شرایط احداث باغ

شرایط لازم برای احداث باغ

1- شرایط آب و هوایی 2- انتخاب خاک 3- انتخاب منطقه (موقعیت منطقه)
4- انتخاب رقم 5- عوامل اقتصادی

1- شرایط آب و هوایی
الف) دما: درختان میوه خزان دار باید در طول زمستان به تعداد ساعات معین دمایی کمتر از هفت درجه (بین 0 تا 7 درجه سانتی گراد) دریافت کنند تا از حال استراحت بیرون آمده و شروع به رشد کنند و این امر یکی از مهمترین عوامل محدود کننده مناطق کشت درختان میوه مختلف می باشد یعنی اگر سرمای لازم تامین نگردد،‌در اکثر موارد جوانه های گل در بهار نمی شکفند و محصول تولید نمی کنند و اثر دیگر سرما بر روی درختان میوه سرما زدگی بهاره است که بسیاری از نقاط دنیا با وجود برخورداری از دامنه دمایی و میزان سرمای مناسب برای کشت درختان میوه،‌به دلیل داشتن سرمای دیر رس بهاره بعد از شکوفایی جوانه ها که موجب سرمازدگی گل ها و گاهی میوه ها می شود،‌برای میوه کار مناسب نسیتند. از دیگر عامل دمایی که در میوه کاری موثرند می توان از نوسان دمایی یا تفاوت زیاد دمای شب و روز و همچنین تگرگ نام برد که باعث آسیب و خسارت به درختان میوه می گردد.
باید شرایط آب و هوایی (حرارت و سرمای بهاره) را در نظر گرفت درجه حرارت برای رشد و نمو درخت و رسیدن میوه بایستی کافی باشد اطلاعات درجه حرارت را از ایستگاههای هواشناسی می توان گرفت و بعدا به احداث باغ اقدام کرد. درخت زردآلو نسبت به سرما مقاوم است ولی در موقع باز شدن شکوفه هایش اگر سرما وجود داشته باشد باعث از بین رفتن گلها می شود پس در انتخاب نهال باید نهال هایی را که دیرتر به گل می روند باید انتخاب کرد. (پرتغال واشنگتن ناول که در جنوب و شمال کاشته می شود که در شمال به علت کمبود نور و درجه حرارت ترش مزه می شود) اگر در منطقه ای سرمای بهاره وجود داشته باشد باید از راه های ذیل با آن مبارزه کرد:







1- انتخاب ارقامی که در بهار دیرتر گل هایشان باز می شود مثل درخت به.
2- بایستی تا آنجایی که امکان دارد درخت را پاکوتاه نگه داشت و یا از واریته های پاکوتاه استفاده کرد ه در مقابل سرما مقاومتر از پایه بلند ها هستند.
3- استفاده از هورمون بازدارنده رشد که یکی از آنها آلار است که روش مصرف آن به این صورت است که این هورمون را به صورت محلول در آورد و بر روی شاخ و برگ درخت بپاشند که از باز شدن گل تا مدت معینی جلوگیری می کند (گل دادن را کمی عقب می اندازد) که از خطر سرما آن را نجات دهد.
4- استفاده از باد شکن که در اطراف باغات در قدیم دیوار می کشیدند و اما در باغ های وسیع ازدرختان بعنوان باد شکن استفاده می کنند. که برای این منظور از تبریزی- کاج- سنجد و در جنوب از اکالیپتوس – آکاسیا و گز استفاده می کنند که جلوی سرما و باد را گرفته و از ریزش شکوفه جلوگیری می کند.
5- استفاده از بخاری های باغی که در کرج و شهریار و اصفهان استفاده می شود و طرز کارشان به این صورت است که بخاری ها را در بین ردیف های و هر 6 متر به 6 متر نصب می کنند به طوریکه در یک هکتار 100 عدد بخاری باشد. در قدیم با آتش زدن کاه و کلش در باغات و ایجاد دود باعث جلوگیری از سرمای بهاره می شوند. روش کار در بخاری های نفت سیاه یا گازوئیل به این صورت است که در نقاط مختلف باغ میزان الحراره هایی نصب می شود که در باغات بزرگ یک اطاقک احداث می کنند و در بیرون از اطاقک نیز یک میزان الحراره که به باطری وصل است و به زنگ نیز متصل است که با پایین آمدن درجه حرارت به صفر زنگ اخبار می زند که با روشن کردن بخاری ها درجه حرارت را بالا می برند. در درجه حرارت 1- درجه سانتیگراد بیشتر گل ها از بین می روند.
6- کاشتن درختان در کوهپایه ها و کوهستان ها که آنها را از خطر سرمای بهاره حفظ می کند.
7- آبیاری بارانی که در صورت امکان جلوی سرما را بگیرد چونکه وقتی آب به صورت قطرات پاشیده شود گرمایی حدود 70 تا 80 کالری آزاد می کند که این حرارت مانع از بین رفتن شکوفه های می شود.

ب) نور
طول روز بر گل انگیزی درختان میوه موثر نیست،‌ اما شدت نور در رشد و باروری درختان بسیار موثر است و تنها راه نور رسانی کافی به درون تاج درخت شکل دهی و تراکم مناسب دادن به شاخه های درخت می باشد و اثر دیگر نور در درختان میوه





ایجاد رنگ در میوه هاست به عنوان مثال میوه های سیب اگر شدت نور در دو تا سه ماهر آخر فصل رشد کافی نباشد تولید رنگ سرخ دچار اختلال می گردد و به این دلیل پیشنهاد می گردد تا در مناطقی که هوای پاییزه ابری یا مه آلود دارد به جای سیب سرخ،‌انواع زرد و سبز آن کشت گردد.
2- انتخاب نوع خاک:
اکثر درختان میوه به بافت خاک حساسیت زیادی نشان نمی دهند و اگر خاک دارای عمق کافی زهکش و PH مناسب باشد به خوبی در آن رشد می کند و محصول کافی می دهند. البته لازم به تذکر است که خاکهای سبکتر معمولا از خاکهای سنگین کم رطوبت تر بوده و به همین دلیل در بهار زودتر گرم ودر پاییز دیرتر سرد می شوند و چون تهویه بهتری دارند در صورت کفایت آب و مواد غذایی،‌درختان میوه در آنها رشد بیشتری می نمایند. در بررسی خاک به منظور احداث باغ نکاتی که از اولویت برخوردار هستند:
در درجه اول عمق خاک و در درجه دوم عمق سطح آب زیر زمینی و در درجه سوم میزان شوری خاک است. چون که کمبود مواد غذایی و آلی خاک و تا حدود PH نامناسب خاک را می توان با افزودن مواد لازم به خاک جبران کرد. در صورتی که عمق خاک کم باشد می توان گودال هایی با ابعاد نسبتا بزرگ 2 متر حفر و آن را با خاک مرغوب پر کرد و درخت را در آن کاشت هر چند که این امر پر هزینه بود و زهکش و اصلاح شوری خاک نیز پر هزینه است و تا حد امکان باید از کشت در این خاکها دوری کرد. باید در خاک به فاصله 500 متر به 500 متر پروفیل بزنیم ولی اگر امکان نداشت فاصله را بیشتر انتخاب می کنیم و در موقع پروفیل زدن این نکات را بایستی رعایت کرد:
1- عمق خاک: برای درختکاری هر چه عمق خاک بیشتر باشد و قابلیت نفوذ داشته باشد مناسب تر است در نمونه برداری از 30-0 سانتی متری و از 60-30 سانتی متری و از90-60 سانتی متری به ترتیب جدا نمونه برداری می کنیم .
2- PH خاک: عناصر غذایی در PH های بخصوص قابلیت جذب برای گیاه دارند و به عنوان مثال درخت سیب در PH 5/6-6 حداکثر رشد را دارد.
3- زهکشی مناسب خاک
4- حاصلخیزی خاک: خاکهای شن رسی یا رس شنی قوی و عمیق با PH مناسب و زهکش مناسب.
3- انتخاب منطقه (موقعیت محل):
مجموعه عوامل عرض جغرافیایی ،‌ ارتفاع از سطح دریا و مقدار شیب زمین،‌موقعیت محل را تشکیل می دهند. اثر این عوامل در درجه اول بر روی مقدار




دمای محیط و درجه دوم بر روی شدت نور است. بدین ترتیب که هر چه عرض جغرافیایی بیشتر باشد چون نور خورشید با زاویه کمتری به سطح زمین می تابد، ‌میزان دمای محیط و شدت نور کمتری در دسترس گیاهاین قرار می گیرد. زیاد شدن ارتفاع از سطح دریا نیز باعث کاهش دمای محیط می شود. شیب زمین بر حسب جهت آن می تواند بر دما اثر مثبت یا منفی داشته باشد. در نیمکره شمالی شیب های رو به جنوب حداکثر مقدار نور خورشید را دریافت می دارند اینگونه اراضی در بهار زودتر گرم می شوند و در تابستان گرم و خشک ترند و در پاییز دیرتر سرد می گردند بنابراین در مناطق سردسیر،‌ خطر سرما زدگی زمستانه این اراضی کمتر ولی از نظر سرمازدگی بهاره (سرما زدگی گل ها) بیشتر است. و در مجموع فصل رشد طولانی تری در اختیار گیاه قرار می گیرد. در شیب های شمال درست بر عکس شیب های رو به جنوب عمل می کنند و برای کشت درختانی که در بار خطر سرما زدگی بهاره زیادتر است مناسب ترند و برای کشت درختان خزان دار در مناطق گرمسیر مناسبند.
در مناطقی که احتمال بروز سرمای دیر رس بهاره زیاد است باید کوشش شود تا حد امکان باغ های میوه در زمین های شیبدار احداث گردند دلیل این امر سنگین تر بودن هوای سرد نسبت به هوای گرم است که بر روی سطح شیبدار می لغزد و در نقاط گود و کفه ها جمع می گردد و به گیاهان موجود در آنها آسیب می رساند.
4- انتخاب واریته (نوع نهال):
در انتخاب واریته (نوع نهال) باید توجه کرد که واریته ای انتخاب شود که با شرایط محل سازگار باشد و همچنین در مقابل آفات و امراض نیز مقاوم باشد.
5- عامل اقتصادی:
مهمترین هدف از تولید هر نوع محصول،‌ کسب درآمد است و در صورتی که به کشت یک درخت در یک محل اقدام می شود بایستی با توجه به سرمایه گذاری زیاد و بلند مدت بازار فروش و حمل و نقل و سایر موارد را در نظر داشت چون حتی اگر محصول دارای کیفیت عالی باشد ولی تقاضایی در بازار نداشته باشد جز ضرر چیزی عاید نخواهد کرد.
تهیه نهال:
پس از اینکه با توجه به شرایط محیطی و منطقه و عوامل اقتصادی،‌نوع و رقم میوه انتخاب شد،‌باید به تهیه نهال اقدام کرد. نهال باید دارای بالاترین کیفیت باشد و عاری از آفات و بیماریها باشد و باغدار باید بهترین نهال ممکنه را هر چند با قیمتی بسیار بالاتر از معمول تهیه کند بهتر است تا اینکه نهالی نامرغوب با قیمت کمتر تهیه کند.




هنگام خرید نهال بایستی سعی شود که یک نهال دارای ریشه قوی و سالم باشد و چون حمل و نقل نهال و کاشت در زمستان صورت می گیرد باید از آسیب دیدن ریشه توسط سرما جلوگیری به عمل آورد و پس از رسیدن به محل باغ نیز باید بلافاصله ریشه ها را در زیر خاک قرار داد و تا زمان کاشت همان جا نگهداری کرد.
کاشت نهال و هرس اولیه آن:
در هنگام کاشت اکثر نهال های میوه ابتدا باید ریشه را با یک قیچی هرس کرد تا اولا سر ریشه اصلی قطع و گیاه تحریک به تولید ریشه فرعی بیشتر شود. ثانیا سر ریشه ها،‌ که اکثر در هنگام کندن نهال از خزانه زخمی و به طور نامرتب قطع شده،‌ دارای یک سطح صاف شود زیرا ریشه های زخمی و ناصاف سریعا مورد حمله انواع قارچ ها و باکتری ها قرار می گیرند و از بین می روند در حالی که اگر محل بریده شده صاف باشد به راحتی ترمیم می گردد و از عوامل بیماریزا و قارچ ها محافظت می گردد. در کاشت نهال رعایت چند نکته ضروری است:
1- عمق کاشت: باید طوری باشد که محل پیوند چند سانتی متری (حداقل 10 سانتی متر) بالای سطح خاک واقع شود تا از ریشه دار شدن گیاه در بالای محل پیوند که اثر پایه را به راحتی خنثی می کند و از خفه شدن درخت جلوگیری به عمل آید.
2- در مناطقی که باد منظم می وزد پیوندک باید رو به باد قرار داشته باشد تا از شکسته شدن گیاه در اثر فشار باد جلوگیری کرد.
3- پس از انجام کاشت و پر کردن گودال باید با فشار دادن خاک اطراف نهال با پا خاک اطراف ریشه ها را کاملا محکم کرد تا هوای اطراف ریشه تخلیه گردد و بعد از آبیاری پای نهال گود نیفتد و ریشه نهال از خاک خارج نشود.
4- بلافاصله پس از کاشت نهال ها را آبیاری کرد در غیر این صورت درصد نهال هایی که اصطلاحا نمی گیرند و خشک می شوند بالا خواهد رفت و نیاز به کاشت مجدد یا واکاوی خواهد بود.
سیب در خاک های رسی شنی و هلو در خاک های شنی و رس بهتر رشد می کند اگر درخت را در خاک های آهکی بکاریم درخت ضعیف و در برابر بیماریها ضعیف می شود. در خاک های رس و آهکی نیز همین مساله است پس باید هم خاک سطح الارض قوی و هم خاک های تحت الارض نفوذ پذیر باشند. در PH بالا آهن جذب نشده شاخه در نهایت ضعیف و زرد و قابلیت باروری را از دست می دهند. کارهای اصلاحی این باغ ها این است که اول گودال هایی به قطر و عمق یک متر حفر کرد و خاک آن را برداشت و یا اینکه در بین ردیف درختان کود حیوانی پخش کرد تا خاک اصلاح و یا گیاهانی را به عنوان کود سبز در بین ردیفهای درختان کاشت.



