پايين گياه کمتر شود موجب بروز نارسائی در عملکرد بخشهای درون سلولی شده وهمچنين با توجه به

افزايش حجم آب در زمان يخبندان موجب پاره شدن ديواره سلولی ميگردد . هر چه ميزان کاهش دما بيشترو زمان ماندگا ری سرما طولانی تر باشد درافزايش ميزان خسارت مؤثر تر خواهد بود .

انواع سرما زدگی

الف- سرمازدگی انتقالی

ب- سرمازدگی تشعشعی

 الف  سرمازدگی انتقالی (فرارفت) :

يخبندان انتقالی شامل عبور يک جبهه هوای سرد ازبالای يک منطقه ،با درجه حرارتی در حد يا زير درجه ح رارت بحرانی که برای محصول خاصی در آن منطقه خطرناک است ،ميباشد .يک علامت مهم از يخبندان وجود باد شديد است .لذا وزش باد خطرناک سرد بر گياه منجر به يخبندان انتقالی ميگردد که در آن گياهان حرارت خود را به هوای سرد ميدهند .افت درجه حرارت در گياه ،خيلی سريعتر از از حالت يخبندان تشعشعی است.

اگر دما به حدی برسد که کمتر از آستانه تحمل گياه باشد موجب خسارت به گياه خواهد شد و استفاده از ارقام مقاوم و روشهای به زراعی در کاهش خسارت ناشی از اين نوع سرمازدگی مؤثر ميباشد.

 ب  سرمازدگی تشعشعی :

روند تغيير دما با افزايش ارتفاع بصورت کاهشی ميباشد ولی اگر با افزايش ارتفاع شاهد افزايش دما باشيم به اين وضعيت وارونگی دما اطلاق ميشودودر شبهايی که آسمانی آرام و صاف را شاهد باشيم وارونگی دما به وقوع می پيوندد . اين شرايط موجب می گردد که در سطح زمين سرما مستقر شود و هر چه شدت و ارونگی بيشتر باشدو به سطح زمين نزديکتر، در بروز خسارت مؤثرتر می باشد

روشهای مقابله با سرمازدگی تشعشعی

-1 ايجاد حرارت بوسيله بخاری ،اتش زدن کاه وکلش وشاخه های هرس شده وغيره

-2 استفاده از دستگاه مولد باد به منظور برهم زدن پايداری هوا

-3 غرقاب نمودن باغ :که اگر اين کار بصورت مداوم نباشد در شب های بعدی موجب خسارت ميگردد.

اغلب بيماريهای گياهان توسط عوامل زنده بوجود می آيند ، اما يکی از بيماريهای گياهان که از طريق عوامل غير زنده ايجاد ميشود ، سرمازدگی آنها ميباشد . ذرات يخ معمولاً در دمای صفر درجه تشکيل ميشود ، ولی ذرات يخی که در دمای صفر درجه بر روی سطح گياهان تشکيل ميشود قادر به نفوذ و اخلال در بافتهای گياهان نميشود. زيرا سلولهای گياهان دارای نمکهای محلول ميباشند و نقطه انجماد بافتهای گياهی کمتر از صفر درجه ميباشد. به همين دليل حرارتی دمای پائين در اکثر گياهان با توجه به مقاومتشان ، متفاوت بوده وکمتر از صفر ميباشد. البته بايد در نظر داشت که حساسيت قابل ملاحظه بعضی از محصولات که نسبت به يخبندان دارند سبب از بين رفتن آنها ميشود که اين وضعيت بخاطر آسيب ديدن بافت نيست ، بلکه به خاطر از بين رفتن جنين گياه ميباشد ، زيرا اگر جنين گياه کشته شود ، محصولاتی مثل ميوه جات نمی توانند رشد و نمو کنند. بنابراين از بين رفتن محصولات تنها به دليل آسيب ديدن بافتهای گياه نمی باشد.

راههای مقابله وراهکارهای محافظت در برابر يخبندان

اگرچه يخبندان يکی از عوامل جوی است که کنترل وقوع آن از دسترس انسان خارج است اما دانش و تجربه بشری در طول گذشت زمان راهکارهايی را ارائه نموده است که در کاهش خسارات ناشی از عنصراقليمی کارآمد بوده است .تعيين نوع يخبندان در هر منطقه ای از امنيت بيشتری برخوردار ميباشد ، زيرا مطالعه و بررسی نوع يخبندان در هر منطقه ای مشخص کننده شيوه مناسبی از مبارزه در ارتباط با سرمازدگی محصولات کشاورزی محسوب ميشود. از طرفی بايد خاطر نشان کرد که مبارزه با يخبندان و سرمازدگی ناشی از نوع يخبندان تابشی به مراتب امکان پذير تر از نوع يخبندان جبهه ای يا فرا رفتی ميباشد ، بعلاوه اگر درجه حرارت محيط تنها حداقل تا 3- درجه سانتيگراد باشد با استفاده روشهای فيزيکی از سرمازدگی گياهان ميتوان جلوگيری کرد.

 عواملی که باعث حساس شدن گياهان به سرما می شوند

-   ضعف‌های تغذيه‌ای
- آفات و بيماری‌ها
- سن گياه، گياهان خيلی جوان و خيلی پير به سرما حساس‌تر هستد.
- سرعت افت درجه حرارت
- مدت سرما
- ميزان ابری و صاف بودن و رطوبت هوا
- ميزان رطوبت بافت‌های گياهی و موارد ذخيره‌ای آن.
- محل باغ، نوع خاک، جهت شيب، پستی و بلندی زمين.

 تفاوت سرمازدگی و يخ زدگی

سرمازدگی در فصل رويش و در درجه حرارت های بالای صفر اتفاق می افتد، در صورتی که يخ‌زدگی در فصل رويش و يا زمستان و در درجه حرارت های زير صفر اتفاق می افتد.

راههای مقابله وراهکارهای محافظت در برابر يخبندان


اگرچه يخبندان يکی از عوامل جوی است که کنترل وقوع آن از دسترس انسان خارج است اما دانش و تجربه بشری در طول گذشت زمان راهکارهايی را ارائه نموده است که در کاهش خسارات ناشی از عنصراقليمی کارآمد بوده است .تعيين نوع يخبندان در هر منطقه ای از امنيت بيشتری برخوردار ميباشد ، زيرا مطالعه و بررسی نوع يخبندان در هر منطقه ای مشخص کننده شيوه مناسبی از مبارزه در ارتباط با سرمازدگی محصولات کشاورزی محسوب ميشود. از طرفی بايد خاطر نشان کرد که مبارزه با يخبندان و سرمازدگی ناشی از نوع يخبندان تابشی به مراتب امکان پذير تر از نوع يخبندان جبهه ای يا فرا رفتی ميباشد ، بعلاوه اگر درجه حرارت محيط تنها حداقل تا 3- درجه سانتيگراد باشد با استفاده روشهای فيزيکی از سرمازدگی گياهان ميتوان جلوگيری کرد.

اغلب بيماريهای گياهان توسط عوامل زنده بوجود می آيند ، اما يکی از بيماريهای گياهان که از طريق عوامل غير زنده ايجاد ميشود ، سرمازدگی آنها ميباشد . ذرات يخ معمولاً در دمای صفر درجه تشکيل ميشود ، ولی ذرات يخی که در دمای صفر درجه بر روی سطح گياهان تشکيل ميشود قادر به نفوذ و اخلال در بافتهای گياهان نميشود. زيرا سلولهای گياهان دارای نمکهای محلول ميباشند و نقطه انجماد بافتهای گياهی کمتر از صفر درجه ميباشد. به همين دليل حرارتی دمای پائين در اکثر گياهان با توجه به مقاومتشان ، متفاوت بوده وکمتر از صفر ميباشد. البته بايد در نظر داشت که حساسيت قابل ملاحظه بعضی از محصولات که نسبت به يخبندان دارند سبب از بين رفتن آنها ميشود که اين وضعيت بخاطر آسيب ديدن بافت نيست ، بلکه به خاطر از بين رفتن جنين گياه ميباشد ، زيرا اگر جنين گياه کشته شود ، محصولاتی مثل ميوه جات نمی توانند رشد و نمو کنند. بنابراين از بين رفتن محصولات تنها به دليل آسيب ديدن بافتهای گياه نمی باشد.

1- استفاده از وسايل گرم کننده مانند بخاری :
استفاده از بخاری به منظور گرم کردن موقت محيط موثر می باشد و بيشتر برای مبارزه با يخبندان نوع تابشی که تنها در طول شب اتفاق می افتد و تداوم شبانه روزی ندارد به کار می رود. حفاظت توسط اين روش متداول ترين روش برای جلوگيری از خسارت يخبندان است که بيشتر درر باغهای ميوه از آن استفاده شده چون تشعشعهای حرارتی از دست رفته در شبهايی که شرايط اينورژن برقرار است 9% تا 18% کالری در سانتيمتر مربع در دقيقه است به منظور ثابت ماندن درجه حرارت ، چون راندمان گرم کردن پايين است بايستی 3% تا 5% کالری در هر سانتيمتر مربع در دقيقه گرما تامين شود . از طرفی به منظور انجام اين کار بايد عوامل اقتصادی را نيز مد نظر د اشت زيرا تنها هدف گرم کردن نيست بلکه بايد توجه کرد که آيا اين گرم کردن مقرون به صرفه است يا نه .

مقدار بخاريهای مورد نياز به منظور تهيه گرمای لازم از طريق فرمول زير بدست می آيد :

حرارت مورد نياز به کالری در هکتاردر ساعت =تعداد بخاری در هکتار بازده کالری به ليتر سوخت  × مقدار سوخت مصرفی ليتر درساعت

از نظر مکانی بخاريها را در داخل رديف مثل درختان ميوه قرار ميدهند اما از آنجايی که هوای گرم صعود می کند وهوای سرد از اطراف به داخل باغ سرازير می شود لذا گذاشتن بخاريهای اضافه در رديفهای مرزی نتيجه بهتری را عايد می کند .
2- استفاده از ماشينهای ثابت مولد باد يا استفاده از هليکوپتر:
استفاده از موارد بالا به منظور مخلوط کردن نزديکترين لايه هوا ی گرم با هوای سرد روی زمين همزمان با رخداد پديده اينورژن می باشد . اين روش نيز تنها برای مبارزه با يخبندان ناشی از نوع تشعشی به کار می رود .استفاده از ماشينهای مولد باد در سالهای 30-1920 در امريکا متداول گرديد ، هرچند اين روش، روش مطمئنی نبود اما چون هزينه آن تنها 20% هزينه استفاده از بخاری بود ، استفاده از آن متداول گرديد .
3- استفاده از سوختهای جامد:
اين روش شامل ککهای نفتی يا مومهای جامد است . مزيتی که اين گونه سوختها نسبت به سوخت مايع دارند اين است که بر خلاف بخاريهای معمولی که با سوخت مايع کار می کنند و نمی توان آنها را زير درختان قرار داد اين سوختها را می توان زير درختان قرار داد بعلاوه جابه جا کردن و روشن کردن اين سوختها آسان است .

4-استفاده از توليد مه مصنوعی 
:
با استفاده از توليد مه مصنوعی می توان از کاهش درجه حرارت تا حدودی جلوگيری کرد . البته اين روش معايبی نيز دارد مانند ايجاد خطر برای رانندگان .از جمله معايب ديگر اين روش مقرون به صرفه نبودن اين روش می باشد .
5-روش حفاظت به وسيله پوشش :
اين روش يکی از متداولترين روشهای حفاظت در برابر خسارات ناشی از يخبندان می باشد .در بعضی مناطق مانند جنوب کشور درختچه ها را توسط پوششی از شاخ وبرگ درختان نخل می پوشانند ودر بعضی مناطق ديگر تنه درختچه های حساس و جوان را با خاک متراکم می پوشانند و بعداز برطرف شدن سرما در اولين فرصت خاکها را کنار می زنند .در مورد گياهان يکساله در شبهای سرد که احتمال يخبندان زياد است از کلاهکهای مخروطی شکل پلاستيکی استفاده می کنند چون خطر يخبندان نوع تشعشی فقط در هنگام شب می باشد ، در طول روز برای برخورداری از نور آفتاب و انجام عمل کربن گيری کلاهک را بر می دارند.
6- استفاده از زمينها و خاکهای مناسب :
در شبهای صاف و آرام کهيخبندان نوع تشعشعی رخ می دهد منطقه بالای کوه زودتر از دامنه انرژی خود را از دست داده و سرد تر می شود در نتيجه هوای مجاور آن نيز سرد تر و سنگين تر می شود و به طرف کف دره سرازير شده و در کف دره جمع و حالت وارونگی دمايی را به وجود می آورد بنابراين کف دره نسبت به دامنه خيلی سرد تر است و در سطح دامنه هوا به خوبی جريان دارد اما کف دره مثل مخزنی از هوا يسرد عمل می کند که مانع جريان هوا می شود در نتيجه زمينهای شيبدار در مناطقی که خطر يخبندان زياد است بهترين زمينها هستند .

