قلمه قسمتي از شاخه،برگ يا ريشه است که از گياه مادري جدا ميشود ودر شرايط مساعد جهت ريشه زايي قرارميگيرد.قلمه انواع مختلفي دارد که که به برسه گروه قلمه ريشه،قلمه شاخه و قلمه برگ تقسيم ميشود.در زير چند روش مهم آن را توضيح ميدهيم: الف)قلمه ريشه گياهاني مانند گل ابريشم و بگونيا تکمه را ميتوان به اين روش تکثير نمود.قلمه ريشه به صورت افقي يا عمودي در محل کشت ميشود.در صورت کشت عمودي بايد دقت نمود که طرفي از ريشه که به طوقه نزديکتر است،بالاترقرارگيرد. ب)قلمه شاخه اين روش نسبت به انواع ديگر،متداول تر است.در اين روش قسمتي از شاخه که جوانه جانبي يا انتهايي دارد،از گياه مادري جدا و براي ريشه زايي در محيط مناسب قرار ميدهند. پس از توليد ريشه،آن را به صورت مستقل ميکارند.شاخه ايي که براي تهيه قلمه انتخاب ميشود،ممکن است يکي از سه نوع زير باشد:<<خشبي>>(چوب سخت)، <<نيمه خشبي>>(چوب نيمه سخت)يا<<علفي>>.براين اساس،قلمه هاي شاخه را به سه دسته تقسيم ميکنند.در قلمه خشبي از قسمت خشبي ساقه گياه مادري ;يعني بخشي که خوب رشد کرده است،ودر نوع نيمه خشبي از بخشي که نيمه خشبي است،قلمه را انتخاب ميکنند.قلمه علفي هم از جوانترين قسمت ساقه است ودر قلمه جوانه،فقط از جوانه هاي موجود روي شاخه استفاده ميشود. قلمه خشبي با توجه به اين که چه مقدار از چوب سال قبل را دارد،به سه دسته تقسيم ميشود: قلمه خشبي ساده . اين نوع قلمه خشبي از يک قطعه شاخه يکساله تهيه ميشود و بدون چوب سال قبل است. قلمه خشبي پاشنه دار. در اين نوع قلمه،تکه کوچکي از شاخه دوساله نيز همراه شاخه يکساله است. قلمه خشبي قنداقه دار. در اين نوع،چند سانتيمتر از شاخه دوساله باشاخه يکساله همراه است;يعني نسبت به قلمه پاشنه دار مقدارشاخه دوساله بيشتر است. ج)قلمه جوانه اگر مقدار شاخه براي تهيه قلمه شاخه،که هميشه چند جوانه دارد،کافي نباشد،ميتوان ازيک شاخه ،چندين قلمه که هرکدام يک جوانه دارند، تهيه نمود.به اين ترتيب که شاخه را به قطعات کوچک 1-2سانتي متري تقسيم ميکنند. هر قطعه را مانند يک قلمه کامل در ماسه يا خاک ميکارند. هرگاه قطر شاخه اصلي يا مادري زياد باشد،مانند قلمه قنداقدارآن را ازوسط دو نيم کرده و سپس ميکارند.اين طرز قلمه در تکثيردرخت توت و مو نتيجه رضايت بخش دارد. د)قلمه برگ گاهي از برگ بعضي گياهان نيز براي تکثير آنها استفاده ميشود.ليموترش و پرتقال را ميتوان از طريق قلمه برگ تکثيرنمود;به اين شرط که در زمان قلمه زدن مقدار کمي از ساقه پايه مادري همراه برگ باشد. شرايط موفق در قلمه زدن: گياهان،نميتوانند در هر شرايطي پرورش يابند.بويژه اندامي از گياه که تازه از پايه مادري خود جدا شده باشد،به رايط مناسبترو مراقبت بيشتري نياز خواهد داشت. بنابراين شرايط را بايد خوب شناخت و آن را براي قلمه فراهم نمود.از سويي،خود قلمه نيز بايد مشخصاتي داشته باشد.دراين بخش،به شرايط ومشخصات قلمه خواهيم پرداخت. الف)شرايط داخلي: منظور از شرايط داخلي،خصوصيات خود گياه است;يعني خود قلمه بايد ويژگيهايي داشته باشد،تا با قرار دادن آن در محيط مناسب،بتوان انتظار رشد گياه سالم و شادابي جديدي داشت.درزير چند مورد از اين شرايط توضيح داده ميشود: -سن قلمه.با توجه به نوع گياه،سن قلمه،يعني سن آن قسمت از اندام گياه که از آن قلمه تهيه ميشود،متفاوت است. در بسياري از انواع قلمه،عمر قلمه حدود يکسال،ولي دربعضي ديگر بيشتر است.براي مثال،درختاني مانند زيتون،پس از گذشت چند سال ازسن شاخه قادر به توليد ريشه هستند.البته امروز،از شاخه هاي جوان زيتون نيز براي تهيه قلمه،استفاده زيادي ميکنند و براي ريشه دهي مطلوب،آنها را در گلخانه هايي نگهداري ميکنند که هواي داخل آنها با پودر پاشي آب،مرطوب نگاهداشته ميشود.(گاخانه ميست) -مقدار مواد ذخيره ايي قلمه.چون قلمه در ابتدا ريشه ندارد(به جز قلمه ريشه که در واقع بخشي از ريشه است)،بنابراين،هرقدر مواد ذخيره ايي دردرون بافتهاي آن بيشتر باشد،به همان ميزان احتمال گرفتن قلمه نيز بيشتر ميشود.پس بهتر است قلمه را در اوايل يا اواسط دوره استراحت از پايه مادري جدا کنند و بکارند.زيرا،در اين زمان هنوز شيره گياهي به جريان نيفتاده و به مصرف تغذيه آن نرسيده است. -جهت يا قطب قلمه.هنگامه قرار دادن قلمه در خاک،دقت کنيد آن قسمت از شاخه که روي پايه مادري به طرف جوانه انتهايي است،همچنان به طرف بالا باشد.در صورتي که قسمت انتهاي فوقاني قلمه در زير خاک قرار داه شود و بخش تحتاني آن در بالا قرار گيرد،ريشه دار شدن قلمه دچار مشکل ميشود. -طبيعت و ساختمان گياه.بعضي از گياهان،مانند تعدادي از درختان ميوه و کاج،با وجود داشتن همه عوامل،طبيعت و ساختمان گياه به گونه اي هستند که نميتوانند ريشه توليد کنند.براي تکثير اين دسته از گياهان بايد از روش هاي ديگري استفاده کنيد. ب)شرايط خارجي از عوامل بيروني يا محيطي که براي گرفتن قلمه موثرند،ميتوان موارد زير را نامبرد: -نوع بستر کشت.بستر کشت قلمه،مکاني است که براي حفظ رطوبت قلمه و ايجاد شرايط مناسب براي رشد ريشه،از آن استفاده ميکنند. بستر کشت قلمه را ميتوانيد از ماسه بدون خاک،خاک اره،تورب،مخلوطي از ماسه،تورب و آب انتخاب نماييد.در هرحال،بستر رشد قلمه بايد ضمن حفظ رطوبت کافي،بتواند مقدار زيادي هوا نيز در بين ذرات خود نگه دارد.همچنين،<<تورب به موادي گفته ميشود که از پوسيده شدن مواد عالي در باتلاقها بدست مي آيد.>>. امروزه در ايستگاه <<ايست مالينگ>>،يکي از ايستگاههاي معروف تحقيقاتي اصلاح وتوليد پايه ها،براي بستر کشت از يک لايه گرانول پوست کاج به ارتفاع حدود7/5سانتي متر،روي يک لايه ماسه دانه ريز،به ارتفاع 20سانتي متر استفاده ميکنند.وجود ماسه براي اطمينان از انجام زهکشي کامل بستر کشت ضروري است. -هوا.چون هوا براي توليد ريشه لازم است،بنابراين،بستر کشت قلمه بايد هوا داشته باشد.حتي،قلمه هاي مسن يا خشبي را بايد براي دسترسي آنها به هواي بيشتر،ه طور مايل در خاک فرو کنند،تا به هواي آزاد نزديکترباشند. -حرارت.هرچند که برحسب نوع گياه ميزان حرارت لازم براي ريشه دهي قلمه متفاوت است،اما بطورکلي ميتوان گفت که دماي مناسب براي پيدايش ريشه قلمه حدود 21-27درجه سانتيگراد در روز و 15درجه در شب است.بايد اضافه کنيم که چون قلمه هاي مسن يا خشبي را بايد زمان استراحت گياه در خاک گذاشت.براي اينکه اندامهاي هوايي آن قبل از ريشه بيدار نشوند،بهتر است قلمه را در سکوي گرم گلخانه بکاريد ويا به هرصورت کاري انجام دهيد که بستر قلمه حرارت مناسبي داشته باشد.گاهي براي گرم شدن بستر کشت قلمه ها(ايجاد پاگرما)،المنتهاي برقي در عمق بسترکشت کار ميگذارند.براي ريشه دار شدن قلمه هاي درختاني مانند سيب استفاده از پاگرما ضروري است. -رطوبت.از ديگر عوامل موثر براي موفقيت در ازدياد قلمه است.يعني بايد در بستر کشت قلمه،رطوبت به اندازه مناسب وجود داشته باشد.در قلمه هاي جواني که هنگام کشت تعدادي برگ دارند،بايد رطوبت هواي اطراف قلمه بيشتر ازرطوبت خاک باشد.براي اين منظور،همانطور که قبلا گفته شد،براي ريشه دار کردن قلمه هاي جوان يا علفي،گياهاني مانند زيتون،در گلخانه هاي بزرگ،بايد از روش مه پاشي آب در هواي گلخانه به منظور تامين رطوبت استفاده کنيد.در اين گلخانه ها آب به صورت مه بر روي سطح قلمه يا بستر کاشت پاشيده ميشود.گاهي براي اينکه قلمه رطوبت خود را تا ريشه دار شدن از دست ندهد،اطراف اندامهاي هوايي گياه را براي مدتي با نايلون مي پوشانند. -نور.به نظر ميرسد که نور از ريشه دهي جلوگيري ميکند;يا به عکس وجود نداشتن نور در ريشه دهي موثر است.نشان داده شده که نور اثري منفي بر آغازيدن ريشه دارد.تابش آزمايشي با نورسفيد،بر قسمتهاي پايين قلمه هاي سپيدار و بيد در حين دوره ريشه زايي،از رشد آن جلوگيري ميکند.قلمه هاي نرم و علفي دربرابر نور(به علت نقشي که نور در فرآيند فتوسنتز و توليد کربوهيدراتها دارد)،واکنش نشان ميدهند;اما قلمه هاي چوب سخت گياهان خزان دارکه مواد غذايي کافي دارند و بي سبزينه اند،در تاريکي بهتر ريشه ميدهند.بديهي است که بعد از توليد ريشه ،وجود نور ضروري است. طرزتهيه قلمه تهيه قلمه،روشي ساده است که در مقايسه با روش کشت بذر،به زمان و حوصله کمتري نياز دارد.براي انجام اين کار بايد به موارد زير توجه کرد: قلمه هاي چوب سخت در طول دوره خواب گياه وبيشتر از شاخه هايي که در طول فصل رشد گذشته به وجود آمده اند،تهيه ميشود.قلمه هاي گياهاني که به راحتي تکثير ميشوند،معمولا بايد از پاييز تا اوايل زمستان بدست آورد.اين قلمه ها بلافاصله در يک خزانه(يک قطعه زمين که حوب زهکشي،آبياري و محافظت ميشود و قلمه ها يکسال در آن باقي ميمانند}يا به طور مستقيم در باغ کاشته ميشود.از زميني که خاک آن سنگلاخي،سنگين يا ساختمان ضعيف بوده و بويژه در زمستان غرقاب ميشود،نبايد استفاده کرد.اگرچه تا حد ممکن کشت قلمه در اوايل زمستان ترجيح داده ميشود;اغلب کشت آن تا پاييز نيز ادامه پيدا ميکند.در اوايل بهار،نبايد اجازه داده شود که قلمه ها خشک شوند و ممکن است آبياري ضروري باشد.طول قلمه هاي چوب سخت معمولا 25-40سانتي متر است.اغلب نصف طول آنها در داخل خاک قرار ميگيرد;اما در شرايطي که احتمال خشک شدن وجود دارد،دوسوم تا سه چهارم طول قلمه نيز بايد در داخل خاک فرو برود.خاک به دقت و به طور کامل آماده شود.اگر به طور عميق شخم خورده باشد،قلمه ميتواند بدون استفاده از يک بيل در داخل خاک قرار داده شود.در روش ديگر،با قرار دان قلمه ها در پلي اتيلن هاي سياهي که روي زمين گسترده شده اند،نتايج بهتري به دست مي آيد براي زودتر ريشه دارشدن قلمه،ميتوان ته قلمه را در يک هورمون ريشه زا قرار دارد.از جمله هورمون هايي که براي اين منظور استفاده ميشود،هورمون ()يا ايندول بوتيريک اسيد است;و به صورت پودرو يا محلول قابل کاربرد دارد. -اکنون قلمه را آبياري کرده،ودر يک کيسه پلي اتيلن بگذاريد.قلمه نبايد با کيسه پلي اتيلن تماس يابد.بايد دانست که بيشتر قلمه ها بعد از ريشه دهي به نور نياز دارند،ولي بايد دور از نور مستقيم آفتاب و نيز يخبندان باشد.جهت نگهداري رطوبت،لازم است قلمه را مرتب مه پاشي نمود. -وقتي شاخه هاي جديدي روي قلمه ظاهر شدند،معلوم ميشود که قلمه ريشه دار شده و گرفته است.حال زمان آن است که کيسه پلي اتيلن را برداشته و قلمه به نور مستقيم آفتاب عادت داده شود.البته بهتر است آن را از تابش مستقيم آفتاب تابستان دور نگه داشت. -در بهار از مقداري کود شيميايي استفاده ميکنند و نيز قلمه بايد به طور حتم از يخبندان زمستان سال بعد محافظت شود و بايد مراقب بود تا در اثر آبياري بيش از اندازه ريشه هاي جوان قلمه پوسيده نشود و بايد ميزان آبياري را کاملا کنترل کرد. قلمه زدن در بعضي از گونه هاي گياهي در تمام طول سال امکان پذير است،اما بهتر است آن را در بهار و اوايل تابستان تهيه کرد;زيرا جريان شيره گياهي در اين زمان و هنگام شروع مجدد برگ دهي بيشتر است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مهر 1393ساعت 8:1  توسط ناصر صادقی   | 
مارانتاسه Marantaceae
خانواده مارانتا يا مارانتاسه خانواده بسيار كوچكي است كه فقط دو گياه زينتي از آن كاشت مي­شود، كه هر دو جزء گياهان آپارتماني (ايندور پلنت) Indoor-plant و برگ سبز هستند.
مارانتا گياهي است كه برگ­هاي سبز كاملاً صاف بدون هيچ بريدگي با انتهاي گرد و نيز رنگ‌ريزه­هاي مختلف دارد. مارانتا از گياهان بومي جزاير گرم و مرطوب آفريقا است.

شرايط نگهداري
- نور كافي و غير مستقيم؛
- PH پايين خاك؛
- آبياري سالم.
اين گياه داراي يك ركود تابستانه است كه در طي آن بايد از ميزان آبياري گياه كاسته شود.
علايم ركود تابستانه گياه :
الف) كندي رشد و
ب) خشك شدن بعضي از برگ­هاي آن مي‌باشد.

بنابراين از خشك­ شدن طبيعي آن در تابستان نبايد نگران بود. زيرا پس از طي دوره دورمنسي dormancy گياه با يك آبياري و تعويض خاك گلدان دوباره رشد اوليه خود را بدست مي­آورد. برگ­هاي مارانتا در بعضي شرايط محيطي لوله شده يا به حالت مچاله درمي‌آيند.
­عمده­ترين دليل مچاله شدن برگ­ها
- كمي رطوبت نسبي خاك؛
- PH بالاي خاك.
گياه كالاتئا گياه ديگر خانواده مارانتاسه است. اين گياه گرمسيري، برگ­هاي درشت­تر از مارانتا دارد. تزيين و نقش و نگار روي برگ­هاي آن بسيار ساده و بشكل يك مخمل سايه و روشن سبز بنظر مي رسد.
پرورش اين گياه در شرايط محيطي كم­ و بيش نظير شرايط پرورشي مارانتا ميسر است. تكثير گياه بوسيله قلمه­هاي ساقه (داراي رشد كافي) و تقسيم بوته است.

