مقدمه :

ارزن ها جزو غلات دانه ريز و گياهان يك ساله مناطق گرم و خشك مي باشند كه داراي گونه هاي فراواني هستند. نام ارزن ( Millet ) از كلمه لاتين millesimum به معناي يك هزارم ريشه گرفته و كلمه (Mill ) به معناي خرد و كوچك غالباً براي اشاره به چيزهاي فوقالعاده كوچك به كار مي رود .

 

 خاك :

ارزن مي تواند در دامنه وسيعي از خاكها رشد نمايد اما به شرايط ماندابي حساس بوده و بهترين خاكها براي رشد آن، خاكهاي لومي شني با زهكشي خوب مي باشند. ارزن در دامنه وسيعي از PH خاك، نه خيلي قليايي قادر به توليد محصول مي باشد. ارزن متحمل به شوري بوده و جوانه زني آن در شرايط نور به تأخير مي افتد.

 

آماده سازي زمين :

ارزن به بستري كاملاً نرم و عاري از كلوخ نياز دارد، زيرا بذور آن بسيار كوچك مي باشند. يك شخم عميق (حداقل 15 سانتيمتر) با گاوآهن برگردان دار به دنبال آن 2 تا 3 ديسك عمود بر هم مي تواند شرايط بهينه را براي كشت ارزن فراهم آورد.

 

مقدار بذر ، فاصله كاشت و روش كاشت :

به منظور برداشت دانه كافي و خوب مصرف 4 تا 5 كيلوگرم در هكتار كافي بوده و ميزان بهينه تراكم 175000 تا 200000 بوته در هكتار مي باشد. تراكم فوق با فاصله رديفهاي 45 سانتيمتر و فاصله هر بوته 12-10 سانتيمتر حاصل خواهد شد. عمق كاشت بذر 3-2 سانتيمتر مي باشد. ارزن عموماً بلافاصله پس از شخم و بوسيله بذر پاشي كشت مي شود. كشت ارزن مرواريد با ماشين مخصوص بذر كار غلات بهترين روش بوده و نتنها بهترين جوانه زني را تضمين مي كند بلكه پراكندگي يكنواخت و خوب گياه را نيز به همراه خواهد داشت.

 

توصيه هاي داشت :

نياز غذايي :

به طور كلي ارزنها به دليل طول رويش كوتاه و حجم كم ريشه به مواد غذايي كمي نياز دارند. در ارزنها كاربرد 50 كيلوگرم در هكتار كود اوره در زمان كاشت و مصرف 50 تا 100 كيلوگرم در هكتار اوره بعد ازهر چين توصيه مي شود.

  

 آبياري :

ارزن مقاومت خوبي نسبت به كم آبي دارد ولي جهت توليد علوفه بيشتر و بهتر دور آبياري 7 تا 10 روز مناسب است

  

 دفع علفهاي هرز :

براي دفع علفهاي هرز بهتر است در مراحل اوليه رشد گياه از كولتيواتور استفاده شود در مراحل بعدي رشد به علت سايه اندازي شديد و چين برداري هاي متعدد رشد علفها ناممكن خواهد شد  و نياز به مبارزه با علفهاي هرز نخواهد بود .

 

 مبارزه با آفات و بيماريها :

روي اين گياه هنوز بيماري خاصي گزارش نشده ولي از آفات مهمي كه در مراحل اوليه رشد به بوته ها حمله مي نمايند مي توان كرم طوقه بر ( آگروتيس ) و كرم برگ خوار ( كارادرينا ) را نام برد كه ضمن انجام مبارزه زراعي ( شامل رعايت تاريخ كاشت و شخم پائيزه ) مي توان از سم حشره كش كارباريول براي آگروتيس استفاده نمود . در ساير موارد به دليل غير اقتصادي بودن مبارزه و استفاده مستقيم از گياه جهت توليد گوشت و شير مبارزه شيميايي توصيه نمي گردد .

 

برداشت :

در ارزنها بهترين زمان  برداشت جهت علوفه سبز ظهور پانيكول ها و بهترين زمان برداشت براي توليد دانه تغيير رنگ پانيكول ها و زرد شدن برگهاي پايين مي باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:11  توسط ناصر صادقی   | 

مقدّمه:

ذرت ازجمله گیاهانی است که مورد توجه خاص بوده است.خصوصاًپس از پیدایش ارقام هیبرید با عملکردبالاوکیفیّت مطلوب،بسیاری از مؤسّسه های تحقیقاتی در سراسر دنیا روی این محصول با ارزش سرمایه گذاری وفعّالیّت های مؤثّری انجام داده اند.که به موفقیّت های چشمگیری نیز دست یافته اند.

ذرت بعدازگندم وبرنج سوّمین محصول  زراعی دنیا ازنظرسطح زیر کشت و دومین محصول بعدازگندم ازنظرمیزان تولید است.که علاوه بر تامین دانه وعلوفه ی موردن نیاز مرغداری ها ودامداری ها درصنعت غذایی،شیمیایی ودارویی نیز از اهمیّت ویژه ای برخورداراست.

دراستان زنجان به لحاظ توسعه ی دامداری ونیاز مبرم به علوفه،توسعه ی کشت ذرت علوفه ای بایددر کنار افزایش تولید یونجه،جوودیگرنباتات علوف ای مدنظر قرار گیرد.بنابراین راه توسه کشت باید باتولیدارزان وسیله برداشت که مهم ترین عامل بازدارنده کشت وکار این محصول باارزش میباشد،بازگردد.و یا اینکه تسهیلات لازم در اختیارکشاورزان قرار داده شود.

خوشبختانه تسهیلات بانکی کافی دراختیار کشاورزان عزیز قرار میگیرد که این عزیزان باید از این فرصت برای خرید ادوات و دنباله بند های تراکتور مورد نیاز مزرعه ی خود استفاده نمایند.

مشخصات گیاه: 

1. ریشه:

ذرّت دارای ریشه افشان می باشد وایریشه ها از هر طرف گسترش یافته و مواد غذایی لازم گیاه را تأمین مینمایند. درغالب واریته ها چهار ریشه  از جوانب بذر به اطراف گسترش یافته وتا آخر عمر گیاه فعّال هستند. و بقیه ریشه ها از گره ای که پایین تراز سطح زمین بوجودامده، توسعه می یابند. این ریشه ها بسته به رطوبت زمین ممکن است کوتاه تر و یا اگر زمین خشک باشد طولانی تر به اطراف گسترش یابند. وبعد از آن بطور عمقی درخاک فرو میروند توسعه ریشه در این موقع بستگی زیادی به سبکی یا سنگینی خاک و حاصلخیزی آن دارد و بهر صورت در بعضی از خاک های مناسب، عمق این ریشه ها را تا 5/2 متر دیده اند.

سرعت گسترش ریشه در ذرّت خیلی زیاد است. بطوریکه در مدّت چهارهفته تا 60سانتیمتردراطراف ساقه توسعه             می یابد. بدیهی است درخاک های نا مساعد وسنگین توسعه وگسترش ریشه به مقدار زیادی تقلیل می یابد.

2. ساقه:

ساقه ذرّت معمولاًبه ارتفاع 2تا3 متر می رسد ولی در بعضی از انواع زودرس به ارتفاع 90 سانتیمتر و در برخی تا 50 سانتیمتر(پاپ کورن) و کمتر ارتفاع دارد. و درمناطق حارّه ونیمه حارّه امکان دارد بلندی ساقه ذرت تا 6 یا 7 متر و قطر ساقه آن به 3 تا 4 سانتیمتر برسد. ساقه ذرّت بطور معمول 14 گره دارد ولی این گره های ساقه را بعضی اوقات از 8 تا 21 گره هم شمارش کرده اند. میان گره های ذرّت معمولاً در نزدیکی زمین کوتاه و هرچه ارتفاع نبات بیشتر می شود زیاد تر می گردد.

3. برگ:

تعداد برگ های ذرّت 8  تا 48 عدد است که حدّ متوسّط آن را بین 12 تا 18 می گیرند. انواع زود رس آن برگ های کم تری دارند. در صورتی که انواع دیر رس دارای برگ های بیشتری هستند. طول برگ های آن از 30 سانتیمتر تا 150 سانتیمتر و عرض آن نیز تا 15 سانتیمتر رسیده است. در بعضی واریته ها استعداد زیادی برای روییدن جوانه های جانبی دارد و وضع رویش آن ها هم بستگی به واریته ذرّت دارد.

4. گل و تلقیح:

ذرّت به علّت بی مانند بودن گل آذین در میان تمام غلّات مشخّص و متمایز است.

گل آذین انتهایی ذرّت ذرّت در انتهای ساقه قرار دارد و کاملاً شاخه شاخه و به آسانی قبل گل کردن تشخیص داده می شود و گل آذین نر ذرّت تا 5 میلیون گرده (بسته به گونه ی ذرّت) برای تلقیح به وجود می آورد. گل آذین ماده از لابلای برگ- هایی که بعداً بلال در میان آن به وجود می آید بیرون آمده و به صورت یک دسته رشته های ابریشمین مرطوب و چسبنده می باشند که گرده های نر از قسمت بالا به علّت تکان خوردن یا وزش باد و یا سنگینی وزن خود بر روی آن می ریزد و به علّت چسبندگی در همان جا قرار گرفته دانه های بلال را بارور کرده و تشکیل دانه می دهند.رطوبت کافی چه در هوا وچه در خاک برای گیاه در این موقع حسّاس است و خشک بودن زمین دوره نگهداری گل آذین را کم کرده و نیز دانه بستن را در بلال تقلیل میدهد. همچنین اگر رطوبت نسبی هوا خشک باشد همین خطر را دارد و این دو آمل اگر همزمان با هم باشند اثرات نامطلوبی در دانه بستن وتولید محصول خواهند داشت. واگر گرمای هوا در این موقع در حدود 32 درجه سانتیگراد یا بالا تر باشد وضع نامساعدی به وجود می آید که دانه بندی ذرّت را خیلی پایین می آورد.

اکولوژی ذرّت:

1. حرارت : ذرّت یک گیاه گرم سیری است که در طول دوره رشد احتیاج زیادی به حرارت دارد. درموقع جوانه زنی درجه حرارت خاک بخصوصقسمت سطحی (5سانتی متری نزدیک سطح زمین)باید حدود 10درجه سانتی گراد باشد.

مناسب ترین درجه حرارت در طول دوره رشد ذرّت 30-20درجه سانتی گراد است.افزایش درجه حرارت محیط بیش از 35درجه سانتی گراد،چنانچه مصادف با زمان گل دادن باشد موجب عدم تلقیح می شود.

2. طول روز و فتوپریود : پراکنش تشعشع در داخل اجتماع گیاهی با قابلیت عبور نور از برگ ، وضع قرار گرفتن برگها   ( زاویه برگها با ساقه ) تراکم و ارتفاع گیاهان و نیز زاویه تابش نور خورشید مرتبط می باشد.

با افزایش سن برگ ، قابلیت عبور نور از آن به مقدار کمی کاهش میابد.

3. رطوبت : ذزت در دوران زندگی خود به آب نسبتا زیادی نیاز دارد. کمبود آب یکی از عوامل محدود کننده کشت گیاه بشمار می رود. بطور کلی در طول 45 روز اول رشد ذزت بین صفر تا 8/3 میلی‌متر و در طول گرده افشانی 9 میلی‌متر در روز ، بعد از گرده افشانی 13 میلی‌متر در روز مصرف آب دارد.

آب مورد نیاز ذرت 600-400 میلی‌متر در کل دوره رشد و نمو است.

4. خاک : ذرت در اراضی با خاکهای لومی که بحد کافی نرم ، عمیق ، بدون زه و وغنی از آهک و هوموس باشد ، بهترین رشد را دارد. PH بین 5/7-5/6 برای ذرت مناسب می باشد. زمینهای خیلی سبک و خیلی سنگین برای کشت ذرت مناسب نیستند.

5. مراحل فنولوژی رشد : عملکرد یک گیاه توسط فتوسنتز و رشد و نمو آن شکل می گیرد. اثر عوامل دیگر مثل عناصر معدنی و رژیم آبیاری به مقدار تاثیر آن بر فرایندهای فیزیولوژیکی بستگی دارد. حصول عملکرد بالا به سطح مطلوبی از عوامل مختلف تکنیکی و فنی کشاورزی و دسترسی به هیبریدهائی پرمحصول ، زمانبندی و بکارگیری صحیح نهاده‌ها بستگی دارد.

تناوب زراعی :

اصولا کشت متوالی یک گیاه موجب کاهش محصول می گردد. ذرت نیز از این شرایط مستثنی نیست و برای دستیابی به عملکرد مطلوب نیاز به برنامه ریزی صحیح و اصولی در امر تناوب می باشد. گیاهانی که در تناوب با ذرت قرار می گیرند باید ضمن تامین نمودن حاصلخیزی خاک ، در کنترل و یا حداقل جلوگیری از افزایش آفات ، بیماری ها و علفهای هرز نیز موثر باشند. گردش های زراعی زیر برای تولید ذرت مناسب هستند :

1. چغندر قند ، ذرت ، غلات ( گندم یا جو ) .

2. پنبه ، ذرت ، غلات ( گندم یا جو ) در مناطقی که کشت پنبه معمول است.

3. یونجه 3 تا 5 ساله ، ذرت ، گندم یا جو در مناطقی که دامپروری وجود داشته باشد.

تهیه زمین :

عملیات تهیه زمین شامل شخم ، دیسک ، درصورت نیاز استفاده از لولر ( ماله ) ، کودپاش و نهرکن است که زمان و نحوه اجرای آن بستگی به محصول قبل از کشت ذرت و نوع کشت فعلی ( بهاره یا تابستانه ) دارد. چنانچه نوع کشت تابستانه بعد از برداشت گندم و جو باشد ، فرصت زمانی برای تهیه زمین خصوصا در قطعات مربوط به برداشت گندم در مناطق سرد و معتدل استان ( به جز طارم ) که امکان سرمای زودرس پاییزه وجود دارد محدود است و هرگونه تاخیر در تهیه زمین امکان مواجه شدن با سرما و خسارت وارده زیاد می شود. بعد از آماده کردن یک بستر نرم و مناسب ، باید بذر ذرت با تراکم موردنیاز در عمق مناسب قرار گیرد. بذرکارهای پنوماتیک که با نیروی مکش کار می کنند نسبت به سایر بذرکارهای موجود موفق تر عمل می کنند و قادرند با کشت یکنواخت و منظم بذرها بر اساس فواصل تنظیم شده ، فضای رویش کافی را برای هر بذر فراهم سازند.