5- عملیات کاشت درخت:
1- آماده کردن زمین:
الف) تسطیح: در جاهایی که ناهمواری وجود دارد باید زمین را تسطیح کرد و این تسطیح،‌ تسطیح کلی است و بعد از تسطیح زمین عملیات دیگر باید انجام شود.
ب) شخم زمین: بعد از تسطیح،‌ زمین را باید شخم عمیق زد چون درخت به خاک عمیق نیاز دارد.
ج) کود دادن: در پاییز عملیات کود دادن را انجام می دهند و عمل کود دادن را باید با اداره خاکشناسی منطقه هماهنگ کرد تا مقدار مناسبی کود مصرف شود. در خاک های با حاصلخیزی متوسط تا ضعیف می توان 30 تا 60 تن کود دامی را به زمین داد و باید کود را در تمام سطح زمین پخش کرد و می توان 300 تا 400 کیلوگرم کود سوپر فسفات تریپل را به طور یکنواخت در پاییز همراه با کود دامی در خاک پخش کرد و بعد آن را با خاک مخلوط و زیر خاک نمود.
د) بلوک بندی و خیابان بندی:
اگر زمین وسیع باشد مساله بلوک بندی و خیابان بندی در نظر است ولی در زمین های کوچک لازم نیست. در اطراف باغ یک خیابان جهت عملیات حمل و نقل کود و غیره احداث می کنند و عرض آن ها را 6-4 متر و خیابان های داخلی را بین 4-3 متر می گیرند. در بلوک بندی نیز زمین را به بلوک های 5/2 هکتاری تقسیم می کنند.
2- گود برداری:
برای گود برداری باید خطوط کشت مشخص شود . برای اینکه خطوط موازی باشند باید زمین گونیا باشد و برای گونیا کردن زمین در دو گوشه زمین یک میخ چوبی کوبیده و خط به دست آمده از اتصال دو نقطه را به وسیله ریسمان مشخص می کنند و سه متر از آن جدا کرده و یک نیم دایره می زنیم و سپس از نقطه اولی 4 متر فاصله گرفته و نیم دایره ای می زنیم و محل تقاطع نیم دایره ها را به نقطه اول وصل کرده و تا انتهای زمین خطی رسم می کنیم و در گوشه بعدی نیز همین کار را انجام می دهیم و خطوط اصلی به دست می آیند. بعد از گونیا کردن،‌ زمین را میخ کوبی می کنیم به فرض اینکه نخواهیم عیب رد بکاریم و با مطالعه پایه آن که اگر بذری بود فاصله را 6 در 6 متر می گیریم و در روی خطوط اصلی اطراف زمین 6 متر به 6 متر علامت می زنیم با رسم خطوط موازی از روی نقاط مشخص شده محل تقاطع این خطوط را میخکوبی می کنیم و در همین نقاط نیز گود برداری می کنیم.
3- موقع و فصل کشت درختان میوه:
موقع و فصل کشت درختان همیشه سبز مثل مرکبات موقعی است که درجه حرارت 12-10 درجه بالای صفر باشد برای درختان خزان شونده موقعی است که درخت در حال خواب زمستانی است که یا در اواخر پاییز موقعی که درخت خزان کرده است می باشد و یا در اواخر اسفند ماه که درخت هنوز از خواب بیدار نشده است،‌ می باشد که در مناطق معتدل در اواخر پاییز و در مناطق سردسیر بهترین موقع در اسفند ماه است که از آسیب به سیستم ریشه ای گیاه جلوگیری کنیم. درختان همیشه سبز را باید در خاک جا به جا کنیم و برای این منظور باید آن را درگونی و یا در جعبه گذاشت و سپس با احتیاط در محل اصلی کاشت. درختان زینتی همیشه سبز را نیز بهتر است همراه خاک جا به جا کرد.
4- طرق مختلف کاشت:
الف: روش مربعی:
در این روش فاصله طول و عرض خطوط بین دو درخت یکی است به عنوان مثال در مورد درخت هلو که فاصله باید 5 در 5 متر باشد روی خطوط اصلی 5 متر به 5 متر جدا کرده و در منطقه تقاطع آنها نهال ها را می کارند و این روش محاسنی را دارد که به شرح زیر است:
1- بسیار ساده است.
2- تراکتور هم می تواند در جهت شمال به جنوب و هم در جهت شرق به غرب برود و عملیات باغبانی را انجام دهد.
عیب آن این است که در صبح و بعد از ظهر روی هم سایه می اندازند که جاهایی که سایه می افتد رشد خوبی ندارند. ولی در مناطقی با نور شدید اشکالی ندارد.
ب)‌روش مستطیلی:
اگر فاصله درخت به درخت 2 متر و خط به خط 3 متر باشد در مورد پایه های کوتاه بهتر است از روش مستطیلی استفاده کرد این روش نیز دارای معایبی است که بدین شرح است:
حرکت تراکتور فقط در یک جهت است و آن در جهت ردیف درخت هاست.
و محاسن آن:
1- از لحاظ نوری هیچ مساله ای ندارد و بهترین روش برای کشت پایه های ایستمالینگ است.
2- تراکم درخت در این روش بیشتر است. پایه ای ایستمالینگ نسبت به سرما مقاومند.
3- در مناطق سرسیر که با کمبود نور مواجه هستیم این روش توصیه می شود.



ج) روش لوزی:
به علت دقت زیاد و وقت گیری استفاده نمی کنند ولی به علت اینکه در این روش درخت ها روی هم سایه نمی اندازند نور کافی به آنها می رسد. مقدار درخت کاشته شده در این روش کم است برای کاشت درخت هلو یا سیب به فاصله 5 متر در 5 متر بعد از اینکه خطوطی به فاصله 5 متر از هم رسم کردیم فاصله درختان را طوری تنظیم می کنیم که شکل لوزی را فاصله درختان تشکیل دهد یعنی هر درخت در فاصله بین دو درخت در روی خط کاشت دیگری قرار می گیرد.
محاسن:
در کشت لوزی چون درختها روی هم سایه اندازی ندارند و نور به همه درختها می رسد کیفیت محصول بالاست و درخت تقارن خود را از لحاظ تاج و گسترش شاخه ها خیلی خوب حفظ می کند.
معایب:
1- حرکت تراکتور در یک سمت است.
2- مقدار درخت کم است.
د) کشت درخت روی خطوط منحنی تراز:
در مناطقی که زمین شیب دارد در شیب های 25%‌ و پایین تر می توان زمین را سکو بندی کرد. سپس درخت را کاشت تا از شستشوی خاک جلوگیری کند و در ضمن باعث نفوذ باران در خاک شود و اگر شیب از 25%‌ بالاتر باشد نمی توان سکوبندی کرد بلکه باید زمین را بانکت بندی کرد. بدین ترتیب که: به فاصله معین یک نوار به عرض یک متر که این نوارها را بانکت می گویند ایجاد می کنند که داخل این بانکت ها درخت بکارند. در اراضی که شیب کمتر است یعنی 30%‌،‌ فاصله خطوط را بیشتر و فاصله درختان را کمتر می گیرند و اگر شیب زیاد باشد فاصله خطوط را کمتر و فاصله درختان را بیشتر می گیرند. چون خطر شستشوی خاک وجود دارد. کشت درختان را روی این خطوط منحنی تراز بانکت بندی می گویند و از لحاظ ارتفاع کشت درختان در یک بانکت هم ارتفاع هستند و این روش را Cauntour line نیز می گویند. در روش سکو ارتفاع دیواره را 1 متر تا 20/1 متر و عرض آن را تا 4 متر در نظر می گیرند. روش کاتورلاین عمومی است که برای جنگل کاری نیز استفاده می کنند تا از فرسایش خاک جلوگیری کند. اگر منطقه دارای بارندگی کمی باشد می توان درخت مو کاشت ولی اگر مقدار بارندگی سالیانه بیشتر از 500 میلیمتر باشد می توان درختان مقاوم به کم آبی را به صورت دیم در این مناطق کاشت.
5- فاصله کاشت درختان میوه:
فاصله کاشت به: 1- نوع پایه 2- نوع هرس 3- خاک 4- نوع درخت 5- منطقه کاشت بستگی دارد.



1- نوع پایه:
در فاصله کاشت درختان میوه اولین چیز مطرح پایه است مثلا در پایه بذری سیب فاصله درخت با درخت 6 در 6 است و خط با خط نیز 6 متر است و در پایه بذری مثل ایستمالینگ 9 که سیب زرد پیوند خورده باشد فاصله درخت 2 متر و فاصله خط به خط را 3 متر در نظر می گیرند که در روش دوم تعداد درخت در یک هکتار افزایش پیدا می کند و تراکم نیز بیشتر نمی شود و در مورد درخت گودبی که روی یک پایه بذری پیوند شده باشد درخت پا بلند می شود و فضای زیادی احتیاج دارد و در نتیجه تعداد درخت کم می شود و اگر پایه درخت کوتاه تر باشد تراکم درخت در واحد سطح افزایش پیدا می کند اگر درخت پایه بلند باشد قوی تر است و در درخت شاه میوه که پایه بذری گلابی باشد فاصله 7 در 7 متر است و در شاه میوه پایه 5 در 6 متر یا 5 در 5 متر باید باشد در آمریکا سعی میکنند باغات مدرن با درختان مرغوب و تراکم زیاد ایجاد نمایند.
درختان میوه را می توان خیلی نزدیک هم و یا خیلی با فاصله زیاد کاشت که هر دو حالت مشکلات خود را داراست که اگر فاصله کم باشد مثلا در باغات قدیمی سبب می شود شاخ و برگ درختان در هم نفوذ کنند و در نتیجه سایه روی شاخه های درخت دیگر ایجاد شود و نور به اندازه کافی به تاج درخت نرسد و کیفیت محصول کاهش پیدا کند و ثمر آوری و گل انگیزی کم و جوانه های نر درشت فوقانی در تاج درخت ایجاد شود. در فاصله زیاد نیز تعداد درخت در هکتار کاهش پیدا می کند و عملکرد کم و از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نیست. گل انگیزی یعنی تولید جوانه های گل در درختان میوه که افزایش آن با نور است سپس باید فاصله را طوری تنظیم کرد که حداکثر نور به درخت بتابد تا هیدرات کربن بیشتری در برگ ها ساخته شود و این هیدرات کربن نقش مهمی در تولید میوه دارد.
2- نوع درخت
اگر درخت پیوندی نباشد مثل گردو (گردو را با بذر و خزانه گیری زیاد می کنند) که تاج درخت در بعضی ارقام آن 20-15 متر است در این حال پایه مطرح نیست بلکه تاج درخت مهم است. پس فواصل زیادی می خواهند . درختانی که پذیرش نیستند و تاج درخت وسیع است فاصله آنها را باید زیاد بگیریم. تاج درخت را مجموع شاخه های فرعی و اصلی تشکیل می دهند. در سیب تقریبا کروی است و در گلابی تقریبا هرمی یا مخروطی شکل است. درخت خرما با پیوند زیاد نمی شود پس پایه ندارد. با بذر و پاجوش زیاد می شود و فاصله 8 متر تا 10 متر فاصله دو درخت از هم است. گاهی درختان دیگری مثل آلو یا آلبالو از پا جوش آنها استفاده می شود و اینها پیوند نیستند و تاج گسترده و فاصله درخت برای درختان پا بلند و پا متوسط بیشتر است.



3- نوع هرس
با هرس می توان تاج درخت را کنترل نمود و حومه معینی نگه داشت. بعضی باغداران دوست دارند درخت پا بلند یا پایه متوسط یا پایه کوتاه باشد.
4- خاک و منطقه کاشت:
اگر خاک قوی و حاصلخیز باشد و خاک تحت الارض نیز مرغوب باشد شاخه ها ر این خاک ها رشد خوبی دارند و به خصوص نوع خاک در ارتباط با نوع درخت مطرح می باشد. اگر خاک ضعیف باشد چون شاخ و برگ کمتر رشد ی کنند فاصله کمتر می شود در درختکاری خاک ضعیف مطرح نیست چون خاک باید قوی باشد. در شمال ایران بعضی روزها ابری است و فاصله درختان در این منطقه با فاصله درختان در جنوب تغییر می کند.
در شمال فاصله درختان باید بیشتر باشد. در جنوب به علت نور شدید باعث می شود تنه درخت بسوزد و ما مجبوریم فاصله را کمتر بگیریم.
5- کاشت نهال:
شامل مراحل زیر است:
1- کندن نهال از خزانه: بایستی زمین آبیاری شور تا بعد از 3-2 روز که گاورو شد آن وقت نهال را از زمین درآورد. و از در آوردن نهال از زمینه های خشک نیز باید خودداری نمود چون موجب پاره شدن ریشه ها می شود و باید هنگام در آوردن، چهار شکاف در چهار جهت داده شود و بعد در یکی از جهت ها با بیل آن را از خزانه خارج کنیم. نهال سیب و گلابی لازم نیست حتما نهالشان دارای ریشه همراه خاک باشد چون گیاه در خواب است ولی مرکبات به دلیل اینکه در خواب نیستند حتما باید ریشه با خاک خودش باشد در سطح کم با بیل و در سطح زیاد با بیل مکانیکی استفاده می شود. بعضی درختان نیز در هنگام درآوردن از خاک زخمی می شوند که باید آرایش داده شوند.
2- آرایش ریشه:
هنگامی که گیاهان از خاک در آورده می شوند ریشه هایشان زخمی می شود که باید آرایش ریشه در آنها انجام شود چون خیلی در معرض عوامل بیماری زا و آفات هستند لذا باید آنهایی که زخمی و پوستشان از بین رفته است آرایش داده شوند.
3- عمل پارالیناژ: بعد از اینکه زمین میخکوبی شد و آماده کاشت شد اولین کار گود برداری است لذا به دو روش گودال کنده می شود:
1- با مته
2- با بیل
با بیل کار دقیق تر می باشد. ولی اگر سطح زیاد باشد با مته گودال کنی صورت می گیرد.



قبل از کندن گودال نیز اداره خاکشناسی بایستی قطر چاله ها را مشخص کرده باشد اگر قطر و عمق چاله 60 در 60 سانتیمتر باشد حتا باید خاک مرغوب و سبک و حاصلخیز باشد و دیگر اینکه در زمین های متوسط عمق و ارتفاع نیز 80 در 80 سانتیمتر است و در زمین های ضعیف و زمین هایی که دارای یک لایه غیر قابل نفوذند و زیر این لایه یک لایه مرغوب است باید چاله 1 در 1 متر باشد.
اگر خواسته شود این کار باید انجام شود و روش کار بدین ترتیب است که ابتدا از سطح زمین تا سطح 25 سانتی متر گودالی کنده می شود یعنی خاک سطح الارض را در یک طرف و خاک تحت الارض را نیز تا 60 سانتیمتر به عنوان مثال در طرف دیگر چاله می ریزند و طبق دستور اداره خاکشناسی کود سوپر فسفات تریپل و کود پوسیده و عموما برای خاک های ضعیف و متوسط 60-30 تن در هکتار کود پوسیده و 300- 250 کیلوگرم کود سوپر فسفات تریپل مصرف می شود.
سپس با خاک سطح الارض کودها را مخلوط کرده و در عمق چاله ریخته و بقیه خاک تحت الارض را در روی آن ریخته و خاک را تا 15-10 سانتیمتر برآمده کرده چون خاک مقداری نشست می کند لذا بعدا باید چاله هایی که دور درخت با یکدیگر ارتباط دارند برای آبیاری اختصاص داده شوند و اگر کاری باشد انجام شود لذا خاک زیر و رو را با هم مخلوط می کنند که در مناطق حاصلخیز مشکل نیست ولی اگر خاک ضعیف باشد باید خاک مرغوب تهیه و چاله را با آن پر نمود. لذا باید در نظر داشت که خاک باید قوی،‌ حاصلخیز و مرغوب باشد. حال که چاله ها آماده است طرز کشت درخت بدین ترتیب است که اگر ریشه پر و قوی باشد حتما باید دو نفر کارگر دو بیل خاک برداشت کنند. باید توجه داشت که:
1- یقه نبات حتما هم سطح خاک قرار بگیرد و اگر یقه در زیر خاک باشد در اثر رطوبت می پوسد و اگر بیرون باشد مقداری از ریشه ها نیز بیرون می افتد.
2- ریشه ها نیز باید آزادانه در داخل چاله ها قرار گیرند.
3- خاکی که در روی ریشه ریخته می شود باید فشرده شود.
4- پیوندک حتما باید رو به شمال قرار گیرد تا در اثر تابش آفتاب صدمه نبیند.
5- در مناطق بادخیز حتما باد مهار شود.
6- پارالیناژ
7- قرار دادن ریشه در وسط خاک.
در هنگام کاشت مسائل فوق باید رعایت شود و باید عمل آبیاری بعد از کاشت نیز مورد توجه قرار گیرد.
8- هرس درختان تازه کاشت:
چون درخت جوان است لذا فاصله آبیاری باید کم شود (حدود 5-4 روز یکبار) درخت کاشته شده باید با سیستم تشتکی آبیاری شود.