در مناطقی که خطر يخبندان وجود ندارد زمينهايی که در دامنه ها ی جنوبی قرار دارند برای کشت محصولات زود رس مناسب می باشند اما از آنجايی که زمينهايی که در دامنه های جنوبی هستند انرژی بيشتری کسب می کنند و گياهانی که در آنها کشت ميشود انرژی بيشتری در دسترس دارند نسبت به گياهان دامنه شمالی ويا مناطق مسطح قبل از وقوع يخبندان شکوفه می کنند وبه همين دليل در معرض خطر سرمای بيشتری هستند .زمينهايی که در کنار يک منبع آب مثل دريا و غيره هستند به علت بالا بودن ظرفيت حرارتی آب نسبت به زمينهای ديگر کمتر با احتمال يخبندان مواجه هستند . خاکهايی که بتوانند در طول روز حرارت زيادی را در خود ذخيره کنند ودر شب آن را ساطع کنند برای رشد محصولات در مناطقی که خطر يخبندان وجود دارد مناسب می باشد اما خاکی که در طول روز حرارت را به آهستگی به سطح زمين منتقل کند سطح آن در طول شب زودتر و بيشتر سرد می شود.

 کاهش خسارت سرمازدگی (يخ زدگی) گلهای درختان ميوه هسته دار با کنترل باکتری های مولد

هسته يخ

تنها 0/1% تا 10% باکتريهای موجود در سطح گياهان فعاليت هسته يخ داشته و يا بطور مستقيم در صدمه يخ زدگی لازم اند (Lindow, 1998) آنتاگونيست ها ممکن است از طريق تغيير سطح اکولوژی ميکروبی برگ (اشتغال آشيان اکولوژی) با باکتريهای مولد هسته يخ رقابت کنند. بعارتی باکتريهای آنتاگونيست ممکن است يک مکان روی گياه را اشغال کنند که در غير اين صورت توسط باکتريهای مولد هسته يخ کلونيزه شوند. جمعيت باکتريهای مولد هسته يخ در شرايط مزرعه درتيمارهای بکارگيری باکتريهای آنتاگونيست 10 تا 1000 بار کاهش يافته است . کاهش صدمه يخ زدگی روی گياهان تيمار شده رابطه مستقيم لگاريتمی با کاهش جمعيت باکتريهای مولد هسته يخ دارد (Lindow, 1998)

سرما و يخ زدگی همه ساله خسارات قابل توجهی را به اقتصاد وچرخه توليد کشورتحميل می کند. بنابر اين برای مقاومت گياهان به سرماويخ زدگی لازم است تا مديريت تنش رعايت شود.
به گزارش خبرگزاری کشاورزی ايران (ايانا) سعيد ترکش اصفهانی_کارشناس ارشد اصلاح نباتات در مقاله ای به بررسی اثرات سرما بر گياهان پرداخته است.
در اين مقاله آمده است: سرما و يخ زدگی ازمهمترين عوامل قهری خسارتزا درمحصولات کشاورزی است وهمه ساله خسارات قابل توجهی را به اقتصاد وچرخه توليدکشور تحميل می کند.
سهم عامل تنش سرما و يخبندان نسبت به ساير عوامل تهديد کننده در زيربخشهای زراعی و باغی از وزن بسيار بالايی برخوردار است و پهنه وسيعی از حاصلخيزترين مناطق توليدی کشور ما و قسمت عمده محصولات اقتصادی مهم کشورهمه ساله در معرض تهديد تنش سرما و يخزدگی قرار دارند.
اين مقاله در خصوص تعريف تنش و عوامل تنش زا می افزايد: تنش عبارت است از هر گونه انحراف معنی دار از شرايط بهينه برای زندگی موجود زنده، و عوامل تنش زا باعث تغيير و اختلال در فرايندهای فيزيولوژيکی گياهی می شوند واز اين طريق توليد گياهان زراعی را تحت تاثير قرار می دهند .
تنش‌های محيطی عبارتند از:عوامل بيماری‌زا،علف‌های هرز،آفات ،آسيب هايمکانيکی،درجه حرارت،آب،خاک و ...
همچنين انواع يخبندانها که باعث خسارتهای زيادی می شوند عبارتند از: يخبندانهای تشعشعی و يخبندانهای انتقالی.
اين مقاله در خصوص روشهای مقابله با خسارتهای ناشی از سرما و يخبندان می افزايد: روشهای فعال (کوتاه مدت) و روشهای غيرفعال (درازمدت) برخی از اين روشها هستند.

همچنين آنچه که معمولا در جهت مقابله با سرما و يخبندان انجام می شود, حفاظت در برابر يخبندانهای تشعشعی است و روشهای حفاظتی نقش چندان موثری برای مقابله با يخبندانهای انتقالی ندارد.
بخاريها- سيستمهای آبياری و ماشينهای باد از مهمترين روشهای حفاظتی کوتاه مدت هستند.
خصوصيات استفاده از بخاريها عبارتند از: بالا بودن هزينه سوخت ،کارآيی بيشتر در باغهای ميوه نسبت به مزارع ، حداکثر کارآيی در شرايط وارونگی دمايی، مزيت تعداد زياد بخاريهای کوچک بر تعداد اندک بخاريهای بزرگ.
همچنين اساس استفاده از سيستمهای آبياری، افزايش ظرفيت و هدايت گرمايی خاک و آزادسازی گرمای نهان آب در هنگام يخ زدن را باعث می شود،که انواع ان عبارت است از:
آبياری سطحی (غرقابی و شياری)، آبياری بارانی ، سيستمهای آبپاش(رودرختی و زيردرختی) و آبياری قطره ای.
استفاده از روش ماشينهای بادنيز، تنها در صورت وجود وارونگی دمايی کارآيی استفاده دارند تا به صورت ترکيبی با ساير سيستمهای حفاظتی مورد استفاده قرار گيرند و ميزان کارآيی انها به شدت وارونگی دما بستگی دارد .
ساير روشهای حفاظتی فعال نيزعبارت است از: استفاده از بالگرد، دستگاههای مولد مه، پوشاندن گياه با پوششهای مخصوص،مالچ پاشی، استفاده از
پوشش کف يا فوم، استفاده از سيستم SIS(Selected Inverted Sink )، استفاده از سيستمهای تلفيقی، استفاده از بالگرد سبک در نقاط تجمع هوای سرد در سطح مزارع، پرواز بالگرد در ارتفاع پايين جهت بر هم زدن لايه های وارونگی و پوشش خاک با استفاده از مالچ جهت جلوگيری از هدر رفت گرمای خاک.
انواع سيستم های SIS نيز عبارتند از: دستگاه HEAT DRAGON جهت گرم کردن هوای سرد مجاور سطح زمين، دستگاه HEAT DRAGON جهت گرم کردن هوای سرد مجاور سطح زمين.
مهمترين روشهای حفاظتی غيرفعال نيز عبارتند از: انتخاب مکان مناسب، انتخاب محصول، انتخاب واريته، پوشش زمين، عمليات به زراعی(کوددهی, هرس, شخم,آبياری, تاريخ کاشت, عمق کاشت, و....)، به کارگيری سيتمهای نظارتی جامع مجهز به حسگرهای دمايی و زنگ اخبار(Monitoring)و استفاده از مواد شيميايی است.
بنابراين: اصلاح‌ برای‌ مقاومت‌ به‌ سرما و اصلاح‌ برای‌ مقاومت‌ به‌ يخ‌زدگی‌ (از نظر تئوری‌، عملی‌ و مفهومی)از يکديگر متفاوت است، منظور ازسرما، کاهش دما به حدود صفر درجه سانتيگراد ويا چند درجه بالاتراست که می تواند برحسب نوع گياه ودرجه مقاومت آن، به اندامهای مختلف(گل، برگ، ميوه، جوانه وشاخه) خسارت وارد کند.
اين مقاله گياهان را از نظر طبقه‌بندی انها‌ براساس‌ واکنش‌ آنها به‌ دماهای‌ پايين‌ ، به گياهان: حساس‌ به‌ سرما، حساس‌ به‌ دماهای‌ سرد بالای‌ صفر، حساس‌، حساس‌ به‌ درجه‌ حرارتهای‌ يخبندان‌ کم‌ يا دماهای‌ نزديک‌ به‌ صفر درجه‌ سانتی‌گراد، کمی‌ مقاوم‌، زنده‌ماندن‌ در دماهای‌ انجماد تا -5 درجه‌ سانتی‌گراد، نيمه‌مقاوم‌، زنده‌ماندن‌ در دماهای‌ انجماد در محدوده‌ -5 تا -10 درجه‌ سانتی‌گراد، بسيار مقاوم‌، زنده‌ماندن‌ در دماهای‌ انجماد در محدوده‌ -10 تا -20 درجه‌ سانتی‌گراد، خيلی‌ زياد مقاوم‌، گونه‌های‌ با حداکثر مقاومت‌ به‌ يخ‌زدگی‌ که‌ توانايی‌ تحمل‌ سرماهای‌ بسيار شديد(فراسردی‌) را دارند.
‌اساس ژنتيکی تحمل به‌ سرما عبارت است از: پلی ژن بودن وراثت اکثر صفات مهم اقتصادی از جمله مقاومت به سرما و يخبندان، تحت تاثير محيط بودن اين صفات و دشواری اندازه گيری آنها، متکی بودن مطالعه اين صفات بر روشهای آماری پيچيده و شاخصهای آماری مانند ميانگين, واريانس, کوواريانس, شاخصهای چندمتغيره و.....
استراتژی های بهنژادی برای‌ افزايش‌ مقاومت‌ گياهان‌ به‌ سرمانيز عبارتند از: اصلاح تدريجی گياهان برای مقاومت به سرما و يخبندان از طريق کاربرد روشهای مرسوم اصلاحی و انتخاب، انجام هيبريداسيون بين گياهان زراعی و خويشاوندان وحشی آنها که دارای صفت مقاومت به سرما و يخبندان هستند، اهلی‌کردن‌ گونه‌ های‌ وحشی‌ که‌ در محيطهای‌ سرد به‌ خوبی‌ رشد می‌کنند از طريق‌ اصلاح‌ و انتخاب‌ برای‌ بهبود صفات ‌زراعی‌ آنها، شناسايی‌ ژن‌های‌ مقاومت‌ به‌ سرما و يخ‌زدگی‌، کلون‌کردن‌ آنها و دست‌ورزی‌ ژنتيکی‌ آنها با استفاده‌ از روش‌های‌ بيولوژی‌ مولکولی، معرفی‌ ژنی‌ خالص و نو به‌ محيطهای‌ سرد به‌ منظور وسعت‌ بخشيدن‌ به‌ منابع‌ پايه‌ ژنی، مثال‌های‌ کمی‌ در مورد هيبريداسيون‌ بين‌گونه‌ای‌ شامل‌ گوجه‌فرنگی‌ و گندم‌ وجود دارد.
در جمعيتهای‌ اصلاح‌ شده‌ و سازگار گياهان‌ مختلفی‌ مانند ذرت‌، تنوع‌ ژنتيکی‌ فراوانی‌ برای‌ مقاومت‌ به‌ تنش‌ سرما ديده‌ شده‌ است اما استفاده‌ از نژادهای‌ خارجی‌ مقاوم‌ نيز موقعيتهای‌ مناسبی‌ را جهت‌ اصلاح‌ مقاومت‌ به‌تنش‌ سرما در اين‌ گياهان‌ فراهم‌ می کند .
‌به عنوان مثال در اصلاح‌ سيب‌ زمينی‌ می‌توان‌ از منابع‌ ژنتيکی‌ وحشی‌ مانند گونه‌های‌ وحشی‌ سيب‌ زمينی‌ مقاوم ‌به‌ يخ‌زدگی‌ به‌ عنوان‌ والد در تلاقی‌ها استفاده‌ کرد.
اين مقاله در پايان می افزايد: در هر گياه‌ زراعی‌ عملکرد نتيجه‌ نهايی‌ تمامی‌ فرآيندهای‌ بيوشيميايی‌ و فيزيولوژيکی‌، از زمان‌ سبزشدن‌ تا بلوغ‌ فيزيولوژيکی‌ و تأثيرات‌ متقابل‌ اين‌ فرايندها با محيط است، اختلاف‌ بين‌ عملکرد ثبت‌ شده‌ و ميانگين‌ عملکردها، به‌ عواملی‌ که‌ از بروز کامل‌ پتانسيل‌ ژنتيکی‌ گياهان‌ جلوگيری‌ می‌کنند مربوط می‌شود، برای‌ تعدادی‌ از مؤلفه‌ های‌ صفات‌ مقاومت‌ به‌ سرما، تنوع‌ ژنتيکی‌ وجود دارد. ترکيبی‌ از مقادير کمی‌ از اين‌ تنوع‌، با برخی‌ ازتکنولوژی‌های‌ دقيق‌ اصلاحی‌ که‌ در اينجا بحث‌ شد، می‌تواند زمينه‌ را برای‌ دستکاری‌ ژنهايی‌ در زمينه‌های‌ ژنتيکی‌ خالص‌ فراهم‌ سازد.
در مناطقی‌ که‌ گياهان‌ حساس‌ به‌ سرما کشت‌ می‌شود، هر جا که‌ دماهای‌ سرد درطول‌ فصل‌ رويش‌ غالب‌ است‌، اصلاح‌ مقاومت‌ به‌ سرما که‌ منجر به‌ توليد بهتر در مزرعه‌ می‌شود، می‌تواند قسمتی‌ از تفاوت‌ بين‌عملکردهای‌ بهينه‌ و عملکرد واقعی‌ را کاهش‌ دهد.
اصلاح‌ يک‌ صفت‌ مقاومت‌ به‌ سرما به‌ صورت‌ منفرد نمی‌تواند در يک‌ محيط دارای‌ محدويت‌ از نظر دما، اثری‌ روی‌ عملکرديک‌ ژنوتيپ‌ خاص‌ داشته‌ باشد، بلکه‌ راه‌ بهتر اين‌ است‌ که‌ چندين‌ صفت‌ مقاومت‌ را در زمينه‌ ژنتيکی‌ مناسب‌ جمع‌آوری‌ کنيم‌ تاژنوتيپ‌هايی‌ به‌ دست‌ آيند که‌ توانايی‌ توليد را در شرايط دمايی‌ سرد طی‌ فصل‌ رشد داشته‌ باشند0