تاریخ کاشت :

دمای مناسب برای جوانه زدن بذر ذرت 18 درجه سانتیگراد است و در دمای پایین تر از 8/12 درجه سانتیگراد جوانه زدن بذر به کندی صورت می گیرد و حداقل درجه حرارت برای جوانه زدن بین 9 تا 10 درجه سانتیگراد است. همچنین درجه حرارت در زمان گرده افشانی باید کمتر از 35 درجه سانتیگراد باشد. در استان زنجان بعد از 15 اردیبهشت می توان کشت ذرت را شروع کرد ( در طارم کشت ذرت علوفه‌ای مرسوم نمی باشد ).

نیاز غذایی :

الف : کودهای شیمیایی :

ذرت در خاکهای آهکی با بافت لومی ، عمق کافی ، نفوذ پذیری مناسب و دارای مواد آلی کافی ( 1 تا 2 درصد ) بیشترین عملکرد را دارد. خاکهای خیلی سنگین برای کشت ذرت مناسب نیستند. این نوع زمینها را برای کشت ذرت باید بوسیله کودهای حیوانی و سبز اصلاح کرد. زمینهای رسی و آهکی و نیز زمینهای رسی شنی که عمق کافی داشته باشند برای کشت این گیاه مناسب اند. ذرت در خاکهایی که PH آنها بین 6 تا 7 باشد بخوبی رشد و نمو می کند و محصول قابل توجهی عاید می گردد.

مصرف مواد غذایی بویژه ازت و فسفر بوسیله گیاه ذرت در مقایسه با سایر گیاهان زراعی در سطح بالاتری قرار دارد. زراعت ذرت در زمینهای حالخیز و پرقوت محصول مناسبی می دهد. درحالی که در اراضی فقیر و پست موفقیت چندانی ندارد ، لذا این نکته در انتخاب محل کشت ذرت باید مورد توجه قرار گیرد. متوسط برداشت ازت ( N ) ، فسفر (  ) و پتاسیم (  ) از خاک توسط این محصول بترتیب 200 ، 80 و 160 کیلوگرم در هکتار است.

طی پژوهش های وسیع انجام شده در کشور مشخص شده است که در طول 25 روز اول رشد گیاه ، تنها 8 درصد ازت مورد نیاز برداشت می شود. 35 درصد ازت در فاصله 26 تا 50 روزگی و 31 درصد در فاصله 51 تا 75 روزگی ، 20 درصد در فاصله 76 تا 100 روزگی و بالاخره 6 درصد بعد از این مدت قابل استفاده است. بنابراین مقدار مصرف کود ارته با توجه به میزان نیاز هر مرحله زمانی تعیین می گردد. متوسط کود ازته برای ذرت علوفه ای 400 کیلوگرم است. بدیهی است تعیین مقدار دقیق مصرف باید براساس تجزیه خاک باشد. باتوجه به اینکه مصرف ازت بوسیله گیاه بتدریج صورت می گیرد بنابراین کودهای ازته را باید در دو یا چند نوبت ، بخشی از آن قبل از کاشت و بقیه بصورت سرک به خاک اضافه گردد. در خاکهای سبک و شنی تعداد این دفعات بیشتر از سایر خاکها میباشد. بعلاوه نحوه آبیاری مزرعه موثرترین عامل در راندمان کودهای ازته است.

میزان توصیه کود نیترات آمونیوم ( کیلوگرم در هکتار ) براساس آزمون خاک :

 

میزان کربن آلی خاک O.C %                 میزان کود نیترات آمونیوم مورد نیاز ذرت

             2 <                      - - - - - - - - - -                600

             2 >                      - - - - - - - - - -                450

 

نیاز ذرت به فسفر کمتر از ازت و تقریبا یک پنجم آن است. کود فسفره باید همراه با کاشت مصرف شود و بهترین شیوه مصرف کود فسفره در زراعت ذرت ، در زیر و کنار دانه های کاشته شده است. با توجه به اینکه کود سوپر فسفات تریپل ارزانتر از فسفات آمونیم است ، پیشنهاد می شود از سوپر فسفات تریپل استفاده شود. مقدار مصرف سوپر فسفات تریپل و یا فسفات آمونیم در زنجان طبق جدول زیر میباشد :

میزان توصیه کود سوپرفسفات تریپل ( کیلوگرم در هکتار ) بر اساس آزمون خاک :

 

میزان فسفر قابل جذب ( میلی گرم در کیلوگرم )        میزان کود سوپر فسفات تریپل مورد نیاز ذرت

              5-0                      - - - - - - - - - - - -                              200

             10-6                     - - - - - - - - - - - -                              150

            15-11                    - - - - - - - - - - - -                              100

            15 >                      - - - - - - - - - - - -                              50

 

میزان توصیه کود سولفات پتاسیم ( کیلوگرم در هکتار ) بر اساس آزمون خاک :

 

میزان پتاسیم قابل جذب ( میلی گرم در کیلوگرم )          میزان کود سولفات پتاسیم مورد نیاز ذرت

             100-0               - - - - - - - - - - - -                    250

           200-101             - - - - - - - - - - - -                    200

           250-200             - - - - - - - - - - - -                    150

           300-250             - - - - - - - - - - - -                    100

           350-300             - - - - - - - - - - - -                     50

            350 >               - - - - - - - - - - - -                      - 

 

مصرف کود پتاسه بصورت سرک به جز در خاکهای نسبتا سبک توصیه نمی شود. در اینگونه خاکها میتوان کود پتاسه مورد نیاز و برآورد شده را تقسیط نمود.

ذرت علاوه بر N.P.K به مقادیر کافی از مواد غذایی ثانویه ( کلسیم ، منیزیم ، گوگرد ) و ریز مغذی های Cl ، Mn ، Fe Cu ، B ، Zn نیاز دارد که براساس تجزیه خاک و نیاز گیاه تعیین می گردد.

ب : کودهای آلی :

کودهای آلی ( حیوانی و کمپوست ) باعث اصلاح خواص فیزیکی ، شیمیایی و بهبود فعالیت بیولوژیکی خاک می شود. این دسته از کودها در کوتاه مدت بخشی از مواد غذایی مورد نیاز ذرت را تامین می کنند و در دراز مدت باعث بهبود ساختمان خاک ، تهویه خاک و همچنین افزایش ظرفیت نگهداری آب در خاک میشوند. بنابراین مصرف 30 تا 40 تن کود حیوانی پوسیده یا کمپوست در هکتار قبل از کاشت ، 2 تا 3 سال یک بار برای افزایش عملکرد ذرت توصیه می شود.

تهیه زمین :

برای این کار پس از پخش کود حیوانی در پاییز زمین را به عمق 30-25 سانتیمتر شخم می زنند. این عمل علاوه بر مخلوط شدن کود دامی با خاک ، باعث نفوذ باران ، پوک شدن خاک ، جذب ازت و درنتیجه بالا رفتن حاصلخیزی خاک ، زیر خاک نمودن و پوسیدن علفهای هرز و بقایای گیاهان سال قبل و از بین رفتن آفات و امراض خواهد شد. پس از آن در بهار به محض مساعد شدن هوا ، یک بار دیگر زمین را در جهت عمود بر جهت اول شخم ، و سپس دیسک می زنند تا کلوخه ها خرد و نرم شده و با ماله زمین را تسطیح می کنند. نهایتا پس از گرم شدن هوا ( در زنجان 15 اردیبهشت به بعد ) اقدام به کاشت بذر می نمایند.

انتخاب بذر :

برای یک زراعت موفق ، وجودبذر مناسب ضروری است. برای این منظور باید با توجه به شرایط محیطی از میان بذور اصلاح شده بذر مناسب را انتخاب نمود.

با توجه به طول دوره زندگی و زمان رسیدن ، بذور ذرت رابه سه گروه تقسیم می کنند :

1. بذرهای زودرس : این بذور مخصوص مناطق سردسیر هستند و بعلت کوتاه بودن دوره رشد آنها ، زود محصول می دهند. زمان کاشت تا برداشت آنها 110-100 روز طول می کشد.

 2. بذرهای میان رس : این بذور در اکثر نقاط ایران قابل کشت بوده و طول دوره رشد آنها 125-100 روز می باشد.

3. بذرهای دیر رس : این نوع بذور برای کشت در مناطق گرمسیری استفاده می شود که طول دوره رشد در این ارقام  140-135 روز می باشد.

ارقام ذرت :

1. سینگل کراس 704 : این هیبرید دو منظوره از گروه دیر رس با قدرت سازگاری بسیار خوب است و در سطح وسیعی از شرایط آب و هوایی کشت می گردد. فرم دانه آن دتدان اسبی ، رنگ دانه زرد و تراکم بونه مورد نیاز در واحدسطح بمنظود برداشت دانه 70-65 هزار بوته در هکتار و برای برداشت علوفه 80-75 هزار بوته است. طول دوره رشد این رقم از زمان کاشت تا رسیدن فیزیولوژیک در مناطق مختلف بین 140-130 روز است که به استثنای شهرستان طارم برای سایر مناطق بای کشت دوم بعد از برداشت غلات توصیه نمی گردد. زیرا امکان مواجه شدن با سرمای زودرس پاییزه قبل از رسیدن محصول و ایجاد خسارت ، خصوصا کاشت بمنظور برداشت دانه آن ، در برخی سالها وجود دارد بنابر این به غیر از شهرستان فوق الذکر در سایر مناطق استان برای کشت دوم بهتر است که از ارقام زودرس تر استفاده شود. در حال  حاضر قسمت عمده سطح زیرکشت ذرت علوفه‌ای در استان زنجان را این رقم به خود اختصاص داده است و در بررسی های بعمل آمده از نظر عکس العمل ارقام نسبت به سیاهک معمولی ذرت نسبت به سایر ارقام کمترین میزان آلودگی را داشته است.

2. سینگل کراس 711  : این رقم نیز از گروه دیر رس است که طول دوره رشد و نمو آن بین 155-145 روز می باشد. تراکم بوته مناسب حدود 65 هزار بوته در هکتار ، فاصله خطوط کاشت 75 سانتیمتر ، فاصله بوته ها روی خطوط کاشت 20 سانتیمتر و متوسط عملکرد دانه آن 9-8 تن در هکتار می باشد این رقم بمنظور تولید ذرت علوفه ای با تراکم75 –70 هزار بوته در هکتار در مناطق معتدل استان قابل توصیه می باشد. و از نظر والد مادری با رقم 704 مشترک است. این هیبرید از آزمایشهای مقایسه عملکرد نهایی مناطق مختلف کشور طی سالهای 67-1365 انتخاب و به نام بهار نام گذاری گردید. فرم دانه آن نیمه سخت ، رنگ دانه زرد مایل به نارنجی و سایر خصوصیات آن مشابه رقم 704 است. متوسط عملکرد دانه در مناطق مورد بررسی کمر از رقم 704 بوده ، اما متوسط عملکرد علوفه آن در بررسی انجام شده در ایستگاه کوثر آباد اصفهان بیشتر از رقم 704 گزارش شده است. از نظر میزان آلودگی به سیاهک معمولی ، میزان آلودگی آن از رقم 704 بیشتر ، اما از ارقام 301 و 108 کمتر گزارش شده است.

3. سینگل کراس 604 : این رقم هیبریدی است از گروه متوسط رس که والد مادری آن با ارقام دیر رس 704 و 711 و والد پدری آن با رقم زود رس 301 مشترک است و از آزمایش های مقایسه عملکرد نهایی مناطق مختلف کشور انتخاب شده و به نام زرین نام گذاری شده است.

رنگ وفرم دانه آن مشابه رقم 704 است ، اما تراکم بوته مورد نیاز این رقم 5000 بوته بیشتر از ارقام 704 و 711 است      ( حدود 75 هزار بوته در هکتار و فاصله خطوط کاشت 75 سانتیمتر و فاصله بوته روی خطوط کاشت 18 سانتیمتر است )     ، اما از آنجا که این رقم از گروه متوسط رس است و طول دوره رویش آن حدود 10 روز کمتر از ارقام دیر رس می باشد ، امکان مواجه شدن با سرمای زود رس پاییزه و خسارت وارده به این رقم در کشت دوم کمتر از ارقام دیر رس است. از نظر آلودگی به سیاهک معمولی ذرت ، میزان آلودگی این رقم در مناطق مختلف کمتر از ارقام 301 و 108 بوده است. طول دوره رشد و نمو این رقم 135-125 روز است.

4. سینگل کراس 301 ( طلوع ) : این هیبرید از گروه زود رس است و طول دوره رشد و نمو آن 120-110 روز می باشد. فرم دانه آن دندان اسبی ، تراکم بوته مناسب حدود 85000 بوته در هکتار ، فاصله خطوط کاشت 75 سانتیمتر و فاصله بوته روی خطوط کاشت 16 سانتیمتر و متوسط عملکرد دانه آن 5 تا 7 تن در هکتار می باشد. این رقم برای مناطق سرد سیر قابل توصیه می باشد.

5. سینگل کراس 108 : این رقم یک هیبرید خیلی زود رس است که متوسط عملکرد آن از کلیه ارقام موجود پایین تر است اما از محاسن آ کوتاه بودن طول دوره رویش آن است که از زمان کاشت تا رسیدن فیزیولوژیکی حدود 95-85 روز در مناطق مختلف بوده است. بنابر این کاشت آن صرفا بعنوان محصول دوم و در مناطقی که کاشت ذرت با تاخیر زیاد انجام می گیر توصیه می شود.