تا سال سوم باید این کار ادامه یابد و بعد با تراکتور شخم زده و بعد با سیستم پشته ای آبیاری شود یعنی به فاصله 30 سانتی متر از پایه آبیاری شود. بهترین روش آبیاری در مرکبات نشتی است چون بیماری گموز مرکبات رایجترین بیماری هاست که بر اثر برخورد آب با طوقه ایجاد می وشد لذا باید پایه درخت خشک بماند که روش پشته ای روش مناسبی است و روش نشتی نیز مناسب است. هرس درختی که تازه در محل اصلی کاشته شده ممکن است به صورت یک ترکه ای باشد و یا ممکن است دارای شاخه فرعی باشد. اگر درختی که کاشته می وشد به صورت یک ترکه ای است باید درخت را از سطح زمین تا یک جوانه ای قطع کرد که بستگی به اینکه پابلند باشد یا غیره متغیر است. برای پا بلند بیشتر از 160 سانتی متر و برای پا متوسط 160- 100 سانتی متر و برای پا کوتاه باید کمتر از 100 سانتی متر باشد. اگر درخت یا نهال دارای شاخه جانبی باشد بعد از دو و سه روز از کاشت و آبیاری باید کلیه شاخه ها تا فاصله 50 سانتی متری سطح خاک قطع نمود و بعد 5-3 شاخه روی درخت نگه می داریم که باید این شاخه ها در تمام جهت ها گسترده شده باشند که شرایطی باید داشته باشند که بدین قرار است:
1- باید فاصله شاخه با شاخه 15-10 سانتی متر باشد.
2- در جهات مختلف باشد.
3- دارای زاویه های وسیع و مناسب باشد که این شاخه تشکیل شاخه اصلی و اسکلت درخت را می دهد.
در مو نیز این شاخه ها را بازو می نامند که این شاخه ها قابل افزایش هستند و بستگی به فهرست رویش درخت دارد که بین 8-3 قابل افزایش هستند. در سال اول بدین ترتیب بود که ذکر شد و در سال دوم باید شاخه های اصلی نیز کوتاه شوند تا شاخه های فرعی تشکیل شوند. روی این اصل برای دانه دارها باید یک سوم از سر شاخه ها و برای هسته داران باید دو سوم از سر آن را قطع نمود و اثر دیگر اینکه به جز تشکیل شاخه فرعی و تقویت شاخه های اصلی نیز می شوند. در سال سوم اگر نرکی تشکیل شود و یا اگر شاخه مزاحمی رشد کند قطع می شود. دلیل اینکه شاخه ها باید با زاویه مناسبی باشند این است که در شاخه های افقی شیره گیاهی بهتر جریان داشته و منشاء هورمونی دارند و گل انگیزی بهتری دارند و در زاویه وسیع شاخه ها کمتر می شکنند که به طور خلاصه تا سال چهارم اسکلت بندی درخت است

8-بسته بندی و حمل و نقل درخت به نقاط دور:
نهال هایی که از خزانه در آورده می شوند در بسته هایی 50-25 تایی و لا به لای ریشه از کاه مرطوب قرار می دهند و روی آنها را با گونی مرطوب می پوشانند و حتی 10-7 روز می توان ریشه را بدین شکل نگه داشت برای درختان مرکبات باید




حمل و نقل با گذاشتن در پیت همراه با خاک خودش و آبیاری آن و سپس حمل و نقل آن صورت گیرد. اگر شرایط محل مناسب برای کاشت نباشد می توان آنها را به طور موقت در جایی کاشت،‌هنگام جابه جایی باید حتما کامیون دارای چادر باشد تا از لحاظ دما و از بین رفتن ریشه های نازک جلوگیری شود. در موقع کاشت یک گودال کنده، ‌گونی و کاه و کلش را جدا کرده و در گودال 80 سانتی متری قرار داده و بسته های 50 تایی را پس از ریختن خاک و آبیاری تا یک ماه نیز می توان با توجه به درجه حرارت محیط نگه داشت.
9- مواظبت های لازم از نهال های تازه کاشت: این مواظبت ها عبارتند از:
- آبیاری: نهال های جوان با فاصله کم آبیاری می شوند (حدود 5-4 روز) که بستگی به درجه حرارت و نوع خاک نیز دارد.
- سله شکنی: پای نهال ها بهتر است که سله شکنی شود.
- شاخه های اضافی و پاجوش ها را باید قطع نمود.
- درختان را باید در فصل زمستان به وسیله گونی پوشاند تا جوندگان نتواند پوست آنها را از بین ببرد و در سطح زیاد نیز باید با کشیدن حفاظ به دور باغ یا استفاده از سم آربین با در نظر داشتن ردیف های درخت در فواصل معینی در روی چوب های 80 سانتی متری که دارای پارچه است میپوشانند و روش دیگر استفاده از سم رابیتکس است که این سم را به درخت مالیده تا جوندگان از آن فرار کند.

گردو
وطن اصلی گردو مناطق مرکزی اروپا- قفقاز و شمال آسیای صغیر است. گردو اصولا نسبت به سرمای زمستان حساس نیست ولی حساسیت زیادی نسبت به سرمای بهاره دارد. انواع آن سنگی- کاغذ و مغر سفید می باشد. عمر مفید گردو 60 سال و عمر طبیعی آن 150 سال می باشد و شروع باردهی آن از سن 6 تا 8 سالگی است. گردو دارای ریشه های عمیق می باشد و نسبت به خاک های قلیایی حساس و نسبت به آب های زیر زمینی فوق العاده حساس می باشد. گردو به غرقاب شدن در اوایل بهار بسیار حساس است و در عرض 2 تا 3 روز غرقابی از بین می رود.
ازدیاد گردو توسط بذر می باشد و پیوند نیز انجام می گردد که نوع پیوند وصله است و در خرداد ماه انجام می شود. ارقام گردو از نظر حساسیت به سرما با هم متفاوتند. اکثر ارقام تجاری در دمای 9- درجه سانتی گراد خسارت می بینند و در درجه 20- درجه سانتیگراد خشک می شوند. گردو برای رشد و رسانیدن محصول خود به فصل رشد به اولانی نیازمند است به همین دلیل در بهار زود فعالیت خود را آغاز می کند و در پاییز دیر به خواب می رود.




و در نتیجه اغلب یخبندان های بهاره و پاییزه به آن آسیب می رساند. در گردو های بارور برای رسیدن محصول باید دمای محیط چند هفته قبل از برداشت 27 تا 32 درجه سانتیگراد باشد. دماهای بالاتر باعث سوختگی میوه (بادزدگی) و سیاه شدن رنگ مغز آن و دماهای کمتر باعث چروکیده شدن مغز می گردد. بادزدگی اوایل فصل باعث پوک شدن میوه می شود. نیاز سرمایی آن بین 400 تا 15000 ساعت دمای بین 0 تا 7+ درجه سانتی گراد می باشد. فاصله کاشت درخت گردو 10 متر در 10 متر می باشد. برای اینکه فاصله بین درختان خالی نماند معمولا بین درختان گردو درخت هلو می کارند و بعد از اینکه درختان گردو به بهره برداری رسید درختان هلو را حذف می کنند و در بعضی جاها در سال های اخیر از درختان گردوی پا کوتاه به جای هلو استفاده نموده اند. برای مناطقی که خاک عمیق و حاصلخیز دارند کشت به روش زیر توصیه می شود:
درختان گردو به صورت مستطیلی و به فاصله 9 در 12 متر و به فواصل 6 در 5/4 متر ما بین آنها درختان دیگر غرس می شوند.
10 تا 11 سال پس از اینکه درختان بزرگ شدند و شاخه های به هم نزدیک شدند درختان خارج می شوندو فاصله درختان گردو به 9 متر افزایش می یابد و اولین عمل تنک کردن صورت می گیرد و درختان عرض مستطیل خارج می گردند. 18 تا 25 سال بعد دومین عمل تنک کردن انجام شده و تنها درختان اصلی باقی می مانند و درختان از داخل ردیف های باغ خارج می شوند و فاصله درختان در ردیف های باغ از 6 متر به 12 متر افزایش می یابد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393ساعت 9:57  توسط ناصر صادقی   | 

کود هیومیک اسید چیست؟

مواد هیومیکی محصول نهایی تجزیه­ی هر ماده­ی آلی در شرایط ویژه و توسط میکروارگانیسم‌های خاص می‌باشند....

 

 مواد هیومیکی محصول نهایی تجزیه­ی هر ماده­ی آلی در شرایط ویژه و توسط میکروارگانیسم‌های خاص می‌باشند. از آنجا که این ماده ph اسیدی ضعیف دارد و مشتق از هوموس می‌باشد به نام هیومیک اسید هم شناخته میشود. اما حقیقتاً هیچ شباهتی به اسیدهای شناخته شده چه معدنی و چه آلی ندارد.

اگر یکصد کیلوگرم بافت گیاهی مثلا برگ خشک را در زیر لایه نازکی از خاک قرار دهید و گرما، رطوبت و اکسیژن کافی برای آن تامین کنید ظرف مدت چند ماه که در بهترین شرایط کمتر از یک فصل نیست، پس مانده های گیاهی به 15 کیلو گرم کمپوست تبدیل می شوند. کمپوست در واقع ماده ارگانیک نیمه تجزیه شده است و با چشم غیرمسلح می توان بافتهای گیاهی را در آن تشخیص داد.

چنانچه روند تجزیه ادامه یابد میکروارگانیسمهای تجزیه کننده موجود در خاک که عمدتا از قارچهای میکروسکوپی می باشند سرانجام در مدت زمانی که هیچگاه کمتر از یکسال نخواهد بود از 15 کیلوگرم کمپوست چیزی حدود 3 کیلو گرم ماده­ی نرم قهوه ای رنگی به جای می گذارند که به آن هوموس گفته  می شود.

اگر باز شرایط مناسب برای فعالیت میکروارگانیسمها یعنی گرما، رطوبت، اکسیژن و مواد معدنی مناسب فراهم باشد، از 3 کیلوگرم هوموس در دوره ای که ممکن است به دهها و یا صدها سال نیز برسد، سرانجام چیزی حدود 1 کیلو گرم ماده سیاه رنگ مایل به قهوه ای به نام هیومیک اسید تشکیل خواهد شد. در همه خاکهای کشاورزی، هیومیک اسید بطور طبیعی وجود دارد و در واقع بخش زیادی از مواد ارگانیک خاک را تشکیل می دهد. میزان ایده ال مواد آلی در خاکهای کشاورزی بین 4 تا 6 درصد است. درخاکهای کشاورزی اروپا این میزان بین 2 تا 4 درصد و در بعضی از نقاط اروپای شرقی نظیر اوکراین به 6 درصد می رسد. در مقابل در ایران به جز نوار ساحلی شمال، میزان ماده آلی خاک در اکثر نقاط کشور زیر 1 درصد و در بسیاری نقاط حتی زیر 1/0 درصد است.

 جایگاه هیومیک اسید در دنیا

امروزه استفاده از کودهای شیمیایی به دلیل آثار مخرب و زیانبار آنها بر روی محیط زیست در حال منسوخ شدن است به همین دلیل هیومیک اسید در سراسر جهان مورد توجه خاص قرار گرفته است و در صنعت و کشاورزی کاربردهای متنوع و وسیعی دارد و بر مصرف سالیانه­ی آنها به طور متوسط %25 اضافه می شود

در کشورهای غربی با وجودیکه میزان ماده­ی آلی در خاک نسبتاً بالاست باز استقبال از این مواد بسیار گسترده و روز افزون است.

خواص هیومیک اسید

1. ساختار خاک را بهبود می بخشد؛

2. به ریشه زایی بهتر کمک می کند؛

3. باعث نگهداری بیشتر آب در خاک می شود؛

4. به رشد سریع باکتریهای مفید درخاک کمکمی کند؛

5. به انحلال و آزادسازی عناصر ماکرو (پر مصرف)و میکرو(کم مصرف) کمک کرده و در نتیجه نیاز به کودهای شیمیایی را به نحو محسوسی کاهش می دهد؛

6. مقاومت به شوری، کم آبی و سرما را افزایش می دهد؛

7. از سمیت کودها و عناصر اضافی موجود درخاک می کاهد؛

8. دوام آن زیاد است و تا چند سال اثر آن در خاک باقی می ماند؛

9. مقاومت گیاه را در مقابل انواع بیماریها افزایش داده و نیاز به مصرف سموم را به نحو محسوسی کاهشمی دهد؛

10. سرعت جوانه زنی بذر را افزایش می دهد؛

11. با طبیعت سازگار است و خطری برای گیاه و یا محیط زیست ندارد؛

12. هیومیک اسید بهترین عامل طبیعی کلات کننده عناصر فلزی خاک است.

 نقش هیومیک‌ اسید در ایجاد توازن در عناصر غذایی خاک

مسأله توازن بحث بسیار مهم و پیچیده‌ای است. دیر زمانی نیست که دانشمندان دریافته‌اند که تنها تأمین عناصر مورد نیاز گیاه برای رشد و سلامت آن کافی نیست، بلکه تأمین متوازن عناصر بسیار مهمتر است.

عدم تعادل در خاک چه مشکلی ایجاد می‌کند؟ اولین مشکل در جذب خودنمایی می‌کند. برای نمونه بیش‌بود فسفر می‌تواند مانع جذب آهن، روی، کلسیم و… شود. چرا که فسفر با این عناصر تولید فسفات‌های نامحلول می‌کند

به همین ترتیب بیش‌بود هر عنصری در خاک برای جذب یک یا چند عنصر دیگر مزاحمت ایجاد می‌کند.خاک نامتوازن، گیاه بیمار و گیاه نامتوازن، حیوان و انسان نامتعادل ایجاد می‌کند. برای بازگشت به تعادل مجدد چاره‌ای جز این نیست که باز از خاک شروع کنیم و در این راه هیومیک‌ها ابزار بسیار کارا و مفیدی هستند.مصرف اسید هیومیک در خاک های رسی موجب کاهش تثبیت پتاسیم و افزایش جذب پتاسیم گردید.در مطالعه به عمل آمده در فلوریدا امریکامصرف اسید های هیومیک رشد درخت مرکبات تازه کاشته شده را 250 درصد افزایش داد. در همان آزمایش علائم بیماری زوال درختان پیر مرکبات را کاهش داد.

لازم به ذکر است کود هیومیک اسید در تمام محصولات زراعی و باغی بر حسب نیاز توصیه می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آبان 1393ساعت 10:6  توسط ناصر صادقی   | 

ه نقل از پایگاه گل باد:

هرس درخت سیب:

سیب یکی از انواع میوه هایی است که از زمان های بسیار قدیم مورد استفاده قرار گرفته است. قدیمی ترین آثاری که به دست آمده مربوط به یک سیب فسیل شده است که در حفاری های نزدیک سوئیس کشف شده است و متعلق به ادوار ماقبل تاریخ می باشد. به طور کلی پرورش درختان سیب بر حسب رشد و نمو و شکل و اندازه طول تنه به سه دسته تقسیم می شوند:

۱-  درختان سیب پاکوتاه

 ۲- درختان سیب نیمه پابلند (متوسط)

 ۳- درختان سیب پابلند.

معمولا برای تولید و پرورش درختان سیب پابلند و نیمه پابلند (متوسط) از پایه های بذری و در بعضی از موارد از پایه های غیر بذری (انواع مالینگ ها) و برای درختان سیب پا کوتاه از پایه های غیر بذری (مالینگ ها) استفاده می شود. شکل تاج درخت که در روی انواع این گونه پایه ها تشکیل می گردد و بر حسب چگونگی پرورش و تربیت آنها به صورت کروی، پهن و آزاد می باشد. برای تولید میوه سیب به ازای هر میوه سیب ۶۰ تا ۱۰۰ برگ سبز مورد نیاز می باشد تا به طور کافی میوه را تغذیه کرده و رشد و نمو داشته باشد.