خانواده موزاسه Musaceae
خانواده موزاسه يك گياه بسيار با ارزش بنام استرليتزياسه Strelitziaceae دارد كه مدتي است تحت نام خانواده استرليتزياسه رجين شناخته مي‌شود. اين گياه را به فارسي مرغ ­بهشت مي­گويند. اين بدليل شباهت ظاهري بخش زينتي گياه (گل‌هاي آن) به مرغ است.
روش متداول تكثير مرغ ­بهشت بوسيله تقسيم بوته­ است. هر يك از بوته­هاي مادري استريليتزياسه بين 3 تا 12 پا جوش يا گياه جوان در كنار گياه مادري توليد مي‌كنند. پس از پايان فصل گل­ دهي و نيز رشد كامل رويشي مي­توان اين پا جوش­ها را از هم جدا كرد و هر يك را به عنوان گياه جديد مورد استفاده قرار داد. اين گياه بوسيله بذر هم تكثير مي­شود.
برگ­هاي نارنجي رنگ مرغ­ بهشت كاسبرگ و بخش آبي­ رنگ گلبرگ گياه است. براي بذر­ گيري از اين گياه بايد دانه­هاي گل روي كلاله را بطور مصنوعي انتقال دهيم. و در شرايط مناسب بشرط اينكه آبياري از بالاي گل‌ها انجام نگيرد بين 22 تا 50 عدد برگ سياه درشت بوجود مي­آيد. بذر­هاي استريليتزياسه در محيط پيت ­ماس براحتي به كمك هورمون اسيد فيبرليك توليد مي‌شوند. بعد از طي 3-2 سال وارد مرحله گل ­دهي مي­شوند. اما هيچ يك از اين بذرها و پا جوش‌ها به اندازه كافي محصول توليد نمي­كنند. امروزه در دنيا براي تكثير آن در سطح وسيع و بزرگ از روش كشت بافت استفاده مي‌شود.

پرورش استرليتزيا
- خاك مرغوب زراعي؛
- عمق خاك 50 تا 65 سانتي‌متر؛
- افزودن كلات‌هاي آهن و روي.
براي دوام گل از بكاربردن كودهاي نيتروژن ­دار در زمان غير مناسب بايد خودداري شود، در اينصورت گل­هاي بريده گياه بين 45 تا 50 روز در حالت طبيعي باقي مي­مانند.
آخرين گياه اين خانواده هلي ­كونيا Heliconia است، كه دوام شاخه­هاي گل بريده­اش خيلي زياد نيست. اين گياه را به فارسي مرغ ­آتشين مي­گويند و تكثير آن همانند استرليتزيا بوسيله تقسيم بوته است.

خانواده بوگنويلاسه يا گل كاغذي Bogenvilleaceae
گل كاغذي يك درختچه است. در جلسات قبل از گياه گل كاغذي در خانواده كمپوزيته نام برديم كه نام علمي آن هلي­كريزوم بود و گفتيم كه در فارسي به آن ميناي كاغذي مي‌گويند. اما اين گل كاغذي درختچه است و در برخي از مناطق ايران بعنوان يك درخت فعال سبز لند اسكيپ مطرح است. گل كاغذي درختي است با شاخ و برگ‌هاي حجيم كه در بعضي از گونه­هاي آن شاخ و برگ­هاي افتاده و گاهاً خاردار و راكتاهاي رنگي ديده مي­شود.
برخلاف همه گياهان ديگر، اين گياه در محيط غير اسيدي به خوبي رشد ­مي­كند، به عبارت ديگر به PH بالاي خاك مقاوم است. لذا براي بهبود كيفيت گل­ها و بالابردن كاربرد، برخي از بازدارنده­ها نظير SAD توصيه مي­شود. تكثير بوسيله قلمه­ ساقه در ماسه و اواسط بهار است. فصل برداشت قلمه­ها در اواسط بهار بوده و زماني كه درجه حرارت محيط به 20 درجه سانتيگراد مي­رسد آن‌ها را در سيستم پيت ريشه­دار مي­كنند.

خانواده وربناسه يا شاه پسند زينتي Verbenaceae
در اين خانواده كوچك دو گياه شبيه به هم از نظر گل، اما كاملا ًمتفاوت از نظر ساختماني وجود دارند.
شاه­ پسند گياهي يكساله است كه فقط به عنوان يك گل تابستانه مطرح است و نسبت به سرما بسيار حساس است. اين گياه بوسيله بذر قابل تكثير است.
گياه دوم خانواده وربناسه شاه­ پسند درختي است كه بصورت درختچه گلداني در مناطق سرد و مركزي ايران و درختچه بزرگ فضاي سبز در مناطق گرمسيري ايران وجود دارد. وضعيت فيزيولوژيي و گل­ دهي اين گياه از نوع گروه NDP است كه در تمام طول سال به حالت گلدار هستند. اين گياه بوسيله قلمه­هاي نيمه ­خشبي ساقه تكثير مي­شود.
بوگن‌ويلا و وربناسه‌ها در ايجاد فضاي سبز جايگاه خوبي دارند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 9:59  توسط ناصر صادقی   | 
از اختصاصات کلی گیاهان تک لپه‌ها آن است که دارای لپه منفردی هستند که بر اثر عدم رشد در یکی از جوانب رأس جنین بوجود می‌آید. رشد ریشه اصلی حاصل از رشد ریشه چه در تک لپه ایها محدود بوده، بزودی جای آنرا ریشه‌های فرعی می‌گیرند. این ریشه‌ها نیز زود از بین رفته جای خود را به ریشه‌های نابجا واگذار می کنددوران فعالیت ریشه‌های نابجا محدود بوده بزودی تجدید می‌شوند ساقه در تک لپه ایها از جوانه جانبی رأس جنین بوجود می‌آید و محور زیر لپه‌ای در جریان رویش دانه هیچ‌گاه رشد نکرده تقریباً ثابت باقی می‌ماند این نحوه رشد که حالت منو سمپودیک (به انگلیسی: Monosympodique) را نشان می‌دهد عامل اصلی تشکیل ساقه ریزومی یا سا قه‌های غده‌ای سفت و یا ساقه‌های کپه‌ای شکل پوشیده از فلس‌ها در تک لپه ای‌ها است. گیاهان تک لپه‌ای عموماً علفی و غالباً پایا هستند ساقه هوایی آنها معمولاً بدون انشعاب و برگی است. برگهای تک لپه ای‌ها دمبرگ ندارند و غالباً به وسیله نیامی طویل ساقه را احاطه می‌کنند اشکال کلی برگها تقریباً دراز و کشیده بوده، دارای رگبرگهای موازی و مویرگهای بسیار ظریف ارتباط دهنده آنها هستند گلها در تک لپه ایها سه پر (تری مر) و هر حلقه پوششی یا زایای آن از سه قطعه تشکیل می‌شود. صفات عمومی گیاهان تک لپه[ویرایش]یاخته تخم با تقسیمات مکرر خود پیش جنینی را ایجاد می‌کند منطقه توقف نمو جنین جانبی است و رشد بعدی جنین از نقطه مقابل آن انجام می‌شود و یک لپه را که نسبت به محور پیش جنین جانبی است را تشکیل می‌دهد. تشکیل بافت آلبومن در دانه تک لپه‌ای‌ها از نوع هسته‌ای یا حالت حد واسط است. یعنی بعد از تقسیم یاخته مادرآلبومن دیواره‌ای بین یاخته‌های حاصل از تقسیم ایجاد نمی‌شود. در تک لپه‌ای‌ها، ریشه اصلی بعد از مدتی از بین می‌رود و ریشه‌های نابجا که از قسمتهای زیرین ساقه بوجود می‌آیند، جانشین آن می‌گردند. در تک لپه‌ایها، ساقه منشعب نمی‌شودو آنچه انشعاب حاصل می‌کند، محور گل آذین است نه ساقه. برگ دارای رگ‌بندی موازی است و تعداد اجزای گل ۳ یا مضربی از ۳ می‌باشددستجات آوندی در برش عرضی ساقه متعدند و در روی دوایر متحدالمرکز قرار می‌گیرند. ساختمان چوب و آبکش ثانویه که در دو لپه‌ای‌ها دیده می‌شود در تک لپه‌ای‌ها وجود ندارد. ویژگی‌های عمومی تک لپه ای‌ها عبارتند از:ریشه افشان دارند برگ دراز و باریک و رگ برگ موازی دارند. برگ‌ها توسط غلاف به ساقه اتصال دارد. دانه یک قسمتی است. اجزی گل مضربی از ۳ است. آوندهای چوبی و آبکش در برش ساقه نظم خاصی ندارند. رده بندی گیاهان تک لپه[ویرایش]تیره خرما palmae: گیاهانی هستند درختی یا علفی با ساقه راست و استوانه‌ای. خرما (phoenix) و نارگیل تیره گل شیپوری Araceae: از گیاهان این تیره، گل شیپوری (Arum) تیره گرز Typhaceae: گیاهان معروف این تیره نی لوئی sparganium و Typha می‌باشد تیره گندم Gramineae: تیره‌ای شامل ۶۰۰ جنس و ۲۰۰۰ گونه. ارزن، ذرت، برنج، نیشکر، جو و چاودار تیره جگن cyperaceae: نی بوریا cyperus و جگن carex تیره آلاله LiLiaceaee: پیاز (Allium)، لاله (Tulipa)، گل حسرت (colchicum) و مارچوبه (Asparagus) تیره برگ بیدی commelinaceae: برگ بیدی Tradescantia دانه دارای آلبومن، گل‌ها منظم یا نامنظم و تخمدان تحتانی: موز، زنجبیل، گل نرگس، هل، زنبق و آناناس از تیره‌های معروف این راسته هستند. دانه فاقد آلبومن گل‌ها نامنظم و تخمدان تحتانی: تیره معروف این راسته، ثعلب یا ارکیده است گیاهان دو لپه[ویرایش]دو لپه‌ای‌ها خود شامل دو لپه‌ای‌های بی‌گلبرگ، دو لپه‌ای‌های جدا گلبرگ و دو لپه‌ای‌های پیوسته گلبرگ می‌باشد که تعداد زیادی از گیاهان دانه‌دار را در خود جای داده‌اند. دولپه‌ای‌های جدا گلبرگ گیاهانی هستند با گل‌های کامل و دو جنسه که پوشش گل آنها به صورت کاسبرگ و گلبرگ تمایز یافته و اجزای گل در چرخه‌های متوالی و به صورت متناوب باهم قرار دارند و گرده افشانی در آنها بوسیله حشرات صورت می‌گیرد. جدا گلبرگ‌ها بالغ بر ۷۰ هزار گونه گیاهی هستند و براساس ساختمان نهنج و نحوه قرار گرفتن اجزای گل در سه گروه فرعی قرار می‌گیرند. در دو لپه‌ای‌های پیوسته، گلبرگ این گیاهان بالغ بر ۵۰ هزار گونه هستند. گلبرگ‌ها در این گیاهان بهم پیوسته هستند. در اغلب پیوسته گلبرگ‌ها پرچم‌ها به قسمت داخلی جام گل پیوسته‌اند. صفات عمومی گیاهان دو لپه[ویرایش]ریشه راست دارند. برگ‌ها اغلب پهن و رگ برگ‌ها منشعب است. هر برگ توسط دم برگ به ساقه اتصال دارد. دانه دو قسمتی است. اجزای گل مضربی از ۲ یا۵ است. آوندهای چوبی و آبکش در برش عرضی ساقه روی دایره محیطیه قرار دارند. رده بندی گیاهان دو لپه[ویرایش]راسته آلاله‌گان، راسته ختمی، راسته شمعدانی، راسته افرا، راسته شمشاد، راسته گل سرخ، راسته چتریان، راسته کاکتوسها، راسته پامچال، راسته خرمالو، زیتون، زبان گنجشک و یاسمن، گاو زبان، سیب زمینی و گوجه فرنگی، گل میمون، گل جالیز و کنجد، نعنا، بارهنگ و شاه پسند، گل استکانی و کدو، روناس و بداغ، گل مینا، تیره سنبل‌الطیب، بید، راش، فندق و گردو، گزنه، توت، نارون و شاهدانه، اسفناج، گل میخک، چغندر و لاله عباسی، ترشک، علف هفت بند و ریواس
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 9:46  توسط ناصر صادقی   | 
 

کود شامل کلیه موادی است که جهت تامین عناصر ضروری و مشخص به منظور رشد گیاه به خاک اضافه    می گردد . واژه کود معمولا به کود های شیمیایی اطلاق می شود .

مواد غذایی مورد نیاز نظیر ازت ، فسفر و پتاسیم ، در کودهای شیمیایی ، به صورت عنصری نیستند بلکه به شکل ترکیباتی حاوی این عناصر با درصد مشخص هستند .

ترکیبات درون کود ، مواد غذایی  را به صورت یون در اختیار گیاه قرار می دهند .

برخی از انواع کود : کودهای  دامی ، مایع ، بیولوژیک ، سبز ، شیمیایی.

کود سبز : عمل برگردانیدن انساج سبز و نپوسیده گیاهی به خاک ، کود سبز دادن و گیاهی که به این منظور به کار می  رود را به نام کود سبز خوانند.

کود بیولوژیک : کود زیستی شامل مواد نگهدارنده با جمعیت متراکم یک یا چند نوع میکروارگانیسم مفید خاکزی و یا به صورت فرآورده متابولیکی این موجودات می باشد که به منظور تامین عناصرغذایی مورد نیاز گیاه در یک  اکوسیستم زراعی به کار می روند.

کود مایع : دارای یک یا تعداد بیشتری از عناصر غذایی به صورت محلول در آب .

 * مزایا : 1.سهولت افزایش آفت کش ها 2.سهولت در کودپاشی شاخ و برگ درختان

* معایب : 1. خطر تثبیت فسفر در خاک 2. نیاز به وسایل محصوص جهت انبار و استعمال کود

 

انواع روش های استعمال کود شیمیایی

 

]-->پخش یکنواخت کود در سطح خاک : برای مقادیر زیاد است . غالبا توسط ماشین آلات یا هواپیما قبل از کشت اضافه .

]-->کودپاشی به صورت محلول : کود ها به صورت محلول و آمونیاک بدون آب به خاک اضافه می شود . افزودن آمونیاک بدون آب از متصاعد شدن آن جلوگیری می کند .

]-->کود پاشی موضعی : کود به صورت نواری هنگام کشت گیاه در اطراف بذر پاشیده می شود که باعث جوانه زنی سریع برگ ها می شود

]-->کود سرک : پس از روییدن گیاه ، کود را در سطح خاک پخش می کنند .مانند : گندم پاییزه و چمنزارها

]-->کود پاشی نواری : پس از روییدن گیاه کود را در امتداد خطوطی یا در فواصل خطوط کشت به خاک اضافه می کنند .کود ازته غالبا به این روش مصرف می شود تا از تلف شدن قبل از حداکثر نیاز گیاه جلوگیری شود .

]-->کود پاشی در بستر کشت : کود را قبل از کشت در کف خطوط کشت می پاشند و آن را مدفون می کنند . مانند پنبه در ایالات متحده آمریکا

]-->کودپاشی بر روی شاخ و برگ : مقادیر کم ، بخصوص عناصر کم مصرف (میکرو) که افزودن آن ها به خاک موجب تثبیت سریعشان می شود ، اغلب به صورت محلول روی اندام های هوایی گردپاشی ( spray ) می شود .

]-->کود دادن به درختان زینتی و درختان سایه دار : برای کود دهی به این درختان گودال هایی به عمق 30 و قطر 60 سانتی متر در امتداد خطوط آبیاری حفر شده و مقداری کود در گودال می ریزند .

]-->کود پاشی از طریق آبیاری ( fertigation ) : کوددهی به همراه آب آبیاری برای کود های ازته بسیار متداول است .زمان این کودپاشی متعدد ، هزینه آن کم ، با روش های آبیاری سطحی و بارانی قابل اجرا می باشد .