میزان بذر :

مقدار بذر ذرت به حاصلخیزی خاک ، مقدر رطوبت موجود در خاک ، هدف از کشت ذرت ، واریته مورد نظر و درصد جوانه زدن بستگی دارد. میزان بذر و تراکم بوته در هکتار عامل مهمی در مر تولید محصول می باشد. در زراعت های مکانیزه خطی که کاشت بوسیله بذر پاش انجام می شود ، مقدار بذر مورد نیاز در مورد ذرت دانه ای حدود 18 تا 20 کیلوگرم و در مورد ذرت علوفه ای 20 تا 30 کیلوگرم در هر هکتار می باشد. بذر ارقام انتخابی باید تامین کننده هدف مورد نظر باشد.

اگر منظور از کشت ذرت استفاده از دانه آن است ، حتما باید از ارقامی استفاده شود که عملکرد دانه آن بالا و با شرایط آب و هوایی منطقه سازگار باشد.

روشهای کاشت :

کشت ذرت بصورت ردیفی بوده که با بذر افشان صورت می گیرد. معمولا همراه با بذر افشانی فاروئر نیز جویها را جهت آبیاری ایجاد می کند. عمق جویها بین 15-10 سانتیمتر مناسب می باشد.

عملیات کاشت و آماده سازی :

ذرت معمولا در گردش زراعی بعد از گیاهانی قرار می گیرد که این گیاهان بتوانند مواد غذایی کافی در زمین باقی گذاشته و زمین را نرم و قابل نفوذ نمایند. بنابر این ذرترا در تناوب می توان بعد از گیاهانی نظیر یونجه ، شبدر ، سویا ، سیب زمینی و غلات کشت نمود . زمین کشت ذرت را باید بطریقی آماده نمود که ذرات خاک کاملا یکنواخت ، عمق خاک در تمام قسمتهای زمین یکسان و در تمام قشر زراعتی خاک مواد غذایی کافی وجو داشته باشد. برای این منظور پس از برداشت محصول سال قبل زمین را شخم زده ، در پاییز مقدار حداکثر 40-30 تن کود دامی پوسیده در هر هکتار پخش و با شخم متوسط آن را زیر خاک می نمایند. در بهار و در زمان کاشت بذر نیز عملیات تکمیلی تهیه زمین را انجام می دهند. عمق کاشت بستگی کامل و مستقیم به شرایط جوی ( درجه حرارت محیط ) در زمان کاشت ، جنس زمین ، درصد رطوبت زمین و اندازه بذر دارد. در خاکهای سنگین و سرد که نسبت به خاکهای سبک زودتر گرم می شوند باید بذر را در عمق کمتری کشت نمود. بطور کلی عمق کاشت بذر ذرت بین 4 الی 7 سانتیمتر است.

عملیات داشت و مدیریت زراعی :

مبارزه با علفهای هرز : ار آجاییکه ذرت در ابتدا به کندی رشد می نماید ، علفهای هرز موجود در مزرعه می تواند خطر بزرگی برای گیاه ذرت محسوب شوند. چون بوته جوان ذرت به نور فراوان احتیاج داشته و علف هرز با ایجاد سایه از رشد نبات جلوگیری می کند.

برای از بین بردن علفهای هرز می توان از وسایل مکانیکی ، وجین با دست و یا علفکشهای مختلف استفاده کرد. دفع علفهای هرز بطریق مکانیکی در مزارعی که خطی کاشته شده اند بوسیله کولتیواتور انجام می گیرد.

دفع علفهای هرز به طریق شیمیایی به دو صورت انجام می گیرد :

1. مصرف علفکش بعد از کاشت و قبل از سبز شدن ذرت. ( Preemergence ) . مهمترین سمومی که در این روش استفاده می شود آترازین 80 و ارادیکان است.

2. مصرف علفکش بعد از سبز شدن ذرت ( Postemergence ) که معمولا موقعی که گیاه در مرحله 4-3 برگه است ، می توان از سم 46U+ آترازین استفاده نمود. ( یک کیلوگرم سم 46U باضافه 5/1 کیلوگرم آترازین برای هر هکتار. ) در صورتیکه مقدار آترازین بیشتر از 5/1 کیلوگرم در هکتار شود ، برای نبات بعدی محدودیتی از نظر کشت در پی خواهد داشت.

آبیاری : یکی از مسائل مهم و قابل توجه در مورد ذرت تامین آب و مراحل مختلف آبیاری این گیاه است. مقدار آب و مراحل آبیاری به شرایط جوی محیط ، بافت خاک و مقدار رطوبت موجود در خاک بستگی دارد ، و با در نظر گرفتن درجه حرارت محیط ، 7 تا 12 روز یکبار باید ذرت را آبیاری نمود. تشنگی گیاه موجب کاهش عملکرد می گردد.

مهمترین مراحل آبیاری ذرت عبارتند از :

1. مرحله جوانه زدن

2. مرحله ساقه رفتن

3. مرحله پیدایش گل نر

4. مرحله پیدایش گل ماده

5. مرحله تشکیل دانه ها

6. مرحله شیری شدن دانه ها

آفات و بیماری های ذرت :

کرم طوقه بر ( Agrotis. Sp ) : خسارت این آفت در مرحل لاروی است و درصورت حمله بوته ذرت را از محل طوقه یا کمی پایینتر جویده و حفره نسبتا بزرگی در آن ایجاد می کند. و در اثر قطع آوندها تغذیه گیاه مختل می شود و در نتیجه بوته پژمرده شده و می افتد.

کارادرینا ( Spodoptera. Sp ) : از آفات دیگر ذرت می باشد که لاروهای جوان به برگ ذرت حمله نموده و پس از تغذیه آنها را سوراخ می کنند. لاروهای کامل برگها را خورده وساقه ها را باقی می گذارند. از حشره کشها برای مبارزه با این آفات استفاده می شود.

سیاهک ذرت : این بیماری خسارت قابل ملاحظه ای ندارد. درصورت مشاهده سیاهک ذرت برای جلوگیری از آلودگی و اشاعه بیماری ، تناوب زراعی و ضدعفونی بذر می تواند در کاهش خسارت بیماری موثر باشد.

عملیات برداشت :

زمان برداشت دانه هنگامی است که پنجاه درصد  بوته های سطح مزرعه ، برگهای پایین بلال خشک و بقیه برگها زرد شده باشند. به عبارتی رسیدن فیزیولوژیکی یک دانه با تشکیل لایه سیاه در محل اتصال دانه به بلال مشخص می شود. در این حالت رطوبت موجود در دانه ها نباید از 30-25 درصد بیشتر باشد. برای استفاده از دانه ، برداشت با دست و یا کمباین صورت می گیرد. اگر برداشت با دست صورت گیرد ، رطوبت نباید کمتر از 25 درصد باشد. و اگر برداشت با کمباین باشد رطوبت باید 20 درصد باشد. برای انبار کردن ذرت دانه ای پس از برداشت مجددا آنها را خشک کرده تا رطوبت دانه ها بیشتر از 14 درصد نباشد. بطور متوسط 7 تا 8 هفته پس از گلدهی بوته ها می توان محصول را برداشت کرد.

زمان برداشت علوفه جهت تهیه سیلو هنگامی است که دانه ها حالت خمیری داشته و ساقه و برگها سبز باشند. در این حالت رطوبت بوته و بلال در حدود 75-70 درصد است که این حالت به لحاظ کمی و کیفی محصول بهترین زمان برداشت ذرت سیلویی است.

برداشت جهت استفاده از علوفه هنگام گل کردن و قبل از تشکیل دانه ها صورت می گیرد ، پس از برداشت علوفه را خرد کرده و مورد استفاده قرار می دهند. رطوبت موجود در گیاه حدود 90-85 درصد است.

برداشت مکانیزه ذرت :

الف : برداشت ذرت برای سیلو : برای این منظور از دستگاهی بنام چاپر استفاده می گردد. این دستگاه قادر است از یک طرف تمام اندامهای هوایی گیاه را از فاصله حدود 12-8 سانتیمتری سطح خاک برداشت کرده و به قطعات کوچک و خرد شده تبدیل و در داخل کامیون یا تریلی بریزد تا سپس در سیلوهای مخصوص برای غذای زمستانی دامها نگهداری شود.

ب : برداشت ذرت برای تولید دانه : برای این منظور از کمباین مخصوص استفاده می شود. این دستگاه ها بلال را برداشت و در داخل دستگاه دانه ها را از چوب بلال جدا نموده و بطور خالص در مخزن جمع آوری می کنند.

توصیه ها :

1. برای موفقیت در تولید محصول با کیفیت و کمیت کاملا مناسب باید هدف از کشت ذرت و نوع استفاده از آن مشخص و بر این اساس از ارقام و هیبریدهای مناسب استفاده گردد.

2. بذر انتخابی تازه و قدرت تولید جوانه زنی آن زیاد باشد.

3. نسبت به زود رسی نسبی گیاه در هر منطقه و تاریخ کاشت مناسب آن توجه کامل بعمل آید.

4. ضدعفونی بذر برای جلوگیری از سرایط بیماری های قارچی انجام گیرد.

5. بذور ذرت هیبرید سینگل کراس 704 ، 711 ، 756 که از گروه ذرت دیر رس می باشند در مناطق معتدل استان بمنظور تولید ذرت علوفه ای استفاده شوند.

6. بمنظور تولید ذرت دانه ای در مناطق معتدل و مستعد کشت ذرت در استان از رقم زرین ( سینگل کراس 604 ) استفاده شود.

7. بمنظور تولید ذرت دانه ای در مناطق سرد استان رقم طلوع ( سینگل کراس 301 ) قابل توصیه می باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:6  توسط ناصر صادقی   | 
در هر متر مربع از زمین زراعی بطور متوسط 250 تا 300 عدد بذر بسته به نوع رقم کشت می شود .

بنابراین در یک هکتار زمین زراعی که معادل 10 هزار متر مربع است تعداد 2500000 تا 3000000بذر جهت کشت نیاز است . جهت محاسبه وزن این 3 میلیون دانه به طریق زیر عمل می کنیم:

** وزن هزار دانه :

از آنجا که محاسبه وزن یک دانه گندم بسیار سخت است و بصورت عملی غیر ممکن است از وزن هزار دانه استفاده می شود یعنی هزاردانه جدا شده و وزن آنها اندازه گیری می شود و همین وزن معیار سنجش است.

وزن هزار دانه در ارقام مختلف متفاوت است بطور مثال وزن هزار دانه گندم بزوستایا 55 گرم ،رقم آرژانتین 40 تا 50 گرم و.... می باشد.

جهت محاسبه از فرمول زیر استفاده می شود:

1متر مربع    =         300   عدد بذر            3000000= 1 /(300*10000 )           

 

10000متر مربع=         x

       چناچه بطور مثال رقم گندم آرژانتین با وزن 1000 دانه 50 گرم باشد محاسبه وزن بذر مصرفی بشکل زیرمی باشد:

 

1000 دانه         =        50  گرم            150000 گرم= 1000 /(50*3000000)  

3000000 دانه         =           x

150کیلوگرم=150000/

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ساعت 13:19  توسط ناصر صادقی   | 
 کيفيت بذر و مقدار آن در واحد سطح
بذرى که براى کاشت در مرتع به‌کار مى‌رود بايد خالص يعنى عارى از مواد خارجى و سالم يعنى داراى قوهٔ ناميه باشد تا آنجا که هر بذر يک گياه را به‌وجود مى‌آورد. براى محاسبهٔ مقدار بذر در هکتار ابتدا ضريب خلوص و درصد قوهٔ ناميهٔ بذر را به‌دست مى‌آوريم؛ با اين دو عدد درصد بذر خالص و آنگاه مقدار بذرى را که بايد براى کاشت به‌کار بريم محاسبه مى‌کنيم.
 
وزن بذر خالص / (وزن مواد خارجى - وزن بذر ناخالص)) = ضريب خلوص بذر) x 100
 
تعداد کل بذر / تعداد بذر داراى قوهٔ ناميه) = درصد قوهٔ ناميه) x 100
 
درصد قوهٔ ناميه x ضريب خلوص بذر x 100 = درصد بذرخالص
 
براى مثال اگر قوهٔ ناميه بذر يونجه‌اى ۹۵% و ضريب خلوص آن ۹۰% باشد درصد بذر خالص يا ضريب تبديل آن بدين‌گونه محاسبه مى‌شود:
 
0.95 x 0.90 x 100 = 85.5
حال اگر قرار باشد براى استقرار بوته‌هاى لازم ۷ کيلوگرم از اين بذر در هکتار پاشيده شود در واقع مقدار بذرى را که از اين نمونه بذر بايد به‌کار ببريم تا آن تعداد بوته به‌وجود آيد برابر فرمول زير محاسبه مى‌کنيم:
 
(7 x 100) / 85.5 = 8.19 # 8 کيلوگرم
 
روش ديگرى که براى تعيين درصد بذر خالص يا ضريب تبديل وجود دارد استفاده از جدولى است که در آن ضريب خلوص، ضريب قوهٔ ناميه و ضريب تبديل روى سه خط مدرج A و B و C آمده است. با استفاده از خط‌کش مى‌توان نقطهٔ مشخص‌ کننده عدد ضريب خلوط را روى خط A به نقطهٔ تعيين‌ کننده عدد ضريب قوهٔ ناميه روى خط B وصل کرد. محل برخورد اين خط با خط C تعيين‌کننده عدد مربوط به ضريب تبديل است.
 