 مجموعه ای از نمونه های گياهی خشک شده هرباريوم ناميده می شود.  چنين مجموعه ای برای تحقيقات سيستماتيک ضروری است. نمونه های هرباريومی اساس بيشترين شناخت ما از الگوی تنوعات در طبيعت را تشکيل می دهند. اين مجموعه ها تنوعات ريخت شناسی جمعيت ها ، گونه ها و تاکسون های بالاتر ، پراکنش جغرافيايی و اختصاصات بوم شناختی آنها را نشان می دهند.همچنين يک متخصص سيستماتيک با مطالعه ی چندين نمونه از سراسر دامنه پراکنش جغرافيايی يک گونه ، می تواند زما ن گلدهی و ميوه دهی آن را مشخص کند.

علاوه بر اين ، بخش های کوچکی از نمونه را ( با کسب اجازه ) می توان برای مطالعات گرده شناسی ، فراساختار ، ريز ريخت شناسی ، آناتومي  و( اگر کيفيت نمونه مناسب باشد ) DNA   جدا نمود . همچنين نمونه های گياهی خشک شده به عنوان اسناد علمی برای نشان دادن حضور يک گونه در يک مکان خاص ( در يک مطالعه محيطی يا فلوريستيک ) يا شناسايی يک گياه استفاده شده در يک آزمايش يا گياهی که کروموزوم های آن شمارش شده است يا نمونه DNA يا عصاره شيميايی از آن استخراج شده است به کار می روند. 

جمع آوری گياهان

  هنگام جمع آوری گياهان بايد نکات خاصی را در صحرا ثبت نمود. اين نکات عبارتند از :

1-  مکان : کشور ، استان ، يا ديگر تقسيمات کشوری ، فاصله از جاده يا شهر ، عرض و طول جغرافيايی .

2-  تاريخ جمع آوری

3-  نوع زيستگاه و گونه های همراه

4-  ارتفاع ، به ويژه در مناطق کوهستانی

5-  هر گونه اطلاعاتی در مورد گياه که در نمونه خشک و پرس شده واضح نخواهد بود مانند رنگ گل و يا برگ ها ، فرم رويش ، اندازه گياه ، وجود شيره رنگی يا شيری ، ويژگی های پوست ، فراواني  و نوع گرده افشان ها  .

نام جمع آوری کننده و همکاران او بايستی در داده های صحرايی آورده شود. اين اطلاعات را می توان در يک دفترچه صحرايی ( يا کتابچه جمع آوری )‌، يا يک ضبط صوت يا رايانه دستی ثبت نمود.

گياه يا گياهان جمع آوری شده بايستی نمايانگر تنوعات مشاهده شده در جمعيت باشند. ممکن است برای نشان دادن مناسب الگوی تنوع مشاهده شده چندين نمونه لازم باشد. گياهانی را انتخاب کنيد ک هبه خوبی رشد کرده و بيمار نباشند. در صورت امکان بايستی گياه کامل جمع آوری شود؛ هيچ گاه فقط يک گل يا برگ تنها جمع آوری نشود ! در صورت امکان نمونه بايستی همرا ه با بخش های زيرزمينی باشد. نمونه های فاقد گل و ميوه جمع آوری نشوند ؛  شناسايی چنين نمونه هايی مشکل است . گياهان علفی بزرگ ممکن است هنگام جمع آوری نياز به تا کردن يا برش های دقيق داشته باشند . در اين صورت قطعات بايستی به ترتيب مشخص شوند مانند بخش های پائينی ، ميانی و بالايی گياه . در چنين مواردی بايستی دقت کنيد که اطلاعات مهم از دست نروند. هنگام جمع آوری درختان يا درختچه ها نياز به جمع آوری ريشه نيست ؛ فقط چند شاخه که نشان دهنده ی تنوع در صفات رويشی و زايشی گياه است بريده می شود .

برخی از گياهان لازم است کارهای خاصی بر روی انها انجام شود . گياهان گوشتي  ( يا ميوه های بزرگ آبدار ) را می توان به طور طولی يا عرضی برش داد؛ در چنين گونه هايی اگر مواد گياهی ابتدا با قرار دادن در يک ماده نگهدارنده  مانند اتيل الکل قرار داده شوند يا در آب بسيار داغ کشته شوند يا اگر گياه منجمد شود ، ممکن است نگهداری بهتر صورت گيرد. گياهان شناور يا غوطه ور را می توان در يک تشت آب قرار داد و با يک قطعه کاغذ آنها را برداشت. در گونه های تک پايه يا دوپايه بايستی هر دو گل نر و ماده جمع آوری شوند.

به هر گياه که جمع آوری می شود بايستی يک شماره داده شود تا اطلاعات مربوط به آن تحت آن شماره ثبت شود. اکثر متخصصان سيستماتيک شماره گذاری را از 1 شروع می کنند و در تمام مسافرت ها به ترتيب شماره ها افزايش می يابد ، اما سيستم های شماره گذاری ديگری نيز امکان دارد مانند استفاده از شماره گذاری جديد برای هر سال يا هر ناحيه خاص ( 1-97 ، 2- 97  برای گياهان جمع آوری شده در سال 1997 يا  1-H   ، 2-H   برای گياهان جمع آوری شده در منطقه هيسپانولا ) .

اکثر متخصصان  سيستماتيک گياهی همراه داشتن لوازم زير را ضروری ( يا حداقل خيلی مفيد ) می دانند :

دفترچه يادداشت صحرايی ، پرس صحرايی يا پاکت پلاستيکي  محکم ، پرس خشک کن ، لوازم حفاری ، قيچی باغبانی ، روزنامه ، ذره بين دستي  × 10 ، چاقوی جيبی ، مداد نرم و نقشه . اقلام مفيد ديگر شامل شيشه ها و مايعات نگهداری ، دوربين و فيلم ، گياه خشک کن دستی ، دافع حشرات ، قطب نما ، ارتفاع سنج ، دستگاه تعيين موقعيت جهانی ، ريسمان محکم ( برای بستن برچسپ گياهان يا پاکت های نمونه ) و دانه های سيليکاژل ( برای خشک کردن مواد برای مطالعات  DNA ) .

پرس کردن و خشک کردن گياهان

 وقتی که يک گياه جمع آوری شد و اطلاعات صحرايی مربوط به آن نوشته شد بايستی با استفاده از يک پرس گياهی ، پرس و خشک شود . بايستی گياه قبل از پژمرده شدن پرس شود. يک پرس گياهی يا پری خشک کن شامل دو قطعه چوبی ( تخته پرس )‌ که با چوبهای به ابعاد  " 18 × " 1 ساخته شده است ؛ دو تسمه پرس ( يا طناب )‌ برای بستن پرس ؛ خشک کن برای جذب آب نمونه های گياهی ؛ و هواکش چين دار (‌مقوا يا آلومينيوم چين دار ) که باعث ايجاد جريان هوا در سراسر پرس می شود ، است.

يک روزنامه دور نمونه گياهی پيچيده می شود که بر روی آن شماره نمونه نوشته می شود (‌ اين شماره همان شماره اطلاعات ثبت شده در دفترچه يادداشت صحرايی است ) يا می توان شماره را بر روی يک قطعه کاغذ نوشت و آن را به نمونه بست . نمونه بايستی به گونه ای مرتب گردد که سطح بالايی و پايينی برگ ، گل و / يا ميوه ديده شوند. ميوه های بزرگ و سخت بايستی از گياه جدا شده و به دقت علامت گذاري  و جداگانه بسته بندی و نگهداری شوند. مواد گياهی بايستی به قدر کافی صفحه روزنامه را بپوشانند ، برای گياهان کوچک چند نمونه در يک صفحه قرار داده می شود ، ولی گياهان بزرگ بايستی تا شده يا به چند قطعه بريده شوند.

پرس به اين ترتيب قرار داده می شود : تخته پرس ،هواکش ، خشک کن ، روزنامه  ( با نمونه گياهی ) ، خشک کن هواکش و به همين ترتيب ادامه می يابد تا در آخر با قرار دادن يک  تخته پرس ديگر بسته می شود. پرس  بوسيله دو تسمه محکم بسته می شود. هنگامی که نمونه همراه با ميوه های سخت چون فندقه های بلوط يا گردو پرس می شود ، خشک کن يک سمت نمونه ( در در روزنامه ای که در آن پيچيده شده است ) را می توان با يک قطعه فوم ( Foam  ) کائوچو جايگزين نمود. فوم باعث توزيع متعادل فشار در اطراف ميوه شده و از چروکيده شدن برگ های نزديک ميوه جلوگيری می کند. ( اگر فوم در دسترس نبود می توان چند لايه دستمال کاغذی اطراف ميوه قرار داد ).

 حمل يک پرس خشک کن بزرگ به مناطق دور ممکن است عملی نباشد. بنابراين اغلب نمونه های گياهی در يک پرس صحرايی ( تخته های پرس همراه با چند مقوا و مقداری روزنامه ) ، اسکولوم (‌يک جعبه فلزی استوانه ای که با روزنامه های مرطوب پر شده است )‌ يا پاکت پلاستيکی به مکانی که بتوان آنها را به يک پرس خشک کن منتقل کرد ( يا به هر راه ديگر آ»ها را پرس نمود ) ، حمل می شوند.

در پرس گياهی ، گياهان را می توان به چند طريق خشک نمود. می توان پرس را در معرض نور خورشيد ( يا مکانی خشک )‌ قرار داد و خشک کن را هر روز عوض کرد ، يا پرس را می توان بر روی سقف وسيله نقليه بست. اما استفاده از يک منبع حرارتی مصنوعی ترجيح داده می شود. خشک کن های گياهی ابزاری جعبه مانند يا صفحه مانند اند که پرس را به صورت آويزان در بالای يک منبع گرمايی که از نوارهای فلزي  ، صفحات داغ قابل کنترل ، گرمکن های صحرايی يا فن توليد می شوند نگه می دارند. گرمای خيلی زياد ( بيش از 45 درجه ) می تواند باعث بی رنگ شدن نمونه ها يا حتی شعله ور شدن پرس و نمونه ها شود. پرس و خشک کن بايستی گونه ای تنظيم شود که هوای گرم از از ميان پرس گياهی جريان پيدا کند و رطوبت آنها را بگيرد. ميوه های سخت بزرگ يا مخروط را می توان از نمونه جدا کرد و آنها را جداگانه خشک نمود. قسمت های گوشتی يا ترد را که بهتر است در يک مايع نگه دارنده مانند الکل يا فرمالين نگه داشته شوند ، می توان در يک محفظه پلاستيکی قرار داد . گلهای ظريف را می توان در يک مايع نگه دارنده قرار داد و در يک قطعه دستمال کاغذی يا کاغذ توالت غير جاذب پرس نمود.