 

تعریف کود آبیاری

به کار بردن مواد شیمیایی کشاورزی همراه آب آبیاری در سیستمهای آبیاری قطرای و بارانی یکی از اهداف این سیستمها می‪باشد. اصطلاح عمومی برای این عمل «تزریق مواد شیمیایی به آب آبیاری یا Chemigation »  می باشد. مواد شیمیایی شامل انواع کودهای محلول، علفکشها، حشره کشها و غیره می‪تواند به داخل سیستم آبیاری تزریق شود. این اصطلاح در مورد انواع کودها « تزریق کود به آب آبیاری یا Fertigation » نامیده می‪شود که از اهداف ویژه انواع سیستمهای آبیاری قطره‪ای و بارانی است.1

تزریق کود به آب آبیاری، شامل حل کردن کودهای محلول در آب و کاربرد آن از طریق سیستمهای قطره‪ای و بارانی می‪باشد. که روشی موثر، آسان و اقتصادی است. و مناسب بودن آن به شرایط خاک و محصول، روش آبیاری، کیفیت آب، نوع کود و مسایل اقتصادی بستگی دارد. این روش معمولاً در خاک‪های درشت بافت دارای امتیاز بیشتری نسبت به خاکهای ریز بافت است. این مساله به نوع کود و چگونگی حرکت آن در خاک بستگی دارد.

کود آبیاری کاربرد کود مایع در یک سیستم آبیاری می باشد. میکروآبیاری و کود آبیاری امکان کنترل دقیق آب و مواد مغذی را ارئه می کنند سود عمده ی کود آبیاری این است که نسبت به لوازم پراکنده سنتی ، انعطاف پذیری بیشتر دارد و مواد مغذی به کار گرفته شده را بهتر کنترل می‪کند. در این روش کودها هنگامی مصرف می شوند که لازم است و در مقادیر کم به کار گرفته می شوند در نتیجه مواد مغذی قابل حل در آب ، کمتر در معرض فرو شسته شدن به وسیله بارندگی زیاد یا آبیاری بیش از حد می‪باشند.

با کودآبیاری، گیاه هرزمان که آبیاری شود تغذیه هم می‌شود، و مواد مغذی لازم را تا آبیاری بعدی دریافت می‪کند.

کاربرد مواد مغذی به همراه سیستمهای آبیاری کود آبیاری است (ادغام کودوآبیاری ) رایج ترین ماده مغذی به کار گرفته‌شده درکود آبیاری نیتروژن است.سایرعناصرشامل فسفر،پتاسیم،سولفور،روی وآهن به مقدارکمترمصرف می‌شوند.

آبیاری قطره ای زیر سطحی وسیله ی موثری برای به کارگیری آب و مواد مغذی برای محصولات یکساله است. بطور کلی حداقل 10 تا 30 درصد آب در مقایسه با سیستمهای آبیاری پیوسته ی سطحی ذخیره می شود بنابر این استفاده ی فزاینده ی آبیاری قطره ای زیر سطحی و کود آبیاری با نیتروژن مایع در آینده ی قابل تحمل برای تولید محصول در مناطق خشک حتی اگر منابع آب کاهش یابد، دخالت خواهد کرد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم فروردین 1393ساعت 22:28  توسط ناصر صادقی   | 

چطور گیاهان خود را در هنگام سفر آبیاری کنیم؟

به طور کلی کاکتوس ها میتوانند بدون آبیاری تا یک ماه دوام بیاورند پس اگر سفر شما کوتاه تر از یک ماه است کاکتوس های خود را هنگام ترک منزل آبیاری کنید و نگران آنها نباشید.

روش اول:

در این روش شما میتوانید با ساخت یک گلخانه کوچک بر روی گلدان خود نیاز آبی آن را بر طرف کنید. همانطور که در شکل نشان داده شده است از چوب های عمودی برای نگه داشتن نایلونی که بر روی گلدان میکشید استفاده میکنید. دقت داشته باشید که نایلون باید شفاف باشد و با برگهای گیاه تماس نداشته باشد. داخل گلدان فضای کاملا بسته ای باید به وجود آید که تبادل هوایی نداشته باشد. انتهای نایلون را روی گلدان با چسب نواری پهن کاملا غیر قابل نفوذ کنید.

روش دوم:

در این روش باید یک سینی پر از سنگ زیره نهیه کنید و آن را تا جایی پر آب کنید که روی سنگ ریزه ها را بگیرد سپس گلدان خود را روی سنگ ها قرار دهید. در این روش گلدان یا باید سفالی باشد یا در زیر آن سوراخ زهکش حتما داشته باشد.

روش سوم:

در این روش باید حوله یا دستمال چند لایه خیسی زیر گلدان خود قرار میدهد. دقت داشته باشید که این روش باید در سینک ظرف شویی یا وان حمام انجام شود.

روش چهارم:

این روش بیشتر برای گلدانهای بزرگ کاربرد دارد. در این روش باید روزنامه ها را خیس کنید و به صورت مچاله و پر تراکم روی خاک گلدان قرار دهید.

روش پنجم:

در این روش شما نیازمند یک پارچ یا ظرف پر آب هستید که یک روش آبیاری اتومانیک را درست کنید. ابتدا باید ظرف را پر آب کنید و بعد طناب نخی به طول 1 متر یا کمتر و به فطر زیاد را درون آن بگذارید و سر دیگر طناب را باید در زیر خاک به عمق 10 سانتی متر قرار دهید. اگر ظرف آب را در محل بالاتری قرار دهید بهتر است. بدین ترتیب آب مورد نیاز گلدان تامین خواهد شد.

روش ششم:

در این روش قبل از مسافرت باید گلدان خود را تعویض کنید و در زیر خاک گلدان خود یک پوشک بچه قرار دهید. پوشک به حفظ رطوبت خاک گلدان کمک میکند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 0:44  توسط ناصر صادقی   | 

C3

تیپ C3 که در اکثر گیاهان دیده می شود، به دلیل اینکه CO2 تثبیت شده در ساختار گیاه، در اولین مرحله از واکنش‌های تاریکی فتوسنتز (چرخه کالوین) توسط آنزیم روبیسکو منجر به تولید قندی 3 کربنی موسوم 3- فسفو گلیسر آلدهید می‌شود، به این نام معروف است. این گروه از گیاهان با یک مشکل جدی مواجه هستند:

تنفس نوری

این فرآیند که به دلیل عملکرد دوگانه روبیسکو (کربوکسیلاسیون و اکسیژناسیون) رخ می‌دهد، منجر به کاهش بازده فتوسنتز در گیاهان می‌شود. دلیل این هم که این گیاهان بر خلاف گیاهان تیپ C4 قادر به حذف چنین فرآیندی نیستند به ساختار این دو دسته گیاهی برمی‌گردد: در گیاهان C4 محل انجام مرحله روشنایی فتوسنتز (مراحل مربوط به انتقال الکترون بین فتوسیستم I و II که منجر به رهاسازی اکسیژن به عنوان عامل آغازگر تنفس نوری می‌شود)

 از محل انجام واکنش‌های مرحله تاریکی (چرخه کالوین که روبیسکو در این چرخه قرار دارد) جدا است! به طوری که واکنش اول در سلول‌های مزوفیلی و واکنش دوم در سلول‌های غلاف آوندی رخ می‌دهد. این امر موجب می شود که اصولا اکسیژن آزاد شده طی واکنش‌های روشنایی در مزوفیل به دلیل عدم دسترسی به روبیسکو به عنوان عامل تنفس نوری (که در درون سلول‌های غلاف آوندی است)قادر به ایجاد تنفس نوری نباشد .

در طرف مقابل ، در گیاهان C3 چنین تمایز سلولی در انجام دو مرحله فتوسنتزی وجود نداشته و هر دو مرحله در سلول مزوفیلی رخ داده و اکسیژن آزاد شده طی واکنش‌های نوری به عنوان سوبسترایی رقابتی با دی اکسید کربن بر روی جایگاه فعال آنزیم روبیسکو به رقابت پرداخته و منجر به وقوع تنفس نوری شود که این امر موجب کاهش بازده  فتوسنتز در این گیاهان می شود .  اصولا میزان تمایل روبیسکو  به دی اکسید کربن خیلی بیشتر از تمایل آن به اکسیژن است. ولی به هر حال همین مقدار تنفس نوری هم میتواند منجر به کاهش بازده تنفس نوری شود.

در گياهان مختلف سبزينه دار كه فتوسنتز انجام مي شود و در نتيجه مواد غذايي ساخته مي شود اولين محصول پايدار بدست آمده در آنها متفاوت است . بدين معني كه اولين محصول پايدار در دسته اي از گياهان يك اسيد سه كربني به نام «3- فسفو گليسيريك اسيد» و دسته اي ديگر يك اسيد چهار كربني به نام« دي كربوكسيليك اسيد » ( داراي دو عامل كربوكسيل COOH- ، ‌مثل اسيد اگزالواستيك ،‌اسيد ماليك ، اسيد آسپارتيك ) مي باشد . گياهاني كه اولين محصول پايدار حاصل از فتوسنتز آن ها يك اسيد سه كربنه است گياهان C3 و آندسته كه اولين محصول پايدار آن ها چهار كربني است گياهان C4 ناميده مي شوند . گياهان C4 در مقايسه با گياهان C3 از بازدهي فتوسنتزي بيشتري برخوردارند . بر همين پايه علف هاي هرز C4 نسبت به علف هاي هرز C3 قدرت رقابت زيادتري دارند . در تعدادي از گياهان گوشتي فرآيند فتوسنتزي ديگري مشاهده شده كه در شرايط رطوبت كم روزنه ها در شب باز شده و Co2 جذب مي كنند و در روز بسته مي شوند لذا شدت تعرق گياه خيلي كم مي شود . به اين نوع مكانيسم ، متابوليسم كراسولايي (CAM) "Crassulation asid metabolism" مي گويند مانند آگاو ،‌آناناس ،‌كاكتوس . كليه ي گياهان (CAM) جزء‌گياهان گوشتي غير نمكدوست هستند و عموما با محيط هاي خشك سازگارند .

برخي از گياهان C3 عبارتند از گندم ،‌جو ،‌سلمه ،‌ترشك ، توق ، تاتوره ،‌يولاف ،‌بارهنگ و پنيرك .


گیاهان C3 و C4 :

زمانی که اولین محصول فتوسنتزی در گیاه ،یک ترکیب 3 کربنه (C3) باشد از مسیر کالوین بنسون و اگر 4 کربنه (C4) باشد از طریق هچ اسلک است .که برای اصلاع گیاهان C4 به کار برده می شود. و انحراف از نوع فتوسنتز C4 را متابولیسم اسید کراسولاسه یا CAM می نامند که با مناطق خشک سازگاری دارد.

گیاهان C4 (ذرت ، سورگوم ، ارزن) در شرایط گرم و نور زیاد کارایی بیشتری از گیاهان C3 (غلات) دارند . در مجموع کارایی آنها (C4) حدود 40 % است.

تمام گیاهان به انرژی نیاز دارند و این انرژی از طریق تنفس به دست می آید :

2 نوع تنفس وجود دارد :

1- مستقل از نور : قند و کربو هیدرات تولید شده در فتوسنتز را به CO2 و H2O تبدیل می کند. از نظر زراعی تنفس نشان دهنده تلفات است و باید به حداقل برسد که درست نیست زیرا تنفس لازم است تا انرژی برای رشد و بقای گیاه فراهم شود و تنفس بیش از نیاز برای تولید عملکرد زاید است . پس اهمیت سرعت اسیمیلاسیون خالص بیش از سرعت فتوسنتز و تنفس است.

2 تنفسی که در حضور نور و در گیاهان C3 مشاهده می شود و ظاهرا در گیاهان C4 وجود ندارد.

اختلافات گیاهان C3 و C4 :

1 گیاهان C4 نسبت به C3 به نورهای با شدت بالا واکنش نشان می دهند.(2 برابر گیاهان C3)

2 گیاهان C4 با کارایی بیشتری از CO2 استفاده می کنند و در شدت نور ثابت و نسبتا زیاد قادرند CO2 اطراف را به ppm 10 – 0 کاهش دهند. که این نقطه جبران است . در حالی که در C3 برابر

ppm 150 -50 co2 است . نقطه جبرانی پایین نشان دهنده کارایی زیاد فتوسنتز است .

3- گیاهان C4 سرعت اسیمیلاسیون خالص بالاتری از C3 دارند که به خاطر عدم وجود تنفس نوری است .

4 درجه حرارت بر روی C4 تاثیر مطلوب ، و بر روی گیاهان C3 تاثیر نا مطلوبی دارد . تا دمای 0 تا 35 درجه سانتیگراد سرعت تنفس به ازای هر 10 درجه سانتیگراد افزایش حدود 2 تا 4 برابر افزایش می یابد. بسیاری از گیاهان C3 در محدوده دمایی 25 تا 35 درجه سانتیگراد تولیدی ندارند ولی گیاهان C4 افزایش نولید دارند.

5 در گیاهان C4 کارایی مصرف آب بیش از گیاهان C3 است . میانگین ماده خشک تولید شده برای هر 1000 گرم آب مصرفی ، 29/3 گرم برای C4 و 54/1 گرم برای C3 می باشد.

6 سرعت انتقال با سرعت فتوسنتز همبستگی دارد زیرا انتقال آهسته می تواند عملکرد را محدود کند . در برگهای گیاهان C4 انتقال 2 برابرسریعتر از برگهای C3 است.

7 حداکثر رشد گیاهان C4 بیشتر از گیاهان C3 است (به جز چند استثناء). وقتی طول فصل رشد متوسط در نظر گرفته می شود سرعت رشد C3 برابر 13 گرم در متر مربع در روز بوده و برای گیاهان C4 برابر 22 گرم در متر مربع در روز می باشد. با محصور کردن گیاهان C3 و C4 در ظرف در بسته دارای نور اختلاف در تنفس نوری را می توان نشان داد . چون C4 نقطه جبرانی پایین تری از گیاهان C3 دارند زمانی که گیاهان C4 از CO2 مصرف می کنند گیاهان C3 از بین می روند.


اثر   CO2در گیاهان C4 فتوسنتز بالا و تنفس ثابت و در گیاهان C3 فتوسنتز افزایش و تنفس پایین.