نحوه پرورش و هرس درختان سیب پاکوتاه:

در پرورش درختان سیب پاکوتاه لازم است نخست به سیستم و روش های مختلف پرورش درخت توجه نماییم. درختان سیب را می توان بر حسب چگونگی شکل تاج به فرم های مختلف گرد و پهن پرورش داد. منظور از درختان به فرم گرد تربیت آزاد شاخه های اصلی در جهات مختلف می باشد. اگر این گونه درختان را از بالا نگاه کنیم دارای فرم کروی هستند. در بین فرم کروی فرم های دیگری با نام فرم های جامی، قیفی، مختلط و… قرار دارند. تشکیل فرم در تیپ کروی بستگی به چگونگی هرس دارد. عملیات هرس فرم جامی به شکل زیر است:

این فرم هرس به دو صورت انجام می شود. هرس جامی با مرکز باز، دیگری هرس جامی با محور. در نوع اول بازوهای اولیه یا شاخه های اصلی اولیه از فاصله کوتاهی روی تنه واقع می شوند در حالیکه در نوع محور دار، در طول بیشتری از بالای تنه واقع می شوند. هرس فرم جامی با مرکز باز بدین ترتیب می باشد.

سال اول: پس از کاشت نهال در صورت مناسب بودن شرایط از نظر فصل، آنها را از ارتفاع ۶۰ سانتی متری سر برداری می نماییم.

سال دوم: در آن سال جوانه های موجود در طول ۶۰ سانتی متری نهال رش کرده و تولید شاخه هایی می نماید. بایستی توجه داشته باشیم اسکلت نهایی درخت از این سال شکل داده می شود. برای این منظور اوین شاخه را از ۱۵ سانتی متر بالای سطح خاک روی تنه انتخاب می نماییم فواصل بین شاخه ها در طول تنه بایستی بین ۱۵ تا ۲۰ سانتی متر به طور متناوب باشد و در این فواصل اگر شاخه یا جوانه هایی به طور نا به جا روییده باشد، حذف می نماییم. معمولا در این روش تعداد شاخه های باقی مانده بین ۳ تا ۵ عدد می باشد. در مورد نهال هایی که در سال اول کاشت دارای تعدادی شاخه می باشند، عملیات هرس همانند عملیاتی است که در سال دوم روی نهال های یک تنه بدون انشعاب در سال اول انجام می گیرد. در صورتی که تعداد شاخه های باقی مانده جهت اسکلت درخت کافی نباشد برای تشکیل شاخه جدید در بالای جوانه ای که تبدیل به شاخه جدید گردد، زخم کوچکی ایجاد می نماییم تا جوانه تحریک شده و سریعا شاخه مورد نظر را تولید نماید. در هر دو حالت لازم است پس از انتخاب شاخه ها و اسکلت بندی یک سوم طول دو شاخه را قطع و سربرداری می نماییم.

سال سوم: در حالی که شاخه های اصلی یا اسکلت اولیه بین ۳ تا ۵ شاخه باشند لازم است در این مرحله فضایی برای ۶ تا ۱۰ شاخه ثانوی در نظر گرفته شود، زیرا در روی هر بازوی اولیه یا شاخه اصلی فقط ۲ شاخه ثانوی باقی می ماند تا نهال بتواند فرم اصلی و جامی خود را حفظ نماید در این مرحله در صورت لزوم شاخه هایی که با تنه اصلی زاویه نامتناسب (کمتر از ۶۰  درجه) دارند، توسط بازوهای جدا کننده آنها را تنظیم می نماییم. علاوه بر این لازم است شاخه های نا به جایی که روییده اند حذف کرد. همچنین شاخه های ثانویه را در این مرحله به همان ترتیب نسبت یک سوم طول شاخه از جوانه ای که به سمت بیرون است سربرداری می نماییم. در سالهای بعد عملیات هرس منحصر به تنظیم و حذف شاخه های نا به جا به کنظور حفظ اسکلت و فرم درخت انجام می شود. سپس هرس و سربرداری شاخه های جوان هر سال روی درخت انجام می گیرد.

هرس درخت گلابی:

درختان گلابی که امروزه مورد کشت قرار می گیرند از گونه های وحشی آن حاصل شده اند. طبق نظریه محققین گونه های وحشی گلابی در مناطق معتدل اروپای غربی تا آسیای شرقی پراکنده می باشند. بر اساس شواهد تاریخی در یونان قدیم کشت این گیاه مرسوم بوده است و در اوایل قرن هفدهم فرانسویان موفق شدند ارقام جدیدی را از شمالی وجود دارد که تعدادی از آنها در چین، ژاپن، کره و همچنین ۸ تا ۱۰ گونه آن در ایران و آسیای صغیر موجود است. در درختان گلابی عمل تکثیر و ازدیاد غلیا از طریق پیوند با استفاده از پایه های مختلف صورت می گیرد. امروزه در اروپا و آمریکا برای حصول نتیجه مناسب از بذر گلابی وحشی استفاده می شود که بر روی آنها ارقام مرغوب گلابی پیوند می گردد. که فقط این پایه ها دیر رس بوده ولی نسبت به سرما مقاوم می باشند و رشد این پایه ها زیاد و قوی می باشد و بیشتر از این پایه ها برای پرورش درختان گلابی پا بلند و نیمه بلند استفاده می شود. امروزه برای پرورش درختان پا کوتاه و متوسط از پایه به جهت پیوند گلابی استفاده می شود و این پایه نسبت به سرما و یخبندان شدید حساسیت دارد ولی به طور معمول زودتر بارور شده و عمرشان نیز نسبت به پایه های بذری گلابی کمتر است.

فرم های پرورش درخت گلابی:

درختان گلابی را به شکل های مختلف، گرد، پهن و همچنین پا کوتاه و پا بلند تربیت می نمایند. در بین انواع فرم ها، فرم دوکی- بادبزنی با شاخه های عمودی – بادبزنی با شاخه های افقی، جامی و تیپ های مخلف جامی پرورش می دهند. برای به دست آوردن درختان پا بلند که ارتفاع تنه آن اکثرا بین ۶۰/۱ تا ۸۰/۱ متر می باشد از پایه های بذری گلابی استفاده می شود و برای درختان پا کوتاه از پایه به استفاده می شود.

هرس باردهی در درختان سیب و گلابی:

بعد از هرس فرم دهی درختان هرس بارآوری را بیاد انجام داد که به علت مشابهت درخت سیب و گلابی هر دوی آنها را با هم شرح می دهیم.

شکل درخت شامل تنه اصلی، شاخه های اصلی و شاخه های فرعی می باشد. شاخه های اصلی و شاخه های فرعی دارای انشعابات کوتاهی هستند که میوه ها روی آنها تشکیل می گردند. این شاخه ها را اصطلاحا کورسون می گویند. بنابراین میوه های روی یک چنین شاخه های ظاهر می شوند. هنر عمل هرس از این جا شروع می شود که این گونه شاخه ها و دیگر شاخه ها را تبدیل به شاخه های مفید و بارور گرداند یعنی جوانه های گل تبدیل به میوه می شوند. انواع شاخه ها در درختان سیب و گلابی عبارتند از:

دارد یا میخچه: در درختان سیب و گلابی شاخه های خیلی کوتاهی که منتهی به یک جوانه می گردند دیده می شود که آنها را دارد یا میخچه می نامند. میخچه ها در حد فاصل بین جوانه های چوب و میوه قرار دارند و همین میخچه ها هستند که بعدا به ما میوه خواهند داد. لذا توصیه می شود تا حد امکان تعداد این گونه میخچه ها را در روی درختان حفظ کرده و زیاد نمایم. طول این شاخه حودو ۱ تا ۳ سانتی متر است.

میخچه شاخه بسیار کوتاهی است که در جوانی صاف و یا دارای چین و چروک هایی است و در هنگامی که مسن می گردد به جوانه کوچک و مخروطی منتهی می شود. این اندام موقتی بوده و در شرایطی که در مواد غذایی به اندازه کافی در اختیار داشته باشد، تبدیل به لامبورد می گردد. طول آن بین ۳ تا ۱۰ سانتی متر است.

لامبورد: لامبورد همانند میخچه است و در انتهای آن جوانه های گل و میوه تشکیل می گردند. به طور کلی لامبورد کمی بزرگتر از میخچه بوده و در غالب اوقات می تواند در روی بورس (محلی که میوه و گل تشکیل شده است) مجددا لامبورد و میخچه تواما پدید آید.

برندی یا شاخک: برندی تقریبا شبیه به یک شاخه کوچک باریک بوده و خم شونده است. در هنگانی که کامل و خوب رشد کرده باشد طول آن حدود ۲۰ سانتی متر است. اگر در انتهای برندی جوانه گل داشته باشد برندی تاجدار و اگر جوانه چوب داشته باشد برندی ساده است.

نرک یا گورمان: تحت تاثیر تغذیه مناسب و زیاد پاره ای از جوانه ها رشد قوی و کاملی می یابند و قدرت رویشی که در این شاخه ها وجود دارد اجازه نمی دهد که میوه ها به آسانی در روی آنها تشکیل گردند.

شاخه: در طول دوران رشد و شرایط مناسب فصلی تعداد زیادی از جوانه ها فعال شده و پاره ای از آنها که در مجاورت چوب قرار دارند تبدیل به برگ و گاهی تولید جوانه های ثانوی در روی شاخه ها می کنند. در پاییز پس از ریزش برگ ها این جوانه ها تبدیل به شاخه می گردند. معمولا این اندام ها در گلابی و سیب کاملا قوی بوده و حاصل جوانه های چوب جانبی و جوانه انتهایی فعال و بارور می باشند. جوانه های مزبور حاصل جوانه های ضمیمه بوده که جوانه خواب می باشند. این جوانه ها همیشه در بالای نقطه فشردگی و چین و چروک دار بورن شاخه قرار دارند و برای فعال کردن این جوانه لازم است شاخه را چند میلیمتر بالاتر از محل اتصال قطع کنیم.

جوانه چوب:

 جوانه میوه یا گل همانند جوانه چوبی به طور جانبی در روی شاخه ها قرار گرفته و غالبا در انتهای لامبورد یا براندی تشکیل می گردند و روی آنها از فلس های جنینی پوشیده شده است. شکل عمومی آنها کروی و یا بیضی متورم می باشد و در شرایط مناسب فعال شده و تبدیل به گل و میوه می گردد. پس از برداشت میوه، محل اتصال میوه متورم و گوشتی شده و غالبا در روی آنها دارد و لامبورد و گاهی برندی تشکیل می گردد. بنابراین این اندام را بید برای همیشه روی درخت و شاخه ها حفظ نمود زیرا عضو مفیدی است که اصطلاحا آن را بورس می نامند.

تغییرات جوانه:

به طور کلی جوانه چوب در طول دوران رشد تغییرات بسیاری یافتند و اندام های مختلف را می تواند تولید نماید همچنین در چگونگی و وضع باردهی و هرس شاخه ها شناخت و شناسایی آنها موثر می باشد. بنابراین با تغییرات در میزان و مقدار شیره نباتی که به جوانه ها می رسد جوانه تغییر شکل یافته و تبدیل به شاخه قوی (طول آن به ۸۰ سانتی متر یا بیشتر) خواهد شد که آن را اصطلاحا نرک یا گورمان می نامند. در حالتی که شیره نباتی در یک حد طبیعی به جوانه ها برسد از آنها شاخه های معمولی تشکیل می گردد که معمولا طول آنها بین ۲۵ تا ۴۰ سانتی متر خواهد بود و آنها را شاخه چوبی معمولی می گویند.

 

-      اگر جوانه میزان خیلی کم شیره نباتی دریافت نماید، رشد جوانه ها کند و کوتاه بوده و اندام کوچک و نوک تیزی به نام دارد یا میخچه را می سازد

-     در شرایطی که به علل مختلف مقدار شیره نباتی خیلی کم در اختیار جوانه قرار گیرد رشد و فعالیت جوانه کاملا محدود گشته و گاهی بدون فعالیت هم چنان باقی می ماند و اصطلاحا به این نوع جوانه ها، جوانه انتظار یا خواب می گویند.

-      گاهی نیز ممکن است اصولا شرایطی پدید آید که جوانه از حداقل ماده غذایی محروم مانده و در این حال جوانه ها سقوط خواهند کرد.

در پاره ای از واریته های گلابی که میزان باردهی آنها زیاد است جوانه گل در طی چند ماه تشکیل می گردد. شاخه ها و براندهای سال منتهی به یک یا چند جوانه گل می شوند. این انشعابات را اصطلاحا کورسون یا شاخک می نامند.

چگونگی تغییر کورسون (شاخک) به اندام بارده:

شاخه ای که از جوانه تشکیل شده است می تواند به طور آزاد رشد کند. در این حال برای فعال کردن آن لازم است عملیات هرس در روی شاخه مزبور در طی سه سال صورت گیرد تا تبدیل به جوانه بارده گردد.

۱-    در سال اول هرس لازم است سه جوانه خواب در روی آن نگاه داشته و از بالای جوانه شاخه را قطع نماییم.

۲-    در سال دوم شاخه ای که از جوانه سوم سال قبل روییده یک جوانه نگه داشته و  بقیه را حذف می نماییم.

۳-    در سال سوم برای فعالی شدن دو میخچه سال قبل و تبدیل آنها به اندام بارده شاخه را از بالای میخچه بیرونی قطع می نماییم و در همین سال میخچه ها فعالی می گردند.

عملیات و اجرای هرس:

به طور کلی میوه دادن درخت نسبت معکوس با رشد و نمو آن دارد. یعنی اگر درخت دارای رشد زیاد باشد میزان محصول کمتر خواهد شد. بر عکس درختانی که رشد آنها متوسط یا کمتر است میوه بیشتری تولید می کنند. معمولا میوه های سیب و گلابی در روی شاخه های سه ساله و یا بیشتر تشکیل می گردد و کمتر اتفاق می افتد که در روی شاخه های یک یا دو ساله میوه تشکیل شود. لذا شاخه های قوی را در زمستان باید بلندتر و در تابستان کوتاه تر هرس نمود. در حالی که شاخه های که رشد آنها کمتر است در زمستان کوتاه تر هرس می گردند. ضمنا در درختان سیب و گلابی بزرگ و مسن جوانه های چوبی و میخچه می تواند چندین سال به حال خواب ابقی بمانند ولی هنگامی که شاخه های زائد را هرس نماییم جوانه های مزبور به رشد و نمو خود ادامه می دهند و فعال می گردند.

 هرس در روی یک شاخه گلابی برای باردهی در طی چهار سال:

هرس سال اول: در روی یک شاخه بلند در زمستان سه جوانه را باقی گذاشته و از بالای جوانه سوم شاخه را قطع می کنیم.

هرس سال دوم: پایین ترین جوانه ذر روی شاخه تبدیل به میخچه شده و جوانه کناری یا دومین جوانه شاخه کوتاه یا کورسون بدون تاج را تشکیل می دهد. در جوانه سوم که تبدیل به شاخه طویل شده است دو جوانه باقی گذاشته و از بالای جوانه دوم شاخه را قطع می کنیم.

هرس سال سوم: در سال سوم میخچه سال قبل تبدیل به لامبورد گشته و کورسون معمولی تبدیل به کورسون تاجدار می گردد. شاخه بلند و طویل شده که از جوانه انتهایی پدید آمده درست از بالای کورسون تاجدار حذف می گردد. لامبورد و کوروسن تشکیل شده در همان سال (سال چهارم) تبدیل به میوه می گردد.

هرس سال چهارم: در این سال کورسون که در سال سوم بار داده است از پاشنه و کنار لامبورد میوه داشته سال قبل حذف می گردد تا در روی بورس سال قبل میخچه و لامبورد تشکیل شده و فعال گردد. تمامی این عملیات در زمستان موقعی که هوا مساعد باشد و یا در اوایل پاییز در مناطقی که زمستان سخت ندارد انجام می گیرد.

هرس سبز یا تابستانه در درختان سیب و گلابی:

هرس تابستانه یا سبز در طول دوران رشد رویشی و سبز گیاه صورت می گیرد و این هرس مکمل هرس زمستانه یا خواب می باشد که عمل تنظیم باردهی و تولید را بر عهده دارد. امروزه هرس تابستانه در مورد درختان پاکوتاه بسیار مرسوم و ضروری است. زیرا با این عمل تعداد و مقدار شاخه ها و برگ ها کنترل شده و تعادل بین رشد شاخه ها و ریشه ها برقرار می گردد. همچنین هوا و نور به سهولت در داخل درخت نفوذ کرده و در میزان تبخیر و تعرق موثر بوده و در رنگ و اندازه میوه نقش مهمی دارد. در هر حال هرس زمستانه در فرم و رشد شاخه ها و هرس تابستانه در تولید و تنظیم باردهی موثر می باشد.