نمونه های حجيم ، مانند نمونه های دارای برگ های چرمی / يا ساقه های گوشتی ضخيم را می توان مستقيما بين دو مقواب چين دار قرارداد تا زودتر خشک شوند. صفحات آلومينيومی چين دار سريعتر از مقوا گياهان را خشک می کنند و تغيير حالت نمی دهند. اما سنگين و گرانند.

پرس گياهی بايستی به دقت از نظر محکم بودن بررسی شود و در صورت لزوم سفت شود. هنگامی که حرارت يکنواخت نيست می توان پرس را برگرداند. اکثر نمونه های گياهی در 1 تا 4 روز خشک می شوند و مواد گياهی هنگامی که خشک شوند سفت می شوند.

وقتی نمونه های گياهی خشک شدند بايستی به دقت بسته شوند که نشکنند. اگر رطوبت هوا بالاست بايستی نمونه های گياهی را ( پس از سرد کردن ) در يک پاکت پلاستيکی کاملا بسته قرار داد و دانه های سيليکاژل به آ ن افزود.

اگر لوازم خشک کردن گياه فراهم نباشد ، مواد گياهی را می توان به طور موقت در الکل ( يا ديگر نگه دارنده های مايع ) نگهداری کرد. در اين روش مجموعه ای از نمونه ها درون روزنامه پيچيده می شود و با دست وريسمان فشرده می شوند. سپس اين بسته در يک پاکت پلاستيکی قرار داده می شود و حدود نيم ليتر الکل 60-70 ٪  در آن پاشيده می شود و پاکت بسته می شود. الکل درون پاکت بخار شده و باعث حفظ نمونه گياهی برای چند هفته می شود ، بعدا می توان نمونه های گياهی را خارج و پرس و خشک نمود. پاکت های بسته شده حاوی نمونه های گياهی را در يخچال می توان برای مدت يکی دو روز نگه داشت.

 حفاظت و قانون

بسياری از گياهانی که قبلا فراوان بوده اند امروزه کمياب اند که عمدتا ناشی از تخريب زيستگاه ها ، بهره برداری بی رويه توسط انسان يا رقابت با گونه های مهاجم ( گونه های وارد شده از ديگر نقاط جهان ) است. شخص جمع آوری کننده هنگام جمع آوری بايستی تفکر حفاظتی داشته باشد. گياهان کمياب يا غير فراوان معمولا نبايستی جمع آوری شوند؛ در چنين مواردی عکس برداری از گياه بهتر است. قوانينی برای حفاظت از گونه های بومی وجود دارد و جمع آوری اين گياهان بايستی با کسب جواز مخصوص ( يا با اجازه مالک ، در صورتی که در ملک خصوصی می رويند )‌ انجام شود. برای جمع آوری گياهان در شهر ، ايالت يا کشور خاص يا پارک های ملی کسب اجازه لازم است. هنگام جمع آوری گياه در يک پارک ملی يا ايالتی ( يا يک کشور خارجی ) يک مجموعه کامل از نمونه ها بايستی به مسئولين مربوطه تحويل داده شود. برخی از ايالت ها قوانين خاصی برای حفاظت از گونه های در معرض خطر آن ايالت دارند، و گونه های در معرض خطر فدرال قوانين ملی برای حفاظت آنها وجود دارد. هيچ کدام از اين گونه ها را بدون کسب اجازه لازم نمی توان جمع آوری نمود. البته هيچ گاه در املاک خصوصی بدون کسب اجازه از مالک نبايستی به جمع آوری گياه اقدام نمود.

جمع آوری گياه در يک کشور خارجی اغلب نياز به مجوز خاص دولتی دارد ؛ دانشمندان محلی نيز هر کجا ممکن باشدبايستی به همکاری دعوت شوند . تجارت بين المللی مواد گياهی تا حدودی در چارچوب قوانين حفاظت زيستی انجام می شود. قرارداد تجارت بين المللی گونه های در معرض خطر¹(   CITES ) ، نقل وانتقال بسياری از گونه های گياهی همچون Orchidaceae   ، Cactaceae  ، Cycadaceae  ، ‍Cycathaceae  ، Nepenthaceae  ، Sarraceniaceae  و Zamiaceae  را تنظيم می کند. گياهان ليست شده CITES   بدون کسب مجوز لازم نبايستی جمع آوری شوند.

شناسايی گياه

گياهان را می توان پس از جمع آوری ،  پرس و خشک کردن شناسايی نمود، اما شناسايی نمونه های تازه يا نمونه هايی که در محيط های نگهداری مايع نگه داشته می شوند آسان تر است. مواد گياهی خشک را اگر در آب جوش حاوی يک ماده مرطوب کننده مانند ايروسول OT (‌ دی اکتيل سديم سولفوسيانات ) يا مواد شوينده نرم کننده ، نرم کنيم ، بهتر تشريح می شوند. قبل از شناسايی يک نمونه گياهی بايستی ويژگی های خاصی از آن را به دقت مشاهده نمود. استفاده از يک ذره بين × 10 يا حتی ميکروسکوپ می تواند برای مشاهده دقيق به ما کمک کند، مخصوصا در مشاهده ويژگی های گل و نوع کرکها مفيدند. با استفاده از دو سوزن تشريح ، انبرک نوک تيز يا يک برگه تيغ ، تشريح گياه آسانتر است. داشتن يک خط کش ميلی متری برای اندازه گيری ضروری است. مشاهدات ضروری عبارتند از :

1-  فرم رويش

2-  آرايش، شکل، نوک، قاعده، لبه ها و رگبندی برگ.

3-  صفات مربوط به کرک ها

4-  ويژگی های گل (‌ که در فرمول گل جمع بندی می شوند ).

5-  تمکن و تعداد تخمک

6-  نوع ميوه .

هرباريوم‌ ، باغهای گياه شناسی و متخصصان تاکسونومی

شناخت از پوشش گياهی آمريکای شمال هنوز کامل نيست و بسياری از نواحی گرمسيری هنوز فلور کامل ندارند. علاوه بر اين بيش از 95٪  جنس های گياهی تک نگاره های جديدی ندارند. دانش ما درباره ی فلور جهان آنقدر که بعضی اعتقاد دارند پيشرفته نيست. بنابراين هرباريوم ها علاوه بر آنجه در بالا گفته شد در شناسايی نقش مهمی دارند . هرباريوم مانند يک کتابخانه از گياهان خشک و پرس شده است. يک نمونه ناشناس را می توان با نمونه هرباريومی شناخته شده مقايسه نمود و آنرا شناسايی کرد. اين روش مقايسه ای وقت گير است اما در بعضی موارد تنها راه ممکن است. بسياری از هرباريم ها در شناسايی گياهان و ارائه اطلاعات کار می کنند. بنابراين هرباريوم يک منبع ضروری برای هر گونه برنامه تاکسونوميک ( شامل خدمات عمومی ، تدريس يا فعاليت های تحقيقاتی ) است.

باغ های گياه شناسی نيز در شناسايي  گياهان مفيدند و مزيت آنها نسبت به هرباريوم آن است که گياهان زنده مشاهده می شوند. بالاخره مجموعه های دارای مشکل را می توا ن برای متخصص سيستماتيک يک جنس يا خانواده يا پوشش گياهی يک ناحيه خاص فرستاد. متاسفانه برخی از جنس ها يا خانواده ها توسط هيچ متخصصی مطالعه نشده اند يا توسط متخصصان اندکی مطالعه شده اند .

چسپاندن و پردازش نمونه های هرباريومی

 وقتی نمونه گياهی جمع آوری ، پرس و خشک شد بر روی يک صفحه کاغذ مرغوب بايگانی با اندازه معين ( در ايالات متحده   16.5 × 11.5 ) چسپانده می شود ( با چسپ يا نوار محکم يا نخ ). بخش های مهم جدا شده از گياه مانند دانه ها ، ميوه يا بخش های گل در يک پاکت کوچک گذاشته شده و بر روی صفحه چسپانده می شود.

اطلاعات مربوط به نمونه از دفترچه يادداشت صحرايی بر روی يک برچسپ نوشته می شود که شامل نام گياه ، مکان جغرافيايی که گياه از آنجا جمع آوری شده است ، زيستگاه ، اطلاعات مهم مربوط به گياه که در نمونه خشک شده آشکار نيستند ، تاريخ جمع آوری ، نام جمع آوری کننده و شماره جمع آوری است. اين برچسپ  روي  صفحه ، معمولا در گوشه راست سمت پايين چسپانده می شود . پس از آنکه نمونه چسپانده شد ، نام هرباريوم بر روی صفحه مهر می شود که سند مالکيت آن است و يک شماره مسلسل برای حفظ ترتيب صحيح گزارشات به آن افزوده می شود.

نمونه ها را می توان به ترتيب الفبای خانواده ، جنس ، گونه و يا براساس يک سيستم طبقه بندی خاص مانند سيستم انگر يا کرونکوئيست در هرباريوم قرار داد. نمونه های هرباريومی اگر با دقت استفاده شوند تا مدت نامحدودی دوام خواهند داشت. اما . نمونه های هرباريومی در معرض آسيب حشرات مختلف ، قارچ ها و آتشند و بايستی در گنجه های مخصوص ( کمدهای هرباريومی ) و در شرايط آب و هوايی کنترل شده نگه داری شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1392ساعت 10:50  توسط ناصر صادقی   | 

مقدمه

آنچه که بخش کشاورزی را از سایر بخشهای اقتصادی متمایز می کند، وجود مخاطرات و حوادث طبیعی است که همه ساله آسیب هایی را به تولید کنندگان وارد می سازد. بروز این آسیب ها که به نوسانات زیاد در تولید و قیمت محصولات منجر می شود، تهدیدی برای درآمد و جریان سرمایه گذاری در این بخش محسوب شده و از سوی دیگر برنامه ریزی را پیچیده می سازد.

عوامل آسیب رسان به محصولات کشاورزی یا ناشی از سوء مدیریت و یا ناشی از عوامل خارج  از کنترل مدیریت می باشد. سرما زدگی و یخبندان به عنوان یکی از عوامل قهری طبیعی خسارت زای غیر مدیریتی می باشد، که همه ساله خسارتهای جبران ناپذیری به جامعه ی کشاورزی خصوصاً باغات وارد می نماید. پدیده ی سرما زدگی و یخبندان و خسارتهای ناشی از آن نه فقط در کشور ما بلکه در اکثر کشور های جهان وجود دارد. با پیشگیری به موقع و دقیق زمان وقوع آن می توان با به کار گیری شیوه های مقابله با این پدیده جوی خسارت آن را ه حداقل میزان ممکن رساند. سهم عامل تنش سرما و یخبندان نسبت به سایر عوامل تهدید کننده در زیربخشهای زراعی و باغی از وزن بسیار بالایی برخوردار است و پهنه وسیعی از حاصلخیزترین مناطق تولیدی کشور ما و قسمت عمده محصولات اقتصادی مهم کشورهمه ساله در معرض تهدید تنش سرما و یخزدگی قرار دارند.

 به منظور جلوگيري از اتلاف هزينه هاي ناشي از خسارت سرمازدگي در کشاورزي ايران و به دليل تنوع اقليمي سرزمينمان، شناخت انواع سرمازدگی، جهت پيشگيري در علم کشاورزي، از جايگاه خاصي برخوردار است. براساس مطالعات هواشناسي به دليل كاهش شديد و سريع دما و استمرار آن اقدام پيشگيرانه‌اي ميسر نبوده است. افت درجه حرارت و وقوع يخبندان در مراحل مختلف رويشي براي محصولات كشاورزي مخاطره انگيز مي باشد كه در نهايت موجب محدوديت توليد مي شود. . از آن جايي كه سالانه خسارات زيادي به كشاورزان و باغداران از طريق وقوع يخبندان و در نتيجه سرمازدگي محصولات وارد مي شود بايد راهكارهاي مناسبي جهت كاهش خسارات ناشي از آن ارائه شود در راستاي همين منظور مي توان با مطالعه و بررسي تاريخهاي شروع و خاتمه يخبندانها مناسب ترين زمان كشت محصولات كشاورزي را با كمترين خسارات ناشي از سرمازدگي تعيين كرد و با استفاده از آن و نيز دخيل دادن ساير عوامل و عناصر اقليمي مؤثر به برنامه ريزيهاي خرد و كلان كشاورزي در مقياس محلي و ملّي پرداخت .