به‌طور مثال چنانچه ضريب خلوص (روى خط مدرج A) نود و پنج درصد و ضريب قوهٔ ناميه (روى خط مدرج B) سى وپنج درصد به ‌يکديگر وصل شوند روى خط مدرج C عدد ۳ نشان داده مى‌شود (شکل زير) که به معناى آن است که از چنين بذرى بايد ۳ برابر بيشتر پاشيده شود.
    تناوب غله و مرتع، لى‌فارمينگ-Ley farming
به‌دليل کمبود بارندگى در بسيارى از نقاط ايران، امکان کشت ديم محصولات کشاورزى وجود ندارد ولى در مناطقى که ميزان بارندگى سالانه در حدود ۳۵۰ ميلى‌متر و بيشتر است اکثر زمين‌هاى مرتعى به زير کشت ديم مى‌روند و بدين‌گونه هر ساله محدوده مراتع کوچک‌تر و عرصه بر استفاده ‌کنندگان از مربع تنگ‌تر مى‌شود. براى اينکه بتوان از زمين‌ها استفاده زراعتى کرد و هم علوفه‌اى براى چراى دام‌ها به‌دست آورد، روش لى‌فارمينگ يا تناوب غله و مرتع پيشنهاد شده است. با اين روش، در زمين‌هاى مناسب ديم‌کارى يک سال زراعت غله ديم و سال بعد يونجهٔ يک‌ساله کشت مى‌شود و علاوه بر اينکه غله و علوفه به‌دست مى‌آيد به‌دليل کاشت يونجه که مى‌تواند نيتروژن را از هوا جذب کند و به‌ خاک زراعتى بدهد زمين نيز تقويت مى‌شود. مشکل پيش‌روى اين برنامه گرانى بذر يونجه است که شايد کاشت آن براى استفاده يک‌ساله مقرون به‌صرفه نباشد.
    فصل کشت بذر
در مناطق گرم مى‌توان بذر را در پائيز يا بهار کاشت ولى درمناطق سرد در صورتى که بذر بقولات نيز کاشته شود بذرکارى بهاره بهتر است. علف‌هاى چمنى در صورتى‌که در پائيز زود کاشته شوند نتيجه بهترى مى‌دهند.
 
به‌طور کلى توصيه مى‌شود که در مناطق سردسير (ييلاقي) گياهان پهن‌برگ به‌خصوص گياهان خانواده نخوديان در بهار کشت شوند، زيرا گياهان مذکور نسبت به سرما حساس هستند و کشت پائيزه آنها اغلب موفقيت‌آميز نيست. چنانچه منطقه‌اى بارندگى بهارهٔ رضايت‌بخش نداشته باشد مى‌توان گياهان مزبور را در پائيز دير کشت کرد تا دماى پائين مانع فعاليت بذر شود و زمين از رطوبت زمستانى بهره‌مند و شرايط، جهت رشد بهاره گياه فراهم شود. فصل کشت اغلب گند‌يان پائيز است.
    نکاتى ديگر در مورد بذر
از نظر داشتن گياه‌شناسى تخم رسيدهٔ دانه که از نمو تخمک بر اثر لقاح يا بدون لقاح (پاتنوژنر) حاصل شده است بذر ناميده مى‌شود.
 
جان‌رى -John Ray، دانشمند انگليسى در سال ۱۷۰۲ به اهميت دانه در رده‌بندى اشاره کرده و گياهان تک‌لپه‌اى را از گياهان دو‌لپه‌اى جدا ساخته است.
 
آنتوان لوران دوژوسيو - A. L. Dojussieu، دانشمند فرانسوى تعداد لپه‌ها را در دانهٔ گياه اساس رده‌بندى قرار داده و گياهان را به ‌سه گروه: بدون لپه، تک‌لپه و دولپه طبقه‌بندى کرده است.
 
طرز قرار گرفتن کروموزوم‌ها، تعداد، شکل و اندازهٔ آنها در دانهٔ گياهان از نظر شناسائى گياهان داراى اهميت فوق‌العاده است.
 
آشنائى با ويژگى‌هاى بذر گياهان مرتعى و تعداد بذرى که هر بوته مى‌تواند توليد کند به شناخت چگونگى انتشار آن کمک خواهد کرد.
 
گونه‌هاى مختلف گياهان را مى‌توان با بررسى و ويژگى‌هاى بذر آنها از يکديگر مشخص کرد. اين ويژگى‌ها شامل: شکل، رنگ، ضمائم و تزئينات، ابعاد بذر و غيره است.
 
شکل بذر ممکن است در گياهان مختلف کروي، مخروطي، تخم‌مرغي، کليوي، قلبي، پهن، مستطيلي، و يا وضعيتى بين اين شکل‌ها باشد. رنگ بذر نيز در گونه‌ها و مراحل مختلف رسيدن بذر متفاوت است. به‌ هنگام شناسائى بذر رنگ بذر، کاملاً رسيده باشد.
 
سطح بذر ممکن است صاف يا ناهموار باشد. ناهموارى ممکن است به شکل‌هاى مختلف مخطط، مشبک، منقوط، لانه زنبورى و شکل‌هاى ديگر باشد. هم‌چنين گاهى در سطح بذر تزئيناتى نوارى چين‌دار، نوک‌تيز يا زگيل مانند، و گرز مانند ديده شود.
 
ضمائمى نيز به‌صورت کرک، خار و غيره ممکن است روى بذر به‌وجود آيد. متقارن بودن يا نامتقارن بودن بذر، محل ناف بذر، شکل و ابعاد آن در شناسائى گونه‌ها و تميز دادن آنها از يکديگر مؤثر است. وجود زوائد و بال در بعضى از بذرها سبب مى‌شود که اينگونه بذرها به‌ سهولت انتقال يابند و منتشر شوند. در گل قاصد بذر داراى نوک ۸ ميليمترى و انتهائى جاروئى شکل است که موجب مى‌شود باد بذر معلق در هوا را به نقاط دوردست منتقل کند
 
هر بذر تا مدت زمان معينى زنده مى‌ماند و قوهٔ ناميه ندارد و بايد مدتى بماند تا آن را به‌دست آورد. کاشت اين‌گونه دانه‌ها بلافاصله پس از رسيدن و برداشت دانه، نتيجهٔ خوبى نخواهد داد.
    کشت گياهان مرتعى به‌منظور ازدياد بذر در شرايط آبى
براى کشت و اصلاح مراتع از بين رفته، بذر گونه‌هاى مرغوب مرتعى به ‌مقدار کافى مورد نياز است. براى تأمين اين نياز بايد مزارع ازدياد بذر را در نقاط مختلف دائر کرد. ابتدا بايد زمين مزرعه را شخم زد و براى کاشت آماده کرد. بستر کاشت بايد عاريّ از علف‌هاى هرز باشد. عمق کاشت براى گندميان ۴-۲ و براى يونجه ۳-۱ سانتى‌متر در نظر گرفته مى‌شود. فواصل خطوط کاشت ۱۰۰-۸۰ سانتى‌متر و روش آبيارى ممکن است بارانى يا نشتى باشد. زمان کاشت ممکن است اوايل فروردين ماه يا اوايل پائيز باشد. بعد از کاشت مزرعه را آبيارى مى‌کنند؛ فاصلهٔ دو آبيارى پس از سبز شدن بذر بسته به شرايط آب و هوائى محيط بين ۶ تا ۱۵ روز مى‌تواند باشد. و جين با کولتيواتور و هنگامى است که بذر کاملاً سبز و گياه به‌خوبى روى خطوط کاشت مشخص شود. براى تقويت کشت، اضافه کردن ۱۵۰-۱۰۰ کيلوگرم کود آمونيوم فسفات در هر هکتار توصيه مى‌شود. بذر توليدى سال اول چندان مرغوب نيست، از سال دوم بذرهاى توليد شده قابل برداشت هستند. گندميان را مى‌توان با کمباين برداشت کرد. بعد از برداشت، مزرعه را آبيارى مى‌کنند و مقدارى کود اوره به آن مى‌دهند تا گياهان مجدداً رشد کنند و علوفهٔ آن از طريق چراى مستقيم مورد استفاده دام قرار گيرد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ساعت 13:16  توسط ناصر صادقی   | 

 

رنگ خاک واضح ترين مشخصه خاک است که به آساني قابل اندازه گيري است. تعيين رنگ خاک بيشتر به اين دليل حائز اهميت است که از طريق آن مي توان به خواص مهم شيميايي، بيولوژيکي و فيزيکي خاک پي برد که اندازه گيري آنها اغلب يا مشکل است و يا به طور دقيق علمي نيست در نتيجه رنگ خاک هنگامي که با ساير خصوصيات خاک در نظر گرفته شود بسياری از تفسيرهاي ژنتيکي و بهره برداري اراضي را ممکن مي سازد.

                                  

  اهميت رنگ خاک :

رنگ خاک يکي از خصوصيات فيزيکي خاک است که مي تواند در برخي خواص خاک مؤثر واقع شود. مهمترين خاصيتي که مي توان اثر رنگ را بر آن ملاحظه نمود خاصيت جذب حرارت توسط خاک است. از روي رنگ خاک مي توان به ميزان نسبي مواد آلي، وضع زهکشي داخلي و تهويه خاک پي برد و نحوه تشکيل افقهاي مختلف را بهتر درک کرد. کاني هاي عمده خاک در اصل داراي رنگ روشني مي باشند. تغييرات شيميايي برخي عناصر مخصوصاً آهن و تشکيل مواد آلي در مراحل مختلف سبب رنگ هاي تيره و خاکستري و قرمز و ... در خاک مي گردند.

خاک هاي با زهکشي ضعيف حاوي مقدار بيشتري مواد آلي بوده و رنگ سطح آنها کاملاً تيره است . قسمت هاي زيرين خاک داراي رنگ خاکستري روشن مي باشد. در خاک هاي با زهکشي متوسط رنگ خاکستري خاک يکنواخت نبوده بلکه لکه هاي زرد رنگ در آن مشاهده مي گردد. در خاک هاي با زهکشي مناسب واکنش هاي اکسيد کننده مناسب در آن به وقوع پيوسته، سبب ايجاد رنگ هاي زرد و قرمز در ترکيبات آهن مي گردد. هر چه درجه آبدار شدن ترکيبات آهن حاصل بيشتر باشد رنگ خاک زردتر و هر چه اين ترکيبات کم آب تر باشد رنگ خاک قرمز و شفاف تر است. 

در جدول زیر رنگ برخی از اکسید ها و هیدروکسیدهای آهن موجود در خاک آورده شده است.

Iron oxide / hydroxide

Color

Goethite

(alpha-FeOOH)

yellowish brown, dark brown, to black

7.5 YR - 2.5 Y

Hematite

(alpha-Fe2O 3)

bright red

10 R - 5 YR

Lepidocrocite

(gamma-FeOOH)

bright orange

5 YR - 7.5 YR

(value >= 6)

Maghemite

(gamma-Fe2O 3)

red to brown

2.5 YR - 5 YR

Ferrihydrite

(5Fe2O3 *9H2O)

reddish brown

5 YR - 7.5 YR

 

 

  گياه آب مورد نياز خود را از طريق ريشه ها از خاک جذب مي کند. بنابراين موجوديت آب در خاک از عوامل اصلي رشد ريشه گياه است.

علاوه بر اين از خصوصيات خاک مانند پايداري ، خميري، مقاومت ، قابليت فشرده شدن، نفوذ پذيري و قابليت عبور و مرور در خاک بستگي به مقدار آب دارد. رطوبت خاک بر مقادیر هواي موجود در خاک و تبادل گازها در آن نيز مؤثر است. فعاليت موجودات ريز خاک و واکنش هاي شيميايي خاک نيز تابعي از مقدار رطوبت خاک است.

مقدار آب موجود در هر جرم يا حجم خاک را رطوبت (moisture content) و حالت با وضعيت فيزيکو- شيميايي آب در خاک را پتانسيل آن گويند. در واقع مقدار رطوبت تنها بيان کننده اين است که چه مقدار آب در خاک وجود دارد. اما پتانسيل آب درخاک براي ما توصيف مي کند که توان انجام کار توسط رطوبت چگونه است. مثلاً يکي از مهمترين اجزاء پتانسيل آب در خاک پتانسيل ماتريک آن است که توسط آن مشخص مي شود آب با چه نيرويي در خاک نگهداري شده و چگونه از نقطه اي به نقطه ديگر قابل جابه جا شدن است. البته بايد توجه داشت که رطوبت و پتانسيل خاک وابسته به يکديگربوده و شناسايي رابطه آنها از ابزارهاي مهم در مديريت آبياري و بهره برداري از خاک است. 

  رطوبت خاک و نيروي مربوطه

آبي که وارد خاک مي شود تحت اثر دو دسته نيروي مخالف قرار مي گيرد :

نيروهايي که آب را به اعماق خاک مي کشند و در صورت کفايت تا مرز سفره آبهاي زيرزميني پايين مي برند. نيروهايي که آب را در خاک نگه مي دارند و کلاً نيروي مکش يا نگهدارنده آب در خاک ناميده مي شوند. نيروهاي نگهدارنده آب در داخل خاک عبارتند از :

الف) نيروي جذب سطحي يا جاذبه اي :

اين نيرو در سطح تماس آب و ذرات جامد خاک وجود دارد

ب) نيروي کاپيلارتيه :

اين نيرو در سطح تماس آب و هوا وجود دارد

پ) نيروي ثقل :

که حاکم بر کليه ملکولهاست

ج) نيروي هيدروستاتيک:

که از تأثير وزني مولکول هاي آب بر يکديگر ناشي مي شوند درخاک به ظاهر خشک ذرات جامد همواره با نيروي جاذبه زياد ( حدود 10 تن بر سانتي متر مربع) قشر بسيار نازکي از آب را در سطح خود نگهداري مي کند. با افزايش رطوبت خاک از تأثير اين نيرو کاسته مي شود.

نيروي کاپيلاريته در مقام خودنمايي در مقابل نيروي ثقل قرار مي گيرد و موجب نگهداري آب در خلل و فرج ريز خاک مي گردد وقتي رطوبت در خاک از حد معيني تجاوز مي نمايد (اين حد به بافت و ساختمان خاک بستگي دارد) ديگر نيروهاي فوق در مقابل مازاد آب قادر به مقاومت در مقابل نيروي ثقل نخواهد بود و آب تحت تأثير نيروي ثقل و هيدروستاتيک در خاک جريان مي يابد.

اگر چه آب درون خاک همواره تحت تأثير چنين نيروهايي واقع مي شود و ليکن نيروي ثقل نمي تواند همه آب موجود در بافت خاک را تحت تأثير قرار داده و به حرکت و مهاجرت وادارد و در حقيقت همواره مقداري آب در خاک باقي مي ماند که نيروي ثقل قادر به جدا کردن آن از ذرات خاک نيست. اين بخش از آب درون خاک تحت عنوان نگهداري خاک بيان مي شود.