مقایسه فتوسنتز در گیاهان C3 ، C4 و CAM


C3

C4

CAM

آنزیم تثبیت کننده CO2

روبیسکو

غیراز روبیسکو

غیر از روبیسکو

محل تثبیت CO2

بستره ي کلروپلاست

سلول های میانبرگ

واکوئل سلول

مرحله تثبیت CO2

چرخه کالوین

قبل از چرخه کالوین

قبل از چرخه کالوین

زمان باز شدن روزنه های هوایی

روز

روز

شب

زمان تثبیت CO2

روز

روز

شب

زمان چرخه کالوین

روز

روز

روز

زمان تولید قند در فتوسنتز

روز

روز

روز

مرحله ساخته شدن قند در فتوسنتز

چرخه کالوین

چرخه کالوین

چرخه کالوین

محل ساخته شدن قند در فتوسنتز

تمام سلول های فتوسنتز کننده

سلول های غلاف آوندی

تمام سلول های فتوسنتزکننده

اولین ترکیب پایدار حاصل از تثبیت CO2

اسید سه کربنی

اسید چهار کربنی

اسید چهارکربنی

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1392ساعت 11:57  توسط ناصر صادقی   | 

جمع آوری آب Water Harvesting:
جمع آوری آب به کلیه عملیاتی اطلاق میگردد که در حوضه های آبگیر برای افزایش رواناب انجام میگیرد. در بسیاری از مناطق خشک و نیمه خشک، بخش عمده از آبی که به درون خاک نفوذ میکند یا از راه تبخیر مسقیما هدر میرود یا از راه تعرق توسط گیاهانی که از نظر اقتصادی بیفایده هستند به مصرف میرسد. برای مثال؛ در حوضه رودخانه های کلرادوی آمریکا، کمتر از 6% بارندگی به صورت جریان رودخانهای ظاهر میشود. ثابت شده است که استفاده از گیاهان به عنوان راه حلی برای افزایش جریان رودخانه ای موثر میباشد و ممکن است انتظار داشت که این روش بیشتر مورد استفاده قرار گیرد. روش سریعتر برداشت آب، نگهداری آن در آبگیرهاست. آبگیرها مناطقی هستند که از بتن، ورقه های فلزی، آسفالت یا خاک غیرقابل نفوذ به نحوی ساخته شدهاند که آب بارندگی را گرفته و ذخیره میکنند. در برداشت موفقیت آمیز آب نه تنها باید به جمع آوری آب توجه داشت، بلکه به انتقال و ذخیره سازی آب جمعآوری شده نیز باید توجه کرد. عملیاتی که روی آبگیرها انجام میشود از تسطیح خاک و خارج کردن پوشش گیاهی تا استفاده از غشاء پلاستیکی و ورقه های آلومینیومی متغیر است. در برخی آزمایشات، عملیات ساده تسطیح خاک و خارج نمودن پوشش گیاهی، مقدار جریان سطحی را تا سه برابر افزایش داده است. آببندی کامل، مقدار جریان سطحی را تا صددرصد افزایش میدهد. جمع آوری آب به منظور توسعه منابع آب مورد نیاز حیات وحش و چارپایان اهلی و گاهی اوقات مصارف شهری نیز به کار میرود. کمبود آب در مقیاس جهانی مهمترین فاکتور محدودکننده برای عملکرد گیاهان زراعی است، با کاهش میزان آب فعالیتهای فیزیولوژیکی گیاهان یا کاهش مییابد (البته عکس آن نیز صادق است بدین معنا که با رسیدگی فیزیولوژیکی میزان آب گیاه کاهش مییابد) با توجه به اینکه کمبود آب متداولترین فاکتور محدودکننده در تولید محصولات زراعی به خصوص در مناطق نیمه خشک دنیا است هر اقدامی در جهت تامین قسمتی از آب مورد نیاز گیاه میتواند در افزایش تولید موثر باشد. معمولا رواناب موقعی جاری میشود که باران روی خاک اشباع شده ببارد. در مناطق مرطوب چون خاک در اکثر مواقع اشباع است، رواناب بلافاصله بعد از بارندگی جاری میشود. ولی در مناطق خشک، خاک به ندرت اشباع بوده و در صورتی رواناب جاری میشود که شدت بارندگی از حد معینی تجاوز نماید. مثلا در تحقیقات انجام شده در آفریقا به این نتیجه رسیده اند که زمانی رواناب جاری میشود که سرعت بارندگی از 0.5 میلیمتر در دقیقه بیشتر و مقدار آن نیز بیش از مقدار 5 میلیمتر باشد. معمولا به دلیل پوشش گیاهی پراکنده و کمبود مواد آلی و همچنین پیدایش یک لایه غیرقابل نفوذ در اولین لحظات پس از بارندگی، توانایی خاکهای خشک در جذب بارندگی بسیار کم است. بنابراین در شرایط بسیار خشک، کاهش رواناب و افزایش نفوذپذیری خاک موثر نبوده و به دلیل کم بودن رطوبت قابل ذخیره در خاک و ناکافی بودن آن برای زراعت، باید در جهت عکس کوشش نمود؛ یعنی رواناب را در بعضی اراضی افزایش داد و نفوذپذیری خاک را کاهش داد. و سپس از آب حاصله در جاهای مناسب دیگر استفاده نمود. به این عمل جمع آوری آب گفته میشود. با این اوصاف، جمع آوری آب عبارت است از جمع آوری آب از منطقهای که برای افزایش رواناب آماده شده و استفاده از آب حاصله بعنوان مکمل رطوبت خاک در منطقه مجاور یا پاییندست که ارتفاع پایینتری دارند. در بسیاری از مناطق خشک که بارندگی برای تامین نیاز زراعت کافی نیست جمع آوری آب به اضافه مفدار رطوبتی که در خاک ذخیره شده میتواند برای تولید گیاهی کافی باشد. مشروط به اینکه بین میزان آبی که از یک ناحیه گرفته شده و ناحیهای که آب در آن به مصرف میرسد توازن صحیحی برقرار گردد. تکنولوژی جمع آوری آب بر اساس دو روش عمده استوار است: یکی انتقال آب از تپه ماهورهای لخت و بدون پوشش گیاهی به اراضی نسبتا مسطح و دیگری ایجاد پستی و بلندیهای کوچک در اراضی صاف و مسطح که نمونه هایی از آن عبارتند از: الف ـ حوضچه های آبریز کوچک
در این سیستم زراعی، رواناب حاصله از قسمتهایی از مزرعه را به نوارهای باریکی که در آن زراعت صورت میگیرد، انتقال میدهند. یا به عبارتی، رواناب را از قسمت بالا یعنی منطقه آبریز روی بخش تحتانی که سالانه کشت میشود پراکنده میسازند. طرز عمل به این صورت است که در سطح زمین پشتههای نسبتا عریض ایجاد مینمایند تا شکلی مشابه یک حوضه آبریز درست شود و گیاهان زراعی را بین دو پشته میکارند. نسبت منطقه آبریز به عرض تراس مسطح ممکن است 3 به 1 و 2 به 1 و یا 1 به 1 باشد. و نسبت مناسب برای تمام محلها بر حسب نوع خاک و میزان بارندگی واحد نمیباشد. برای ازدیاد رواناب از پشتههای تامین کننده آب روشهای مختلفی بکار میرود: 1 ـ استفاده از لایه های نازک پلاستیکی یا لاستیکی و یا ورقه های فلزی برای پوشاندن زمین.
2 ـ ـ پوشاندن خاک با مواد دافع آب و پاشیدن مواد ارزان قیمتی که نفوذ آب را کاهش داده و یا پراکنده کردن کلوئیدهای خاک برای مسدود کردن منافذ مثلا مصرف 45 کیلوگرم کربنات سدیم در هکتار روی خاک رسی ـ لومی بدون گیاه، رواناب حاصله را به 70% میساند.
3 ـ استفاده از سلیکون به منظور غیر قابل نفوذ کردن خاک که نتایج خوبی داشته است.
4 ـ قیرپاشی که هم نسبتا ارزان و هم پوشش بادوام و چسپندهای تشکیل میدهد تا از فرسایش هم جلوگیری شود. چون بدون کنترل فرسایش، پشتههای آماده شده ممکن است در عرض یک فصل از بین بروند و در برخی مناطق به قیر، ورقه های نازک پلاستیکی نیز چسپانده اند. این سیستم نسبت به آیش که آب را از یک سال برای سال بعد ذخیره مینماید و هر دو سال یکبار کشت میشود کارآمدتر میباشد.
ب ـ تراسهای پلکانی مسطح
این سیستم از یک سری سکوی پلکانی مسطح تشکیل شده که منطقه جمع آوری آب ندارد و آبهای خارجی میتوانند توسط تراسهای منحرف کننده برای سکوها تامین شوند، یا میتوانند فقط با آبی که روی آنها قرار گرفته کشاورزی شوند و چون از رواناب جلوگیری میکنند و آب به خوبی روی منطقه کاشت نگهداری و ذخیره میشود میتوان محصول قابل توجهی از آنها برداشت نمود.
ج ـ تراسهای مسطح نگهدارنده آب
این تراسها ساختمانهای خاکی هستند که در دامنههای شیبدار به این منظور احداث میشوند که قبل از اینکه سرعت رواناب به حد خسارتبار خود برسد از سرعت آن بکاهند و شامل یکسری سکو میباشد که بسته به اینکه برای حفاظت آب یا حفاظت خاک مورد استفاده قرار گیرند با انواع مختلف ساخته میشوند. این سکوها رواناب را از قسمت آبریز گرفته و روی بخش مسطح که زراعت میشود نگهداری میگردد.
د ـ تراسهای کانالی شیبدار
که به این منظور طراحی شدهاند که آب اضافی را به قسمتی از مزرعه منتقل نمایند و فاصله آنها بستگی به شیب دارد و شیب سکو طوری است که بتواند حجم آب در حال افزایش را حمل نماید دارای محل خروج آب بوده تا بتواند آب را به نحو مطلوب خارج نماید. این تراسها که به مجاری شیبدار نیز معروف میباشند در مناطقی که به علت شیب زیاد امکان درست کردن تراس وجود نداشته باشد برای جلوگیری از تلفات خاک و آب در اثر جریانهای سطحی ایجاد میگردند. این مجاری باید طوری ساخته شوند که دارای ظرفیت کافی برای جمعآوری آبهای زیادی و هدایت آن به زمینهایی که دارای شیب کمتری هستند باشند. این مجاری در جهت عمود بر شیب و در امتداد خطوط تراز ساخته میشوند و عمل اصلی آنها عبارت است از متوقف کردن آب برای نفوذ در زمین و همچنین هدایت آبهای اضافی به جاهایی که خطر فرسایش ایجاد ننموده و بتواند تولید محصول نماید. با توجه به اینکه مشکل اساسی در دیمکاری، ذخیره و حفظ رطوبت در داخل خاک است؛ جمع آوری سیلابها و هرزآبها از سطوح بزرگی که از نظر اقتصادی کشت وکار در آنها مقرون به صرفه نیست و انتقال و پخش آنها در سطوح کوچکتر قابل کشت، یکی از مسایل قابل توجه میباشد.
یک بارندگی 10 میلیمتری در یک حوضچه آبگیر ممکن است در عرض 4 تا 5 ساعت سیلابی را ایجاد نماید که مقدار آب آن به 30هزار مترمکعب برسد. یک باران چند میلیمتری را میتوان در یک حوضچه آبگیر و در یک محدوده کوچک ذخیره کرد بطوریکه معادل چند صد میلیمتر باران باشد. قدمت این کار به حدود 2000 سال پیش میرسد و هم اکنون نیز در تکنولوژی مدرن دیمکاری مورد استفاده قرار میگیرد و در کشورهای مختلف نتایج مطلوبی از آن به دست آمده است.
تعاریف لازم در زمینه مرتع و آبخیزداری
آبخیز (watershed) چیست؟
حوزه آبخیز تمامی سطحی را در بر میگیرد که آبهای سطحی در آن منطقه به سمت نقطه یا محل مشخصی جریان مییابد
آبخیزداری (watershed management) چیست؟
- علم مطالعه و مدیریت آبخیزها که عبارت از مجموعه مطالعاتی است که برای اداره یک حوزه آبخیز انجام میشود. - طراحی و مدیریت حوزه به منظور حفاظت و استفاده صحیح و پایدار از منابع طبیعی با توجه ویژه به منابع آب و خاک. بند اصلاحی (check dam) چیست؟
سازههای احداثی در طول آبراههها و خندقها.
دبی (discharge) چیست؟
حجم آبی که در واحد زمان از مقطع مشخصی از لوله یا رودخانه عبور میکند.
رانش (land slide) چیست؟
در این پدیده بخشی ازدامنه جدا شده و بدون آنکه طبقات آن تغییر جهت دهند به پایین دامنه حرکت میکند. در این پدیده ممکن است قطعه زمینی که به پایین دامنه سقوط میکند به کلی متلاشی گردد.
سیل (flood) چیست؟
جریان یافتن یا بالا آمدن نسبتاً زیاد آب در یک رودخانه، به اندازهای که از مواقع معمولی به طور وضوح بیشتر باشد. - جریان یافتن آب با دبی بیش از ظرفیت رودخانه .
فرسایش (erosion) چیست؟
به طور کلی فرسایش به فرایندی گفته میشود که طی آن ذرات خاک از بستر اصلی خود جدا شده و به کمک یک عامل انتقالدهنده به مکانی دیگر حمل میشود.
کشت روی خطوط تراز (Contour farming) چیست؟
در این کشت شخم و کشت در روی خطوط تراز انجام میشود. این عمل علاوه بر حفاظت خاک آب را نیز حفظ میکند و رطوبت بیشتری را برای محصول فراهم میسازد.
کشت نواری(Strip cropping) چیست ؟
کشت نواری سیستمی است که در آن، محصول مورد نظر و گیاهان مقاوم به فرسایش مانند گراس و لگومینوزه در نوارهای متناوب در سراسر شیب کشت میشوند. در کشت نواری سرعت جریان آب که در نوارهای محصول زیاد است در اثر برخورد با نوارهای علوفه کم شده و منجر به رسوب مواد در اثر کاهش آبدوی میگردد.
هشدار سیل (flood warning) چیست ؟
هشدار دادن به ساکنان مناطق سیل گیر مبنی بر احتمال وقوع سیل در مکانی معین. این گونه اخطارها به منظور انجام اقدامهای حفاظتی و پیشگیری از افزایش زیانهای مالی و جانی سیل، از ایستگاههای پایاب داده میشود. پس از جمع آوری اطلاعات محیطی، تجزیه و تحلیل آنها و تهیه گزارش، خطر وقوع سیل به آگاهی مردم میرسد. GISچیست؟ GISمخفف کلمه Geografhic Information Systems و به معنی سامانههای اطلاعات جغرافیایی میباشد. GIS یک سیستم اطلاعاتی متشکل از سختافزار، نرمافزار و کاربرانی است که در رابطه با دادههای مکانی به منظور بررسی تغییرات و تجزیه و تحلیل و ارتباط آنها با دادههای توصیفی بعنوان ابزاری قوی در تصمیمگیری و مدیریت منابع محیطی به کار گرفته میشود. جنگل(forest) چیست؟
جنگل منطقه وسیعی پوشیده از درختان، درختچهها و گونههای علفی است که همراه با جانوران وحشی نوعی اشتراک حیاتی گیاهی و جانوری را تشکیل داده و تحت تأثیر عوامل اقلیمی و خاکی قادر است تعادل طبیعی خود را حفظ کند. برخی از فواید درختان عبارتند از: تولید اکسیژن، جذب گرد و غبار، گاز کربنیک و دیگر گازهای شیمیایی موجود در هوا، جلوگیری از نفوذ سر و صدا و تشدید آلودگیهای صوتی در شهرها
.مرتع (range) چیست؟
زمینی اعم از کوه ،دامنه وزمین مسطح  با پوشش طبیعی که دارای سابقه چرای دام بوده وعرفا مرتع نامیده میشود. چراگاه (pasture) چیست؟
شامل اراضی است که معمولاً پوشش آن اصلاح شده و غالباً آبیاری میشود. به اراضی و قطعات مراتع در مناطق مرطوب نیز میتوان چراگاه اطلاق نمود.
مرتعداری (range management) چیست ؟
عبارت است از اداره اکوسیستم مرتع به منظور استفاده بهینه از منابع و تولیدات و سرویسهای آن با تأکید بر حفاظت آب و خاک و سرانجام محیطزیست.
اشکوب (layer or stratum) چیست؟
در یک جامعه گیاهی هر گاه پوشش گیاهی در سطوح مختلف ارتفاعی به نحوی قرار گیرد که ارتفاع گیاهان هر لایه از طبقات زیرین و بالایی متمایز باشد، هر یک از این طبقات ارتفاعی هم سطح را اشکوب مینامند. بعنوان مثال در جنگلها معمولاً سه اشکوب مشخص شامل درخت، درختچه و پوشش علفی وجود دارد. اکولوژی (ecology) چیست؟
عبارت است از مطالعه ارتباط موجودات زنده نسبت به یکدیگر و محیطشان .پروانه چرا (grazing license) چیست؟ سندی است که برای شمار و نوع مشخص دام در قطعات مشخص و برای مدت زمان معین صادر میشود. چرا (grazing) چیست؟
تغذیه دام و حیات وحش از گیاهان زنده و سرپا. این تعریف، چرای سرشاخههای گیاهان و درختچه ها را شامل نمیشود. وضعیت مرتع (range condition) چیست؟
وضعیت فعلی نباتات علوفه ای و خاک مرتع در مقایسه با وضعیت مناسب و مطلوب آن مرتع در شرایط آب و هوایی موجود. شایستگی مرتع یا پایداری (range suitability) چیست ؟
حالتی که بتوان از مرتع به عنوان چرای دام استفاده نمود و این امر استفاده مرتع را در سالهای آتی محدود نکرده، بتوان برای سالیان طولانی از مرتع استفاده کرد بدون اینکه به منابع پوشش گیاهی و خاک آن و یا مناطق مجاور صدمه ای وارد شود. ظرفیت چرا (grazing capacity) چیست؟
حداکثر تعداد دام که در مرتع مشخص و در زمان معین میتواند چرا کند، بدون اینکه بر کمیت و کیفیت پوشش گیاهی و سایر موارد وابسته از قبیل خاک و آب و موارد دیگر خسارت وارد شود.
گرایش مرتع (range condition trend) چیست؟
جهت تغییرات وضعیت مرتع به سوی بهبود یا ویرانی
.بیابان (desert) چیست؟
پهنه ای است با چند ویژگی:
الف- بارش کم، دامنه نوسان دمای شدید، دمای بالا و تبخیر زیاد. تبخیر تقریباً بیش از دو برابر بارش است و باد عامل اصلی تخریب و فرسایش محسوب میشود.
ب – پوشش گیاهی بسیار فقیر و پراکنده. بیابانها اغلب بین 15 تا 30 درجه شمالی و جنوبی قرار گرفتهاند و به دلیل نزول جریانهای هوای خشک از بالای تروپوسفر به پایین، بخار آب در این مناطق کم شده و هوا بیش از حد خشک میگردد. ج – خاکهای این مناطق دارای مواد آلی کم و اغلب جوان و کم تحول یافته هستند.
بیابانزایی (desertification) چیست؟
ویرانی زمین در مناطق خشک، نیمه خشک تا نیمه مرطوب بر اثر عوامل گوناگون شامل تغییرات آب و هوایی و فعالیتهای انسان.(مصوبه گردهمایی محیط و توسعه سازمان ملل متحد در ژوئن 1992 در ریودوژانیرو-برزیل) نقش انسان در بیابانزایی چیست؟
انسان از طریق اعمال چرای مفرط، بوته زنی و بوته کنی، آبیاری غلط، عدم استفاده بهینه از قابلیت اراضی، تبدیل بی رویه اراضی مرتعی به دیمزار، عدم رعایت موازین علمی در شخم اراضی و غیره مجموعاً شرایط را پدید میآورد که درنهایت منجر به کاهش تولید بیولوژیک و گسترش اراضی بیابانی و کویری میشود.