و اگر این امر با اجرای طرحهای مربوط به جلوگیری از آسیب های سرما زدگی باتکای تسهیلات بانکی و حمایت های فنی وزارت جهاد کشاورزی انجام پذیرد سالانه میلیاردها تومان به در آمد کشاورزان افزوده و از این رهگذر نه فقط از صرف منابع مالی بعنوان بیمه ی سرمازدگی و تأمین خسارت های ناشی از بلایای طبیعی جلوگیری می شود بلکه با رونق کشاورزی و افزایش صادرات کالاهای غیر نفتی اشتغالات بیشتری در این زمینه فراهم خواهد شد.

 

 

 

 

 

 

خلاصه مقاله

سرمازدگی پدیده ای است که دردرجه حرارت های پائین سبب ایجاد خسارت و یا از بین رفتن اندامهای گیاهی می شود. در این مقاله آمده است: سرما و یخ زدگی ازمهمترین عوامل قهری خسارتزا درمحصولات کشاورزی است وهمه ساله خسارات قابل توجهی را به اقتصاد وچرخه تولیدکشور تحمیل می کند.

 این مقاله در خصوص تعریف تنش و عوامل تنش زا می افزاید: تنش عبارت است از هر گونه انحراف معنی دار از شرایط بهینه برای زندگی موجود زنده، و عوامل تنش زا باعث تغییر و اختلال در فرایندهای فیزیولوژیکی گیاهی می شوند واز این طریق تولید گیاهان زراعی را تحت تاثیر قرارمی دهند.

همچنین انواع سرمازدگی كه باعث خسارتهای زیادی می شوند عبارتند از: سرمازدگی های تشعشعی و سرمازدگی های انتقالی.

این مقاله در خصوص روشهای مقابله با خسارتهای ناشی از سرما و یخبندان می افزاید: روشهای فعال (کوتاه مدت:استفاده از بخاریها، ماشینهای مولد باد، غرقاب کردن، آبیاری بارانی و...) و روشهای غیرفعال (بلند مدت: انتخاب مکان مناسب برای کشت، شیب زمین، انتخاب ارقام مناسب، باد شکن، انتخاب خاک مناسب و...) برخی از این روشها هستند.همچنین آنچه که معمولا در جهت مقابله با سرما و یخبندان انجام می شود, حفاظت در برابرسرمازدگی  تشعشعی است و روشهای حفاظتی نقش چندان موثری برای مقابله با سرمازدگی انتقالی ندارد.

تنش سرما را می توان در فرآیند های مختلف گیاهی از قبیل جوانه زنی، رشد، فتوسنتز، مقدار میوه، عملکرد و کیفیت میوه اندازه گیری و مطالعه نمود. مراحل اول و آخر ( جذب اولیه و شروع فتوسنتز) مراحل بسیار حساس به تنش سرما معرفی شده اند، در حالی که مراحل میانی این دو مرحله نسبتاً حساسیت کمتری نسبت به سرما دارند.

 

 

 

 

 

 

سرما و سرمازدگی

سرمازدگی به شرایطی اطلاق می گردد که گیاه در نتیجه بروز درجه حرارتهای بین صفر تا 10 درجه سانتی گراد ( بسته به گونه و رقم ) خسارت می بیند. در تعریفی دیگر: سرمازدگي به وقوع پديده افت ناگهاني دما خارج از زمان مورد انتظار(سرماي زودرس) اطلاق ميگردد. بایستی تفاوت بین آسیب سرما و آسیب یخبندان مشخص شود، چرا که در آسیب سرما یخبندانی وجود ندارد معذالک میوه های گرمسیری و نیمه گرمسیری در درجات حرارت کم که بالای سر حد یخبندان آنها است آسیب می بینند. انواع سرما : دو نوع سرما ممکن است در هر منطقه بوجود آید:

1- سرمایی که دراثر هجوم یک جریان سرد قطبی و عبور آن از منطقه پیش می آید که موجب تقلیل شدید و ناگهانی درجه حرارت و سقوط میزان الحراره به چندین درجه تحت صفر میشود . این جریان اغلبا توأم با نزولات آسمانی بوده و خاصیت کلی آنها این است که همواره ازیک جاه دیگر به منطقه منتقل ونفوذ میکنند و محلی نمیباشند و بیشتر در دوران خواب درختان در دوره غیر فعال ، یعنی زمستان بروز میکنند که درختان میوه سرد سیر تا حد زیادی درمقابل آن مقاومت ودوام دارند. البته به ند رت در بعضی سال ها چنین سرما های در اوایل فصل بهار و خزان دیده میشود و موجب خسارات سنگین باغداران می گردد.

2- سرمای که کاملا منطقه ای بوده و در یک محدوده معین و محیط محدود بدون اینکه هوای سردی از سایر جاها به منطقه نفوذ کند ، دراثر تشعشع در خود محل بوجود می آید . این نوع سرما بر خلاف سرمای اول ، همواره درشب های ساکت و آرام بدون ابرو باد و برف وباران ظاهر میشود ، و اگردر اواخر زمستان یا اوایل بهار بروز کند خطرناک محسوب میشود.


تنش سرما، عامل محدود کننده تولید

به نظر می رسد عامل محدود کننده گیاهان مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری تنش سرما باشد. وقوع دماهای پایین نتیجه ی موازنه ی گرمایی منفی در سطح زمین است. در عرضهای جفرافیایی بالا و میانه تشعشع خالص با نزدیک شدن زمستان به دلیل زاویه کم تابش خورشید و طولانی شدن شبها، خروج تشعشع گرمایی (موج بلند) به طور فزاینده ای منفی می شود. این پدیده باعث سرد شدن بیشتر و تجمع توده های هوای سرد می شود. این توده ها از طریق جریانات اتمسفری به عرضهای جفرافیایی پایین تر منتقل می شوند. بنابراین وقتی تلفات گرما زیاد باشد و هوای سرد انتقال یابد، سرد شدن عمومی و محلی رخ می دهد. سرمای استثنایی در مناطق نیمه گرمسیری و گرمسیری نتیجه ی ورود هوای قطبی است.

واکنش گیاه بسته به مقدار یا غلظت نا مناسب و مدت زمان قرار گرفتن در معرض تنش متفاوت است. در موجودات اگر چه ابتدا ممکن است تنش قابل برگشت باشد ولی با گذشت زمان طولی نمی کشد که به صورت دائمی درمی آید. اگر یک تغییر قابل برگشت در مدت زمان کافی ادامه یابد، گیاه ممکن است در نتیجه ی اختلال در فرآیند های متابولیک آن آسیب دیده و باعث تغییرات تغییرات غیر قابل برگشت شود. رشد و عملکرد گیاهان زراعی تابعی از کلیه ی عوامل محیطی و اثرات متقابل آن می باشد.

تنش های محیطی را به دو دسته تقسیم کرده اند: تنش های زیستی و تنش های غیر زیستی. تنش  زیستی شامل حمله ی آفات و بیماریها به گیاهان و رغابت با علفهای هرز می باشد. تنش های غیر زیستی به سه دسته ی تنش سرما، تنش یخبندان و تنش دماهای بالا تقسیم می شوند.

تنش سرما ممکن است در شبهای صاف اوایل بهار و یا اوایل پاییز از نوع تشعشعی به وقوع بپیوندد. در این شرایط زمین و در نتیجه رهاسازی تمام انرژی دریافتی از خورشید به صورت طول موج بلند (مادون قرمز)، به تدریج سرد شده و درنزدیکی های صبح کاهش درجه ی حرارت به حداکثر خود می رسد و حداقل دما برای بروزتنش سرما ایجاد می شود . این پدیده درشب های ابری به وقوع  نمی پیوندد. همچنین عامل تنش سرما می تواند وزش باد و یا انتقال توده هوای سرد به یک منطقه باشد. آثار اولیه تنش سرما عبارتند از : کاهش عمومی رشد، تغییر رنگ، کلروز، تخریب بافت های سلولی ، عدم جوانه زنی ، عدم انتقال مواد فتوسنتزی، عدم جذب عناصر غذایی و.... ، برخی از آثار این تنش برگشت پذیر و برخی از آثار دیگر این تنش مانند فتوسنتز در اثر تخریب کلروپلاست ها و پیری زود رس گیاه غیر قابل برگشت می باشند.  

گرما و سرما بسته به شدت و دوام، فعالیت متابولیکی، رشد و قابلیت زیست گیاه را مختل می کنند و بنابراین محدوده ی پراکنش یک گونه را تعیین می کنند. واکنش یک گیاه به دما به عنوان یکی از مهمترین عوامل اکولوژیکی حاکم بر توزیع گونه ها و پتانسیل عملکرد محصولات شناخته شده است. بنابراین هر یک از گونه های گیاهان زراعی تنها زمانی می توانند به بالاترین مقدار عملکرد در تولید نایل شده و دچار کمترین ریسک شوند که در شرایط دمایی نزدیک به دمای مناسب برای هر یک از مراحل نموی گیاه طی فصل رشد، مورد کشت و کار قرار گیرند.

 

طبقه بندی گیاهان بر اساس واکنشهای آنها به دماهای پایین

لویت (1980) گیاهان را بر اساس واکنش آنها به دمای پایین (تنش سرما) به شش دسته طبقه بندی کرده است:

1-    حساس به سرما: حساس به دماهای بالای صفر درجه ی سانتی گراد.

برخی دیگر از دانشمندان گیاهان حساس به سرما را به دو ذسته تقسیم نموده اند: گونه هایی که به طور کامل حساس هستند و در آنها همه ی بخشهای گیاه حساس می باشد و گونه هایی که در اثر سرما فقط به طور جزئی آسیب می بینند ( مثلاً آغازه ی گل یا میوه ). اندامها و بافتهای یک گیاه نیز از نظر حساسیت به سرما تفاوتهای زیادی دارند، همچنین ممکن است گیاه در مراحل خاص از نمو خود به سرما حساس تر باشد. در بعضی از واریته های برنج و ارزن اگر آغازه ی گل در معرض دمای کمتر از 10 درجه ی سانتی گراد قرار گیرد، گرده ی حاصل (مرحله ی تتراد) عقیم خواهد شد.

2-    حساس: حساس به درجه حرارتهای یخبندان کم یا دماهای نزدیک به صفردرجه ی سانتیگراد.

3-    کمی مقاوم: زنده ماندن در دماهای انجماد تا 5- درجه ی سانتی گراد.

4-    نیمه مقاوم: زنده ماندن در دماهای انجماد در محدوده ی 5- تا 10- درجه ی سانتی گراد.

5-    بسیار مقاوم: زنده ماندن در دماهای انجماد در محدوده ی 10- تا 20- درجه ی سانتی گراد.

6-    خیلی زیاد مقاوم: گونه های با حداکثر مقاومت به یخ زدگی که توانایی تحمل سرما های بسیار شدید ( فرا سردی ) را دارند.

 

اثرات سرما بر فرآیند های مختلف گیاهی

تنش سرما را می توان در فرآیند های مختلف گیاهی از قبیل جوانه زنی، رشد، فتوسنتز، مقدار میوه، عملکرد و کیفیت میوه اندازه گیری و مطالعه نمود و همچنین دارای اهمیت اقتصادی می باشد.

اثرات تنش سرما در سطح سلولی: وقتی دما به سطح آستانه برسد، ساختار های سلولی و فعالیتهای آن ممکن است به طور ناگهانی آسیب ببینند، به طوری که پروتوپلاسم بلافاصله از بین می رود و در اثر خسارت وارده به غشاها و اختلال در تأمین انرژی سلولی ممکن است مرگ سلولی وقوع یابد. بررسی واکنشهای سلولی در مقابله با سرما، پدیده هایی نظیر از دست دادن فشار تورژسانس و اکوئولیزه شدن، بر هم خوردن تعادل غشاء سیتوپلاسمی، وزیکوله شدن، کاهش جریان سیتوپلاسمی و اختلال کلی در اندام ها را نشان می دهد.