زمان هرس تابستانه:

عملیات هرس تابستانه از آغاز فصل رویش می تواند شروع و تا اواخر فصل رویش ادامه داشته باشد. ولی عملیاتی که در آغاز فصل انجام می شود تقریبا محدودیت کمتری نسبت به دیگر مراحل در طول رشد دارد. هرس در اواسط تابستان می تواند در کنترل رشد درخت به نحو چشمگیری موثر واقع شود.

 

اصول کلی هرس تابستانه:

عمل هرس تابستانه بلافاصله با شروع فصل رشد می تواند آغاز گردد و عملا با قطع جوانه های انتهایی که حدود ۵ تا ۸ سانتی متر می باشد، به نسبت یک دوم یا یک سوم شاخه قطع می گردد. این نسبت در شاخه های پر رشد حدود یک دوم و در شاخه های کم رشد حدود یک سوم می باشد. در جوانه های جانبی و شاخه های ثانویه که از محور جوانه های برگ شروع به رشد می کند می توان این شاخه ها را از حدود برگ سوم یا چهارم یا پنجم بر حسب میزان رشد قطع نمود. هنگامی که قطر شاخه ها به اندازه قطر یک مداد می رسد عمل هرس در روی آنها شروع می شود و زمان اجرای عملیات بستگی به شرایط آب و هوایی داشته و معمولا از اواسط خرداد آغاز می گردد. اگر در مورد رسیدن آنها تردیدی وجود داشته باشد مناسب است که عمل هرس را کمی دیرتر و حدود اوایل تیر انجام داد.

سیستم های هرس تابستانه:

۱-         سیستم هرس لورت: این هرس را اصطلاحا هرس کوتاه یا ضعیف در طول دوران رشد می نامند.

۲-         سیستم هرس سه جوانه

۳-    سیستم هرس طویل یا شدید: در این هرس قسمت اعظم شاخه قطع می گردد و عملا تمام شاخه های یکساله را که به طور مناسب گسترش یافته اند، حفظ می نماییم و بقیه را به مقدار کم باقی گذاشته و یا کاملا حذف می کنیم. به طور کلی سعی می شود میخچه و جوانه های گل را کاملا حفظ نماییم. در درختانی که عمل فرماسیون در آنها پایان یافته است توصیه می شود که یک سوم شاخه های عمودی و برای شاخه های مایل یک دوم و برای شاخه های افقی دو سوم در زمستان عمل قطع انجام گیرد.

هرس سه جوانه: این هرس زیاد شدید نبوده و عملا در هنگام استراحت رویشی درختان صورت می گیرد، زیرا درختان فاقد برگ بوده و عملیات به آسانی صورت خواهد گرفت. هرس سه جوانه یا هرس خشک بایستی همراه با هرس در دوران رویشی با عمل پنسمان انجام شود.

 

پنسمان:

در هرس درختان میوه به منظور باردهی لازم است جوانه های اضافی و یا بیهوده و بی مصرف را پس از شناسایی، قبل یا پس از سبز شدن برای تنظیم تناسب جریان شیره نباتی در شاخه ها حذف نماییم که این عمل را اصطلاحا پنسمان می گویند. گاهی با عمل پنسمان در ماهیت جوانه ها می توان تغییراتی به عمل آورد. مثلا جوانه های چوبی را به میخچه و میخچه را نیز به وسیله هرس زمستانه به جوانه گژل تبدیل نمود. گاهی عمل پنسمان به صورت حذف برگ های انتهایی یا برگ های پنجم و ششم می باشد. نتیجه این عمل محدود کردن غرور جوانه ها و برگ های انتهایی است که گاهی حذف آنها باعث رشد جوانه های مفید و مناس می گردد. پنسمان در روی درختان گلابی و سیب در سه مرحله روی شاخه ها صورت می گیرد.

۱-         در روی چند برگ پایین که معمولا بین ۳ تا ۵ برگ است.

۲-         دومین پنسمان در روی یک یا دو برگ میانی

۳-         پنسمان در روی یک یا دو برگ انتهایی.

توضیح اینکه در اواسط و اواخر دوران رویش گیاه می توانیم جوانه چوب، میخچه و جوانه گل را به ترتیب زیر تشخیص و از یکدیگر تمیز دهیم.

۱-         معمولا جوانه چوب حاصل یک برگ می باشد.

۲-         میخچه معمولا در محلی که ۲ تا ۵ برگ تجمع یافته اند پدید می آید.

۳-    جوانه گل حاصل بیش از ۵ برگ یا روزت می باشد و در این حال مطمئنا جوانه گل در حال تشکیل است.

تشکیل جوانه انتهایی در سیب دیر وقت در پاییز صورت می گیرد ولی در یک نوع گلابی در اواخر خرداد ماه و اوایل مرداد ماه انجام می شود. پنسمان بر روی شاخه های جوان در حال تکامل انجام می گیرد که حاصل برگ های جوان و علفی می باشند و طول آنها ۱۵ سانتی متر است و در موارد زیر اهمیت دارد:

۱-         بر روی شاخه های نرک که رشد رویشی زیاد از حد دارند.

۲-         بر روی شاخه جوانی که روی عضو گل دهنده قرار دارند.

۳-    بر روی شاخه های جانبی که از شاخه اصلی منشعب می شوند و منظور ار آنها تربیت شاخه میوه دهنده است.

در واریته هایی که رشد معمولی دارند از بالای سومین جوانه قطع می گردد و در واریته هایی که رشد قوی دارند از بالای ۴ یا ۵ جوانه صورت می گیرد. هرس تابستانه یا سبز بر روی شاخه ها بالغ ولی پنسمان بر روی شاخه های جوان و علفی صورت می گیرد. هرس سبز یا تابستانه بر روی شاخه هایی است که رشد آنها در اواسط تابستان برای برخی و در اوایل پاییز برای برخی ارقام دیگر به پایان رسیده است. شاخه هایی که قبل از خزان رشد و نمو خود را به پایان می رسانند و دارای جوانه مشخصی می باشند اگر مدتی قبل از خزان که جریان شیره نباتی کندتر می شود به وسیله هرس سبز قسمت انتهایی شاخه را حذف می نماییم و به سهولت جریان ملایمی از شیره موجود در اختیار اعضای تحتانی شاخه قرار گرفته و تکامل آنها را به اعضای میوه دهنده تسهیل خواهد کرد و اگر زودتر انجام گیرد نتیجه معکوس در بر خواهد داشت. زیرا جریان شدید شیره نباتی باعث فعال شدن و رشد و نمو اعضای تحتانی نشده و از تکامل آنها در جهت تولید جوانه های میوه دهنده جلوگیری خواهد کرد و برای این کار از قسمت های انتهایی شاخه به وسیله هرس سبز قطع می شود.

هرس درختان به:

بر اساس نظریه های دانشمندان سرزمین اصلی پیدایش ارقام بومی به در نواحی غربی و مرز آسیا بوده استو بهترین آب و هوا برای رشد درختان به مناطق گرم می باشد و در مناطقی که خطر سرما زدگی وجود دارد باید از کاشت درختان به خودداری نمود. طبق بررسی های انجام شده در ایران حدود ۱۳ واریته به وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از:

به اصفهان، به زرد نیشابور، به درشت لواسان، به درشت مظاهری، به درشت لاهیجان و به درشت حاجی رفیع.

از آنجائیکه درختان به دارای رشد سالیانه ضعیفی هستند و قسمت های میوه دهنده آن شاخه های انتهایی می باشند، عملیات هرس کمتر و یا اصولا در درختان به صورت نمی گیرد. چون در صورت اجرای هرس خسارت فراوانی به میزان محصول وارد خواهد آورد. اما چون پس از چند سال به علت سنگینی شاخه ها و زیادی محصول خطر شکستن شاخه ها وجود دارد بنابراین بایستی هر سه یا چهار سال یک بار شاخه های اضافی، خشک شده و مریض را قطع و حذف نماییم. اصولا قدرت رویشی درختان رابطه مستقیمی با پایه های آن دارد. بنابراین در فرم دهی اولیه درختان به و نحوه پرورش آنها مناسب خواهد بود درختان را به صورت نیمه پا بلند یا پابلند شکل کروی بر روی پایه های متوسط تربیت نمایند.

هرس درختان هلو:

در مورد موطن اصلی درختان هلو عقاید و نظریات مختلفی تا کنون ارائه شده است. برخی بر این عقیده اند که درختان هلو بومی سرزمین ایران بوده و عده ای مبدا آن را بر اساس موسسه ها به سرزمین چین نسبت می دهند. به طور کلی پوست میوه بعضی از واریته های هلو کرک دار بوده و آن را هلو ویا شفتالو می نامند و پوست میوه برخی دیگر صاف و بدون کرک است که آنها را شلیل می نامند. به طور کلی درختان هلو طالب آب و هوای گرم و معتدل بوده و نسبت به سرمای بهاره حساس هستند. ریشه درختان هلو نسبت به کمبود اکسیژن حساسیت خاصی را نشان می دهند و لازم است در اراضی نسبتا سبک کشت نمود. پایه های بذری قرار دارند دارای رشد قوی و استحکام فراوانی می باشند. از پایه های غیر بذری که امروزه بیشتر برای درختان هلو در مناطق سرد و یا زمین های مرطوب مورد استفاده قرار می گیرند می توان پایه های آلو و گوجه یا بادام و زرد آلو را نام برد. پایه های بادام برای مناطق خشک و سنگلاخی کاشته می شود، استحکام زیادی دارند. و درختان روی این پایه های مقاومت زیادتری نسبت به سرما و بیماری های مختلف خواهند داشت. پایه های زردآلو برای زمین های قلیایی و آهکی استفاده می شود. درختان هلو را معمولا به اندازه و اشکال مختلف پابلند، نیمه بلند، و پاکوتاه پرورش می دهند و سیستم های فرم دهی شامل فرم گرد یا کروی یا پهن می باشند. تجربیات نشان داده ست در نواحی و مناطق معتدله بیشتر از اشکال پابلند یا نیمه پا بلند به فرم پهن و در نواحی سرد فرم های گرد و پا کوتاه استفاده می کنند. از آنجایی که در درختان هبو رشد و نمو شاخه های یک ساله سریع تر از رشد و نمو غالب درختان میوه می باشد اگر آنها را هرس نماییم، پس از چند سال به عال ترکم شاخه ها، تاج درخت به صورت انبوهی درآمده و از نظر نرسیدن نور و هوا به اندازه کافی مشکلات عدیده ای را پدید می آورد. بنابراین برای حفظ چگونگی فرم و باردهی عمل هرس ضروری می باشد. پرورش هرس جامی با مرکز باز توصیه می شود. هر چند می توان درختان هلو با سیستم هرس جامی با محور یا لیدر تغییر شکل یافته هم پرورش و تربیت نمود. اصولا درختان هلو در بهار و یا هنگام شروع فعالیت می توانند سریع محل های برش و یا زخم های حاصله را در آن زمان هرس را بایستی متناسب با این مسائل انتخاب کرد. به طور کلی هرس دختان هلو در سنین بالا به منظور ایجاد کندی و توقف در پیر شدن درخت هلو صورت می گیرد و در عمل باردهی نقش موثری دارد.

هرس فرماسیون نوعی جامی در هلو:

سال اول: درسال اول از سطح خاک تا ارتفاع ۵۰ سانتی متر از نهال را نگاه داشته و بقیه نهال را سربرداری می کنند. معمولا در روی نهال حدود ۲ تا ۵ جوانه نگهداری می شود و در نهال های دارای شاخه، ۴ شاخه را از روی دو جوانه پایین نزدیک محل اتصال نگاه داشته و بقیه را قطع می نمایند و ارتفاع درخت را در ۵۰ سانتی متر قطع می کنند.

سال دوم: از شاخه ها و جوانه های رشد یافته در طول ال تعداد ۳ تا ۴ شاخه ای که کاملا رشد کرده اند و از نظر خصوصیات فرم وضعیت مناسبی دارند حفظ کرده و بقیه را حذف می نماییم و بر روی شاخه های باقی مانده که طول شاخه های اصلی اسکلت درخت را می سازند برابر با دو سوم طول از محل اتصال به تنه نگاه داشته و بقیه را از جوانه ای که به سمت بیرون قرار دارد، سربرداری می نمایین. ضمنا شاخه های فرعی که در روی شاخه ای اصلی تشکیل شده اند یا به صورت دیگر کورسون ها را از بالای جوانه دوم قطع می نماییم.

سال سوم: طبیعی است که در روی شاخه های اصلی، شاخه های جانبی یا فرعی به صورت دو شاخه ظاهر می گردند. عملیات هرس در روی این شاخه ها بدین ترتیب است که از قسمت سر شاخه به نسبت یک دوم تا یک سوم سربرداری می شود. از سال سوم به بعد عملیات هرس تقریبا ساده است. زیرا تعداد شاخه های اصلی درخت شکل واقعی خود را یافته اند و معمولا تعداد آنها بین ۶ تا ۸ عددد می باشد و از این سال به بعد عملیات بیشتر در جهت باردهی صورت می گیرد و هدایت شاخک ها و جوانه ها، به منظور بارآوری ضروری است.

فاصله شاخه ها برای سیستم هرس بدون محور یا مرکز باز حدود ۱۰ تا ۵۰ سانتی متر می باشد. ضمنا توصیه می شود شاخه هایی که از سال دوم به بعد بر روی تنه به صورت عمودی رسته یا به طور عمودی از وسط شاخه های دیگر رشد و نمو کرده است بایستی حذف گردند. کسانی که به هرس درختان هلو در سنین بالا (بعد از دو سالگی) می پردازند لازم است توجه داشته باشند که شاخه های کوتاه (کورسون یا شاخک ها) را حتی المقدور قطع ننمایند. در سالهای بعد از سه سالگی شاخه هایی که به داخل تاج جهت یافته و رشد و نمو نموده اند بایستی حذف گردند تا نور و هوا به مقدار کافی در تاج درخت نفوذ کند.

هرس باردهی در درختان هلو:

هرس باردهی درختان هلو معمولا می تواند در زمستان در صورتی که شرایط محیطی مناسب باشد صورت می گیرد. اصولا جوانه و تکمه های گل در روی شاخه های سال قبل تشکیل می شود که می توان به سه دسته تقسیم نمود:

۱-    شاخه های نرک یا گورمان: شاخه های چوبی رشد گرده ای هستند که معمولا طول شان از یک متر متجاز بوده و در روی آنها غالبا شاخه های دیگری تشکیل و منشعب می گردند.

۲-    شاخه های مرکب: این شاخه ها بهترین و مناسبترین شاخه های درختان هلو می باشند. زیرا علاوه بر جوانه های برگ، دارای جوانه های گل نیز می باشند و از نظر هرس اهمیت خاصی دارند. در روی این شاخه ها به طور کلی مابین دو جوانه گل یک جوانه برگ قرار دارد. که به این شاخه ها در درختان هلو شاخه های حقیقی یا اصلی می گویند. شاخه های مرکب اصولا حاصل جوانه هایی می باشند که محل استقرارشان تقریبا به شرح زیر مشخص می گردد:

-             در قسمت پایین شاخه گاهی چند جوانه چوبی ساده.

-             درقسمت میانی شاخه، دو جوانه چوب و یک جوانه ساده گل (یک، دو و یا سه گل).

-             در قسمت فوقانی شاخه چند جوانه چوبی ساده.