بنابراين هنگامي که آب نفوذ خود را در خاک شروع مي کند تحت تأثير نيروي ثقل به مرطوب ساختن خاک پرداخته و به حرکت خود به سمت پايين ادامه مي دهد و خاک به ناچار حداکثر آب ممکنه را در خود نگه داشته و به آب اضافي اجازه ادامه مسير مي دهد. اين فعاليت آب تحت عنوان ذخيره سازي آب در خاک شهرت دارد. آبي که در خاک باقي مانده و تحت نيروي ثقل قرار نمي گيرد دقيقاً به مثابه قطره اي است که در امتداد يک جسم باريک و عمودي حرکت کرده بعد از رسيدن به رأس آن به صورت يک دايره کشيده به آن آويزان مي شود ولي عمل جدا سازي از آن صورت نمي گيرد. آب باقيمانده در خاک نيز در اطراف ذرات جمع شده از آن جدا نمي شود اين آب به آب غشايي شهرت دارد.

آب غشايي که به سطوح ذرات چسبيده در برابر جذب ريشه گياهان نيز مقاومت شديدي از خود نشان مي دهد. هنگامي که مقدار نيروي کشش به 15 بار يا بيشتر بالغ گردد ديگر ريشه هاي گياهي نيز قادر به استفاده و جذب اين آب نموده و آب باقيمانده در خاک ديگر نمي تواند در متابوليسم گياهي شرکت کند. مقدار آب باقيمانده در خاک که ديگر تحت تأثير نيروي جذب ريشه اي نيز واقع نمي شود و گياه قادر به استفاده از آن نيست تحت عنوان آب هيگروسکوپيک بيان مي شود. 

  تقسيمات رطوبتي خاک :

الف) آب هيگروسکوپيک (Hygroscopic water) :

خاکي که در معرض هواي آزاد، آب خود را از دست داده و به ظاهر کاملاً خشک به نظر مي رسد همواره مقداري رطوبت به صورت قشري نازک در سطح ذرات خود تثبيت مي نمايد اين رطوبت که تحت نيروي جاذبه يي در خاک نگهداري مي شود اصطلاحاً آب هيگروسکوپيک (آب جاذبه اي) ناميده مي شود. ضخامت و يا مقدار آن به عواملي از قبيل رطوبت نسبي هوا، درجه حرارت و مهمتر از همه ذرات جامد خاک بستگي دارد.
        

ب) آب کاپيلاريته (capillary water)

وقتي رطوبت خاک از قشر نازکي که به شدت جذب سطحي ذرات آن شده است تجاوزنموده مازاد رطوبت که در تماس با هواي خاک مي باشد تحت تأثير نيروي کاپيلاريته قرار مي گيرد. اين نيرو به صورت قدرت مکشي در خلل و فرج ريز خاک عمل مي کند. به طوري که اختلاف پتانسيل آن به موجب جابه جا شدن آب از نقاط با رطوبت زيادتر (پتانسيل کمتر) به طرف نقاط با رطوبت کمتر (پتانسيل زيادتر) مي گردد.

آبي که تحت تأثير چنين نيرويي قرار دارد آب کاپيلاريته ناميده مي شود که به کمک نيروي مزبور در مقابل ثقل مقاومت مي کند و در خلل و فرج ريز به توده خاک مي پيوندد. مقدار کل کاپيلاريته به موجوديت فيزيکي خاک بستگي دارد که مي توان آن را از نظر آبياري به دو قسمت غيرقابل استفاده و قابل استفاده براي گياه تقسيم نمود. که قسمت اول در خلل و فرج بسيار ريز خاک قرار دارد (خلل و فرج کمتر از 2/0 ميکرون) و شدت وابستگي آن به خاک بيش از قدرت مکشي ريشه گياهان است در حالي که قسمت دوم آب، آب کاپيلاريته اي است که در بقيه خلل و فرج ريز جاي دارد و با شدتي کمتر از نيروي جاذبه ريشه گياهان به توده خاک پيوسته است.

ج) آب اشباع (gravitation water)

پس از آنکه خلل و فرج ريز خاک از آب پر شد اگر نفوذ آب در خاک ادامه داشته باشد به تدريج هواي موجود در خلل و فرج درشت نيز خارج و آب جانشين آن مي گردد. آب مازاد بر رطوبت کاپيلاريته تحت تأثير نيروي ثقل قرار مي گيرد و در صورت مناسب بودن شرايط زهکشي در جهت نيروي مزبور جريان مي يابد (به همين جهت آب اشباع را آب ثقلي نيز مي نامند)

حالت اشباع در خاک پس از آبياري بيش از حد و يا بعد از بارندگي هاي طولاني حاصل مي شود که زمان لازم براي خروج آب تحت قوه ثقل بسته به چگونگي موجوديت فيزيکي خاک متفاوت است. از اين رو در شرايط زهکشي مناسب مي توان آب اشباع را نيز همانند آب کاپيلاريته به دو قسمت تقسيم نمود . قسمت اول آب اشباع با جريان سريع که خلل و فرج بسيار درشت را اشغال نموده است و با سرعتي بيشتر از محيط خاک خارج مي شود ( که اين قسمت از آب اشباع، معمولاً مربوط به خلل و فرج به قطر بيش از 30 تا 40 ميکرون است و به دليل سهولت خروج از خاک به آن آب آزاد نيز گفته اند)

در حالي که قسمت دوم آب اشباع با جريان کند است که در باقي مانده خلل و فرج درشت قرار دارد و در زماني طولاني تر جاي خود را به هواي خاک مي دهد. در خاک هاي سبک و شني آب اشباع بيشتر شامل قسمت اول است . در صورتي که خاک هاي سنگين و فشرده بخش اعظم اين آب به قسمت دوم تعلق دارد. 

  ظرفيت اشباع (saturation percentage)

ظرفيت اشباع نماينده حداکثر مقدار آبي است که در يک توده خاک جا مي گيرد. چون آب اشباع در واقع جايگزين هواي خاک در کليه خلل و فرج آن شده بنابراين ظرفيت اشباع، ارتباط با مجموع خلل و فرج خاک دارد و با در دست داشتن وزن مخصوص حقيقي و ظاهري خاک قابل محاسبه مي باشد. 

  ظرفيت نگهداري آب در خاک (field capacity)

حداکثر مقدار آبي که خاک مي تواند در شرايط زهکشي در خود نگهداري کند ظرفيت نگهداري آب در خاک ناميده مي شود. به عبارت ديگر اين ظرفيت معرف توانايي يک توده خاک براي نگهداري آب در مقابل نيروي ثقل مي باشد و مقدار آن به حد بالاي آب کاپيلاريته مربوط است. ظرفيت نگهداري آب در خاک ارتباط مستقيم با ميزان خلل و فرج دارد و در واقع قسمت اعظم مقدار آبي که نمايانگر اين ظرفيت است خلل و فرج ريز خاک را پر مي نمايد. بافت که تعيين کننده کميت و درشتي و ريزي خلل و فرج مي باشد. در معرفي ظرفيت مزبور مؤثر است. در يک خاک که ساختمان فيزيکي مطلوب تر دارد هر قدر ذرات جامد تشکيل دهنده خاک و خاکدانه کوچکتر باشد مجموع سطوح ذرات مزبور زيادتر و نيروي نگهدارنده آب در خاک بيشتر خواهد بود. 

  نقطه پژمردگي (wilting point)

يک قسمت از آب نگهداري شده در خاک به تدريج توسط ريشه گياهان مصرف مي شود که بخش اعظم آن صرف تعرق از طريق اندامهاي هوايي آنها مي گردد و قسمتي ديگر از سطح زمين تبخير و از دسترس خاک خارج مي شود. جذب آب توسط گياهان تا مقداري از آب کاپيلاريته که با نيرويي کمتر از نيروي مکشي ريشه گياهان در خاک نگهداري شده است ادامه مي يابد و هنگامي که درصد رطوبت خاک به حدي تنزل نمايد که شدت وابستگي آب باقي مانده به خاک بيش از نيروي مکشي مزبور باشد جذب آب توسط ريشه ها متوقف مي شود. گياه مقداري از آب مزبور در اندامهاي هوايي خود را تعريق مي نمايد. ياخته حالت تورم خود را از دست مي دهند و بالاخره حالت پژمردگي در گياه ظاهر مي شود.

نقطه پژمردگي را به صورت درصدي از رطوبت نسبت به وزن خشک يا حجم ظاهري خاک نشان مي دهند که مقدار آن به موجوديت فيزيکي و به ويژه بافت خاک بستگي دارد. براي يادآوري حدود تغييرات رطوبت خاک در اين نقطه مي توان گفت که رطوبت نقطه پژمردگي در خاک هاي شني در حدود 1 تا 5/3 درصد و در خاک هاي ليموني 5 تا 15 درصد و در خاک هاي رسي 15 تا 20% وزن خشک خاک است.

تعيين دقيق رطوبت در نقطه پژمردگي مشکل است چرا که علاوه بر موجوديت فيزيکي خاک – گياه نيزبنا به چگونگي حساسيت خود در بروز حالت پژمردگي دخالت مي نمايد. تأثير وجود سفره آب در فاصله يي نسبتاً کم از سطح خاک بر حرکتي که از نيروي کاپيلاريته ناشي مي شود حائز اهميت است. چرا که حرکت آب تحت نيروي مزبور از نقطه اي با رطوبت زياد به طرف نقطه با رطوبت کمتر انجام مي گيرد و وجود چنين سفره آب در خاک همواره در سطح خود يک ورقه از خاک با رطوبت زيادتر از خاک لايه هاي فوقاني ايجاد مي نمايد. بدين ترتيب حرکت آب در خاک تحت تأثير نيروي کاپيلاريته تا فاصله اي از سفره آب زير زميني در کنترل و نفوذ اين سفره قرار مي گيرد. 

  نفوذ پذيري (Permeability)

قابليت کم و بيش متفاوتي که خاک هاي مختلف براي هدايت آب از خود نشان مي دهند تحت عنوان نفوذ پذيري، که يکي از مشخصات مهم فيزيکي خاک به حساب مي آيدتعریف می گردد. در مبحث حرکت آب اشباع در خاک منظور از نفوذ پذيري همان سهولت نسبي عبور آب از خاک است و همان طوري که براي سهولت عبور الکتريسته لغت هدايت الکتريکي به کار مي رود در خصوص حرکت آب اشباع در خاک نيز اصطلاح هدايت آبي (Hydraulic conductivity) جايز گرديد.

تأثير خلل و فرج را در نفوذ پذيري خاک بايد در نسبت ريزي و درشتي آنها جستجو نمود، اگر مجموع خلل و فرج خاکي زياد ولي قسمت اعظم آن از نوع ريز باشد توده خاک دلیل دارا بودن ظرفيت نگهداري آب قابل ملاحظه، نفوذپذيري ناچيزي خواهد داشت. در واقع مقدار خلل و فرج درشت در واحد حجم خاک، تعيين کننده نقطه پژمردگي است که از گياهي به گياه ديگر کمي تفاوت مي کند.

با آنچه در خصوص حدود مشخصه آب در خاک گفته شد به آساني مي توان دريافت که رطوبت قابل استفاده گياهان در هر نوبت آبياري عبارت است از تفاضل دو رطوبت نگهداري آب در خاک و نقطه پژمردگي و مقدار آن معمولاً نصف ظرفيت نگهداري آب در خاک است.

رابطه بين انرژي و فشار آب

همانطور که مي دانيد آب موجود در خاک داراي مقادير مختلف انرژي بوده و مقدار انرژي آب را مي توان بر حسب فشار بيان نمود. از طرفي تعيين فشار آب به مراتب آسانتر از تعيين انرژي آن است.

چنانچه نوک يک لوله موئين را در ظرف آب قرار دهيم آب از لوله بالا رفته و اين عمل تا موقعي که تعادل برقرار شود ادامه پيدا مي نمايد. بالا رفتن آب در داخل لوله موئين به علت وجود نيروهايي بين مولکول هاي آب و جدار شيشه (نيروي ادهيسيون) و همچنين وجود نيروهاي بين مولکولي آب (نيروي کوهيسيون) صورت مي گيرد و باعث مي شود مولکول هاي آب در لوله صعود نمايند، بنابراين فشار آب موجود در لوله هاي موئين و همچنين اهميت اين گونه اطلاعات مورد نظر خاک شناسان مي باشد. 

  آب ادهيسيون در خاکها

نيروي نگهدارنده اين نوع رطوبت، نيروي بسيار زياد سطحي است که بين ذرات خاک (نيروي الکتريکي) و مولکول هاي آب وجود دارد اين نوع رطوبت عمدتاً به شکل کريستاله بوده و در نتيجه فاقد تحرک بسيار يا داراي تحرک ناچيز و انرژي بسيار کم است. اين رطوبت به صورت يک غشاء نازک متشکل از چند لايه مولکول مي باشد. رطوبت ادهيسيون غيرقابل استفاده براي گياه است. اين رطوبت در ذرات گرد و غبار خشک موجود در هوا هم وجود دارد. 

  آب کوهيسيون در خاک :

رطوبت کوهيسيون به وسيله نيروي جاذبه اي که از طريق اتصال هيدروژني بين مولکول هاي آب وجود دارد نگه داشته مي شود. اين رطوبت به صورت مايع و به شکل ورقه هاي آب اطراف ذرات خاک و درون ميکروپورها قرار گرفته و تقريباً در حد رطوبتي است که غلظت محلول خاک را مشخص مي کند. قسمت عمده رطوبت قابل استفاده گياه از اين آب تأمين مي گردد. انرژي اين آب به مراتب بيشتر از رطوبت ادهيسيون است. 

  حرکت آب در خاک غيراشباع

هر گاه خاک اشباعي بتواند زهکشي پيدا کند، آب به سرعت از خلل و فرج درشت خارج شده و هوا جايگزين آن مي گردد. اين رطوبت که تحت تأثيراختلاف پتانسيل ثقلي خارج مي گردد به نام آب ثقلي معروف است و در بيشتر خاکها حدوداً يک روز پس از اشباع خاک از آن خارج مي گردد. پس از خروج اين رطوبت ، آب باقيمانده را رطوبت زراعي مي گويند. بدين ترتيب رطوبت ظرفبيت زراعي حداکثر رطوبتي است که پس از خروج آب ثقلي در خاک باقيمانده و خروج آن از خاک مطلقاً و يا خيلي کم تابع اختلاف پتانسيل ثقلي است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ساعت 12:25  توسط ناصر صادقی   | 

هر گاه خاک اشباعي بتواند زهکشي پيدا کند، آب به سرعت از خلل و فرج درشت خارج شده و هوا جايگزين آن مي گردد. اين رطوبت که تحت تأثيراختلاف پتانسيل ثقلي خارج مي گردد به نام آب ثقلي معروف است و در بيشتر خاکها حدوداً يک روز پس از اشباع خاک از آن خارج مي گردد. پس از خروج اين رطوبت ، آب باقيمانده را رطوبت زراعي مي گويند. بدين ترتيب رطوبت ظرفبيت زراعي حداکثر رطوبتي است که پس از خروج آب ثقلي در خاک باقيمانده و خروج آن از خاک مطلقاً و يا خيلي کم تابع اختلاف پتانسيل ثقلي است.