بیابانزدایی (Combat desertification) چیست؟
به مجموعه فعالیتهایی که سبب توقف یا کاهش روند بیابانزایی شده و یا در جهت احیاء اراضی بیابانی باشد بیابانزدایی گویند. احیای پوشش گیاهی و بازآفرینی شرایط اکولوژیکی در مناطق بیابانی تنها راه مبارزه مؤثر با بیابانزایی است. تپه ماسهای (sand dune) چیست؟
شکلهایی از ناهمواریهای ماسه ای که بر اثر باد ایجاد میشود.
فرسایش بادی (wind erosion) چیست؟
برداشت مواد ریزدانه و حمل آن بر اثر باد، که موجب تشکیل تپه های ماسهای به شکلهای مختلف میشود را فرسایش بادی گویند. مالچ نفتی چیست؟ مالچ یعنی پوشش و پوشش دادن. مالچ نفتی مادهایست که از پسماندههای نفت خام در برج تقطیر پالایشگاهها بدست میآید. این ماده به صورت لایه نازک و قابل انعطافی بر روی تپه های ماسهای پاشیده شده و موجب تثبیت موقت این تپه ها میشود
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1392ساعت 0:20  توسط ناصر صادقی   | 

اکولوژی (Ecology )


 

اکولوژی :

این واژه در زبان فارسی به معانی بوم شناسی ، پیرامون شناسی ، اکولوژی ، شناخت محیط زیست و محیط زیستی به کار رفته است .

تعریف اکولوژی :

در زمینه علوم زیستی و به ویژه در کشاورزی در پاسخ به این سوال که اکولوژی چیست ؟ می توان گفت : علمی است که به بررسی روابط متقابل محیط و موجودات زنده ساکن در آن محیط  می پردازد و یک شناخت کلی از تاثیراتی که موجودات بر روی محیط دارند و همچنین تاثیراتی که محیط بر موجودات تحت پوشش خود می گذارد به انسان می دهد .

در این علم به روابط بین موجوداتی که در یک محیط با هم زندگی می کنند و نوع و چگونگی تقابلشان با یکدیگر نیز توجه بسیار می شود .

گستره اکولوژی :

در این علم محیط هایی که با هم تفاوت های کلی ای دارند و موجودات زنده موجود در آنها و مجموعه اکوسیستم آنها با هم متفاوت است به صورت جداگانه تقسیم و مورد بررسی قرار می گیرند ، که بر این اساس می توان به موارد زیر به عنوان نمونه هایی از این شاخه ها اشاره کرد :

ـ اکولوژی دریا

ـ اکولوژی بیابان

ـ اکولوژی جنگل

و غیره .

در اکولوژی  به چرخه های حیاتی به عنوان یکی از عوامل اصلی و تعیین کننده در نوع روابط بین اعضای یک اکوسیستم توجه خاصی باید کرد . بر اساس این چرخه ها می توانیم چگونگی تاثیر یک موجود بر موجود دیگر ( در نقش شکار یا شکار گر ) و همین طور همزیستی های بین آنها و همچنین تاثیر سایر اجزای یک اکوسیستم بر روی یکدیگر را دریابیم .

توجه به اطلاعات آماری در مورد جمعیت های جانوری موجود در اکوسیستم ها در زمان های گوناگون و همچنین چگونگی و کیفیت مهاجرت ها از اکوسیستمی به اکوسیستم دیگر و بسیاری اطلاعات دیگر درباره کنش و واکنش های بین عوامل تعیین کننده در اکوسیستم می تواند به شناخت اکولوژی و انجام و پیشبرد  تحقیقات اکولوژیک کمک فراوانی کند .

مطالب فوق را می توان به عنوان مقدمه ای بسیار جزئی برای آشنایی با علم اکولوژی مورد توجه قرار داد ، برای آشنایی بیشتر و آموختن این علم یک فعال در زمینه کشاورزی باید با تک تک موارد مرتبط با این علم آشنایی کامل پیدا کند و با شناخت تمام عوامل دخیل و آنالیز اطلاعات موجود در این علم بتواند در زمینه اکولوژی به جایگاهی دست یابد .
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1392ساعت 0:8  توسط ناصر صادقی   | 
v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} Normal 0 false false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

 

تاريخچه کشاورزي ايران

 

 

گفته مي شود که ايران يکي از اولين کشورهاي دنياست که در آن کشاورزي و تمدن شروع شده و انسان اوليه براي نخستين بار در فلات ايران به کشت و زرع و پرورش دام دست زده است.همچنين گفته مي شود که مهاجرت آريايي هابر خلاف مهاجرت مشهور چوپاني و در جستجوي چراگاههاي جديد نبوده بلکه مهاجرتي دهقاني و در جستجوي زمين بهتر براي کشاورزي بوده است. ] به نظر مي رسد منظومه درخت آسکوريک که از زمان ساسانيان باقي مانده (ترجمه ماهيار نوابي- بنياد فرهنگ ايران) ودر آن از رجز خواني يک بز در برابر يک نخل سخن مي رود_ نمايشگر اختلاف بين کشاورزان ودامداران اوليه است. اينکه منظومه به نفع بز که قادر به حرکت (کوچ) است پايان مي پذيرد حاکي از قدمت ريشه هاي اين منظومه است در آغاز ايجاد باغهاي باستان[ .

حفاري هايي که در اطراف کاشان به عمل آمده نشان مي دهد که در شش هزار سال پيش ايرانيان متمدن بوده و سيستم زراعي پيشرفته اي داشته اند. در حفاريهاي نقاط مختلف ايران مشخص گرديده که در حدود 3300 سال پيش از ميلاد مسيح درخت را در ري کاشان و دامغان به طرز مشابهي نقاشي مي کرده اند و بنابراين در آن زمان از لحاظ باغباني ميان نقاط مختلف ايران رابطه برقرار بوده است

دين زرتشت به کشاورزي اهميت فراوان داده و در اوستا آمده است که سومين جايي که زمين شادمانترين است آنجاست که کي از خدا پرستان يشترين غله را کشت کند

و بيشترين گياه و ميوه را بکارد .

پطروشفسکي از استراسبون روايت مي کند که در قرن اول پيش از ميلاد مسيح ايرانيان کليه ي درختان ميوه اي که در يونان وجود داشته به استثناي زيتون کشت

مي کرده  اند . گزنفون از قول سقراط نقل کرده است که در عصر هخامنشيان باغهايي در ايران وجود داشته که آنها را پاراديس يا پرديس (اين کلمه در زبانهاي رايج اروپايي به معناي بهشت است) مي ناميدند و در آنها در ختان از حيث ارتفاع مساوي و روي خطوط منظم کشت شده و به وسيله چرخ چاههاي بزرگي که توسط گاو گردانده مي شدند آبياري مي گشت. از ميوه هاي مهم اين زمان ايران مي توان انگور-

خرما و انجير را نام برد.

با حمله اسکندر مقدوني کشاورزي ايران رو به افول گذاشت و بسياري از کاريز ها و باغها و مزارع اطراف آنها از بين رفت و اين وضع تا زمان به حکومت رسيدن اردشير بابکان ادامه يافت. ساسانيان به احياي قنوات و تشويق و توسعه زراعت و باغباني و دامپروري همت گماشتند و ايران مجددا " آباد شد . همچنانکه پتروشفسکي هم متذکر شده در کتاب پهاوي بوندهشن که مربوط به زمان ساسانيان است و امروزه آن را بن دهش مي ناميم از کشت انواع ميوه مانند پرتقال سيب انگور خرما به ليمو انار هلو فندق سنجد بادام توت گلابي پسته زرد آلو گردو شاه بلوط و نيز انواع سبزي و گل و مانند تره تيزک تره گشنيز خيار نرگس ياسمن نسترن لاله بنفشه هميشه بهار گل سرخ و گل زعفران صحبت رفته است.

بعد از ساسانيان تا زمان حمله مغول کشاورزي ايران به تناوب دچار رکود (در زمان بني اميه) و رونق (در زمان بني عباس و حکومتهاي محلي) گشت. در زمان ديلميان باغباني يران به حداکثر توسعه خود رسيد و براي اولين بار کشت مرکبات در اطراف درياي خزر آغاز گشت.جالب اينجاست که در اين عصر بعضي از انواع سبزي مثل مار چوبه وگل کلم به مقدار زياد در ايران کشت و مصرف مي شدند ولي بعد ها کشت آنها منسوخ شد و  با وجود آنکه هنوز بعضي از کشاورذان آنها را توليد مي کنند هنوز مصرف آنها عموميت نيافته و جزوگياهان تفنني محسوب مي گردند .

در اثر حمله مغول همراه با ويران شدن ايران باغباني نيز از رونق افتاد و وضع بدين منوال بودتا آنکه غازان خان تيموري(اواخر قرن هفتم و اوايل قرن هشتم هجري قمري)  همت به آبادي مملکت و توسعه کشاورزي گماشت . در قلمرو وي انواع درختان ميوه و سبزي هادر تمام نقاط کشت مي شدند و باغباني آنقدر رونق داشت که از اصفهان انواع ميوه به هندوستان وآسياي صغير وازکرمان خرما به ساير ممالک صادر مي گشت 

در اين دوره اقليد و سورمق مرکز توليد برگه زردآلو وخراسان منطقه مهمي براي کشت انواع ميوه به شمار مي آمد . از زمان غازان خان (سال700 هجري قمري)کتابي به نام کتاب درعلم فلاحت و زراعت که نويسنده آن ناشناس است باقيمانده که درسال1323 

هجري قمري توسط عبد الغفارخان نجم الدوله با چاپ سنگي منتشر شده است.

بنا به گفته پتروشفسکي در کتاب مذکور که داراي فصول متعدد است در باره حفاظت بذر ها غلات و اينکه کدام درخت وگياه از بذر مي رويد و کدام را بايد به صورت نهال کاشت .خواص انگور و ديگر درختان ميوه دار و بي ثمر اقسام نباتات زينتي و شايط کود (ربل)دادن صحبت گرديده  و به هر گياهي بخشي تخصيص يافته است .نويسنده در اين کتاب به مشاهدات تجارب و امتحان خويش در تيلستن(قلمه زدن)پيوند زدن انواع درختان مثمر و غير مثمر و نيز بذر افشاني  نهال کاري و غرس اشجار استفاده کرده و چنين بر مي آيدکه شخصا آزمايشهاي فني زيادي در کشاورزي به عمل آورده است. دانشمندان اين خطه در عين مطالعه درباره خواص دارويي گياهان به امور کاملا فني نيز مي پرداختند و دستگاههايي براي بهره برداري از آب تهيه ديدند که از آن جمله مي توان چرخ چاه خودکار (چرخ آب عين)را مثال آورد که محمد اصفهاني در قرن دهم هجري قمري جزو چهارده اختراع خود ذکر کرده مي نويسد:

(... هشتم- چرخاب عين است که آب از چاه عميق در غايت آساني کشيده ميشود  و دلو که بر لب چاه رسيد خود خالي مي گردد ) .

با اين همه پس از غازان خان تا اوايل قرن دهم هجري يعني شروع حکمراني صفويان دوباره کشاورزي ايران سيري نزولي راطي نمود که دليل اصلي آن عدم وجود يک حکومت مرکزي و ضعف قواي محلي و جنگهاي مداوم بين آنها بود . با مستولي شدن صفويان بر سراسر ايران و تشکيل يک حکومت مرکزي با قدرت بار ديگر کشاورزي در ايران رونق گرفت . هر چند که با وجود تمام کوششها حتي در زمان شاه عباس نيز به رونق قبل از حمله مغول نرسيد  .

در اين زمان در تمام ايران درختان ميوه بويژه زرد آلو به انار بادام و انگور کشت مي شدند . کشت  خرما در خوزستان فارس- کرمان و سيستان مرسوم بود و خرماي ايران (به ويژه خرماي جهرم )بهترين خرماي جهان به شمار مي آمد و مقدار زيادي از آن به هندوسستان صادر مي شد.کشت مرکبات در مازندران  و زيتون در مازندران و خوزستان معمول بوده . در اين دوره خرماي کرمان پياز خراسان انار يزد و شيراز و نيز پرتقال مازندران به خارج صادر مي گشت.

لوژن فالاندن که در آن عهد به ايران آمده در سفرنامه خود مي نويسد :زراعت ايران مانند زراعت اروپا است .

از زمان صفويان نيز کتابهاي کشاورزي مختلفي باقي مانده که مهمترين آنها ارشاد الزراعه تاليف فاضل هروي در سال921 هجري قمري است که در سال 1323 هجري قمري توسط عبد الغفارخان نجم الدوله با چاپ سنگي منتشر گشته است.بعد از صفويان حکمرانان هر کدام بر حسب قدرت و ضعف خود اثراتي بر روي کشاورزي ايران داشتند که روي هم رفته اثرات منفي بيشتر بود و ايران مانند بسياري از کشورها از قافله تمدن عقب افتاد و کشاورزيش صفويان نيز عقب تر رفت.اولين جنبش به سوي کشاورزي نوين در زمان صدارت شادروان ميرزا تقي خان اميرکبير بوجود آمد.

اين مرد کاردان ضمن ساير اقدامات اصولي خود سعي وافري نيز در پيشبرد کشاورزي نمود و علاوه بر وارد کردن انواع بذرهاي اصلاح شده با متخصصين خارجي هم قرار دادهايي منعقد ساخت و کشاورزي ايران را به سوي پيشرفت سوق داد.

در اوايل قرن چهاردهم هجري قمري با تاسيس اولين مدرسه کشاورزي ايران به نام مدرسه فلاحت مظفري و وارد کردن سيب زميني و انواع نهالهاي ميوه بخصوص سيب و گيلاس از خارج باغباني ايران توسعه بيشتري يافت و سپس با ايجاد مدارس متوسطه و عالي و دانشکده هاي کشاورزي موسسه اصلاح و تهيه بذر ونهال و غيره به وضع کنوني در آمد .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1392ساعت 23:46  توسط ناصر صادقی   | 
سرمازدگی

سيستمهای روش های فعال نياز به خرج نسبتا زياد و زمان محدود دارد اما رو شهای غيرفعال ميتواند در فرصت های مناسب با اقداماتی از قبيل تغذيه مناسب و پاشيدن مواد و انتخاب ارقام مقاوم و... صورت پذيرد.