۳-    شاخه های ضعیف و باریک یا شیفون:

این شاخه ها به طور کلی حاصل جوانه های گل بوده و در روی آنها میوه تشکیل می گردد و در انتهای آنها جوانه برگ پدید می آید. ولی در طول آن جوانه های برگ به ندرت به وجود می آیند و میوه هایی که در روی این شاخه ها تشکیل می شوند دارای مرغوبیت کمتری نسبت به میوه های تشکیل شده در روی شاخه های مرکب هستند و این شاخه ها روی هم رفته شاخه های مرغوبی نمی باشند و کاشناسان به آنها شاخه های غیر حقیقی می گویند.

۴-    دسته گل بهاری (جوانه گل مجتمع):

شاخه کوتاهی است که دارای تعداد زیادی جوانه گل بوده و در انتها دارای یک بته است و طول آن ۵-۳ سانتی متر است. جوانه های گل در درختان هلو بر خلاف گل های سیب، گلابی و به ، قابل تبدیل به جوانه برگ و یا بالعکس هستند و جوانه های گل معمولا بر روی  شاخه های یک ساله قرار می گیرند. در هر حال در هر جوانه گل در درخت هلو یک تا دو گل وجود دارد. جوانه های گل هلو نسبت به سرما حساسیت زیادی دارند و آزمایشات نشان داده اند که با استفاده از ماده شیمیایی آلار می توان باعث تاخیر در باز شدن شکوفه ها گردید و از صدمه سرمای بهاره آنها را نجات داد که این ماده با غلظت ۱۰۰ تا ۲۵۰ پی پی ام (قسمت در میلیون) مورد استفاده قرار می گیرد. شاخه های نرک ظاهرا نقش زیادی در عمل بارآوری ندارند و لازم است آنها را حذف نمایید. ولی در برخی موارد شاخه اصلی فاقد شاخک ها بوده و این حال نرک ها به طور آزاد در روی شاخه اصلی رویش می یابند. در این حال لازم است آنها را با دقت تمیز نمود تا در روی آن کورسون های قوی و مناسب تشکیل گردند که جوانه های متعدد گل در روی آنها بتوانند فعال شوند. اگر شاخه نرک در روی شاخک ها تشکیل شوند با هرس می توان پاره ای از جوانه های آن را فعال نمود که اگر شاخه نرکی توانست مفید واقع شود مناسب در خرداد ماه آنرا به طول ۱۰ تا ۱۵ سانتی متر نگه داری و بقیه را حذف نماییم.

جوانه ها

۱-   جوانه چوب: این جوانه ها نوک تیز و مخروطی شکل هستند و روی شاخه های یک ساله قرار دارند.

۲-    جوانه های استیپولر: معمولا بر حسب رشد این جوانه ها از نظر اندازه و بزرگی همانند جوانه های چوب معمولی و یا جوانه های گل هستند.

۳-    جوانه انتهایی کورسون: گاهی در انتهای کورسون ها یا در زاویه ها یا انتهای شاخه های اصلی در اثر تراکم شیره نباتی، جوانه های منحصر و منفرد ظاهر می شوند.

۴-    جوانه های گل: این جوانه ها تقریبا کروی و قبل از شکوفا شدن کرکدار و در هنگام باز شدن به رنگ صورتی می باشند. معمولاه همه آنها یک شکل بوده و در روی شاخه های یک ساله ظاهر می شوند.

۵-    میخچه یا دارد: معمولا در روی شاخه های نسبتا مسن و چوبی شده و یا روی کورسون های ضعیف پس از زمستان سرد ظاهر می شوند. در درختان هلو عمل هرس معمولا قبل از گل و یا هنگام گلدهی انجام می شود و به طور کلی میوه بر روی شاخه های یک ساله پدید می آید.

هرس باردهی هلو به طریقه کلاسیک و آمریکایی می باشد.

هرس کلاسیک:

میوه ها درهلو درون شاخه های یک ساله تشکیل می گردند بنابراین در روی هر کورسون یک یا دو شاخه جایگزین بایستی تشکیل گردد و معمولا این شاخه کاملا بایستی نزذیک شاخه های اصلی و یا روی شاخه های فرعی پدید آیند. در این حال شیره نباتی که در حرکت است بایستی در روی یک یا دو جوانه چوبی متمرکز شود. برای این منظور در روی هر کورسون ۳ تا ۵ جفت گل حفظ می گردد و در هنگامی که عمل جوانه گیری به منظور تعادل انجام می شود، دو میوه باقی بماند . به طور کلی در درختان کم رشد جوانه های میوه دهنده به حالت مجزا و مجاور جوانه برگ رشد می نمایند و از آنجایی که جوانه های میوه دهنده در درختان هلو زیاد می باشد، اگر هرس در فصل زمستان صورت پذیرد در روی کاهش تعداد میوه شدیدا موثر واقع می شود. گاهی هرس زمستانه که به منظور جوان کردن شاخه های میوه دهنده می باشد، موجب می شود که شاخه های پایینی و میانی که حالت انبوهی یافته اند ظرفیت باردهی خود را پایین آورده و درخت سریعا به طرف پیری حرکت نکند. بنابراین جهت جوان کردن درختان هلو و بالا بردن سن باردهی عملیات هرس در سنین بالای ۵ سال انجام می شود. در غیر این صورت عمر درخت هلو کاهش می یابد و عدم هرس درختان هلو در ایران باعث از پا درآمدن درخت در سنین جوانی می گردد و باغدارای درخت هلو را درخت کم عمر تصور کنند. لذا جهت هرس هلو عملیات زیر صورت می گیرد:

۱-    کورسونی که حامل یک شاخه چوبی است و دارای تعدادی جوانه می باشد، برای تشکیل شاخه جایگزین که تبدیل به شاخه بارده گردد لازم است از بالای دو جوانه پایین شاخه را قطع نماییم.

۲-    کورسونی که به صورت یک شاخه مرکب است در روی این شاخه دو جوانه پایین را به عنوان شاخه های جایگزین برای باردهی در سال بعد نگه داشته و در این سال ۴ یا ۵ جفت جوانه های گل را در روی همین شاخه مرکب حفظ می نماییم و بقیه را از بالای آخرین جوانه چوبی قطع می کنیم.

۳-    شاخه های باریک یا شیفون را کمتر دست کاری می کنند و جوانه انتهایی آن را به صورت آزاد باقی می گذارند تا احتمالا جوانه چوب شیفون جدیدی را تشکیل دهد.

۴-    شاخک کوتاه حامل تعدادی گل را در هرس کمتر عملیات رویشان انجام می دهیم زیرا جوانه چوب که در انتها قرار گرفته است اگر حذف گردد کورسون جدیدی در آینده تولید نمی شود. لذا عملیات هرس روی آنها مناسب نمی باشد.

۵-    کورسونی که حامل دو شاخه مرکب است همل هرس بدین ترتیب صورت می گیرد که دو جوانه چوب را در روی یکی از شاخه ها نگه داشته و بقیه را از بالای دو جوانه مشخص شده قطع می کنند. در روی شاخه مرکب دیگر تعداد ۴ تا ۵ جفت جوانه گل را حفظ کرده و بقیه را سربرداری می کنند.

۶-    در حالتی که یک کورسون حامل چند شیفون و تعدادی جوانه گل در روی شاخه کوتاه باشد در این حالت یکی از شیفون ها را از بالای دو جوانه پایین قطع می نماییم تا دو جوانه باقی بماند. در سال بعد دو شاخه بارده را تشکیل دهد. جوانه های گل باقیمانده در روی شاخه دیگر را بدون عملیات هرس همچنان نگه داری می نماییم.

۷-    نرک، این اندام بیشتر در روی درختان مسن می تواند مفید باشد و با عمل هرس جوانه های موجود در روی آن را فعال می کنند. بنابراین شاخه های نرک را به طور یک دوم یا یک سوم از طول قطع می کنند. در درختانی که نسبتا قوی هستند تعداد ۳ تا ۴ جوانه در روی آن باقی گذاشته و بقیه را سربرداری می کنند.

۸-    کورسونی که حامل دو شاخه و جوانه گل مجتمع می باشد لازم است یکی از شاخه ها که مسن تر می باشد حذف کرده و جوانه گل مجتمع را بدون دستکاری باقی می گذاریم و شاخه موجود در بالای جوانه گل را سر برداری می کنند تا شاخه جایگزین در سال بعد پدید آید.

۹-    کورسونی که حامل جوانه کناری گل مجتمع است، در این حال از بالای دسته گل مجتمع کورسون را سربرداری می کنیم تا باردهی به نحو مناسب صورت گیرد.

۱۰-  در پاره ای از حالات روی شاخه های چوبی دو دسته گل مجتمع مجاور یکدیگر تشکیل می شوند. برای باردهی و داشتن محصول مرغوب لازم است یکی از آنها را حذف نماییم.

هرس سبز در هلو:

معمولا عملیات هرس سبز در روی درختان هلو می تواند شامل قسمت های مختلف باشد که نهایتا در درختانی که کورسون ها به طور غیر طبیعی و قبل از رسیدن از بین می روند، انجام می شود. در عمل تمام جوانه های چوبی که مفید نیستند حذف می شوند. معمولا بر روی شاخه ای که در اوایل بهار حذف شده است اگر ۶ جوانه رشد نماید چهار جوانه آن را حفظ کرده و دو جوانه داخلی را حذف می نماییم. گاهی عمل حذف جوانه ها محدود به شاخه ها و جوانه های داخلی می گردد و عمل جوانه گیری می تواند همراه با پنسمان باشد. زیرا عمل جوانه گیری کافی نمی باشد و لازم است قسمت هایی از شاخه ها را که در داخل واقع شده اند و شاخه های جانشین یا جایگزین را تولید نمی کنند قسمتی از آن را قطع نماییم تا شاخه های جایگزین تشکیل گردد. برای اجرای عملیات پنسمان روی دو یا سه برگ از شاخه های جوان صورت می گیرد. بدین ترتیب شیره نباتی را به طرف جوانه های باقیمانده هدایت می کنیم. گاهی در طی عمل پنسمان میوه هایی که در زیر شاخه و یا در محل نامناسب تشکیل شده است به منظور مرغربیت دیگر میوه های موجود در روی شاخه تعدادی از آنها حذف گردد. همچنین شاخه هایی که قوی هستند لازم است در روی ۲ تا ۳ جوانه برگی آنها عمل پنسمان صورت گیرد. شاخه های جانشین را در تیر و مرداد ماه به طول ۳۰ تا ۳۵ سانتی متر پنسمان می کنند