هنگامي که آب اشباع يا رطوبت ثقلي از خاک خارج گرديد حرکت باقيمانده رطوبت در خاک ( در خاک غير اشباع) به سرعت کاهش پيدا مي کند زيرا آب باقيمانده يا درون خلل و فرج ريز است و يا به صورت غشايي در اطراف ذرات و در تماس با هوا مي باشد. در اين حالت نيروي محرکه آب اختلاف پتانسيل ماتريک خاک مي باشد و با کم شدن پتانسيل ماتريک هدايت آبي خاک به شدت کاهش مي يابد، به طوري که دامنه تغييرات متداول پتانسيل ماتريک خاک، هدايت آبي ممکن است تا10 به توان 6- مرتبه کاهش پيدا کند. بنابراين هنگامي که رطوبت خاک به زير ظرفيت زراعي مي رسد به دليل کاهش شديد هدايت آبي حرکت آب بسيار ناچيز مي گردد. 

  خلل و فرج خاک ( منافذ خاک)

به طوري که قبلاً گفته شد در يک خاک خوب کشاورزي خلل و فرج آن به طور مساوي از آب و هوا پر شده است. بنابراين در هر خاکي که ميزان اين خلل و فرج دستخوش تغييرات شديد قرار گيرد زندگي گياه به خطر مي افتد. خلل و فرج را بر اساس ريزي و درشتي به دو نوع تقسيم مي کنند. اگر خلل و فرج کوچک باشد micropore و اگر بزرگ باشد macropore گويند. ميکروپورها اختصاص به ذخيره آب و ماکروپورها اختصاص به جريان هوا .

بنابراين در يک خاک خوب کشاورزي مي بايست به يک نسبت مساوي ماکروپور و ميکروپور حجم خاک را تشکيل دهند (25/0 هوا – 25/0 آب) براي مطالعه خلل و فرج دو نکته بايستي مورد مطالعه قرار گيرد:

            الف) وزن مخصوص ظاهري خاک                              ب) وزن مخصوص حقيقي خاک 

  الف) وزن مخصوص ظاهري خاک (D)

وزن مخصوص ظاهري عبارت است از وزن واحد حجم خشک خاک در شرايط طبيعي و واحد آن بر حسب گرم بر سانتي متر مکعب است . اصولا اين وزن خاک به ميزان منافذ خاک نسبت عکس دارد . يعني هرچقدر منافذ زيادتر باشد وزن مخصوص ظاهري کمتر خواهد بود. مثلا خاکهاي اسفنجي با منافذ زياد داراي وزن مخصوص کمتري از خاکهاي فشرده اند. بنابراين وزن مخصوص خاکهاي ريزبافت در محدوده 1 الي 3/1 گرم بر سانتي متر مکعب نوسان مي کند در صورتي که در خاک هاي درشت بافت در محدوده 3/1 الي 8/1 گرم بر سانتي متر مکعب است.

در جدول زیر وزن مخصوص ظاهری بافت های مختلف خاک ارایه گردیده است.

Average

bulk dencity

Texture

Ø  1.85

Coarse sand, sand, loamy coarse sand, Loamy sand, fine sand, Loamy fine sand

Ø  1.8

Very fine sand, Loamy very fine sand, fine sandy loam, coarse sandy loam, Very fine sandy loam, sandy loam, Loam that has an average of<18 Percent clay.

Ø  1.7

Loam, Sandy clay loam, Clay loam that has an average of 18 to 35 percent clay

Ø  1.6

Silt, silt loam, silty clay loam, that has an average of < 35 percent clay

Ø  1.5

Clay loam, sandy clay, clay, silty clay loam, silty clay that has an average of 35 to 59 percent clay (>30 percent in vertisols)

Ø  1.35

Clay that has an average of > 60 percent clay, except in vertisols

علت کمتر بودن وزن مخصوص خاک هاي ريز بافت وجود خاکدانه ها و منافذ بيشتر در خاک است. مثلاً در خاک هاي لومي سيلتي يا لومي رسي که اغلب همراه با مواد آلي بيشتر هستند به علت وجود خاکدانه هاي بيشتر و خلل و فرج زيادتر داراي وزن مخصوص ظاهري کمتر بوده و بين 1 تا 6/1 گرم بر سانتي متر مکعب است در صورتي که در خاک هاي شني به علت نزديک بودن ذراتشان به هم و کاهش منافذ بين آنها داراي وزن مخصوص ظاهري زيادتري هستند که معمولاً در خاک هاي شني و يا شني لومي بين 2 تا 8/1 نوسان دارد.

خاک هاي ريز بافت به علت منافذ زيادتر موقعي داراي وزن مخصوص کمتري هستند که شرايط تشکيل خاکدانه در آن وجود داشته باشد. معمولاً خلل و فرجي در حدود 50 درصد در لايه شخم ( 0 تا 30 سانتي متري) که داراي بافت مناسبي مي باشند فضاي مناسبي را براي آب و هوا تشکيل مي دهند و اين منافذ در خاک هايي ايجاد مي شوند که به طور يک طرفه رسي يا شني نباشند بلکه داراي بافت لومي شني و يا لومي رسي ضعيف با مواد آلي کافي باشند.

در نتيجه عمليات کشاورزي درصد حجم کل منافذ خاک کمتر شده و وزن مخصوص ظاهري زيادتر مي شود و اين مهم است زيرا شخم هاي زياد و متوالي در هواي نامناسب و باراني و مرطوب باعث خراب شدن بافت خاک مي گردد.

به طور کلي عواملي که باعث افزايش منافذ خاک گردند مثل افزايش مواد آلي، احداث مراتع و پوشش گياهي ،.... وزن مخصوص خاک را کاهش مي دهد و بالعکس ماشين آلات سنگين، شخم هاي نامناسب سبب کاهش حجم منافذ و افزايش وزن مخصوص ظاهري مي گردد. وزن مخصوص ظاهري خاک هاي الي کمتر از خاک هاي معدني است و بين 2/0 تا 6/0 گرم بر سانتي متر مکعب نوسان مي کند و ميزان اين وزن مخصوص بستگي به عوامل زير دارد :

1) نوع ماده گياهي

2) درجه تجزيه آن

3) مقدار آب موجود در ماده گياهي 

  در نتيجه تمام مطالب بيان شده، وزن مخصوص ظاهری برابر است با :

D= P/V

D = وزن مخصوص ظاهري بر حسب گرم بر سانتي متر مکعب

V = حجم خاک خشک شده در 105 درجه سانتي گراد در حالت طبيعي بر حسب سانتي متر مکعب

P= وزن خاک خشک در 105 درجه سانتي گراد در حالت طبيعي بر حسب گرم 

 ب)  وزن مخصوص حقيقي خاک  

عبارت است از وزن ذرات خاک در واحد حجم آن و واحد آن گرم بر سانتي متر مکعب است.

بر خلاف وزن مخصوص ظاهري فضاي بين ذرات ارتباطي با وزن مخصوص حقيقي خاک ندارد. وزن مخصوص حقيقي خاک ها بين 60/2 تا 75/2 گرم بر سانتي متر مکعب نوسان دارد که به طور متوسط 65/2 گرم بر سانتي متر مکعب است. اين وزن تقريباً ثابت است چون اغلب کاني هاي موجود در خاک داراي وزن مخصوص در همين محدوده مي باشند. فقط در صورت وجود بعضي از کانيها مثل تورمالين، ماگنتيت و يا هورن بلند ممکن است وزن مخصوص حقيقي اين خاکها به بيش از 75/2 هم برسد علاوه بر اين چون مواد آلي سبک تر از مواد معدني خاک است. بنابراين خاک هاي که محتوي مقدار نسبتاً زيادي مواد آلي است داراي وزن مخصوص حقيقي کمتر است و روي همين اصل وزن مخصوص حقيقي خاک هاي سطح الارض هميشه کمتر از خاک هاي تحت الارض است.

با داشتن وزن مخصوص ظاهری و حقیقی خاک می توان درصد خلل و فرج خاک را محاسبه و تعیین نمود.

 خاک بايستي خلل و فرج مناسبي براي آب و هوا داشته باشد اگر خاک رسي باشد ميکروپورها زياد و آب زياد و هوا کم است و اگرشني باشد ماکرپورها زياد و هوا زياد و آب کم مي باشد. اندازه گيري خلل و فرج نشان مي دهد که آيا وضع آب و هواي خاک خوب است يا نه ؟

درصد حجم خاک که بوسيله مواد جامد اشغال شده برابر است با حاصل تقسيم وزن مخصوص ظاهري بر وزن مخصوص حقيقي ضرب در 100 

يک خاک خوب بايد حجم مواد جامدش حدود 45 درصد باشد. اگر شرايط تشکيل خاکدانه وجود نداشته باشد حجم کل منافذ خاک به 10% حجم نمي رسد. زيرا حجم منافذ ماکرو و ميکرو به طرز قرار گرفتن ذرات خاک يعني خاکدانه ها بستگي دارد و همچنين خاکدانه ها منافذي ايجاد مي کنند که لوله هاي کاپيلاري يا شرائين يا موئين ناميده مي شود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ساعت 12:21  توسط ناصر صادقی   | 
تریتیکاله اولین گیاه زراعی مصنوعی ساخت دست بشراست که والد مادری آن گندم و والد پدری آن چاودار است. گیاهی است خودگشن، گل آذین آن شبیه چاودار و تعداد سنبلچه های زیاد در سنبله.

تریتیکاله اولین گیاه زراعی مصنوعی ساخت دست بشراست که والد مادری آن گندم و والد پدری آن چاودار است. گیاهی است خودگشن، گل آذین آن شبیه چاودار و تعداد سنبلچه های زیاد در سنبله.

دانه تریتیکاله دارای چروکیدگی و رنگ تیره است که ظاهری ناپسند اما لایسین زیاد، خوراکی مطلوب برای دام و طیور را دارا می باشد. میزان پروتئین لاین های تریتیکله بین 10 تا 20 درصد است که بیشتر از میزان پروتئین گندم نان می باشد. ارقام تریتیکاله دارای سه  گروه است: بهاره، زمستانه و بینابین.

مزایای نسبی تریتیکاله

1-امکان استفاده دو منظوره به صورت مصرف دانه ای و علوفه ای (سرچر ، قصیل و سیلویی)

2- امکان استفاده نانوایی به صورت مخلوط با آرد گندم با نسبت یک چهارم و سه چهارم آرد تریتیکاله و گندم

3- تحمل بیشتر به تنش های محیطی غیر زنده شامل: سرما، خشکی و شوری.

4-تحمل بیشتر نسبت به تنش های محیطی زنده (آفات و بیماری ها مثلا تحمل به پاخوره، زنگ زرد، سیاهک ها و خسارت کمتر سن گندم)

5- قدرت رقابت اکولوژیکی بیشتر علیه علفهای هرز به دلیل رشد سریعتر و ارتفاع بوته بلندتر مناسب فن آوری جدید کنترل غیر شیمیایی علف های هرز

6-تطابق و تحمل بیشتر به خاک های فقیر  به علت دارا بودن سیستم ریشه ای قوی تر و نیاز کودی کمتر.

7-گیاه زراعی مناسب تر برای شرایط دیم مناطق کم آب

8-تحمل بیشتر نسبت به شرایط ماندآبی آب و خوابیدگی

9-دانه تريتيكاله هاي جديد يك ماده مغذي براي رژيم غذايي طيور مي باشد.

10- عملکرد بالا.

امروزه پرعملكردترين لاين تريتيكاله بهاره در موسسه سيميت ( لاين pollner-2) عملكردي بالاتر از 10 تن در هكتار در شرايط اپتيمم نشان مي دهد  و لاين هاي T201,T200,T198 و T204 در حال معرفي است. نتايج آژمایشات نشان مي دهد كه تريتيكاله هاي زمستانه نسبت به ارزن، چاودار، گندم و جو عملكرد بيشتري داشته اند.

11- ریزش کمتر دانه.

12-جایگزین مناسبتر ذرت در تغییر الگوی کاشت.

توصیه های فنی به بهره برداران:

تاریخ کاشت تریتیکاله: کشت کلر تاکید می شود . بهترین تاریخ کاشت 20 آبان

 میزان بذر تریتیکاله: کشت متراکم و پر 50 کیلوگرم در هکتار بیشتر از گندم.

کنترل علفهای هرز تریتیکاله: تریتیکاله دارای رقابت زیاد علیه علفهای هرز است. کنترل شیمیایی تریتیکاله مشابه گندم است.

نیاز کودی: 50 کیلوگرم اوره کمتر از گندم برای سالهای اول

آفت سن گندم: آلودگی کمتر دارد. با توصیه کارشناسان حفظ نباتات اقدام شود.

گندم جدید S-83-3 (با نام جدید چمران 2):

    رقم جدید چمران 2 نسبت به چمران دارای مقاومت بیشتر به خوابیدگی بوته، ریزش دانه و تحمل به بیماری زنگ زرد بیشتر می باشد. در عین حال رقم چمران 2 نسبت به چمران دیررس تر است. لذا از کاشت تاخیری و دیرهنگام چمران 2 باید خودداری کرد. همچنین قدرت پنجه زنی چمران2 از چمران کمتر بوده و به همین دلیل میزان بذر مصرفی چمران 2 باید حدود 50 کیلوگرم در هکتار بیشتر از چمران باشد. اگر رقم چمران 2 با میزان بذر مناسب و در تاریخ کاشت مطلوب کاشته شود، عملکرد دانه در واحد سطح آن بسیار بالا می باشد. رقم چمران 2 به دلیل مقاومت بسیار بالا نسبت به خوابیدگی بوته مناسب مناطق بادخیز و روش های آبیاری بارانی است.