اثر تنش سرما روی فعالیتهای فیزیولوژِیک گیاه: اثر تنش سرما روی گیاهان حساس به سرما، معمولاً گیاهان مناطق گرمسیری با کاهش درجه حرارت در حدود  25 تا 30 درجه سانتی گراد باعث بروز کاهش در میزان فتوسنتزو تعرق می شود. دما روی سیستم فتوسنتزی دارای اثر مستقیم است و در دماهای پایین، شدت فتوسنتزی کاهش می یابد. اگر چه قرار گرفتن در معرض درجه حرارت های پایین می تواند بر بسیاری از فرآیند های فیزیولوژیک اثر سوء داشته باشد، اثر آن روی فتوسنتز به عنوان عامل مهم و مؤثر در استقرار اولیه گیاه مطالعه و شناخته شده است. این کاهش ممکن است به دلیل آشفتگی در تولید کلروفیل و به هم خوردن کلروپلاست باشد که این اختلالات قطعاً ناشی از تنش سرما می باشد. این حالت زمانی بروز می کند که رنگ سبز معمول برگها تحت شرایط تنش ازبین می رود. به ندرت گیاهان بلافاصله بعد از تنش سرما وافزایش دما بهبود می یابند.

تنش سرماو فرآیند های مختلف رشد: تنش سرما معمول ترین و رایج ترین تنش محیطی دوران جوانه زنی گیاه محسوب می شود. این مرحله بسیار حساس به سرما می باشد. دمای پایین نه تنها باعث کاهش جوانه زنی می شود بلکه به دنبال آن باعث کاهش میزان رشد گیاهچه ها و میزان تجمع ماده ی خشک در آنها می شود. مراحل اول و آخر ( جذب اولیه و شروع فتوسنتز) مراحل بسیار حساس به تنش سرما معرفی شده اند، در حالی که مراحل میانی این دو مرحله نسبتاً حساسیت کمتری نسبت به سرما دارند. یکی دیگر از مهمترین مراحل رشد گیاه که در عمل از تنش سرما شدیداً تأثیر می پذیرد، مرحله ی گلدهی است. کاهش مقدار دانه ی گرده ی تولید شده در شرایط تنش سرما باعث کاهش مقدار تشکیل میوه می شود.

 

 

علائم ظاهری خسارت سرما زدگی دراندام های گیاهان

بارز ترین علامت تنش سرما و یخ زدگی در صبح روز بعد از یخبندان دیده می شود که به شرح زیر است:

یرگ های خسارت دیده رنگی سبز تیره و ظاهری خیس خورده دارند، مانند آن که آنها را در روغن جوشان فرو برده باشند. اگر خسارت شدید نبوده یا تمام سطح برگ را نگرفته باشد برگ  بر روی درخت مانده وخسارت جبران می شود. خسارت در مورد میوه های سردسیری منحصراً به شکوفه ی درختان محدود می شود. شکوفه های خسارت دیده ظاهری قهوه ای تا سیاه پیدا نموده و در صورتی که از نزدیک به آن دقیق می شویم ملاحظه می شود که گلبرگ ها شفاف شده و در میان انگشتان به راحتی له می شوند، به این ترتیب در اثر صدمات وارده شکوفه ها ظرف چند روز ریخته و درخت فاقد میوه در آن سال خواهد بود. ریزش سریع شکوفه ها در این حالت هیچ رابطه ای با بیماری یا نامنظمی خاص دیگری در درخت نمی باشد. درختان مرکبات چون در زمستان رسیده و دیر هنگام برداشت می شود ممکن است میوه با سرمای زود رس و یخبندان زمستانه مواجه شود. در این حالت پوست مرکبات خسارت دیده، دارای رنگ روشن با لکه های صاف تا حدی هم رنگ پوست می باشند و این لکه ها به تدریج به رنگ قهوه ای در آمده و در نارنگی بی رنگ هستند.

بعضی از میوه های دانه دار مانند رقم گلابی «Bartelette» و سیب رقم گلدن «Gohden delicious» علامت خسارت یخبندان را به صورت لکه هایی نا صاف برنگ زرد تا قهوه ای که اصطلاحاً «Russeting» نامیده می شود نشان می دهد. یکی دیگر از صدماتیکه با خسارت سرما و یخبندان همراه است « آفتاب سوختگی» می باشد. این پدیده خاص تنه درختان می باشد و بیشتر در قسمت جنوب غربی درختان دیده می شود که در طی زمستان های سرد بروز می کند.

 

بردباری گیاهان در برابر دمای پایین

بین اندام های مختلف یک گیاه و گونه های گیاهی مختلف از نظر بردباری به سرما تفاوت وجود دارد. به طور مثال بذور خشک گیاهان تا 193- درجه ی سانتی گراد و اندام های زمینی در حالت خواب تا 40- درجه سانتی گراد را تحمل می کنند. در حالی که گیاهان گوشتی نسبت به سرمای شدید بسیار حساس هستند. حساس ترین اندام گیاه نسبت به سرما زدگی، مادگی و در مراحل بعدی پرچم، گلپوش، برگ، ساقه و ریشه می باشد. اگر گیاه در معرض سرمای شدید و ناگهانی قرار گیرد آب درون پروتوپلاسم سلول یخ می زند. تغییر ترکیبات سلولی از جمله مکانیسم های مقاومت به سرماست. برخی گونه ها به خصوص گیاهان دائمی، اندوخته های پروتئینی خود را به قند تبدیل   می کنند و خود را از خطر سرما حفظ می کنند.

همچنین اگر آسمان ابری باشد گیاهان می توانند در برابر حرارت های کمتر و سرمای هوا بیشتر مقاومت کنندتا وقتیکه آسمان صاف و شفاف باشد. ضمناً سرعت افت درجه حرارت و مدت زمانیکه درجه ی حرارت هوا زیرسطح بحرانی باقی می ماند نیزدرمیزان خسارت سرما زدگی مؤثرمی باشد.

تأثیر ترکیب سرعت افت درجه حرارت و طول زمان زیر سطح بحرانی به قدرت و حجم اندام های حساس گیاه بستگی دارند. مثلاً بذر متورم شده ی بعد از جذب رطوبت در زمین استقامت کمتری در برابرحرارت پائین دارد تا نهال جوانیکه رشد کرده و به مرحله ای برسد که تمام غذای ذخیره شده ی بذر مصرف شود. مقاومت نهال از این مرحله به بعد نیز کم می شود تا وقتی که نهال جوان شروع به خشبی شدن می نماید. مجدداً استقامت گیاه در ایام شروع به گل کردن و جوانه زدن کم می شود. حساس ترین مرحله بعد از افتادن گلبرگ ها وقتی است که میوه های جوان و چغاله تازه شکل گرقته باشند. گلها عموماً از برگ ها حساس ترند. حساسیت قابل ملاحظه میوه های جوان و نارس به خاطر آسیب دیدن بافت ها نیست بلکه بعلت فساد جنین گیاه می باشد. اگر جنین گیاه کشته شود میوه نمی تواند رشد و نمو پیدا کرده و به زندگی خود ادامه دهد و در نتیجه در اثر سرما زدگی ضایع و ریزش پیدا می کند.

 

                      درجات حرارت های بحرانی برای سرما زدگی درختان میوه

انواع میوه

غنچه در مرحله  نشان دادن رنگ

مرحله شکوفه کاملاً باز

مرحله تشکیل میوه

مدت به دقیقه

انواع سیب

7/2- تا 4-

3 تا 5/1-

5/1 تا 3/1-

30 تا 60

انواع گلابی

3/2- تا 3-

3/2- تا 5/1-

1-

30 تا 60

انواع هلو

5- تا 4-

7/2- تا 3/1-

3/2-

30 تا 60

انواع گیلاس

6- تا 5/1-

3/2- تا 3/1-

5/1-

30 تا 60

انواع گوجه

3/1- تا 5/6-

3/1- تا 5/0

5/0-

30 تا 60

انواع زرد آلو

3/1 تا 4-

2- تا 5/0-

(0)

30 تا 60

انواع آلو

5/1- تا 4-

5/1- تا 5/0-

3/1- تا 5/0-

30 تا 60

انواع بادام

5/4-

7/2-

3/1-

30 تا 60

انواع انگور

3/1-

5/0-

5/0-

30 تا 60

انواع گردو

1-

1-

1-

30 تا 60

 

·        جوانه های باز نشده بین 5/1 تا 5/0 درجه سانتی گراد و سرمای بیشتری را تحمل می کنند.

·        شکوفه واریته های مختلف از یکنوع میوه عکس العمل های متفاوتی از خود نشان می دهد.

·        میزان حرارت کشنده رابطه معکوس با مدت سرما دارد.

 

 

 

انواع سرما زدگی

دو نوع سرما زدگی وجود دارد: سرمازدگی انتقالی  و سرمازدگی تشعشعی

سرما زدگی انتقالی یا جبهه ای:

 درنوع سرمازدگی جبهه ای در اثرعبوریک جبهه هوای سرد از روی یک منطقه بروزمیکند  به طوریکه دمای آن  کمتر یا درحد دمای بحرانی برای محصولات خاص منطقه می باشد. یکی از علائم مشخص سرما زدگی انتقالی وجود باد شدید سرد در منطقه است.  شرایط وقوع یخبندان جبهه ای را می توان به وسیله باد شدید و آسمان ابری تشخیص داد  آسمان ممکن است ابری یا نیمه ابری باشد. در واقع ابرها ممکن است چند ساعت بعد از رسیدن  جبهه سرد به منطقه ظاهر شوند اگر آسمان ابری باشد ستاره ها خیلی قابل روئیت نیستند  وماه رنگ پریده به نظرمی رسد وامکان دارد هاله ای اطراف آن را گرفته  باشد. بعد ازسرما زدگی جبهه ای می توان مشاهده نمود که خسارت آن منحصراً به برگهایی که درمعرض آسمان هستند محدود نمی شود، بلکه حتی علفهای هرز زیرسایه گیاهان نیز آسیب می بینند. در چنین شرایطی نباتات حرارت خود را به هوای سرد داده و به سرعت افت درجه ی حرارت پیدا می کند، به طوریکه حتی ممکن است حرارت های تشعشعی نیز در چنین حالتی کار ساز ومفید واقع نشود. معمولاً هوای سرد در محل های گودی و داخل دره ها بیشتر توسعه یافته و شدیداً خسارت می زند. این نوع سرما زدگی مانند سرمای زمستان سال 1386می باشد که در هیچ کجای دنیا روش مبارزه ای برای آن تعریف نشده است .

 

 

 

سرما زدگی تشعشعی:

سطح خاک و گیاه در اثر تشعشع خالص منفی سرد تر از هوا می گردد. هوا نیز در اثر برخورد با این سطح سرد تر و در نتیجه با از دست دادن حرارت به سطوح سرد و متراکم تبدیل می شود و این هوای متراکم سرد در سطح زمین باقی مانده و در تحت شرایط پایدار ایجاد یخبندان تشعشعی می شود. حاصل این امر پدیده ای به نام وارونگی حرارت ( انورسیون invertion)  است که درجه حرارت هوا با ارتفاع زیاد می شود و به سطحی می رسد که ارتفاع انورسیون یا سقف نامیده می شود.    

یخبندان تشعشعی در شرایط  آسمان صاف  و بدون  ابر واقع می گردد، در چنین شرایطی امکان دارد که بعضی مواقع نسیم های ملایم، ضعیف و کم دوام وجود داشته باشد. این سرما زدگی در یک  محدوده معین و محیط محدود بدون اینکه  هوای سرد از سایر مناطق   نفوذ نماید  به وجود   می آید  معمولا در اواخر پاییز و اوایل بهار زمانی که   گیاه فعال می باشد  اتفاق می افتد. قابل ذکر است که در این نوع سرمازدگی چون انتقال  دما از قسمت های مختلف بدن انسان به کندی صورت می گیرد  لذا انسان سرما را کمتر احساس می نماید  لذا موجب  اشتباه کشاورزان  در تشخیص این نوع سرمازدگی می شود. این  نوع سرما زدگی همان سرمای بهاره ایست  که همه ساله خسارت بالایی به باغداران مناطق مختلف وارد می نماید  که این نوع  سرمازدگی  در تمامی کشورهای دارای کشاورزی پیشرفته کاملا کنترل شده است.

همچنين آنچه که معمولا درجهت مقابله با سرما و يخبندان انجام مي شود, حفاظت در برابر سرما زدگی های تشعشعي است و روشهاي حفاظتي نقش چندان موثري براي مقابله با سرمازدگی های  انتقالي ندارد.