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آبان 1393ساعت 9:57  توسط ناصر صادقی   | 
قلمه قسمتي از شاخه،برگ يا ريشه است که از گياه مادري جدا ميشود ودر شرايط مساعد جهت ريشه زايي قرارميگيرد.قلمه انواع مختلفي دارد که که به برسه گروه قلمه ريشه،قلمه شاخه و قلمه برگ تقسيم ميشود.در زير چند روش مهم آن را توضيح ميدهيم: الف)قلمه ريشه گياهاني مانند گل ابريشم و بگونيا تکمه را ميتوان به اين روش تکثير نمود.قلمه ريشه به صورت افقي يا عمودي در محل کشت ميشود.در صورت کشت عمودي بايد دقت نمود که طرفي از ريشه که به طوقه نزديکتر است،بالاترقرارگيرد. ب)قلمه شاخه اين روش نسبت به انواع ديگر،متداول تر است.در اين روش قسمتي از شاخه که جوانه جانبي يا انتهايي دارد،از گياه مادري جدا و براي ريشه زايي در محيط مناسب قرار ميدهند. پس از توليد ريشه،آن را به صورت مستقل ميکارند.شاخه ايي که براي تهيه قلمه انتخاب ميشود،ممکن است يکي از سه نوع زير باشد:<<خشبي>>(چوب سخت)، <<نيمه خشبي>>(چوب نيمه سخت)يا<<علفي>>.براين اساس،قلمه هاي شاخه را به سه دسته تقسيم ميکنند.در قلمه خشبي از قسمت خشبي ساقه گياه مادري ;يعني بخشي که خوب رشد کرده است،ودر نوع نيمه خشبي از بخشي که نيمه خشبي است،قلمه را انتخاب ميکنند.قلمه علفي هم از جوانترين قسمت ساقه است ودر قلمه جوانه،فقط از جوانه هاي موجود روي شاخه استفاده ميشود. قلمه خشبي با توجه به اين که چه مقدار از چوب سال قبل را دارد،به سه دسته تقسيم ميشود: قلمه خشبي ساده . اين نوع قلمه خشبي از يک قطعه شاخه يکساله تهيه ميشود و بدون چوب سال قبل است. قلمه خشبي پاشنه دار. در اين نوع قلمه،تکه کوچکي از شاخه دوساله نيز همراه شاخه يکساله است. قلمه خشبي قنداقه دار. در اين نوع،چند سانتيمتر از شاخه دوساله باشاخه يکساله همراه است;يعني نسبت به قلمه پاشنه دار مقدارشاخه دوساله بيشتر است. ج)قلمه جوانه اگر مقدار شاخه براي تهيه قلمه شاخه،که هميشه چند جوانه دارد،کافي نباشد،ميتوان ازيک شاخه ،چندين قلمه که هرکدام يک جوانه دارند، تهيه نمود.به اين ترتيب که شاخه را به قطعات کوچک 1-2سانتي متري تقسيم ميکنند. هر قطعه را مانند يک قلمه کامل در ماسه يا خاک ميکارند. هرگاه قطر شاخه اصلي يا مادري زياد باشد،مانند قلمه قنداقدارآن را ازوسط دو نيم کرده و سپس ميکارند.اين طرز قلمه در تکثيردرخت توت و مو نتيجه رضايت بخش دارد. د)قلمه برگ گاهي از برگ بعضي گياهان نيز براي تکثير آنها استفاده ميشود.ليموترش و پرتقال را ميتوان از طريق قلمه برگ تکثيرنمود;به اين شرط که در زمان قلمه زدن مقدار کمي از ساقه پايه مادري همراه برگ باشد. شرايط موفق در قلمه زدن: گياهان،نميتوانند در هر شرايطي پرورش يابند.بويژه اندامي از گياه که تازه از پايه مادري خود جدا شده باشد،به رايط مناسبترو مراقبت بيشتري نياز خواهد داشت. بنابراين شرايط را بايد خوب شناخت و آن را براي قلمه فراهم نمود.از سويي،خود قلمه نيز بايد مشخصاتي داشته باشد.دراين بخش،به شرايط ومشخصات قلمه خواهيم پرداخت. الف)شرايط داخلي: منظور از شرايط داخلي،خصوصيات خود گياه است;يعني خود قلمه بايد ويژگيهايي داشته باشد،تا با قرار دادن آن در محيط مناسب،بتوان انتظار رشد گياه سالم و شادابي جديدي داشت.درزير چند مورد از اين شرايط توضيح داده ميشود: -سن قلمه.با توجه به نوع گياه،سن قلمه،يعني سن آن قسمت از اندام گياه که از آن قلمه تهيه ميشود،متفاوت است. در بسياري از انواع قلمه،عمر قلمه حدود يکسال،ولي دربعضي ديگر بيشتر است.براي مثال،درختاني مانند زيتون،پس از گذشت چند سال ازسن شاخه قادر به توليد ريشه هستند.البته امروز،از شاخه هاي جوان زيتون نيز براي تهيه قلمه،استفاده زيادي ميکنند و براي ريشه دهي مطلوب،آنها را در گلخانه هايي نگهداري ميکنند که هواي داخل آنها با پودر پاشي آب،مرطوب نگاهداشته ميشود.(گاخانه ميست) -مقدار مواد ذخيره ايي قلمه.چون قلمه در ابتدا ريشه ندارد(به جز قلمه ريشه که در واقع بخشي از ريشه است)،بنابراين،هرقدر مواد ذخيره ايي دردرون بافتهاي آن بيشتر باشد،به همان ميزان احتمال گرفتن قلمه نيز بيشتر ميشود.پس بهتر است قلمه را در اوايل يا اواسط دوره استراحت از پايه مادري جدا کنند و بکارند.زيرا،در اين زمان هنوز شيره گياهي به جريان نيفتاده و به مصرف تغذيه آن نرسيده است. -جهت يا قطب قلمه.هنگامه قرار دادن قلمه در خاک،دقت کنيد آن قسمت از شاخه که روي پايه مادري به طرف جوانه انتهايي است،همچنان به طرف بالا باشد.در صورتي که قسمت انتهاي فوقاني قلمه در زير خاک قرار داه شود و بخش تحتاني آن در بالا قرار گيرد،ريشه دار شدن قلمه دچار مشکل ميشود. -طبيعت و ساختمان گياه.بعضي از گياهان،مانند تعدادي از درختان ميوه و کاج،با وجود داشتن همه عوامل،طبيعت و ساختمان گياه به گونه اي هستند که نميتوانند ريشه توليد کنند.براي تکثير اين دسته از گياهان بايد از روش هاي ديگري استفاده کنيد. ب)شرايط خارجي از عوامل بيروني يا محيطي که براي گرفتن قلمه موثرند،ميتوان موارد زير را نامبرد: -نوع بستر کشت.بستر کشت قلمه،مکاني است که براي حفظ رطوبت قلمه و ايجاد شرايط مناسب براي رشد ريشه،از آن استفاده ميکنند. بستر کشت قلمه را ميتوانيد از ماسه بدون خاک،خاک اره،تورب،مخلوطي از ماسه،تورب و آب انتخاب نماييد.در هرحال،بستر رشد قلمه بايد ضمن حفظ رطوبت کافي،بتواند مقدار زيادي هوا نيز در بين ذرات خود نگه دارد.همچنين،<<تورب به موادي گفته ميشود که از پوسيده شدن مواد عالي در باتلاقها بدست مي آيد.>>. امروزه در ايستگاه <<ايست مالينگ>>،يکي از ايستگاههاي معروف تحقيقاتي اصلاح وتوليد پايه ها،براي بستر کشت از يک لايه گرانول پوست کاج به ارتفاع حدود7/5سانتي متر،روي يک لايه ماسه دانه ريز،به ارتفاع 20سانتي متر استفاده ميکنند.وجود ماسه براي اطمينان از انجام زهکشي کامل بستر کشت ضروري است. -هوا.چون هوا براي توليد ريشه لازم است،بنابراين،بستر کشت قلمه بايد هوا داشته باشد.حتي،قلمه هاي مسن يا خشبي را بايد براي دسترسي آنها به هواي بيشتر،ه طور مايل در خاک فرو کنند،تا به هواي آزاد نزديکترباشند. -حرارت.هرچند که برحسب نوع گياه ميزان حرارت لازم براي ريشه دهي قلمه متفاوت است،اما بطورکلي ميتوان گفت که دماي مناسب براي پيدايش ريشه قلمه حدود 21-27درجه سانتيگراد در روز و 15درجه در شب است.بايد اضافه کنيم که چون قلمه هاي مسن يا خشبي را بايد زمان استراحت گياه در خاک گذاشت.براي اينکه اندامهاي هوايي آن قبل از ريشه بيدار نشوند،بهتر است قلمه را در سکوي گرم گلخانه بکاريد ويا به هرصورت کاري انجام دهيد که بستر قلمه حرارت مناسبي داشته باشد.گاهي براي گرم شدن بستر کشت قلمه ها(ايجاد پاگرما)،المنتهاي برقي در عمق بسترکشت کار ميگذارند.براي ريشه دار شدن قلمه هاي درختاني مانند سيب استفاده از پاگرما ضروري است. -رطوبت.از ديگر عوامل موثر براي موفقيت در ازدياد قلمه است.يعني بايد در بستر کشت قلمه،رطوبت به اندازه مناسب وجود داشته باشد.در قلمه هاي جواني که هنگام کشت تعدادي برگ دارند،بايد رطوبت هواي اطراف قلمه بيشتر ازرطوبت خاک باشد.براي اين منظور،همانطور که قبلا گفته شد،براي ريشه دار کردن قلمه هاي جوان يا علفي،گياهاني مانند زيتون،در گلخانه هاي بزرگ،بايد از روش مه پاشي آب در هواي گلخانه به منظور تامين رطوبت استفاده کنيد.در اين گلخانه ها آب به صورت مه بر روي سطح قلمه يا بستر کاشت پاشيده ميشود.گاهي براي اينکه قلمه رطوبت خود را تا ريشه دار شدن از دست ندهد،اطراف اندامهاي هوايي گياه را براي مدتي با نايلون مي پوشانند. -نور.به نظر ميرسد که نور از ريشه دهي جلوگيري ميکند;يا به عکس وجود نداشتن نور در ريشه دهي موثر است.نشان داده شده که نور اثري منفي بر آغازيدن ريشه دارد.تابش آزمايشي با نورسفيد،بر قسمتهاي پايين قلمه هاي سپيدار و بيد در حين دوره ريشه زايي،از رشد آن جلوگيري ميکند.قلمه هاي نرم و علفي دربرابر نور(به علت نقشي که نور در فرآيند فتوسنتز و توليد کربوهيدراتها دارد)،واکنش نشان ميدهند;اما قلمه هاي چوب سخت گياهان خزان دارکه مواد غذايي کافي دارند و بي سبزينه اند،در تاريکي بهتر ريشه ميدهند.بديهي است که بعد از توليد ريشه ،وجود نور ضروري است. طرزتهيه قلمه تهيه قلمه،روشي ساده است که در مقايسه با روش کشت بذر،به زمان و حوصله کمتري نياز دارد.براي انجام اين کار بايد به موارد زير توجه کرد: قلمه هاي چوب سخت در طول دوره خواب گياه وبيشتر از شاخه هايي که در طول فصل رشد گذشته به وجود آمده اند،تهيه ميشود.قلمه هاي گياهاني که به راحتي تکثير ميشوند،معمولا بايد از پاييز تا اوايل زمستان بدست آورد.اين قلمه ها بلافاصله در يک خزانه(يک قطعه زمين که حوب زهکشي،آبياري و محافظت ميشود و قلمه ها يکسال در آن باقي ميمانند}يا به طور مستقيم در باغ کاشته ميشود.از زميني که خاک آن سنگلاخي،سنگين يا ساختمان ضعيف بوده و بويژه در زمستان غرقاب ميشود،نبايد استفاده کرد.اگرچه تا حد ممکن کشت قلمه در اوايل زمستان ترجيح داده ميشود;اغلب کشت آن تا پاييز نيز ادامه پيدا ميکند.در اوايل بهار،نبايد اجازه داده شود که قلمه ها خشک شوند و ممکن است آبياري ضروري باشد.طول قلمه هاي چوب سخت معمولا 25-40سانتي متر است.اغلب نصف طول آنها در داخل خاک قرار ميگيرد;اما در شرايطي که احتمال خشک شدن وجود دارد،دوسوم تا سه چهارم طول قلمه نيز بايد در داخل خاک فرو برود.خاک به دقت و به طور کامل آماده شود.اگر به طور عميق شخم خورده باشد،قلمه ميتواند بدون استفاده از يک بيل در داخل خاک قرار داده شود.در روش ديگر،با قرار دان قلمه ها در پلي اتيلن هاي سياهي که روي زمين گسترده شده اند،نتايج بهتري به دست مي آيد براي زودتر ريشه دارشدن قلمه،ميتوان ته قلمه را در يک هورمون ريشه زا قرار دارد.از جمله هورمون هايي که براي اين منظور استفاده ميشود،هورمون ()يا ايندول بوتيريک اسيد است;و به صورت پودرو يا محلول قابل کاربرد دارد. -اکنون قلمه را آبياري کرده،ودر يک کيسه پلي اتيلن بگذاريد.قلمه نبايد با کيسه پلي اتيلن تماس يابد.بايد دانست که بيشتر قلمه ها بعد از ريشه دهي به نور نياز دارند،ولي بايد دور از نور مستقيم آفتاب و نيز يخبندان باشد.جهت نگهداري رطوبت،لازم است قلمه را مرتب مه پاشي نمود. -وقتي شاخه هاي جديدي روي قلمه ظاهر شدند،معلوم ميشود که قلمه ريشه دار شده و گرفته است.حال زمان آن است که کيسه پلي اتيلن را برداشته و قلمه به نور مستقيم آفتاب عادت داده شود.البته بهتر است آن را از تابش مستقيم آفتاب تابستان دور نگه داشت. -در بهار از مقداري کود شيميايي استفاده ميکنند و نيز قلمه بايد به طور حتم از يخبندان زمستان سال بعد محافظت شود و بايد مراقب بود تا در اثر آبياري بيش از اندازه ريشه هاي جوان قلمه پوسيده نشود و بايد ميزان آبياري را کاملا کنترل کرد. قلمه زدن در بعضي از گونه هاي گياهي در تمام طول سال امکان پذير است،اما بهتر است آن را در بهار و اوايل تابستان تهيه کرد;زيرا جريان شيره گياهي در اين زمان و هنگام شروع مجدد برگ دهي بيشتر است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مهر 1393ساعت 8:1  توسط ناصر صادقی   | 
مارانتاسه Marantaceae
خانواده مارانتا يا مارانتاسه خانواده بسيار كوچكي است كه فقط دو گياه زينتي از آن كاشت مي­شود، كه هر دو جزء گياهان آپارتماني (ايندور پلنت) Indoor-plant و برگ سبز هستند.
مارانتا گياهي است كه برگ­هاي سبز كاملاً صاف بدون هيچ بريدگي با انتهاي گرد و نيز رنگ‌ريزه­هاي مختلف دارد. مارانتا از گياهان بومي جزاير گرم و مرطوب آفريقا است.

شرايط نگهداري
- نور كافي و غير مستقيم؛
- PH پايين خاك؛
- آبياري سالم.
اين گياه داراي يك ركود تابستانه است كه در طي آن بايد از ميزان آبياري گياه كاسته شود.
علايم ركود تابستانه گياه :
الف) كندي رشد و
ب) خشك شدن بعضي از برگ­هاي آن مي‌باشد.

بنابراين از خشك­ شدن طبيعي آن در تابستان نبايد نگران بود. زيرا پس از طي دوره دورمنسي dormancy گياه با يك آبياري و تعويض خاك گلدان دوباره رشد اوليه خود را بدست مي­آورد. برگ­هاي مارانتا در بعضي شرايط محيطي لوله شده يا به حالت مچاله درمي‌آيند.
­عمده­ترين دليل مچاله شدن برگ­ها
- كمي رطوبت نسبي خاك؛
- PH بالاي خاك.
گياه كالاتئا گياه ديگر خانواده مارانتاسه است. اين گياه گرمسيري، برگ­هاي درشت­تر از مارانتا دارد. تزيين و نقش و نگار روي برگ­هاي آن بسيار ساده و بشكل يك مخمل سايه و روشن سبز بنظر مي رسد.
پرورش اين گياه در شرايط محيطي كم­ و بيش نظير شرايط پرورشي مارانتا ميسر است. تكثير گياه بوسيله قلمه­هاي ساقه (داراي رشد كافي) و تقسيم بوته است.

خانواده موزاسه Musaceae
خانواده موزاسه يك گياه بسيار با ارزش بنام استرليتزياسه Strelitziaceae دارد كه مدتي است تحت نام خانواده استرليتزياسه رجين شناخته مي‌شود. اين گياه را به فارسي مرغ ­بهشت مي­گويند. اين بدليل شباهت ظاهري بخش زينتي گياه (گل‌هاي آن) به مرغ است.
روش متداول تكثير مرغ ­بهشت بوسيله تقسيم بوته­ است. هر يك از بوته­هاي مادري استريليتزياسه بين 3 تا 12 پا جوش يا گياه جوان در كنار گياه مادري توليد مي‌كنند. پس از پايان فصل گل­ دهي و نيز رشد كامل رويشي مي­توان اين پا جوش­ها را از هم جدا كرد و هر يك را به عنوان گياه جديد مورد استفاده قرار داد. اين گياه بوسيله بذر هم تكثير مي­شود.
برگ­هاي نارنجي رنگ مرغ­ بهشت كاسبرگ و بخش آبي­ رنگ گلبرگ گياه است. براي بذر­ گيري از اين گياه بايد دانه­هاي گل روي كلاله را بطور مصنوعي انتقال دهيم. و در شرايط مناسب بشرط اينكه آبياري از بالاي گل‌ها انجام نگيرد بين 22 تا 50 عدد برگ سياه درشت بوجود مي­آيد. بذر­هاي استريليتزياسه در محيط پيت ­ماس براحتي به كمك هورمون اسيد فيبرليك توليد مي‌شوند. بعد از طي 3-2 سال وارد مرحله گل ­دهي مي­شوند. اما هيچ يك از اين بذرها و پا جوش‌ها به اندازه كافي محصول توليد نمي­كنند. امروزه در دنيا براي تكثير آن در سطح وسيع و بزرگ از روش كشت بافت استفاده مي‌شود.

پرورش استرليتزيا
- خاك مرغوب زراعي؛
- عمق خاك 50 تا 65 سانتي‌متر؛
- افزودن كلات‌هاي آهن و روي.
براي دوام گل از بكاربردن كودهاي نيتروژن ­دار در زمان غير مناسب بايد خودداري شود، در اينصورت گل­هاي بريده گياه بين 45 تا 50 روز در حالت طبيعي باقي مي­مانند.
آخرين گياه اين خانواده هلي ­كونيا Heliconia است، كه دوام شاخه­هاي گل بريده­اش خيلي زياد نيست. اين گياه را به فارسي مرغ ­آتشين مي­گويند و تكثير آن همانند استرليتزيا بوسيله تقسيم بوته است.

خانواده بوگنويلاسه يا گل كاغذي Bogenvilleaceae
گل كاغذي يك درختچه است. در جلسات قبل از گياه گل كاغذي در خانواده كمپوزيته نام برديم كه نام علمي آن هلي­كريزوم بود و گفتيم كه در فارسي به آن ميناي كاغذي مي‌گويند. اما اين گل كاغذي درختچه است و در برخي از مناطق ايران بعنوان يك درخت فعال سبز لند اسكيپ مطرح است. گل كاغذي درختي است با شاخ و برگ‌هاي حجيم كه در بعضي از گونه­هاي آن شاخ و برگ­هاي افتاده و گاهاً خاردار و راكتاهاي رنگي ديده مي­شود.
برخلاف همه گياهان ديگر، اين گياه در محيط غير اسيدي به خوبي رشد ­مي­كند، به عبارت ديگر به PH بالاي خاك مقاوم است. لذا براي بهبود كيفيت گل­ها و بالابردن كاربرد، برخي از بازدارنده­ها نظير SAD توصيه مي­شود. تكثير بوسيله قلمه­ ساقه در ماسه و اواسط بهار است. فصل برداشت قلمه­ها در اواسط بهار بوده و زماني كه درجه حرارت محيط به 20 درجه سانتيگراد مي­رسد آن‌ها را در سيستم پيت ريشه­دار مي­كنند.