 دوروم D-81-18

   لاین جدید دوروم D-81-18 دارای ریشک سیاه و پتانسیل عملکرد دانه بالا می باشد. دوروم         D-81-18 دارای سنبله های بلند و خمیده بوده و به همین دلیل پتانسیل تولید بالا دارد. تمام ارقام دوروم را نباید دیرهنگام کاشت. همچنین ارقام دورم نسبت به ارقام گندم نان دارای قدرت پنجه زنی کمتر و از طرف دیگر حساس به خوابیدگی بوده می باشد. ارقام دوروم دارای نیاز کودی بیشتر نسبت به گندم نان می باشد. لذا توصیه می شود در ارقام دوروم در حدود 50 کیلوگرم کود اوره بیشتر نسبت به ارقام گندم نان مصرف شود. همچنین ارقام دوروم نسبت به سرمازدگی در مقایسه با ارقام گندم حساس تر بوده و نباید در مناطقی که خطر سرمازدگی وجود دارد کاشته شوند. ارقام دوروم نسبت به اکثر ارقام گندم معمولی نسبت به بیماری زنگ زرد و سیاهک ناقص مقاومتر می باشند.

 
 
 
|
UNITED STATES
|
2
 
نام:
 
ایمیل:
 
* نظر:
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 13:42  توسط ناصر صادقی   | 
چاودار با نام علمی Secale montanum گیاهی از خانواده گندمیان (به لاتین: Poaceae) است. بیشتر چاودارهای زراعی دیپلوئید بوده و انواع تتراپلوئید و دیپلوئید روزبلندشان نیز موجود می‌باشد. این گیاه دگرگشن بوده و مقاوم‌ترین غله نسبت به سرما است. در فرهنگ لغت دهخدا از این گیاه این گونه نام برده شده‌است: «چودار. چودر. ویبگ. گیاهی هرزه که در غله‌زار روید و دانه آن چون گندمی لاغر و کشیده است.»[۱] و نیز در لغت نامه دکتر معین اینگونه یاد شده‌است: «گیاهی از نوع غلات که ارتفاعش تا دو متر هم می‌رسد.

چاودار گیاهی است بسیار خودعقیم و بنابراین دگرگشن. اغلب چاودارهای زراعی دیپلوئید هستند ۲n=۱۴ و زراعت چاودارهای تتراپلوئید نیز در سطح محدودی در اروپا متداول است. چاودار زراعی یک گیاه یکساله دیپلوئید روزبلند می‌باشد.

چاودار از خانواده غلات است، از حدود ۲۰۰۰ سال پیش درپاره ای از کشورهای اروپایی بویژه اروپای شرقی ، روسیه ، لهستان ، آلمان ، اسکاندیناوی و دریای سیاه کشت می شده است. گیاهی است مقاوم به سرما ، کم توقع که در شرایط با رطوبت بیشتر بهتر رشد می کند، ۶ تا ۸ میلیمتر طول و ۲ تا ۳ میلیمتر عرض و به طور معمول رنگ خاکستری مایل به زرد دارد ، راحت خرمنکوبی می شود و بدون پوشینه است. دانه چاودار شبیه به گندم دارای پریکارپ ، پوسته دانه ، اپیدرم (روپوست) و رویان یا جنینی است که به آندوسپرم و آلرون متصل است. تولید سالیانه آن در آلمان حدود ۵ میلیون تن و مجموع تولید جهانی آن ۳۵ میلیون تن در سال است. نسبت به گندم پروتئین کمتری دارد که مقدار آن از ۵/۶ تا ۱۲ درصد است و مقدار املاح آن کمی بیشتر از گندم است.

پروتئن آن به نام سکالین از پرولامین ، گلوتلین ، گلوبولین ، آلبومین تشکیل شده که تشکیل شبکه گلوتنی نمی دهد، و در دمای ۴۵ درجه سانتی گراد سفت می شود اما خمیر حاصل از آرد آن دارای حالت ارتجاعی و قابلیت کشش است و به همین جهت برای تولید نان می توان از آن استفاده کرد، اما نان حاصل هرگز ویژگی های مطلوب نان گندم را ندارد.

آسیاب کردن آن با گندم متفاوت است، زیرا آندوسپرم آن آسان تر و سریع تر از گندم خرد و از پوسته جدا می شود.الک کردن آرد آن مشکل تر است و در مرحله اول آرد به دست می آید و کمتر ذرات درشت آندوسپرم یا سمولینا حاصل می شود.آرد چاودار از آرد گندم تیره تر است.

نان آن با خمیر ترش تهیه می شود و برای تخمیر آن مخمر خشک فعال مناسب نیست، هر چه درصد استخراج بالاتر باشد طعم ویژه چاودار در نان حاصل محسوس تر است، دمای مناسب برای تخمیر خمیر آن بالاتر از ۳۰ درجه سانتی گراد و تا حدود ۳۵ درجه سانتی گراد است. نان حاصل از چاودار تیره است و بنابراین لازم است دمای پخت آن پایین تر باشد، دمای حدود ۲۲۰ درجه سانتی گراد پیشنهاد می شود، برای بهبود خمیر پیش از پخت خمیر هوا داده می شود.

برای بهبود کیفیت نان حاصل از چاودار مخلوط کردن آن با آرد گندم به میزان ۲۵ تا ۵۰ درصد مناسب است.و به علت بالا بودن پنتوزان در چاودار نان حاصل از این مخلوط دیرتر بیات می شود.

از چاودار نوعی نان رژیمی به نام Ryvita و بیشتر به صورت نان خشک تولید می شود که برای رژیم لاغری مناسب است. چون نشاسته و پنتوزان آن در معده ژلاتینه و متورم شده و از یک طرف نوعی سیری کاذب می دهد و از طرف دیگر پلی ساکاریدهای آن دارای جذب تدریجی هستند و این امر موجب می شود که از ایجاد حس گرسنگی جلوگیری شود و قند خون بالا نرود. سبوس چاودار برای دستگاه گوارش مطلوب است و ایجاد حالت لینت کرده و حرکات دودی دستگاه گوارش را منظم می کند. در پاره ای از کشورها از چاودار حجیم شده برای غذای صبحانه استفاده می شود.

همچنین از چاودار در فرمول برخی از انواع بیسکویت و کراکر هم استفاده می شود. آلودگی چاودار به قارچ ارگوت زیاد است . زیرا چاودار در زمین هایی کشت می شود که خاک ضعیف دارند و قارچ ارگوت در آنها تکثیر می کند.

مصرف غذای آلوده به ارگوت موجب نوعی بیماری به نام ارگوتیسم می شود که یکی از عوارض جانبی آن بیماری گانگرن است. حد قابل چشم پوشی آلودگی چاودار به ارگوت ۰۵/۰ درصد است. از چاودار در موارد زیر هم استفاده می شود :

- تولید انواع مالت.

-  تولید فرآورده های پولک شده برای غذای صبحانه.

- به عنوان ماده سیر کننده و پر کننده سوپ ها.

- به عنوان بخشی از فرمول انواع نان برای به تأخیر انداختن بیاتی آنها.

سنبله
دارای سنبله دراز مرکب از سنبلک‌هاست (بلندتر و باریکتر از گندم) و روی هر سنبله فرعی ۳ گل وجود دارد.
ریشه
سیستم ریشه‌ای چاودار بسیار انبوه و گسترده تر از گندم می‌باشد و به همین جهت از آب بهتر استفاده می‌کند.
ریشک
ریشک دراز نازک برسی گرد و زبر است.
ظاهر چاودار
چاودار از نظر شکل مابین گندم و یولاف است.رنگ کدر خاک آلود دارد.فاقد پوسته (هال) می باشد.[۳]

سازگاری

چاودار مقاومترین غله به سرماست و با شرایط آب و هوایی نامساعد و خاک‌های فقیر غیرحاصلخیز و شنی سازگاری نشان می‌دهد.

حرارت
حداقل دما برای جوانه زنی چاودار ۳ تا ۵ درجه سانتیگراد است.

نیازهای غذایی

ازت آمونیاکی مطلوب‌ترین فرم ازت جهت چاودار است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 13:24  توسط ناصر صادقی   | 

کوتاهی بوته های توت فرنگی باعث می شود بتوان این میوه لذیذ را در باغچه، سبد و حتی گلدان کاشت، پس نگران کمی جایتان نباشید.

بوته توت فرنگی فضای کمی را اشغال می‌کند، گل زیبا و می‌وه خوش مزه‌ای دارد و کشت آن نیز راحت است. برای اینکه خودتان بتوانید بوته توت فرنگی را به عمل آورید، چند راهنمایی به شما می‌کنیم.

بوته توت فرنگی را در کجا بکارید

بوته توت فرنگی تقریباً در همه نوع خاکی، از شن سبک گرفته تا خاک رس سنگین، رشد می‌کند. خاک خیلی خیس باعث می‌شود که گیاه دچار مریضی شده و بپوسد. بهترین خاک برای توت فرنگی خاک برگ و خاکی است که به راحتی آب را عبور دهد و در جایی باشد که آفتاب کامل به آن بتابد و در معرض باد نباشد.

گیاه توت فرنگی را می‌توان در فضای بیرون از منزل، از اوائل تیرماه تا اواخر تابستان کاشت. اگر بوته آن دیر‌تر کاشته شود، باید میوه‌های آن برای سال اول چیده شود.

به منظور آماده سازی خاک برای کاشت، آن را شخم بزنید و تمام علف‌های هرز را با دست کنده و مقداری کود به خاک اضافه کنید.

هر گیاه را در یک خط به فاصله ۳۵ سانتی‌متر از دیگری قرار دهید و در فاصله عرضی، بین هر بوته ۷۵ سانتی‌م‌تر فضا در نظر بگیرید و در پایان به خوبی آن‌ها آبیاری کنید.

برای اینکه حلزون به گیاه شما نزند، پای گیاه را با ساچمه، سنگریزه و یا پوست تخم مرغ پر کنید.

هر بوته توت فرنگی می‌تواند برای ۵ تا ۶ سال میوه دهد، با این وجود پس از ۲ سال گیاه توانایی اصلی خود را از دست می‌دهد و در معرض انواع امراض و آفت‌ها قرار می‌گیرد؛ به همین خاطر عموماً بوته توت فرنگی را بعد از ۲ سال میوه دهی از خاک بیرون می‌کشند.

نکاتی در مورد کاشت

به طور مرتب بین ردیف‌های بوته‌ها و پای خود بوته را به طور کج، بیل بزنید. برای جلوگیری از خورده شدن میوه‌ها توسط حیوانات، می‌توانید روی بوته‌ها را با توری بپوشانید. از اوائل خرداد ماه در زیر بوته‌ها کاه یا پوشال بریزید تا از رشد علف‌های هرز و همچنین تماس میوه‌ها با زمین جلوگیری شود. کاه جو بهترین گزینه است، چون هم نرم‌تر و هم انعطاف پذیر‌تر از انواع دیگر کاه می‌باشد. اگر به کاه دسترسی ندارید، می‌توانید از صفحه‌های پلی اتیلن استفاده کنید.

می‌توانید زمان میوه دهی گیاه را طولانی‌تر کنید. برای این کار در اواخر زمستان بوته‌ها را بپوشانید. می‌توانید از پوشش‌های پلی اتیلن استفاده کنید. در این روش گیاه ۲ الی ۳ هفته زود‌تر میوه می‌دهد.

نکته مهم هنگام کاشت گلدانی توت فرنگی در داخل منزل آن است که توت فرنگی و انواع توت‌های بوته‌ای برای باروری در سال بعد باید حتما یک دوره سرمای زمستان را بگذراند. به این منظور می‌توانید بوته خود را برای چند هفته به داخل حیاط یا بالکن منزل برده، سپس به داخل باز گردانید.

چگونه توت فرنگی را در سبد رشد دهید

روش کاشت در سبد متضمن این است که میوه‌های گیاه توسط کرم‌ها و حلزون‌ها خورده نمی‌شوند. برای این منظور در یک سبد ۵ الی ۶ گیاه را بکارید و در فصل بهار که فصل رشد گیاه است، آن‌ها را هر روز آبیاری کنید. از زمان گل دادن بوته‌ها تا زمان برداشت محصول، هر ۱۰ روز یکبار بوته‌ها را با مواد تقویت کننده پتاسیمی مانند مواد تقویت کننده گوجه فرنگی غذا دهید.‌‌ همان بوته‌ها می‌توانند برای سال آینده نیز میوه دهند؛ با این وجود تعویض بوته‌ها باعث می‌شود محصول بهتری برداشت کنید.

چگونه برداشت کنید

بسیار مهم است که میوه‌های رسیده را به سرعت برداشت کنید تا از خراب شدن آن‌ها بر روی بوته جلوگیری کنید. بوته‌ها را در زمان برداشت محصول، یک روز در میان بررسی کنید. زمانی که میوه‌های توت فرنگی کاملاً قرمز شده باشند، رسیده‌اند. بهترین شرایط آب و هوایی برای برداشت، آب و هوای خشک می‌باشد. به آرامی میوه‌ها را به همراه ساقه سبز آن‌ها جدا کنید یا ببرید. توجه داشته باشید که اینکار باید بسیار با آرامش و لطافت صورت گیرد تا بوته‌ها آسیبی نبینند.

مراقبت های نهایی

پس از برداشت میوه‌ها، کاه یا پوشال‌های ریخته شده در پای بوته‌ها را جمع آوری کرده، سطح خاک را تمیز نموده و برای سال آینده آماده کنید.

برگ‌های پیر شده را کنده، فقط تاج گیاه و برگ‌های جوان آن را باقی بگذارید. این کار باعث می‌شود که نور خورشید به مرکز گیاه برسد که باعث تقویت بوته‌ها و در نتیجه محصول بهتر در سال آینده می‌شود.

بوته‌ها را با مواد تقویت کننده و آب فراوان تغذیه کنید.