 

 

راه های مقابله با سرمازدگی

حفاظت گیاهان از سرما زدگی عمدتاً به دو بخش تقسیم می شوند:

1-    روشهای حفاظت فعال (Active) یا کوتاه مدت

2-    روشهای حفاظت غیر فعال (Passive) یا بلند مدت

روشهای حفاظت فعال یا کوتاه مدت

حفاظت به وسیله ی بخاری:  حفاظت به وسیله ی بخاری متداول ترین و قدیمی ترن روشی است که در باغهای میوه مورد استفاده قرار می گیرد. اساس آن تأمین انرژی حرارتی بوسیله ی سوخت فسیلی در طول یک شب سرد می باشد. به علت پایین بودن راندمان حرارتی بخاری ها، مقدار زیادی از تشعشع حرارتی بدون اینکه حتی به درختان برسد در فضا از بین می رود. گرچه هوای گرم شده بدلیل سبک تر بودن به طرف بالا صعود می کند ولی حرارتی که به بالا ازسطح محوطه گیاه      می رود حرارت از دست رفته محسوب می شود. حرارت از بخاری به درخت از طریق تشعشع و جابجایی هوا انجام می شود. تشعشع حرارتی به وسیله ی اندام های نبات که مستقیماً در میدان عمل بخاریها قرار دارند جذب می شوند. تأثیرتشعشع حرارتی به نسبت معکوس مربع فاصله کم می شود. بنابراین بهتر خواهد بود که تعداد زیادی بخاری با شعله ی کم بسوزد تا اینکه از تعداد کمی با شعله ی قوی تر استفاده گردد. حرارت به وسیله ی هوای گرم شده به برگها و شکوفه ها منتقل می شود.

تجربه نشان داده است که گذاردن یک بخاری اضافی برای هر درخت در ردیف های مرزی و حاشیه باغ بهترین نتیجه را داده است، زیرا همانطور که هوای گرم صعود می کند هوای سرد از اطراف بداخل باغ مکیده می شود. بدین ترتیب گرم کردن هوایی که از اطراف وارد باغ می شود راندمان مبارزه با سرما را بالا می برد. ثابت نگه داشتن هوا در یک درجه ی معین از طریق گرم کردن خیلی آسانتر از بالا بردن درجه حرارت می باشد. بنابراین نباید بخاریها را هنگام وقوع درجات حرارت بحرانی روشن نمود. بلکه این عمل باید قبل از رسیدن به این درجه حرارت انجام گیرد. خصوصیات استفاده از بخاریها عبارتند از: بالا بودن هزینه سوخت ،کارآیی بیشتر در باغهای میوه نسبت به مزارع ، حداکثر کارآیی در شرایط وارونگی دمایی، مزیت تعداد زیاد بخاریهای کوچک بر تعداد اندک بخاریهای بزرگ. در باغ های بزرگ و مکانیزه عمل روشن نمودن بخاریهای باغی به وسیله ی شعله افکنی که دنبال تراکتور بسته شده روشن می شود.

حفاظت به وسیله ی ماشین های مولد باد: ماشین های مولد باد موتور هایی هستند که دارای پروانه قوی ایجاد باد بوده و معمولاً روی پایه های بلند تر از ارتفاع درختان کار گذاشته می شود. موتور این ماشین ها ممکن است با نیروی الکتریکی یا با موتورهای بنزینی یا دیزلی کار کنند. اساس حفاظت از سرما بوسیله ی مولد باد مخلوط کردن هوای گرمتر قسمت فوقانی لایه انورسیون با هوای سرد تر درون ارتفاع محوطه ی گیاه است. استفاده از مولد باد بیشتر در مواقعی مؤثر و مفید خواهد بود که وارونگی هوا وجود داشته باشد و معنی داری بین لایه های بالایی با سطوح زیرین و هم سطح خاک داشته باشند. استفاده از ماشین های مولد باد بعد از یک شب یخبندان و سرما بخصوص بعد از طلوع آفتاب به کاهش خسارت سرما زدگی کمک نموده و تا حدی جبران عدم انجام عملیات حفاظتی شب قبل را خواهد نمود. علاوه بر این باعث می شود که صعود درجه حرارت در روز به آرامی انجام و اگر قسمتهایی از نبات که یخ زده اند به آرامی آب شده و خسارت سرمازدگی کاهش یابد.

حفاظت به وسیله ی ترکیبی از ماشین های مولد باد و بخاری ها: ماشین مولد باد و و بخاری های مولد انرژی حرارتی تؤاماً نتایج مطلوبی را در حفاظت درختان باغ از سرما زدگی ایجاد می کند. زیرا بخاری های باغ باعث گرم شدن سریع هوا و صعود آن به طبقات بالا می شوند. نتیجه اینکه گرم شدن هوا به طبقه ی بالای سطح محوطه ی گیاه محدود خواهد شد که ماشین مولد باد در ارتفاع معینی با منحرف کردن هوای گرم صعود ی به سمت سطح باغ اثر مطلوب خود را بجا خواهد گذاشت. زمانی که این دو روش ترکیب می شوند نیاز به وجود بخاری در هکتار به نصف کاهش پیدا می کند.

حفاظت به وسیله ی غرقاب کردن: حفاظت به وسیله ی غرقاب کردن از قدیمی ترین روش های حفاظتی در مقابل سرما است. این عمل شامل غرق آب کردن کلیه اراضی مزرعه یا باغات می باشد، آبی که برای غرقاب کردن مصرف می شود معمولاً درجه حرارت بالاتری نسبت به سطح سرد زمین مزرعه و باغ داشته و بدینوسیله از نزول زیاد درجه حرارت زمین جلوگیری می نماید و بازده تشعشع سطحی را در حد بالاتری نگه می دارد. اگر آب از چاه بجای منابع آبهای سطحی استفاده شود از لحاظ حفاظتی بیشتر مؤثر خواهد بود.

حفاظت بوسیله ی آبیاری بارانی: این روش در مورد گیاهان یکساله و گیاهان دائم مانند درختان نیز مورداستفاده قرارمی گیرند. آبیاری با نصب آب پاش دربالا یا پایین تاج پوش گیاهی استفاده می شود. آب پاش تاج پوش گیاهی را با رهاکردن آب با گرمای نهان آب، زمانی آب از مایع به یخ تبدیل     می شود مقداری گرما تولید می کند. در طول یخ زدن گرمای نهان آزاد شده و گرمای از دست رفته پوشش گیاهی و محیط را جبران می کند. در این حالت هر گرم آب در حال یخ زدن 80 کالری گرما آزاد می نماید که باعث حفاظت نبات از سرما می شود. در این نوع آبیاری باید آب کافی برای یک پوشش خوب در دسترس باشد. در شرایط آب و هوای جنوب کشور که تبخیر زیاد است میزان مصرف آب برای این منظور خیلی زیاد باید در نظر گرفته شود و اگر آب کافی در دسترس نباشد باغ با صدمه شدید روبرو خواهد شد.

حفاظت به وسیله ی سوخت های جامد: این سوخت ها تهیه شده از کک های نفتی یا موم های نفتی هستند که بعضی از آنها به صورت آجر بسته بندی شده در بازار موجود می باشند. برخی دیگر از این نوع سوخت ها را داخل سطل ها و یاظروف آهنی جای داده و قابل پر شدن مجدد هستند. این نوع سوخت ها بیشتر در گرم کردن باغات هلوو مرکبات و سیب کاربرد دارد، به طوریکه آنها را مستقیماً زیر درخت قرار می دهند. مزیت این نوع سوختها نسبت به بخاریهای باغی این است این سوختها بطئی سوخته و هوای گرم شده زیر درخت را به بالا متصاعدمی نماید، و این هوا در حال صعود توسط شاخ و برگ و شکوفه های درخت شکسته و پخش شده و در تعدیل هوای داخل حجم درخت مؤثر می باشد.  همچنین این نوع سوخت ها نیازی به سوخت گیری مجدد و یا تعمیر ندارند. تنها عیب این نوع سوخت ها این است که اغلب غالب ها را پس از روشن کردن نمی توان خاموش کرده ویا میزان حرارت آن را تنظیم نمود.

حفاظت به وسیله ی سوخت های دیگر: می توان مصرف سوخت هایی مانند: چوب، ذغال سنگ، خاک ذغال، لاستیک های مستعمل، کاه، کود حیوانی و بوته های خشک در ایران را نام برد. بزرگ ترین مشکل این سوختها این است که درجه ی سوختن آنها را نمی توان تنظیم کرد و همچنین دود زیادی را تولید می کنند.

حفاظت به وسیله ی پوشش: در این روش از شاخ و برگ درختان برای پوشش درختچه ها و نهال های جوان در مدت زمانی که احتمال سرما زدگی وجود داشته باشد استفاده می کنند. حفاظت نباتات بخصوص گیاهان زینتی به وسیله ی پلاستیک نیز در منازل نوعی از این حفاظت است.

حفاظت به وسیله ی کف های بادوام: این روش تقریباً جدید می باشد. کف ها محلول هیدرو لیز شده پروتئینی می باشند که از سر لوله های مخصوص تحت فشار پاشیده می شوند. پروتئین ها نه فقط اثر سوئی روی نباتات ندارد بلکه دارای اثرات تقویت کننده مختصر نیز می باشد. مزیت این روش نسبت به بخاری ها این است که به تعداد کمتری کارگر نیازمند بوده و ارزانتر تمام می شود.

حفاظت به وسیله ی پاشیدن مواد مؤثر بر فیزیولوژی گیاه: اگر گیاهی در حال استراحت یا خواب باشد، مقاومت بیشتری نسبت به سرما دارد. تجربه نشان داده که برخی از درختان جنگلی در زمستان درجه حرارت تا 50 درجه زیر صفر را بدون صدمات یخ زدگی تحمل نموده اند. همین درخت در تابستان موقعیکه اعمال حیاتی آن در حال فعالیت می باشد، حتی ممکن است چند درجه زیر صفر را تحمل ننماید. آزمایشات نشان داده است که Hydrazide Maleic با غلظت 1 تا 2 در هزار ایجاد استراحت مصنوعی در درختان می نماید.

حفاظت از سرما زدگی با استفاده از ضد یخ ها: یکی ازجدید ترین روشهای در کاهش خسارت سرما زدگی ناشی از دخالت عوامل باکتریایی استفاده از مواد ضد یخ باکتریایی و ضد یخ زدگی است. یکی از جدیدترین روش های مبارزه با این عارضه که جدیداً با بازار معرفی شده است استفاده از ضد یخ طبیعی می باشد. ضد یخ طبیعی کراپ اید ، کمک می کند تا از گیاهان در مقابل سرما و یخ زدگی محافظت شود. به دلیل جذب سریع این ماده توسط برگها، ساقه و ریشه در مدت کمی، گیاهان به فعالیت شدید متابولیکی کرده و محتویات آمینواسیدها، پروتئین ها، قند، روغن، ویتامین و مواد معدنی به ویژه پروتئین ضد یخ در پیکره گیاه افزایش می یابد. کراپ اید مقاوم به یخ زدگی است و نقطه انجماد را در گیاهان پایین تر می آورد. این ویژگی ها به کراپ اید کمک می کند تا گیاهان را در مقابل تأثیرات نا مطلوب محافظت کند. همچنین گیاه را به ساختن پروتئین ضد یخ و آمینواسید ضد یخ تحریک می کند. بنابراین گیاه در مقابل سرمای ناگهانی و یخ زدگی به مدت (15-20 روز) مقاومتر می شود. این ویژگی ها در تمام درختان مشابه نیست. بعضی از گیاهان می توانند برخی از پروتئین های ضد یخ را بسازند و برخی می توانند همه پروتئین ها را بسازند که این امر بستگی به ویژگی های ژنتیکی گیاه دارد. این ضد یخ شامل سه نوع از انواع باکتری تیوباسیلوس است که در طبیعت نیز وجود  دارد. همچنین حاوی 60 نوع ماده ی معدنی به همراه اسید Oxaloacetic و Rusticyanin تولید شده توسط باکتری ها که طبیعی و بی خطربرای محیط زیست هستند می باشد.

بنابراین محصول فوق چندین مزیت عمده را برای گیاهان دارد از جمله:  مقاومت گیاه را در برابر سرما و یخ زدگی تا حد قابل قبولی کاهش می دهد. این ماده مقاومت داخلی و خارجی گیاه را در برابر انواع تنش ها افزایش می دهد. استفاده از این ماده باعث می شود میوه بزرگتر، براق تر، سنگین تر و خوشمزه تر شود. در صورت مخلوط شدن با خاک PH خاک را پایین می آورد.