از جمله رو شهای حفاظت های غيرفعال عبارتند از: حفاظت به وسيله ی بخاری که متداو لترين و قديميترين روشی است که در با غهای ميوه مورد استفاده قرار م يگيرد اما غيراقتصادی است. انتخاب باغ های ميوه در جاهايی که هوا جريان داشته باشد، فرش نمودن پلاستيک سياه در روی باغ که در طول روز انژری آفتاب را جذب نموده و از طرف شب حرارت را بالا م يبرد. آتش زدن تاير موتور و ديگر مواد سوختی که باعث بالا بردن هوای سرد از سطح باغ می شود. همچنين فرش کردن سطح باغ با ريگ درشت که در طول روز حرارت را جذب نموده و در شب حرارت سطح باغ را بالا برده و هوای سرد را از سطح باغ بلند ميکند.

هرساله شاهدبروزخسارات فراوانی ناشی ازپديده های جوی برروی محصولات کشاورزی مختلف می باشيم .عواملی همچون تگرگ،بادوطوفان،سيل وسرمازدگی و ….،باعث واردآوردن صدمات جبران ناپذيری برکشاورزی استان بوده که باتوجه به پيش بينی های هواشناسی دراين خصوص می توانيم تاحدزيادی ازپيامدهای ناشی ازاين عوامل کاسته ودرنتيجه باعث رشداقتصادی اين خطه ازلحاظ درآمدخانوارهای روستايی که به ميزان زيادی به کشاورزی وابسته است ،بشويم .

يکی ازمهمترين اين عوامل سرمازدگی ديررس بهاره وزودرس پاييزه می باشدکه باتوجه به وضعيت آب وهوايی اين منطقه لزوم شناخت ومبارزه صحيح باآن يکی ازالويتهای کميته فرعی وتخصصی بلايای

جوی واقليمی خواهدبود.

سرمازدگی :

سلولهای گياهی از نظر دمائی دارای آ ستانه های تحمل بالايی و پايينی می باشد که اگر دما از حد آستانه پايين گياه کمتر شود موجب بروز نارسائی در عملکرد بخشهای درون سلولی شده وهمچنين با توجه به

افزايش حجم آب در زمان يخبندان موجب پاره شدن ديواره سلولی ميگردد . هر چه ميزان کاهش دما بيشترو زمان ماندگا ری سرما طولانی تر باشد درافزايش ميزان خسارت مؤثر تر خواهد بود .

انواع سرما زدگی

الف- سرمازدگی انتقالی

ب- سرمازدگی تشعشعی

 الف  سرمازدگی انتقالی (فرارفت) :

يخبندان انتقالی شامل عبور يک جبهه هوای سرد ازبالای يک منطقه ،با درجه حرارتی در حد يا زير درجه ح رارت بحرانی که برای محصول خاصی در آن منطقه خطرناک است ،ميباشد .يک علامت مهم از يخبندان وجود باد شديد است .لذا وزش باد خطرناک سرد بر گياه منجر به يخبندان انتقالی ميگردد که در آن گياهان حرارت خود را به هوای سرد ميدهند .افت درجه حرارت در گياه ،خيلی سريعتر از از حالت يخبندان تشعشعی است.

اگر دما به حدی برسد که کمتر از آستانه تحمل گياه باشد موجب خسارت به گياه خواهد شد و استفاده از ارقام مقاوم و روشهای به زراعی در کاهش خسارت ناشی از اين نوع سرمازدگی مؤثر ميباشد.

 ب  سرمازدگی تشعشعی :

روند تغيير دما با افزايش ارتفاع بصورت کاهشی ميباشد ولی اگر با افزايش ارتفاع شاهد افزايش دما باشيم به اين وضعيت وارونگی دما اطلاق ميشودودر شبهايی که آسمانی آرام و صاف را شاهد باشيم وارونگی دما به وقوع می پيوندد . اين شرايط موجب می گردد که در سطح زمين سرما مستقر شود و هر چه شدت و ارونگی بيشتر باشدو به سطح زمين نزديکتر، در بروز خسارت مؤثرتر می باشد

روشهای مقابله با سرمازدگی تشعشعی

-1 ايجاد حرارت بوسيله بخاری ،اتش زدن کاه وکلش وشاخه های هرس شده وغيره

-2 استفاده از دستگاه مولد باد به منظور برهم زدن پايداری هوا

-3 غرقاب نمودن باغ :که اگر اين کار بصورت مداوم نباشد در شب های بعدی موجب خسارت ميگردد.

اغلب بيماريهای گياهان توسط عوامل زنده بوجود می آيند ، اما يکی از بيماريهای گياهان که از طريق عوامل غير زنده ايجاد ميشود ، سرمازدگی آنها ميباشد . ذرات يخ معمولاً در دمای صفر درجه تشکيل ميشود ، ولی ذرات يخی که در دمای صفر درجه بر روی سطح گياهان تشکيل ميشود قادر به نفوذ و اخلال در بافتهای گياهان نميشود. زيرا سلولهای گياهان دارای نمکهای محلول ميباشند و نقطه انجماد بافتهای گياهی کمتر از صفر درجه ميباشد. به همين دليل حرارتی دمای پائين در اکثر گياهان با توجه به مقاومتشان ، متفاوت بوده وکمتر از صفر ميباشد. البته بايد در نظر داشت که حساسيت قابل ملاحظه بعضی از محصولات که نسبت به يخبندان دارند سبب از بين رفتن آنها ميشود که اين وضعيت بخاطر آسيب ديدن بافت نيست ، بلکه به خاطر از بين رفتن جنين گياه ميباشد ، زيرا اگر جنين گياه کشته شود ، محصولاتی مثل ميوه جات نمی توانند رشد و نمو کنند. بنابراين از بين رفتن محصولات تنها به دليل آسيب ديدن بافتهای گياه نمی باشد.

راههای مقابله وراهکارهای محافظت در برابر يخبندان

اگرچه يخبندان يکی از عوامل جوی است که کنترل وقوع آن از دسترس انسان خارج است اما دانش و تجربه بشری در طول گذشت زمان راهکارهايی را ارائه نموده است که در کاهش خسارات ناشی از عنصراقليمی کارآمد بوده است .تعيين نوع يخبندان در هر منطقه ای از امنيت بيشتری برخوردار ميباشد ، زيرا مطالعه و بررسی نوع يخبندان در هر منطقه ای مشخص کننده شيوه مناسبی از مبارزه در ارتباط با سرمازدگی محصولات کشاورزی محسوب ميشود. از طرفی بايد خاطر نشان کرد که مبارزه با يخبندان و سرمازدگی ناشی از نوع يخبندان تابشی به مراتب امکان پذير تر از نوع يخبندان جبهه ای يا فرا رفتی ميباشد ، بعلاوه اگر درجه حرارت محيط تنها حداقل تا 3- درجه سانتيگراد باشد با استفاده روشهای فيزيکی از سرمازدگی گياهان ميتوان جلوگيری کرد.

 عواملی که باعث حساس شدن گياهان به سرما می شوند

-   ضعف‌های تغذيه‌ای
- آفات و بيماری‌ها
- سن گياه، گياهان خيلی جوان و خيلی پير به سرما حساس‌تر هستد.
- سرعت افت درجه حرارت
- مدت سرما
- ميزان ابری و صاف بودن و رطوبت هوا
- ميزان رطوبت بافت‌های گياهی و موارد ذخيره‌ای آن.
- محل باغ، نوع خاک، جهت شيب، پستی و بلندی زمين.

 تفاوت سرمازدگی و يخ زدگی

سرمازدگی در فصل رويش و در درجه حرارت های بالای صفر اتفاق می افتد، در صورتی که يخ‌زدگی در فصل رويش و يا زمستان و در درجه حرارت های زير صفر اتفاق می افتد.

راههای مقابله وراهکارهای محافظت در برابر يخبندان


اگرچه يخبندان يکی از عوامل جوی است که کنترل وقوع آن از دسترس انسان خارج است اما دانش و تجربه بشری در طول گذشت زمان راهکارهايی را ارائه نموده است که در کاهش خسارات ناشی از عنصراقليمی کارآمد بوده است .تعيين نوع يخبندان در هر منطقه ای از امنيت بيشتری برخوردار ميباشد ، زيرا مطالعه و بررسی نوع يخبندان در هر منطقه ای مشخص کننده شيوه مناسبی از مبارزه در ارتباط با سرمازدگی محصولات کشاورزی محسوب ميشود. از طرفی بايد خاطر نشان کرد که مبارزه با يخبندان و سرمازدگی ناشی از نوع يخبندان تابشی به مراتب امکان پذير تر از نوع يخبندان جبهه ای يا فرا رفتی ميباشد ، بعلاوه اگر درجه حرارت محيط تنها حداقل تا 3- درجه سانتيگراد باشد با استفاده روشهای فيزيکی از سرمازدگی گياهان ميتوان جلوگيری کرد.

اغلب بيماريهای گياهان توسط عوامل زنده بوجود می آيند ، اما يکی از بيماريهای گياهان که از طريق عوامل غير زنده ايجاد ميشود ، سرمازدگی آنها ميباشد . ذرات يخ معمولاً در دمای صفر درجه تشکيل ميشود ، ولی ذرات يخی که در دمای صفر درجه بر روی سطح گياهان تشکيل ميشود قادر به نفوذ و اخلال در بافتهای گياهان نميشود. زيرا سلولهای گياهان دارای نمکهای محلول ميباشند و نقطه انجماد بافتهای گياهی کمتر از صفر درجه ميباشد. به همين دليل حرارتی دمای پائين در اکثر گياهان با توجه به مقاومتشان ، متفاوت بوده وکمتر از صفر ميباشد. البته بايد در نظر داشت که حساسيت قابل ملاحظه بعضی از محصولات که نسبت به يخبندان دارند سبب از بين رفتن آنها ميشود که اين وضعيت بخاطر آسيب ديدن بافت نيست ، بلکه به خاطر از بين رفتن جنين گياه ميباشد ، زيرا اگر جنين گياه کشته شود ، محصولاتی مثل ميوه جات نمی توانند رشد و نمو کنند. بنابراين از بين رفتن محصولات تنها به دليل آسيب ديدن بافتهای گياه نمی باشد.

1- استفاده از وسايل گرم کننده مانند بخاری :
استفاده از بخاری به منظور گرم کردن موقت محيط موثر می باشد و بيشتر برای مبارزه با يخبندان نوع تابشی که تنها در طول شب اتفاق می افتد و تداوم شبانه روزی ندارد به کار می رود. حفاظت توسط اين روش متداول ترين روش برای جلوگيری از خسارت يخبندان است که بيشتر درر باغهای ميوه از آن استفاده شده چون تشعشعهای حرارتی از دست رفته در شبهايی که شرايط اينورژن برقرار است 9% تا 18% کالری در سانتيمتر مربع در دقيقه است به منظور ثابت ماندن درجه حرارت ، چون راندمان گرم کردن پايين است بايستی 3% تا 5% کالری در هر سانتيمتر مربع در دقيقه گرما تامين شود . از طرفی به منظور انجام اين کار بايد عوامل اقتصادی را نيز مد نظر د اشت زيرا تنها هدف گرم کردن نيست بلکه بايد توجه کرد که آيا اين گرم کردن مقرون به صرفه است يا نه .

مقدار بخاريهای مورد نياز به منظور تهيه گرمای لازم از طريق فرمول زير بدست می آيد :

حرارت مورد نياز به کالری در هکتاردر ساعت =تعداد بخاری در هکتار بازده کالری به ليتر سوخت  × مقدار سوخت مصرفی ليتر درساعت

از نظر مکانی بخاريها را در داخل رديف مثل درختان ميوه قرار ميدهند اما از آنجايی که هوای گرم صعود می کند وهوای سرد از اطراف به داخل باغ سرازير می شود لذا گذاشتن بخاريهای اضافه در رديفهای مرزی نتيجه بهتری را عايد می کند .
2- استفاده از ماشينهای ثابت مولد باد يا استفاده از هليکوپتر:
استفاده از موارد بالا به منظور مخلوط کردن نزديکترين لايه هوا ی گرم با هوای سرد روی زمين همزمان با رخداد پديده اينورژن می باشد . اين روش نيز تنها برای مبارزه با يخبندان ناشی از نوع تشعشی به کار می رود .استفاده از ماشينهای مولد باد در سالهای 30-1920 در امريکا متداول گرديد ، هرچند اين روش، روش مطمئنی نبود اما چون هزينه آن تنها 20% هزينه استفاده از بخاری بود ، استفاده از آن متداول گرديد .
3- استفاده از سوختهای جامد:
اين روش شامل ککهای نفتی يا مومهای جامد است . مزيتی که اين گونه سوختها نسبت به سوخت مايع دارند اين است که بر خلاف بخاريهای معمولی که با سوخت مايع کار می کنند و نمی توان آنها را زير درختان قرار داد اين سوختها را می توان زير درختان قرار داد بعلاوه جابه جا کردن و روشن کردن اين سوختها آسان است .

4-استفاده از توليد مه مصنوعی 
:
با استفاده از توليد مه مصنوعی می توان از کاهش درجه حرارت تا حدودی جلوگيری کرد . البته اين روش معايبی نيز دارد مانند ايجاد خطر برای رانندگان .از جمله معايب ديگر اين روش مقرون به صرفه نبودن اين روش می باشد .
5-روش حفاظت به وسيله پوشش :
اين روش يکی از متداولترين روشهای حفاظت در برابر خسارات ناشی از يخبندان می باشد .در بعضی مناطق مانند جنوب کشور درختچه ها را توسط پوششی از شاخ وبرگ درختان نخل می پوشانند ودر بعضی مناطق ديگر تنه درختچه های حساس و جوان را با خاک متراکم می پوشانند و بعداز برطرف شدن سرما در اولين فرصت خاکها را کنار می زنند .در مورد گياهان يکساله در شبهای سرد که احتمال يخبندان زياد است از کلاهکهای مخروطی شکل پلاستيکی استفاده می کنند چون خطر يخبندان نوع تشعشی فقط در هنگام شب می باشد ، در طول روز برای برخورداری از نور آفتاب و انجام عمل کربن گيری کلاهک را بر می دارند.
6- استفاده از زمينها و خاکهای مناسب :
در شبهای صاف و آرام کهيخبندان نوع تشعشعی رخ می دهد منطقه بالای کوه زودتر از دامنه انرژی خود را از دست داده و سرد تر می شود در نتيجه هوای مجاور آن نيز سرد تر و سنگين تر می شود و به طرف کف دره سرازير شده و در کف دره جمع و حالت وارونگی دمايی را به وجود می آورد بنابراين کف دره نسبت به دامنه خيلی سرد تر است و در سطح دامنه هوا به خوبی جريان دارد اما کف دره مثل مخزنی از هوا يسرد عمل می کند که مانع جريان هوا می شود در نتيجه زمينهای شيبدار در مناطقی که خطر يخبندان زياد است بهترين زمينها هستند .

در مناطقی که خطر يخبندان وجود ندارد زمينهايی که در دامنه ها ی جنوبی قرار دارند برای کشت محصولات زود رس مناسب می باشند اما از آنجايی که زمينهايی که در دامنه های جنوبی هستند انرژی بيشتری کسب می کنند و گياهانی که در آنها کشت ميشود انرژی بيشتری در دسترس دارند نسبت به گياهان دامنه شمالی ويا مناطق مسطح قبل از وقوع يخبندان شکوفه می کنند وبه همين دليل در معرض خطر سرمای بيشتری هستند .زمينهايی که در کنار يک منبع آب مثل دريا و غيره هستند به علت بالا بودن ظرفيت حرارتی آب نسبت به زمينهای ديگر کمتر با احتمال يخبندان مواجه هستند . خاکهايی که بتوانند در طول روز حرارت زيادی را در خود ذخيره کنند ودر شب آن را ساطع کنند برای رشد محصولات در مناطقی که خطر يخبندان وجود دارد مناسب می باشد اما خاکی که در طول روز حرارت را به آهستگی به سطح زمين منتقل کند سطح آن در طول شب زودتر و بيشتر سرد می شود.