توری گذاشته شده بر روی بوته‌ها را برداشته تا پرندگان، حشرات اطراف آن‌ها را بخورند.

گسترش و  تکثیر

به راحتی می‌توانید تعداد زیادی از بوته‌های توت فرنگی را تکثیر کنید. این گیاه در فصل رشد، رونده‌هایی را روی سطح خاک به‌وجود می‌آورد که می‌توان با روش خواباندن از آن گیاه دیگری ساخت. این شاخه‌ها را می‌توانید به زمین متصل کنید؛ البته نباید آن‌ها را از بوته اصلی جدا کنید. این عمل را باید در ماه‌های تیر و خرداد انجام داد. به مرور زمان این شاخه‌ها تبدیل به یک بوته کامل می‌شود که برای شما محصول به بار می‌آورد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 12:33  توسط ناصر صادقی   | 

پرورش توت فرنگی کار ساده ایست و هر کسی می تواند آن را پرورش دهد و قیمتی گزاف برای خرید آن پرداخت نکند. شما در دو فصل بهار و پاییز می توانید توت فرنگی بکارید. توت‌فرنگی با روشی موسوم به رانر زیاد می‌شود. یعنی بوته‌های جــدید را که ریشه‌دار باشند در محل مورد نظرتان می‌کارید. در نتیجه امکان بیمار بودن بوته‌ها زیاد است. دقت کنید که بوته بیمار را نخرید. لکه برگی، سفیدک پودری، پوسیدگی سیاه ریشه جزو مهمترین بیماری‌های توت‌فرنگی است که نشانه‌های بارزی هم دارند. مثلا لکه‌های روی برگ و سفیدک‌های روی ساقه و برگ.

 

بهتر است در هر گلدان تنها یک بوته بکارید مگر اینکه از گلدان‌های مستطیلی شکل دراز استفاده کنید که بتوانید بین هر دو بوته ۴۰ سانتی‌متر فاصله بگذارید. هر جایی که گرما و خورشید مناسب داشته باشد، برای قرار دادن گلدان توت‌فرنگی شما خوب است. توت‌فرنگی‌ها به دنبال مکانی مناسب و معتدل برای زندگی سه تا چهار ساله خودشان هستند. پس آن را از آنها دریغ نکنید. توت‌فرنگی‌ها دوست ندارند تابستان‌های بسیار گرم و خشک را تحمل کنند.درجه حرارت مناسب برای پرورش توت‌فرنگی بین ۱۵ تا ۲۵ درجه سانتیگراد است. البته توت‌فرنگی سرما را هم تحمل می‌کند و در برابر آن نیمه مقاوم است. در زمستان اگر روی بوته‌های توت‌فرنگی‌تان را بپوشانید تا دمای ۱۸- درجه سانتیگراد را تحمل می‌کنند.

 

برای کود گلدانتان بهتر است از ترکیبی از کودهای کمپوست مخصوص باغ، برگ یا زباله‌های سبز بازیافت شده استفاده کنید و تا  عمق ۱۵ سانتی‌متری خاک گلدانتان (از بالا) را با آن بپوشانید. بوته‌ها به خوبی درون خاک جای دهید و مطمئن شوید که جوانه برگ‌ها همتراز با خاک است.

 

معمولا پرورش توت‌فرنگی، به ویژه وقتی جنس بوته‌های آن مرغوب باشد، بسیار آسان است. در ابتدا تنها کافی است علف‌های هرز را از خاک خارج کنید، اما وقتی میوه‌ها شروع کردند به در آمدن، حواستان به حشرات و آفت‌ها هم باشد.مهمترین نکته در پرورش توت‌فرنگی این است که خاک گلدان آن را مرطوب نگه دارید. البته باید حواستان هم باشد که به طور ناگهانی حجم زیادی از آب را پای گلدان نریزید.اگر گلدانتان را روی بالکن قار می‌دهید، وقتی میوه‌ها در آمدند، پیش از اینکه رنگی به خود بگیرند، روی آنها را با پلاستیک بپوشانید. این کار آنها را از گزند پرنده‌ها در امان نگه می‌دارد.

 

هر وقت توت‌فرنگی‌تان دورتادورش قرمز شد، یک روز به آن وقت بدهید و آن وقت آن را بچینید. این فرصت یک روزه آنها را شیرین‌تر، آبدارتر و خوش عطرتر می‌کند. وقتی زمان باردهی بوته‌ها تمام شد، باز هم حواستان باید به بوته باشد. شاخه‌های زائد را بزنید و تنها برگ‌های کوچک را باقی بگذارید. از لخت شدن بوته‌تان نترسید. برگ‌ها دوباره رشد خواهند کرد. خاک گلدان را تقویت کنید. برای تقویت خاک می‌توانید از همین برگ‌های خود بوته که جدا کرده‌اید یا کودهای کمپوستی استفاده کنید.

 در قرن چهاردهم در فرانسه توت فرنگیهای وحشی از جنگل به زمین زراعتی منتقل شد و از آن به عنوان یک گیاه اهلی استفاده گردید. در جنگلهای شمال ایران توت فرنگی وحشی بطور فراوان یافت می‌شود. به نظر می‌رسد که اولین رقم اصلاح شده در زمان صدارت اتابک اعظم از فرانسه به ایران آمد و به نام اتابکی خوانده شد.

مشخصات گیاه شناسی

توت فرنگی از جنس فراگاریا (Fragaria) و تیره رزاسه (Resaceae) بوده که امروزه از گونه‌های شیلنسیس (Chilensis) و ویرجینیا (Virginia) استفاده زراعی می‌گردد. عموما گیاهانی علفی با ساقه‌های رونده یا استولون هستند. برگها مشتمل بر سه برگچه خشن و کرک‌دار به رنگ سبز تیره بوده که در برخی از ارقام شفاف می‌باشند. ساختمان گل شامل 5 گلبرگ سفید که در قسمت تحتانی خود به یک زائده کوچک متصل است، کاسه گل شامل 5 کاسبرگ سبز رنگ بوده که در قسمت تحتانی تقریبا به یکدیگر جوش خورده می‌باشند. تعداد کاسبرگها در برخی از ارقام زراعتی ممکن است بیش از 5 عدد باشد. پرچمها به تعداد 20 عدد یا کمی بیشتر یا کمتر است.
مادگی به تعداد زیاد و به صورت مارپیچی بر روی نهنج قرار گرفته است و در مجموع و همراه با نهنج فرم نسبتا کشیده‌ای را تشکیل می‌دهد. مادگی از فندقه‌های جدا از یکدیگر که هر کدام دارای تخمدان با شکل راست و کوتاه می‌باشد تشکیل شده است. در هر تخمدان یک تخمک وجود دارد و در واقع بذر به تعداد فندقه‌ها تولید می‌شود. گل در واقع دو جنسه و پس از تلقیح گلبرگها ریزش کرده و نهنج به تدریج رشد و گوشتی شکل می‌گیرد و میوه به مرور زمان آبدار شده و از حالت اسیدی به قندی تبدیل می‌شود. اگر لقاح ناقص باشد تعداد فندقه‌ها محدود و چه بسا تقارن میوه حفظ نمی‌شود.

ارقام توت فرنگی

ارقام توت فرنگی به گروه ارقام بهاره یعنی بوته‌هایی که در سال یکبار میوه می‌دهند و ارقام چهار فصله که در سال بیش از یکبار میوه می‌دهند، تقسیم می‌گردند. مهمترین ارقام بهاره عبارتند از گورلا ، آلیسو ، تیوگو ، رد گانتلت ، اسیتا ، کاتس کیل ، فرسنا. ارقام چهار فصله بسیار قوی‌الرشد و خزنده بوده و از اواخر اردیبهشت تا اواخر تابستان و گاهی اوایل پاییز میوه می‌دهند. میوه‌ها ریز و به تعداد زیادتری در هر بوته تولید می‌شوند. ارقام چهار فصله مانند: استرا و هومی جنتو می‌باشد.

ازدیاد توت فرنگی

ازدیاد جنسی
ازدیاد توت فرنگی بوسیله بذر مخصوص ارقامی است که طبیعتا تولید ساقه رونده نمی‌کنند و یا ارقامی که ساقه‌های رونده کمی دارند و همچنین جهت تولید ارقام جدید از روش ازدیاد بذری استفاده می‌شود.
ازدیاد غیر جنسی
در ازدیاد غیر جنسی که تقسیم بوته خوانده می‌شود بوته‌هایی را که خوب رشد کرده و قوی هستند پس از خارج کردن از زمین به چند بوته کوچکتر که هر کدام دارای مقداری ریشه می‌باشند تقسیم کرده و سپس آنها را در محل اصلی نشاء می‌کنند. در این روش باید از بوته‌های سالم پایه‌های مادری استفاده گردد. روش ازدیاد از طریق ساقه‌های رونده بدین صورت می‌باشند که پس از ریشه‌دار شدن ساقه‌های رونده در تابستان از بوته مادری جدا و در محل سایه نشاء کرده و سپس در فصل پاییز بوته‌های انتخابی را به زمین اصلی انتقال می‌دهند.

شرایط خاک و شرایط محیطی رشد توت فرنگی

توت فرنگی گیاهی است که در خاکهای مختلف تقریبا سازگار است با این وجود خاکهای عمیق نرم با بافت شنی رسی را ترجیح می‌دهد. بهترین PH برای توت فرنگی 5.5 تا 6.5 می‌باشد. اگر میزان آهک خاک از حد مجاز بیشتر باشد عارضه کلروز یا زرد شدن برگها بروز خواهد کرد. از لحاظ آب و هوا در شرایط مرطوب و شرایط نسبتا گرم محصول‌دهی مناسب خواهد داشت. در شرایط گرم و مرطوب باید آب کافی در اختیار گیاه قرار گیرد و همچنین ارقام مقاوم به گرما انتخاب گردد. در ارتفاع 400 تا 800 متری از سطح دریا می‌تواند رشد مناسبی داشته باشد. نیمه مقاوم به سرما بدون پوشش کاه و کلش می‌تواند تا 5- درجه سانتیگراد را تحمل نماید ولی با پوشش ویژه تا 18- درجه سانتیگراد را متحمل است.
از نظر نیاز سرمایی جزء گیاهان کم نیاز به سرما تقسیم بندی می‌شود. بطوری که در 200 تا 400 ساعت دمای کمتر از 7 درجه سانتیگراد نیاز سرمایی و ناچیز آن منتفی می گردد. سطحی بودن ریشه‌ها که معمولا تا عمق 15 تا 20 سانتیمتری خاک توزیع می‌گردد گیاه را حساس به کم آبی می‌کند. جهت تولید محصول بهاره باید از ارقامی استفاده گردد که طالب روزهای کوتاه و نیاز دمایی پائین‌تری باشند تا گل انگیزی و محصول‌دهی آنها به خوبی انجام گیرد. در ارقام 4 فصله روز کوتاهی یا روز بلندی و همچنین پائین بودن و بالا بودن درجه حرارت زیاد مطرح نیست و این گروه از توت فرنگی‌ها معمولا در شرایط مختلف به راحتی گل می‌دهند.

پیش رس کردن توت فرنگی

توت فرنگی طبیعتا از میوه‌های نوبرانه و از اولین میوه‌هایی است که در بهار به بازار عرضه می‌شود. در حالت معمولی و در مناطق معتدل زمان برداشت میوه در اواخر اردیبهشت ماه تا اوایل تیر است ولی امروزه با فن آوری‌های خاصی می‌توان زمان رسیدن میوه را به جلو انداخت. به عبارت دیگر می‌توان با استفاده از وسائل و امکانات امروزی اقدام به پیش رس کردن و تولید توت فرنگی خارج از فصل نمود و عرضه توت فرنگی را مدت طولانی‌تری ادامه داد . البته هزینه‌های اضافی که برای پیش رس کردن ایجاد می‌شود به علت قیمت بیشتری که محصول نوبرانه دارد جبران خواهد شد.

پیش رس کردن توت فرنگی در گلخانه

مطمئن‌ترین وسیله برای پیش رس کردن استفاده از گلخانه است. مشکل استفاده از گلخانه در درجه اول هزینه سنگین احداث گلخانه و نیاز به تخصص و تجربه کافی برای کشت توت فرنگی در گلخانه است. برای این منظور می‌توان نشاء توت فرنگی را ابتدا اواسط تیرماه تا اوایل شهریور در خزانه انتظار کشت کرد و 7 - 5 کیلوگرم در هر صد متر مربع از کودهای کامل ازت ، فسفر و پتاس به نسبت 17 - 12 - 12 به عنوان کود پایه به زمین خزانه دارد. پس از تولید ریشه‌های قوی در نشا بوته‌ها شروع به ایجاد ساقه‌های رونده می‌نمایند. با سرد شدن هوا بوته‌ها تحت تاثیر نور و درجه حرارت پائین قرار گرفته و گل در آنها تشکیل می‌شود. در آبان و آذر بوته‌ها را به گلخانه حمل کرده و در بستر کاشت به فاصله 30 تا 25 سانتیمتر کشت می‌نمایند.
در گلخانه نیز مقدار 5 - 3 کیلوگرم کود کامل شیمیایی در 100 متر مربع به بستر داده می‌شود. درجه حرارت گلخانه را ابتدا روی 12 - 8 درجه سانتیگراد تنظیم کرده و با افزایش شدت نور درجه حرارت را نیز زیاد می‌کنند و به 20 - 15 درجه سانتیگراد می‌رسانند. البته می‌توان درجه حرارت را به 8 درجه سانتیگراد کاهش داد. بلافاصله پس از کاشت بایستی به اندازه کافی آبیاری نمود. در آبیاری توت فرنگی گلخانه‌ای باید دقت شود که زمین بطور یکنواخت مرطوب گردد. به منظور جلوگیری از خطر پوسیدگی میوه در اثر رطوبت زیاد باید گلخانه را به موقع تهویه کرد و بوسیله حرارت خشک رطوبت زیادی را کاهش داد. برای انجام عمل گرده افشانی و تلقیح بهتر گلهای توت فرنگی در گلخانه می‌توان برای هر 1000 متر مربع سطح زیر کشت یک کندوی زنبور عسل در گلخانه قرار داد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 12:27  توسط ناصر صادقی   |