 

روش های حفاظت غیر فعال یا بلند مدت

پیشگیری به وسیله ی انتخاب اراضی مناسب کشت: در مناطقی که خطر سرمازدگی  وجود دارد زمین هایی را باید انتخاب کرد که جریان هوا در آن بخوبی امکان پذیر باشد. اراضی شیب دار از این قبیل زمین ها هستند. به دلیل گود بودن، این اراضی مانند مخازن هوای سرد عمل نموده و مانع از جابجایی و جریان هوای سرد می شود. هوای سرد نسبت به هوای گرم سنگین تر و متراکم تر است و طبعاً به طبقات پایین تر مانند گودالها و ته دره ها رفته و در آنجا مستقر می شود. با توجه به این موضوع احتمال خسارت یخبندان برای گونه های حساس به سرما که در ته دره کاشته شده اند نسبت به آنهائیکه در دامنه کاشته می شوند زیاد می باشد.

احتمال خطر سرما زدگی و یخبندان در زمین هائیکه در کنار دریا و دریاچه و یا سایر آبها قرار دارند نسبت به زمین هائیکه در کنار آب نمی باشد خیلی کمتر است.آب ظرفیت حرارتی بیشتری دارد به همین دلیل آب در تعدیل آب و هوای مناطق مناطق اطرافش اثر بسزائی دارد. یکی از موفقیت های کشت مرکبات درشمال وجود دریای مازندران در کنار باغات مرکبات شمال می باشد.

جهت دامنه ها هم نیز نقش مهمی را در این خصوص ایفا می کند. خطر یخبندان در دامنه های جنوبی خیلی بیشتر از دامنه های شمالی است، در دامنه های شرقی و غربی متوسط است. دلیل این امر آن است که خورشید با زاویه ی انحرافی کوچکتری در دامنه های جنوبی و با زاویه انحرافی بیشتری در دامنه های شمالی می تابد، در نتیجه طبق قانون معروف کسینوس لامیرت شدت انرژی در دامنه های جنوبی بیشتر است.

پیشگیری به وسیله ی انتخاب خاک مناسب: در مناطقی که خطر یخبندان وجود دارد، خاکهایی که بتوتند در طی روز حرارت زیادی را ذخیره کرده و در شب آن را پس دهد برای رشد محصولات ایده آل می باشد. و بالعکس خاک هایی که به مرور زمان حرارت کمی را ذخیره نموده یا حرارت را به آهستگی به سطح زمین منتقل می نماید در طی شب سطح زمین زود تر و بیشتر سرد می شود. عمق نوسانات حرارتی در خاک خوب بیشتر است این عمق معمولاً برای یک خاک مطلوب حدود نیم متر است. خاک خوب اندوخته ی حرارت زیاد تری را در لایه های ضخیم تر دارا می باشد، بدین جهت درشبها می تواند انتقال حرارت بیشتری را به طرف سطح خاک ادامه دهد و سرعت افت درجه حرارت را کاهش دهد. خاک بد مثل خاک های آلی یا کود دار شب ها خیلی سرد می شوند، زیرا این نوع خاک ها در اثر تشعشع حرارت خود را زود تر از دست داده و حرارت کمتری از اعماق زمین دریافت می کنند. خاک پوشیده از علف های هرز نیز خطرات سرما و یخبندان را تشدید می کند، زیرا این نوع پوشش ها خواه زنده یا مرده عملاً لایه ای با قابلیت هدایت حرارت کم و ظرفیت حرارتی کمتر در بالای سطح خاک ایجاد و امکان ذخیره ی حرارتی در روز و آزاد نمودن حرارت تشعشعی را در شب مشکل تر می نماید.

رنگ خاک عامل دیگری در افزایش یا کاهش خطر یخبندان محسوب می شود. خاک های تیره     می توانند حرارت بیشتری را در خود ذخیره کنند در نتیجه قادرند که در شب حرارت بیشتری را از دست بدهند. خاک های روشن تر بیشتر انرژی مفید خورشید را در طول روز منعکس و در شب خطر یخبندان را افزایش می دهند.

پیشگیری به وسیله ی انتخاب ارقام مناسب و زمان کاشت مناسب: ارقام مختلف یک گونه از نظر تحمل در مقابل یخبندان به طور قابل ملاحظه ای با هم تفاوت دارند. در بعضی ازحالات گیاهان بسادگی از خطر یخبندان نجات پیدا می کنند، بعضی از گیاهان که طول عمر کوتاهی دارند یا به اصطلاح زود رس هستند می توان آنها را جهت حفظ و حراست از سرمای بهاره دیرتر کاشت. به این ترتیب ارقامی که حتی دو یا سه روز دیر تر از ارقام مشابه گل کنند کمتر در معرض خطر سرما زدگی قرار می گیرند. در ایالت ایلی نویزامریکا تخمین زده شده است که 9 روز دیرتر شکوفه نمودن یک رقم سیب احتمال خسارت سرما ویخبندان را از 50 درصد به 25 درصدکاهش داده است.  در بعضی از ارقام شکل و حجم شاخ و برگ درخت نیز صدمه ی سرما را کاهش می دهد.  کشت زود هنگام از هر نظر دارای مزیت می باشد. به طور مثال کشت زود هنگام به کشاورز اجازه می دهد تا محصول خود را قبل از بارش باران و یا وقوع سرما به خوبی برداشت کند. همچنین ورود زودترمحصول به بازار از اقتصادی بسیار مهم می باشد.

برای افزایش مقاومت گیاهان مختلف به سرما 4 استراتژی به عنوان پیشنهاد برای اجرا در برنامه های به نژادی دیده می شود:

1-    اصلاح تدریجی گیاهان از نظر صفت مقاومت به تنش سرما و تنش یخبندان از طریق کاربرد روش های موسوم و انتخاب .

2-    انجام هیبریداسیون  بین گیاهان زراعی و گیاهان وحشی نزدیک آنها که دارای صفت مقاومت به تنش سرما و تنش یخبندان هستند.

3-    اهلی کردن گونه های وحشی که در محیط های سرد به خوبی رشد می کنند از طریق اصلاح و انتخاب برای بهبود صفات زراعی آنها

4-    راهکارهای پیشنهادی برای شناسایی ژن های مقاومت به سرما و یخ زدگی، کلون کردن آنها و دست ورزی ژنتیکی آنها با استفاده از روش های پیشرفته بیولوژی مولکولی.

پیشگیری توسط انتخاب پایه ی مناسب: پیوند زدن ارقام بر روی پایه های مقاوم یکی از مؤثرترین اقدامات برای مقاومت ساختمان درختان در مناطقی که با خطر سرما زدگی همراه است می باشد.البته در انتخاب پایه تنها مقاومت آنها در مقابل سرما مد نظر قرار نمی گبرد، بلکه عوامل متعددی را در انتخاب پایه برای اصلاح نباتات در نظر می گیرند که ممکن است یکی از آنها مقاومت به سرما باشد.

پیشگیری به وسیله ی سایر عملیات به زراعی:

الف- تغذیه ی گیاهی: یک گیاه سالم و قوی نقطه ی یخبندان پایین تری دارد. مصرف کود های شیمیایی اصلی لازمه ی سلامتی گیاه است به همان نسبت مصرف ریز مغذی ها در سلامتی و قدرت گیاه مؤثر و مهم تلقی می شود. تجربه نشان داده که عنصر منیزیم در مقاومت مرکبات به سرما نقش مهمتری دارد. بعضی از محققان مصرف سدیم را در ایجاد مقاومت های بیشتر مؤثر می دانند. در مناطقی که خطر سرما درختان و گیاهان را تهدید می کند، نباید از کودهای ازته استفاده نمود.

ب-  عملیات خاکی: یک خاک متراکم و فشرده که به جز محصول کاشته شده پوشش گیاهی دیگری ندارد در حد مطلوب تلقی می شود. نوع بافت خاک هم تأثیر گذار می باشد.

ج- پیوند زدن: زخم های جای پیوند در مقابل سرما و یخبندان خیلی حساس هستند واگر این زخم ها با سرما روبرو شوند پوست اطراف زخم پیوند آسیب می بیند. بهتر است پیوند زدن زمانی انجام گیرد که خطر سرما رفع شده باشد.

د- بادشکن: در مناطقی که احتمال وقع سرما انتقالی هست بادشکن ها مفید واقع می شود.

و- سلامتی گیاه: یک گیاه ضعیف و آفت زده کمتر می تواند در مقابل سرما مقاومت نماید.

عملیات حفاظتی بعد از وقوع سرما زدگی

بعد از وقوع سرما زدگی اگر تمهیداتی در جهت جلوگیری یا کاهش خسارت آن انجام نشود ضرر و زیان حاصل از وقوع این پدیده به محصولات کشاورزی بخصوص از نوع حساس آن حتمی و غیر قابل اجتناب است. با اقداماتی می توان بعد از وقوع یخبندان تا حد زیادی گیاهان را از خسارت بیشتر و عواقب آن محافظت نمود. برای این منظور ابتدا بلا فاصله باید بعد از ایجاد خسارت یخبندان در باغ بافت های خشک شده و سرما زده را جمع آوری و از مزرعه و باغ دور کرد. اگر این اقدام انجام نشود خسارت بعد از سرما زدگی افزایش یافته و بوته های سالم نیز در معرض فساد و بیماری قرار می گیرند.

به طور کلی روش های غیر فعال یا بلند مدت در کشور ما به سادگی قابل انجام است. در روش های کوتاه مدت و فعال نیاز به صرف انرژی می باشد، که در کشور ما روشهای فعال بحد زیادی به کار گرفته نشده است.

 

بیمه محصولات کشاورزی

زیانهای اقتصادی سرما و یخبندان به محصولات کشاورزی کشور به مراتب بیشتر از زیانهای سایر پدیده های مخرب جوی و گه گاه فزون تر از خسارت هایی است که در اثر بیماری ها و آفات به گیاهان وارد می نماید. با توجه به انواع خطرات در حوزه ی کشاورزی و از طرفی اهمیت امنیت غذایی ضرورت بیمه در عرصه های مختلف کشاورزی در اکثر کشور های جهان به روشنی احساس شده است. در ایران نیز، فعالیت صندوق بیمه محصولات کشاورزی عملاً از سال 1363 ، با هدف حمایت از محصولات کشاورزی آغاز شد.

قبل از شروع سال زراعی و آغاز کشت محصول، کارشناسان ستاد صندوق بیمه،ضریب خسارت و تعرفه ها را بر اساس ضوابط ، روش های مرسوم تعیین می کنند و حق بیمه ها را به نماینده های استانی اعلام می نمایند. شروع بیمه پذیری هر زراعت همزمان با اعلام تعرفه ها و یا هنگام کشت آن محصول است. کشاورزان پس از مراجعه به کارگزاران بیمه و با تنظیم فرم بیمه نامه و پرداخت وجه خرید و خرید بیمه نامه، محصول آن تحت پوشش بیمه نامه قرار می گیرد.

 

 

 

نتیجه گیری

به طور کلی روش های در روش های مقابله با سرما زدگی، روش های غیر فعال یا بلند مدت در کشور ما به سادگی قابل انجام است. در روش های کوتاه مدت و فعال نیاز به صرف انرژی می باشد، که در کشور ما روشهای فعال بحد زیادی به کار گرفته نشده است.

به طور کلی باید توجه داشت روش های فعال می تواند افزاینده ی اثر روش های غیر فعال باشد. بنابراین نباید تصور شود که این روش ها را می توان بجای یکدیگر به کار برد. بلکه ترکیب این دو روش حفاظت مطمئن تر است. بدین جهت توصیه می شود که هر دو روش با هم به کار گرفته شوند.

بیمه ی کشاورزی یکی از راه های تأمین امنیت مالی محصولات کشاورزی در برابر سرما زدگی        می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

منابع

1-   جنبه های فیزیولوژی و به نژادی تنش های سرما و یخ زدگی گیاهان زراعی – نوشته: دکتر سید علی محمد میر محمدی میبدی – انتشارات گلبن اصفهان – زمستان 1379.

2-   سرمازدگی گیاهان ( یخبندان، صدمات، پیشگیری ) – نوشته: تراب امیر قاسمی – انتشارات مؤسسه فرهنگی نشر آیندگان – 1381.

3-   زراعت عمومی – نوشته: کمال سادات اسمعیلان – انتشارات دانشگاه پیام نور- 1386.

4-   آشنایی با عملیات بیمه محصولات زراعی – نوشته: سید حمید کریمی، غلامرضا نبی زاده، مجید بردوئی – نشر آموزش کشاورزی – 1385 .

5-   اینترنت .

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1392ساعت 10:47  توسط ناصر صادقی   |