 کاهش خسارت سرمازدگی (يخ زدگی) گلهای درختان ميوه هسته دار با کنترل باکتری های مولد

هسته يخ

تنها 0/1% تا 10% باکتريهای موجود در سطح گياهان فعاليت هسته يخ داشته و يا بطور مستقيم در صدمه يخ زدگی لازم اند (Lindow, 1998) آنتاگونيست ها ممکن است از طريق تغيير سطح اکولوژی ميکروبی برگ (اشتغال آشيان اکولوژی) با باکتريهای مولد هسته يخ رقابت کنند. بعارتی باکتريهای آنتاگونيست ممکن است يک مکان روی گياه را اشغال کنند که در غير اين صورت توسط باکتريهای مولد هسته يخ کلونيزه شوند. جمعيت باکتريهای مولد هسته يخ در شرايط مزرعه درتيمارهای بکارگيری باکتريهای آنتاگونيست 10 تا 1000 بار کاهش يافته است . کاهش صدمه يخ زدگی روی گياهان تيمار شده رابطه مستقيم لگاريتمی با کاهش جمعيت باکتريهای مولد هسته يخ دارد (Lindow, 1998)

سرما و يخ زدگی همه ساله خسارات قابل توجهی را به اقتصاد وچرخه توليد کشورتحميل می کند. بنابر اين برای مقاومت گياهان به سرماويخ زدگی لازم است تا مديريت تنش رعايت شود.
به گزارش خبرگزاری کشاورزی ايران (ايانا) سعيد ترکش اصفهانی_کارشناس ارشد اصلاح نباتات در مقاله ای به بررسی اثرات سرما بر گياهان پرداخته است.
در اين مقاله آمده است: سرما و يخ زدگی ازمهمترين عوامل قهری خسارتزا درمحصولات کشاورزی است وهمه ساله خسارات قابل توجهی را به اقتصاد وچرخه توليدکشور تحميل می کند.
سهم عامل تنش سرما و يخبندان نسبت به ساير عوامل تهديد کننده در زيربخشهای زراعی و باغی از وزن بسيار بالايی برخوردار است و پهنه وسيعی از حاصلخيزترين مناطق توليدی کشور ما و قسمت عمده محصولات اقتصادی مهم کشورهمه ساله در معرض تهديد تنش سرما و يخزدگی قرار دارند.
اين مقاله در خصوص تعريف تنش و عوامل تنش زا می افزايد: تنش عبارت است از هر گونه انحراف معنی دار از شرايط بهينه برای زندگی موجود زنده، و عوامل تنش زا باعث تغيير و اختلال در فرايندهای فيزيولوژيکی گياهی می شوند واز اين طريق توليد گياهان زراعی را تحت تاثير قرار می دهند .
تنش‌های محيطی عبارتند از:عوامل بيماری‌زا،علف‌های هرز،آفات ،آسيب هايمکانيکی،درجه حرارت،آب،خاک و ...
همچنين انواع يخبندانها که باعث خسارتهای زيادی می شوند عبارتند از: يخبندانهای تشعشعی و يخبندانهای انتقالی.
اين مقاله در خصوص روشهای مقابله با خسارتهای ناشی از سرما و يخبندان می افزايد: روشهای فعال (کوتاه مدت) و روشهای غيرفعال (درازمدت) برخی از اين روشها هستند.

همچنين آنچه که معمولا در جهت مقابله با سرما و يخبندان انجام می شود, حفاظت در برابر يخبندانهای تشعشعی است و روشهای حفاظتی نقش چندان موثری برای مقابله با يخبندانهای انتقالی ندارد.
بخاريها- سيستمهای آبياری و ماشينهای باد از مهمترين روشهای حفاظتی کوتاه مدت هستند.
خصوصيات استفاده از بخاريها عبارتند از: بالا بودن هزينه سوخت ،کارآيی بيشتر در باغهای ميوه نسبت به مزارع ، حداکثر کارآيی در شرايط وارونگی دمايی، مزيت تعداد زياد بخاريهای کوچک بر تعداد اندک بخاريهای بزرگ.
همچنين اساس استفاده از سيستمهای آبياری، افزايش ظرفيت و هدايت گرمايی خاک و آزادسازی گرمای نهان آب در هنگام يخ زدن را باعث می شود،که انواع ان عبارت است از:
آبياری سطحی (غرقابی و شياری)، آبياری بارانی ، سيستمهای آبپاش(رودرختی و زيردرختی) و آبياری قطره ای.
استفاده از روش ماشينهای بادنيز، تنها در صورت وجود وارونگی دمايی کارآيی استفاده دارند تا به صورت ترکيبی با ساير سيستمهای حفاظتی مورد استفاده قرار گيرند و ميزان کارآيی انها به شدت وارونگی دما بستگی دارد .
ساير روشهای حفاظتی فعال نيزعبارت است از: استفاده از بالگرد، دستگاههای مولد مه، پوشاندن گياه با پوششهای مخصوص،مالچ پاشی، استفاده از
پوشش کف يا فوم، استفاده از سيستم SIS(Selected Inverted Sink )، استفاده از سيستمهای تلفيقی، استفاده از بالگرد سبک در نقاط تجمع هوای سرد در سطح مزارع، پرواز بالگرد در ارتفاع پايين جهت بر هم زدن لايه های وارونگی و پوشش خاک با استفاده از مالچ جهت جلوگيری از هدر رفت گرمای خاک.
انواع سيستم های SIS نيز عبارتند از: دستگاه HEAT DRAGON جهت گرم کردن هوای سرد مجاور سطح زمين، دستگاه HEAT DRAGON جهت گرم کردن هوای سرد مجاور سطح زمين.
مهمترين روشهای حفاظتی غيرفعال نيز عبارتند از: انتخاب مکان مناسب، انتخاب محصول، انتخاب واريته، پوشش زمين، عمليات به زراعی(کوددهی, هرس, شخم,آبياری, تاريخ کاشت, عمق کاشت, و....)، به کارگيری سيتمهای نظارتی جامع مجهز به حسگرهای دمايی و زنگ اخبار(Monitoring)و استفاده از مواد شيميايی است.
بنابراين: اصلاح‌ برای‌ مقاومت‌ به‌ سرما و اصلاح‌ برای‌ مقاومت‌ به‌ يخ‌زدگی‌ (از نظر تئوری‌، عملی‌ و مفهومی)از يکديگر متفاوت است، منظور ازسرما، کاهش دما به حدود صفر درجه سانتيگراد ويا چند درجه بالاتراست که می تواند برحسب نوع گياه ودرجه مقاومت آن، به اندامهای مختلف(گل، برگ، ميوه، جوانه وشاخه) خسارت وارد کند.
اين مقاله گياهان را از نظر طبقه‌بندی انها‌ براساس‌ واکنش‌ آنها به‌ دماهای‌ پايين‌ ، به گياهان: حساس‌ به‌ سرما، حساس‌ به‌ دماهای‌ سرد بالای‌ صفر، حساس‌، حساس‌ به‌ درجه‌ حرارتهای‌ يخبندان‌ کم‌ يا دماهای‌ نزديک‌ به‌ صفر درجه‌ سانتی‌گراد، کمی‌ مقاوم‌، زنده‌ماندن‌ در دماهای‌ انجماد تا -5 درجه‌ سانتی‌گراد، نيمه‌مقاوم‌، زنده‌ماندن‌ در دماهای‌ انجماد در محدوده‌ -5 تا -10 درجه‌ سانتی‌گراد، بسيار مقاوم‌، زنده‌ماندن‌ در دماهای‌ انجماد در محدوده‌ -10 تا -20 درجه‌ سانتی‌گراد، خيلی‌ زياد مقاوم‌، گونه‌های‌ با حداکثر مقاومت‌ به‌ يخ‌زدگی‌ که‌ توانايی‌ تحمل‌ سرماهای‌ بسيار شديد(فراسردی‌) را دارند.
‌اساس ژنتيکی تحمل به‌ سرما عبارت است از: پلی ژن بودن وراثت اکثر صفات مهم اقتصادی از جمله مقاومت به سرما و يخبندان، تحت تاثير محيط بودن اين صفات و دشواری اندازه گيری آنها، متکی بودن مطالعه اين صفات بر روشهای آماری پيچيده و شاخصهای آماری مانند ميانگين, واريانس, کوواريانس, شاخصهای چندمتغيره و.....
استراتژی های بهنژادی برای‌ افزايش‌ مقاومت‌ گياهان‌ به‌ سرمانيز عبارتند از: اصلاح تدريجی گياهان برای مقاومت به سرما و يخبندان از طريق کاربرد روشهای مرسوم اصلاحی و انتخاب، انجام هيبريداسيون بين گياهان زراعی و خويشاوندان وحشی آنها که دارای صفت مقاومت به سرما و يخبندان هستند، اهلی‌کردن‌ گونه‌ های‌ وحشی‌ که‌ در محيطهای‌ سرد به‌ خوبی‌ رشد می‌کنند از طريق‌ اصلاح‌ و انتخاب‌ برای‌ بهبود صفات ‌زراعی‌ آنها، شناسايی‌ ژن‌های‌ مقاومت‌ به‌ سرما و يخ‌زدگی‌، کلون‌کردن‌ آنها و دست‌ورزی‌ ژنتيکی‌ آنها با استفاده‌ از روش‌های‌ بيولوژی‌ مولکولی، معرفی‌ ژنی‌ خالص و نو به‌ محيطهای‌ سرد به‌ منظور وسعت‌ بخشيدن‌ به‌ منابع‌ پايه‌ ژنی، مثال‌های‌ کمی‌ در مورد هيبريداسيون‌ بين‌گونه‌ای‌ شامل‌ گوجه‌فرنگی‌ و گندم‌ وجود دارد.
در جمعيتهای‌ اصلاح‌ شده‌ و سازگار گياهان‌ مختلفی‌ مانند ذرت‌، تنوع‌ ژنتيکی‌ فراوانی‌ برای‌ مقاومت‌ به‌ تنش‌ سرما ديده‌ شده‌ است اما استفاده‌ از نژادهای‌ خارجی‌ مقاوم‌ نيز موقعيتهای‌ مناسبی‌ را جهت‌ اصلاح‌ مقاومت‌ به‌تنش‌ سرما در اين‌ گياهان‌ فراهم‌ می کند .
‌به عنوان مثال در اصلاح‌ سيب‌ زمينی‌ می‌توان‌ از منابع‌ ژنتيکی‌ وحشی‌ مانند گونه‌های‌ وحشی‌ سيب‌ زمينی‌ مقاوم ‌به‌ يخ‌زدگی‌ به‌ عنوان‌ والد در تلاقی‌ها استفاده‌ کرد.
اين مقاله در پايان می افزايد: در هر گياه‌ زراعی‌ عملکرد نتيجه‌ نهايی‌ تمامی‌ فرآيندهای‌ بيوشيميايی‌ و فيزيولوژيکی‌، از زمان‌ سبزشدن‌ تا بلوغ‌ فيزيولوژيکی‌ و تأثيرات‌ متقابل‌ اين‌ فرايندها با محيط است، اختلاف‌ بين‌ عملکرد ثبت‌ شده‌ و ميانگين‌ عملکردها، به‌ عواملی‌ که‌ از بروز کامل‌ پتانسيل‌ ژنتيکی‌ گياهان‌ جلوگيری‌ می‌کنند مربوط می‌شود، برای‌ تعدادی‌ از مؤلفه‌ های‌ صفات‌ مقاومت‌ به‌ سرما، تنوع‌ ژنتيکی‌ وجود دارد. ترکيبی‌ از مقادير کمی‌ از اين‌ تنوع‌، با برخی‌ ازتکنولوژی‌های‌ دقيق‌ اصلاحی‌ که‌ در اينجا بحث‌ شد، می‌تواند زمينه‌ را برای‌ دستکاری‌ ژنهايی‌ در زمينه‌های‌ ژنتيکی‌ خالص‌ فراهم‌ سازد.
در مناطقی‌ که‌ گياهان‌ حساس‌ به‌ سرما کشت‌ می‌شود، هر جا که‌ دماهای‌ سرد درطول‌ فصل‌ رويش‌ غالب‌ است‌، اصلاح‌ مقاومت‌ به‌ سرما که‌ منجر به‌ توليد بهتر در مزرعه‌ می‌شود، می‌تواند قسمتی‌ از تفاوت‌ بين‌عملکردهای‌ بهينه‌ و عملکرد واقعی‌ را کاهش‌ دهد.
اصلاح‌ يک‌ صفت‌ مقاومت‌ به‌ سرما به‌ صورت‌ منفرد نمی‌تواند در يک‌ محيط دارای‌ محدويت‌ از نظر دما، اثری‌ روی‌ عملکرديک‌ ژنوتيپ‌ خاص‌ داشته‌ باشد، بلکه‌ راه‌ بهتر اين‌ است‌ که‌ چندين‌ صفت‌ مقاومت‌ را در زمينه‌ ژنتيکی‌ مناسب‌ جمع‌آوری‌ کنيم‌ تاژنوتيپ‌هايی‌ به‌ دست‌ آيند که‌ توانايی‌ توليد را در شرايط دمايی‌ سرد طی‌ فصل‌ رشد داشته‌ باشند0

 مجموعه ای از نمونه های گياهی خشک شده هرباريوم ناميده می شود.  چنين مجموعه ای برای تحقيقات سيستماتيک ضروری است. نمونه های هرباريومی اساس بيشترين شناخت ما از الگوی تنوعات در طبيعت را تشکيل می دهند. اين مجموعه ها تنوعات ريخت شناسی جمعيت ها ، گونه ها و تاکسون های بالاتر ، پراکنش جغرافيايی و اختصاصات بوم شناختی آنها را نشان می دهند.همچنين يک متخصص سيستماتيک با مطالعه ی چندين نمونه از سراسر دامنه پراکنش جغرافيايی يک گونه ، می تواند زما ن گلدهی و ميوه دهی آن را مشخص کند.

علاوه بر اين ، بخش های کوچکی از نمونه را ( با کسب اجازه ) می توان برای مطالعات گرده شناسی ، فراساختار ، ريز ريخت شناسی ، آناتومي  و( اگر کيفيت نمونه مناسب باشد ) DNA   جدا نمود . همچنين نمونه های گياهی خشک شده به عنوان اسناد علمی برای نشان دادن حضور يک گونه در يک مکان خاص ( در يک مطالعه محيطی يا فلوريستيک ) يا شناسايی يک گياه استفاده شده در يک آزمايش يا گياهی که کروموزوم های آن شمارش شده است يا نمونه DNA يا عصاره شيميايی از آن استخراج شده است به کار می روند. 

جمع آوری گياهان

  هنگام جمع آوری گياهان بايد نکات خاصی را در صحرا ثبت نمود. اين نکات عبارتند از :

1-  مکان : کشور ، استان ، يا ديگر تقسيمات کشوری ، فاصله از جاده يا شهر ، عرض و طول جغرافيايی .

2-  تاريخ جمع آوری

3-  نوع زيستگاه و گونه های همراه

4-  ارتفاع ، به ويژه در مناطق کوهستانی

5-  هر گونه اطلاعاتی در مورد گياه که در نمونه خشک و پرس شده واضح نخواهد بود مانند رنگ گل و يا برگ ها ، فرم رويش ، اندازه گياه ، وجود شيره رنگی يا شيری ، ويژگی های پوست ، فراواني  و نوع گرده افشان ها  .

نام جمع آوری کننده و همکاران او بايستی در داده های صحرايی آورده شود. اين اطلاعات را می توان در يک دفترچه صحرايی ( يا کتابچه جمع آوری )‌، يا يک ضبط صوت يا رايانه دستی ثبت نمود.

گياه يا گياهان جمع آوری شده بايستی نمايانگر تنوعات مشاهده شده در جمعيت باشند. ممکن است برای نشان دادن مناسب الگوی تنوع مشاهده شده چندين نمونه لازم باشد. گياهانی را انتخاب کنيد ک هبه خوبی رشد کرده و بيمار نباشند. در صورت امکان بايستی گياه کامل جمع آوری شود؛ هيچ گاه فقط يک گل يا برگ تنها جمع آوری نشود ! در صورت امکان نمونه بايستی همرا ه با بخش های زيرزمينی باشد. نمونه های فاقد گل و ميوه جمع آوری نشوند ؛  شناسايی چنين نمونه هايی مشکل است . گياهان علفی بزرگ ممکن است هنگام جمع آوری نياز به تا کردن يا برش های دقيق داشته باشند . در اين صورت قطعات بايستی به ترتيب مشخص شوند مانند بخش های پائينی ، ميانی و بالايی گياه . در چنين مواردی بايستی دقت کنيد که اطلاعات مهم از دست نروند. هنگام جمع آوری درختان يا درختچه ها نياز به جمع آوری ريشه نيست ؛ فقط چند شاخه که نشان دهنده ی تنوع در صفات رويشی و زايشی گياه است بريده می شود .

برخی از گياهان لازم است کارهای خاصی بر روی انها انجام شود . گياهان گوشتي  ( يا ميوه های بزرگ آبدار ) را می توان به طور طولی يا عرضی برش داد؛ در چنين گونه هايی اگر مواد گياهی ابتدا با قرار دادن در يک ماده نگهدارنده  مانند اتيل الکل قرار داده شوند يا در آب بسيار داغ کشته شوند يا اگر گياه منجمد شود ، ممکن است نگهداری بهتر صورت گيرد. گياهان شناور يا غوطه ور را می توان در يک تشت آب قرار داد و با يک قطعه کاغذ آنها را برداشت. در گونه های تک پايه يا دوپايه بايستی هر دو گل نر و ماده جمع آوری شوند.

به هر گياه که جمع آوری می شود بايستی يک شماره داده شود تا اطلاعات مربوط به آن تحت آن شماره ثبت شود. اکثر متخصصان سيستماتيک شماره گذاری را از 1 شروع می کنند و در تمام مسافرت ها به ترتيب شماره ها افزايش می يابد ، اما سيستم های شماره گذاری ديگری نيز امکان دارد مانند استفاده از شماره گذاری جديد برای هر سال يا هر ناحيه خاص ( 1-97 ، 2- 97  برای گياهان جمع آوری شده در سال 1997 يا  1-H   ، 2-H   برای گياهان جمع آوری شده در منطقه هيسپانولا ) .

اکثر متخصصان  سيستماتيک گياهی همراه داشتن لوازم زير را ضروری ( يا حداقل خيلی مفيد ) می دانند :

دفترچه يادداشت صحرايی ، پرس صحرايی يا پاکت پلاستيکي  محکم ، پرس خشک کن ، لوازم حفاری ، قيچی باغبانی ، روزنامه ، ذره بين دستي  × 10 ، چاقوی جيبی ، مداد نرم و نقشه . اقلام مفيد ديگر شامل شيشه ها و مايعات نگهداری ، دوربين و فيلم ، گياه خشک کن دستی ، دافع حشرات ، قطب نما ، ارتفاع سنج ، دستگاه تعيين موقعيت جهانی ، ريسمان محکم ( برای بستن برچسپ گياهان يا پاکت های نمونه ) و دانه های سيليکاژل ( برای خشک کردن مواد برای مطالعات  DNA ) .

پرس کردن و خشک کردن گياهان

 وقتی که يک گياه جمع آوری شد و اطلاعات صحرايی مربوط به آن نوشته شد بايستی با استفاده از يک پرس گياهی ، پرس و خشک شود . بايستی گياه قبل از پژمرده شدن پرس شود. يک پرس گياهی يا پری خشک کن شامل دو قطعه چوبی ( تخته پرس )‌ که با چوبهای به ابعاد  " 18 × " 1 ساخته شده است ؛ دو تسمه پرس ( يا طناب )‌ برای بستن پرس ؛ خشک کن برای جذب آب نمونه های گياهی ؛ و هواکش چين دار (‌مقوا يا آلومينيوم چين دار ) که باعث ايجاد جريان هوا در سراسر پرس می شود ، است.

يک روزنامه دور نمونه گياهی پيچيده می شود که بر روی آن شماره نمونه نوشته می شود (‌ اين شماره همان شماره اطلاعات ثبت شده در دفترچه يادداشت صحرايی است ) يا می توان شماره را بر روی يک قطعه کاغذ نوشت و آن را به نمونه بست . نمونه بايستی به گونه ای مرتب گردد که سطح بالايی و پايينی برگ ، گل و / يا ميوه ديده شوند. ميوه های بزرگ و سخت بايستی از گياه جدا شده و به دقت علامت گذاري  و جداگانه بسته بندی و نگهداری شوند. مواد گياهی بايستی به قدر کافی صفحه روزنامه را بپوشانند ، برای گياهان کوچک چند نمونه در يک صفحه قرار داده می شود ، ولی گياهان بزرگ بايستی تا شده يا به چند قطعه بريده شوند.

پرس به اين ترتيب قرار داده می شود : تخته پرس ،هواکش ، خشک کن ، روزنامه  ( با نمونه گياهی ) ، خشک کن هواکش و به همين ترتيب ادامه می يابد تا در آخر با قرار دادن يک  تخته پرس ديگر بسته می شود. پرس  بوسيله دو تسمه محکم بسته می شود. هنگامی که نمونه همراه با ميوه های سخت چون فندقه های بلوط يا گردو پرس می شود ، خشک کن يک سمت نمونه ( در در روزنامه ای که در آن پيچيده شده است ) را می توان با يک قطعه فوم ( Foam  ) کائوچو جايگزين نمود. فوم باعث توزيع متعادل فشار در اطراف ميوه شده و از چروکيده شدن برگ های نزديک ميوه جلوگيری می کند. ( اگر فوم در دسترس نبود می توان چند لايه دستمال کاغذی اطراف ميوه قرار داد ).

 حمل يک پرس خشک کن بزرگ به مناطق دور ممکن است عملی نباشد. بنابراين اغلب نمونه های گياهی در يک پرس صحرايی ( تخته های پرس همراه با چند مقوا و مقداری روزنامه ) ، اسکولوم (‌يک جعبه فلزی استوانه ای که با روزنامه های مرطوب پر شده است )‌ يا پاکت پلاستيکی به مکانی که بتوان آنها را به يک پرس خشک کن منتقل کرد ( يا به هر راه ديگر آ»ها را پرس نمود ) ، حمل می شوند.

در پرس گياهی ، گياهان را می توان به چند طريق خشک نمود. می توان پرس را در معرض نور خورشيد ( يا مکانی خشک )‌ قرار داد و خشک کن را هر روز عوض کرد ، يا پرس را می توان بر روی سقف وسيله نقليه بست. اما استفاده از يک منبع حرارتی مصنوعی ترجيح داده می شود. خشک کن های گياهی ابزاری جعبه مانند يا صفحه مانند اند که پرس را به صورت آويزان در بالای يک منبع گرمايی که از نوارهای فلزي  ، صفحات داغ قابل کنترل ، گرمکن های صحرايی يا فن توليد می شوند نگه می دارند. گرمای خيلی زياد ( بيش از 45 درجه ) می تواند باعث بی رنگ شدن نمونه ها يا حتی شعله ور شدن پرس و نمونه ها شود. پرس و خشک کن بايستی گونه ای تنظيم شود که هوای گرم از از ميان پرس گياهی جريان پيدا کند و رطوبت آنها را بگيرد. ميوه های سخت بزرگ يا مخروط را می توان از نمونه جدا کرد و آنها را جداگانه خشک نمود. قسمت های گوشتی يا ترد را که بهتر است در يک مايع نگه دارنده مانند الکل يا فرمالين نگه داشته شوند ، می توان در يک محفظه پلاستيکی قرار داد . گلهای ظريف را می توان در يک مايع نگه دارنده قرار داد و در يک قطعه دستمال کاغذی يا کاغذ توالت غير جاذب پرس نمود.

نمونه های حجيم ، مانند نمونه های دارای برگ های چرمی / يا ساقه های گوشتی ضخيم را می توان مستقيما بين دو مقواب چين دار قرارداد تا زودتر خشک شوند. صفحات آلومينيومی چين دار سريعتر از مقوا گياهان را خشک می کنند و تغيير حالت نمی دهند. اما سنگين و گرانند.

پرس گياهی بايستی به دقت از نظر محکم بودن بررسی شود و در صورت لزوم سفت شود. هنگامی که حرارت يکنواخت نيست می توان پرس را برگرداند. اکثر نمونه های گياهی در 1 تا 4 روز خشک می شوند و مواد گياهی هنگامی که خشک شوند سفت می شوند.

وقتی نمونه های گياهی خشک شدند بايستی به دقت بسته شوند که نشکنند. اگر رطوبت هوا بالاست بايستی نمونه های گياهی را ( پس از سرد کردن ) در يک پاکت پلاستيکی کاملا بسته قرار داد و دانه های سيليکاژل به آ ن افزود.

اگر لوازم خشک کردن گياه فراهم نباشد ، مواد گياهی را می توان به طور موقت در الکل ( يا ديگر نگه دارنده های مايع ) نگهداری کرد. در اين روش مجموعه ای از نمونه ها درون روزنامه پيچيده می شود و با دست وريسمان فشرده می شوند. سپس اين بسته در يک پاکت پلاستيکی قرار داده می شود و حدود نيم ليتر الکل 60-70 ٪  در آن پاشيده می شود و پاکت بسته می شود. الکل درون پاکت بخار شده و باعث حفظ نمونه گياهی برای چند هفته می شود ، بعدا می توان نمونه های گياهی را خارج و پرس و خشک نمود. پاکت های بسته شده حاوی نمونه های گياهی را در يخچال می توان برای مدت يکی دو روز نگه داشت.

 حفاظت و قانون

بسياری از گياهانی که قبلا فراوان بوده اند امروزه کمياب اند که عمدتا ناشی از تخريب زيستگاه ها ، بهره برداری بی رويه توسط انسان يا رقابت با گونه های مهاجم ( گونه های وارد شده از ديگر نقاط جهان ) است. شخص جمع آوری کننده هنگام جمع آوری بايستی تفکر حفاظتی داشته باشد. گياهان کمياب يا غير فراوان معمولا نبايستی جمع آوری شوند؛ در چنين مواردی عکس برداری از گياه بهتر است. قوانينی برای حفاظت از گونه های بومی وجود دارد و جمع آوری اين گياهان بايستی با کسب جواز مخصوص ( يا با اجازه مالک ، در صورتی که در ملک خصوصی می رويند )‌ انجام شود. برای جمع آوری گياهان در شهر ، ايالت يا کشور خاص يا پارک های ملی کسب اجازه لازم است. هنگام جمع آوری گياه در يک پارک ملی يا ايالتی ( يا يک کشور خارجی ) يک مجموعه کامل از نمونه ها بايستی به مسئولين مربوطه تحويل داده شود. برخی از ايالت ها قوانين خاصی برای حفاظت از گونه های در معرض خطر آن ايالت دارند، و گونه های در معرض خطر فدرال قوانين ملی برای حفاظت آنها وجود دارد. هيچ کدام از اين گونه ها را بدون کسب اجازه لازم نمی توان جمع آوری نمود. البته هيچ گاه در املاک خصوصی بدون کسب اجازه از مالک نبايستی به جمع آوری گياه اقدام نمود.

جمع آوری گياه در يک کشور خارجی اغلب نياز به مجوز خاص دولتی دارد ؛ دانشمندان محلی نيز هر کجا ممکن باشدبايستی به همکاری دعوت شوند . تجارت بين المللی مواد گياهی تا حدودی در چارچوب قوانين حفاظت زيستی انجام می شود. قرارداد تجارت بين المللی گونه های در معرض خطر¹(   CITES ) ، نقل وانتقال بسياری از گونه های گياهی همچون Orchidaceae   ، Cactaceae  ، Cycadaceae  ، ‍Cycathaceae  ، Nepenthaceae  ، Sarraceniaceae  و Zamiaceae  را تنظيم می کند. گياهان ليست شده CITES   بدون کسب مجوز لازم نبايستی جمع آوری شوند.

شناسايی گياه

گياهان را می توان پس از جمع آوری ،  پرس و خشک کردن شناسايی نمود، اما شناسايی نمونه های تازه يا نمونه هايی که در محيط های نگهداری مايع نگه داشته می شوند آسان تر است. مواد گياهی خشک را اگر در آب جوش حاوی يک ماده مرطوب کننده مانند ايروسول OT (‌ دی اکتيل سديم سولفوسيانات ) يا مواد شوينده نرم کننده ، نرم کنيم ، بهتر تشريح می شوند. قبل از شناسايی يک نمونه گياهی بايستی ويژگی های خاصی از آن را به دقت مشاهده نمود. استفاده از يک ذره بين × 10 يا حتی ميکروسکوپ می تواند برای مشاهده دقيق به ما کمک کند، مخصوصا در مشاهده ويژگی های گل و نوع کرکها مفيدند. با استفاده از دو سوزن تشريح ، انبرک نوک تيز يا يک برگه تيغ ، تشريح گياه آسانتر است. داشتن يک خط کش ميلی متری برای اندازه گيری ضروری است. مشاهدات ضروری عبارتند از :

1-  فرم رويش

2-  آرايش، شکل، نوک، قاعده، لبه ها و رگبندی برگ.

3-  صفات مربوط به کرک ها

4-  ويژگی های گل (‌ که در فرمول گل جمع بندی می شوند ).

5-  تمکن و تعداد تخمک

6-  نوع ميوه .

هرباريوم‌ ، باغهای گياه شناسی و متخصصان تاکسونومی

شناخت از پوشش گياهی آمريکای شمال هنوز کامل نيست و بسياری از نواحی گرمسيری هنوز فلور کامل ندارند. علاوه بر اين بيش از 95٪  جنس های گياهی تک نگاره های جديدی ندارند. دانش ما درباره ی فلور جهان آنقدر که بعضی اعتقاد دارند پيشرفته نيست. بنابراين هرباريوم ها علاوه بر آنجه در بالا گفته شد در شناسايی نقش مهمی دارند . هرباريوم مانند يک کتابخانه از گياهان خشک و پرس شده است. يک نمونه ناشناس را می توان با نمونه هرباريومی شناخته شده مقايسه نمود و آنرا شناسايی کرد. اين روش مقايسه ای وقت گير است اما در بعضی موارد تنها راه ممکن است. بسياری از هرباريم ها در شناسايی گياهان و ارائه اطلاعات کار می کنند. بنابراين هرباريوم يک منبع ضروری برای هر گونه برنامه تاکسونوميک ( شامل خدمات عمومی ، تدريس يا فعاليت های تحقيقاتی ) است.

باغ های گياه شناسی نيز در شناسايي  گياهان مفيدند و مزيت آنها نسبت به هرباريوم آن است که گياهان زنده مشاهده می شوند. بالاخره مجموعه های دارای مشکل را می توا ن برای متخصص سيستماتيک يک جنس يا خانواده يا پوشش گياهی يک ناحيه خاص فرستاد. متاسفانه برخی از جنس ها يا خانواده ها توسط هيچ متخصصی مطالعه نشده اند يا توسط متخصصان اندکی مطالعه شده اند .

چسپاندن و پردازش نمونه های هرباريومی

 وقتی نمونه گياهی جمع آوری ، پرس و خشک شد بر روی يک صفحه کاغذ مرغوب بايگانی با اندازه معين ( در ايالات متحده   16.5 × 11.5 ) چسپانده می شود ( با چسپ يا نوار محکم يا نخ ). بخش های مهم جدا شده از گياه مانند دانه ها ، ميوه يا بخش های گل در يک پاکت کوچک گذاشته شده و بر روی صفحه چسپانده می شود.

اطلاعات مربوط به نمونه از دفترچه يادداشت صحرايی بر روی يک برچسپ نوشته می شود که شامل نام گياه ، مکان جغرافيايی که گياه از آنجا جمع آوری شده است ، زيستگاه ، اطلاعات مهم مربوط به گياه که در نمونه خشک شده آشکار نيستند ، تاريخ جمع آوری ، نام جمع آوری کننده و شماره جمع آوری است. اين برچسپ  روي  صفحه ، معمولا در گوشه راست سمت پايين چسپانده می شود . پس از آنکه نمونه چسپانده شد ، نام هرباريوم بر روی صفحه مهر می شود که سند مالکيت آن است و يک شماره مسلسل برای حفظ ترتيب صحيح گزارشات به آن افزوده می شود.

نمونه ها را می توان به ترتيب الفبای خانواده ، جنس ، گونه و يا براساس يک سيستم طبقه بندی خاص مانند سيستم انگر يا کرونکوئيست در هرباريوم قرار داد. نمونه های هرباريومی اگر با دقت استفاده شوند تا مدت نامحدودی دوام خواهند داشت. اما . نمونه های هرباريومی در معرض آسيب حشرات مختلف ، قارچ ها و آتشند و بايستی در گنجه های مخصوص ( کمدهای هرباريومی ) و در شرايط آب و هوايی کنترل شده نگه داری شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1392ساعت 10:50  توسط ناصر صادقی   |