خانواده وربناسه يا شاه پسند زينتي Verbenaceae
در اين خانواده كوچك دو گياه شبيه به هم از نظر گل، اما كاملا ًمتفاوت از نظر ساختماني وجود دارند.
شاه­ پسند گياهي يكساله است كه فقط به عنوان يك گل تابستانه مطرح است و نسبت به سرما بسيار حساس است. اين گياه بوسيله بذر قابل تكثير است.
گياه دوم خانواده وربناسه شاه­ پسند درختي است كه بصورت درختچه گلداني در مناطق سرد و مركزي ايران و درختچه بزرگ فضاي سبز در مناطق گرمسيري ايران وجود دارد. وضعيت فيزيولوژيي و گل­ دهي اين گياه از نوع گروه NDP است كه در تمام طول سال به حالت گلدار هستند. اين گياه بوسيله قلمه­هاي نيمه ­خشبي ساقه تكثير مي­شود.
بوگن‌ويلا و وربناسه‌ها در ايجاد فضاي سبز جايگاه خوبي دارند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 9:59  توسط ناصر صادقی   | 
از اختصاصات کلی گیاهان تک لپه‌ها آن است که دارای لپه منفردی هستند که بر اثر عدم رشد در یکی از جوانب رأس جنین بوجود می‌آید. رشد ریشه اصلی حاصل از رشد ریشه چه در تک لپه ایها محدود بوده، بزودی جای آنرا ریشه‌های فرعی می‌گیرند. این ریشه‌ها نیز زود از بین رفته جای خود را به ریشه‌های نابجا واگذار می کنددوران فعالیت ریشه‌های نابجا محدود بوده بزودی تجدید می‌شوند ساقه در تک لپه ایها از جوانه جانبی رأس جنین بوجود می‌آید و محور زیر لپه‌ای در جریان رویش دانه هیچ‌گاه رشد نکرده تقریباً ثابت باقی می‌ماند این نحوه رشد که حالت منو سمپودیک (به انگلیسی: Monosympodique) را نشان می‌دهد عامل اصلی تشکیل ساقه ریزومی یا سا قه‌های غده‌ای سفت و یا ساقه‌های کپه‌ای شکل پوشیده از فلس‌ها در تک لپه ای‌ها است. گیاهان تک لپه‌ای عموماً علفی و غالباً پایا هستند ساقه هوایی آنها معمولاً بدون انشعاب و برگی است. برگهای تک لپه ای‌ها دمبرگ ندارند و غالباً به وسیله نیامی طویل ساقه را احاطه می‌کنند اشکال کلی برگها تقریباً دراز و کشیده بوده، دارای رگبرگهای موازی و مویرگهای بسیار ظریف ارتباط دهنده آنها هستند گلها در تک لپه ایها سه پر (تری مر) و هر حلقه پوششی یا زایای آن از سه قطعه تشکیل می‌شود. صفات عمومی گیاهان تک لپه[ویرایش]یاخته تخم با تقسیمات مکرر خود پیش جنینی را ایجاد می‌کند منطقه توقف نمو جنین جانبی است و رشد بعدی جنین از نقطه مقابل آن انجام می‌شود و یک لپه را که نسبت به محور پیش جنین جانبی است را تشکیل می‌دهد. تشکیل بافت آلبومن در دانه تک لپه‌ای‌ها از نوع هسته‌ای یا حالت حد واسط است. یعنی بعد از تقسیم یاخته مادرآلبومن دیواره‌ای بین یاخته‌های حاصل از تقسیم ایجاد نمی‌شود. در تک لپه‌ای‌ها، ریشه اصلی بعد از مدتی از بین می‌رود و ریشه‌های نابجا که از قسمتهای زیرین ساقه بوجود می‌آیند، جانشین آن می‌گردند. در تک لپه‌ایها، ساقه منشعب نمی‌شودو آنچه انشعاب حاصل می‌کند، محور گل آذین است نه ساقه. برگ دارای رگ‌بندی موازی است و تعداد اجزای گل ۳ یا مضربی از ۳ می‌باشددستجات آوندی در برش عرضی ساقه متعدند و در روی دوایر متحدالمرکز قرار می‌گیرند. ساختمان چوب و آبکش ثانویه که در دو لپه‌ای‌ها دیده می‌شود در تک لپه‌ای‌ها وجود ندارد. ویژگی‌های عمومی تک لپه ای‌ها عبارتند از:ریشه افشان دارند برگ دراز و باریک و رگ برگ موازی دارند. برگ‌ها توسط غلاف به ساقه اتصال دارد. دانه یک قسمتی است. اجزی گل مضربی از ۳ است. آوندهای چوبی و آبکش در برش ساقه نظم خاصی ندارند. رده بندی گیاهان تک لپه[ویرایش]تیره خرما palmae: گیاهانی هستند درختی یا علفی با ساقه راست و استوانه‌ای. خرما (phoenix) و نارگیل تیره گل شیپوری Araceae: از گیاهان این تیره، گل شیپوری (Arum) تیره گرز Typhaceae: گیاهان معروف این تیره نی لوئی sparganium و Typha می‌باشد تیره گندم Gramineae: تیره‌ای شامل ۶۰۰ جنس و ۲۰۰۰ گونه. ارزن، ذرت، برنج، نیشکر، جو و چاودار تیره جگن cyperaceae: نی بوریا cyperus و جگن carex تیره آلاله LiLiaceaee: پیاز (Allium)، لاله (Tulipa)، گل حسرت (colchicum) و مارچوبه (Asparagus) تیره برگ بیدی commelinaceae: برگ بیدی Tradescantia دانه دارای آلبومن، گل‌ها منظم یا نامنظم و تخمدان تحتانی: موز، زنجبیل، گل نرگس، هل، زنبق و آناناس از تیره‌های معروف این راسته هستند. دانه فاقد آلبومن گل‌ها نامنظم و تخمدان تحتانی: تیره معروف این راسته، ثعلب یا ارکیده است گیاهان دو لپه[ویرایش]دو لپه‌ای‌ها خود شامل دو لپه‌ای‌های بی‌گلبرگ، دو لپه‌ای‌های جدا گلبرگ و دو لپه‌ای‌های پیوسته گلبرگ می‌باشد که تعداد زیادی از گیاهان دانه‌دار را در خود جای داده‌اند. دولپه‌ای‌های جدا گلبرگ گیاهانی هستند با گل‌های کامل و دو جنسه که پوشش گل آنها به صورت کاسبرگ و گلبرگ تمایز یافته و اجزای گل در چرخه‌های متوالی و به صورت متناوب باهم قرار دارند و گرده افشانی در آنها بوسیله حشرات صورت می‌گیرد. جدا گلبرگ‌ها بالغ بر ۷۰ هزار گونه گیاهی هستند و براساس ساختمان نهنج و نحوه قرار گرفتن اجزای گل در سه گروه فرعی قرار می‌گیرند. در دو لپه‌ای‌های پیوسته، گلبرگ این گیاهان بالغ بر ۵۰ هزار گونه هستند. گلبرگ‌ها در این گیاهان بهم پیوسته هستند. در اغلب پیوسته گلبرگ‌ها پرچم‌ها به قسمت داخلی جام گل پیوسته‌اند. صفات عمومی گیاهان دو لپه[ویرایش]ریشه راست دارند. برگ‌ها اغلب پهن و رگ برگ‌ها منشعب است. هر برگ توسط دم برگ به ساقه اتصال دارد. دانه دو قسمتی است. اجزای گل مضربی از ۲ یا۵ است. آوندهای چوبی و آبکش در برش عرضی ساقه روی دایره محیطیه قرار دارند. رده بندی گیاهان دو لپه[ویرایش]راسته آلاله‌گان، راسته ختمی، راسته شمعدانی، راسته افرا، راسته شمشاد، راسته گل سرخ، راسته چتریان، راسته کاکتوسها، راسته پامچال، راسته خرمالو، زیتون، زبان گنجشک و یاسمن، گاو زبان، سیب زمینی و گوجه فرنگی، گل میمون، گل جالیز و کنجد، نعنا، بارهنگ و شاه پسند، گل استکانی و کدو، روناس و بداغ، گل مینا، تیره سنبل‌الطیب، بید، راش، فندق و گردو، گزنه، توت، نارون و شاهدانه، اسفناج، گل میخک، چغندر و لاله عباسی، ترشک، علف هفت بند و ریواس
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 9:46  توسط ناصر صادقی   | 
 

کود شامل کلیه موادی است که جهت تامین عناصر ضروری و مشخص به منظور رشد گیاه به خاک اضافه    می گردد . واژه کود معمولا به کود های شیمیایی اطلاق می شود .

مواد غذایی مورد نیاز نظیر ازت ، فسفر و پتاسیم ، در کودهای شیمیایی ، به صورت عنصری نیستند بلکه به شکل ترکیباتی حاوی این عناصر با درصد مشخص هستند .

ترکیبات درون کود ، مواد غذایی  را به صورت یون در اختیار گیاه قرار می دهند .

برخی از انواع کود : کودهای  دامی ، مایع ، بیولوژیک ، سبز ، شیمیایی.

کود سبز : عمل برگردانیدن انساج سبز و نپوسیده گیاهی به خاک ، کود سبز دادن و گیاهی که به این منظور به کار می  رود را به نام کود سبز خوانند.

کود بیولوژیک : کود زیستی شامل مواد نگهدارنده با جمعیت متراکم یک یا چند نوع میکروارگانیسم مفید خاکزی و یا به صورت فرآورده متابولیکی این موجودات می باشد که به منظور تامین عناصرغذایی مورد نیاز گیاه در یک  اکوسیستم زراعی به کار می روند.

کود مایع : دارای یک یا تعداد بیشتری از عناصر غذایی به صورت محلول در آب .

 * مزایا : 1.سهولت افزایش آفت کش ها 2.سهولت در کودپاشی شاخ و برگ درختان

* معایب : 1. خطر تثبیت فسفر در خاک 2. نیاز به وسایل محصوص جهت انبار و استعمال کود

 

انواع روش های استعمال کود شیمیایی

 

]-->پخش یکنواخت کود در سطح خاک : برای مقادیر زیاد است . غالبا توسط ماشین آلات یا هواپیما قبل از کشت اضافه .

]-->کودپاشی به صورت محلول : کود ها به صورت محلول و آمونیاک بدون آب به خاک اضافه می شود . افزودن آمونیاک بدون آب از متصاعد شدن آن جلوگیری می کند .

]-->کود پاشی موضعی : کود به صورت نواری هنگام کشت گیاه در اطراف بذر پاشیده می شود که باعث جوانه زنی سریع برگ ها می شود

]-->کود سرک : پس از روییدن گیاه ، کود را در سطح خاک پخش می کنند .مانند : گندم پاییزه و چمنزارها

]-->کود پاشی نواری : پس از روییدن گیاه کود را در امتداد خطوطی یا در فواصل خطوط کشت به خاک اضافه می کنند .کود ازته غالبا به این روش مصرف می شود تا از تلف شدن قبل از حداکثر نیاز گیاه جلوگیری شود .

]-->کود پاشی در بستر کشت : کود را قبل از کشت در کف خطوط کشت می پاشند و آن را مدفون می کنند . مانند پنبه در ایالات متحده آمریکا

]-->کودپاشی بر روی شاخ و برگ : مقادیر کم ، بخصوص عناصر کم مصرف (میکرو) که افزودن آن ها به خاک موجب تثبیت سریعشان می شود ، اغلب به صورت محلول روی اندام های هوایی گردپاشی ( spray ) می شود .

]-->کود دادن به درختان زینتی و درختان سایه دار : برای کود دهی به این درختان گودال هایی به عمق 30 و قطر 60 سانتی متر در امتداد خطوط آبیاری حفر شده و مقداری کود در گودال می ریزند .

]-->کود پاشی از طریق آبیاری ( fertigation ) : کوددهی به همراه آب آبیاری برای کود های ازته بسیار متداول است .زمان این کودپاشی متعدد ، هزینه آن کم ، با روش های آبیاری سطحی و بارانی قابل اجرا می باشد .

 

تعریف کود آبیاری

به کار بردن مواد شیمیایی کشاورزی همراه آب آبیاری در سیستمهای آبیاری قطرای و بارانی یکی از اهداف این سیستمها می‪باشد. اصطلاح عمومی برای این عمل «تزریق مواد شیمیایی به آب آبیاری یا Chemigation »  می باشد. مواد شیمیایی شامل انواع کودهای محلول، علفکشها، حشره کشها و غیره می‪تواند به داخل سیستم آبیاری تزریق شود. این اصطلاح در مورد انواع کودها « تزریق کود به آب آبیاری یا Fertigation » نامیده می‪شود که از اهداف ویژه انواع سیستمهای آبیاری قطره‪ای و بارانی است.1

تزریق کود به آب آبیاری، شامل حل کردن کودهای محلول در آب و کاربرد آن از طریق سیستمهای قطره‪ای و بارانی می‪باشد. که روشی موثر، آسان و اقتصادی است. و مناسب بودن آن به شرایط خاک و محصول، روش آبیاری، کیفیت آب، نوع کود و مسایل اقتصادی بستگی دارد. این روش معمولاً در خاک‪های درشت بافت دارای امتیاز بیشتری نسبت به خاکهای ریز بافت است. این مساله به نوع کود و چگونگی حرکت آن در خاک بستگی دارد.

کود آبیاری کاربرد کود مایع در یک سیستم آبیاری می باشد. میکروآبیاری و کود آبیاری امکان کنترل دقیق آب و مواد مغذی را ارئه می کنند سود عمده ی کود آبیاری این است که نسبت به لوازم پراکنده سنتی ، انعطاف پذیری بیشتر دارد و مواد مغذی به کار گرفته شده را بهتر کنترل می‪کند. در این روش کودها هنگامی مصرف می شوند که لازم است و در مقادیر کم به کار گرفته می شوند در نتیجه مواد مغذی قابل حل در آب ، کمتر در معرض فرو شسته شدن به وسیله بارندگی زیاد یا آبیاری بیش از حد می‪باشند.

با کودآبیاری، گیاه هرزمان که آبیاری شود تغذیه هم می‌شود، و مواد مغذی لازم را تا آبیاری بعدی دریافت می‪کند.

کاربرد مواد مغذی به همراه سیستمهای آبیاری کود آبیاری است (ادغام کودوآبیاری ) رایج ترین ماده مغذی به کار گرفته‌شده درکود آبیاری نیتروژن است.سایرعناصرشامل فسفر،پتاسیم،سولفور،روی وآهن به مقدارکمترمصرف می‌شوند.

آبیاری قطره ای زیر سطحی وسیله ی موثری برای به کارگیری آب و مواد مغذی برای محصولات یکساله است. بطور کلی حداقل 10 تا 30 درصد آب در مقایسه با سیستمهای آبیاری پیوسته ی سطحی ذخیره می شود بنابر این استفاده ی فزاینده ی آبیاری قطره ای زیر سطحی و کود آبیاری با نیتروژن مایع در آینده ی قابل تحمل برای تولید محصول در مناطق خشک حتی اگر منابع آب کاهش یابد، دخالت خواهد کرد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم فروردین 1393ساعت 22:28  توسط ناصر صادقی   | 

چطور گیاهان خود را در هنگام سفر آبیاری کنیم؟

به طور کلی کاکتوس ها میتوانند بدون آبیاری تا یک ماه دوام بیاورند پس اگر سفر شما کوتاه تر از یک ماه است کاکتوس های خود را هنگام ترک منزل آبیاری کنید و نگران آنها نباشید.

روش اول:

در این روش شما میتوانید با ساخت یک گلخانه کوچک بر روی گلدان خود نیاز آبی آن را بر طرف کنید. همانطور که در شکل نشان داده شده است از چوب های عمودی برای نگه داشتن نایلونی که بر روی گلدان میکشید استفاده میکنید. دقت داشته باشید که نایلون باید شفاف باشد و با برگهای گیاه تماس نداشته باشد. داخل گلدان فضای کاملا بسته ای باید به وجود آید که تبادل هوایی نداشته باشد. انتهای نایلون را روی گلدان با چسب نواری پهن کاملا غیر قابل نفوذ کنید.

روش دوم:

در این روش باید یک سینی پر از سنگ زیره نهیه کنید و آن را تا جایی پر آب کنید که روی سنگ ریزه ها را بگیرد سپس گلدان خود را روی سنگ ها قرار دهید. در این روش گلدان یا باید سفالی باشد یا در زیر آن سوراخ زهکش حتما داشته باشد.

روش سوم:

در این روش باید حوله یا دستمال چند لایه خیسی زیر گلدان خود قرار میدهد. دقت داشته باشید که این روش باید در سینک ظرف شویی یا وان حمام انجام شود.

روش چهارم:

این روش بیشتر برای گلدانهای بزرگ کاربرد دارد. در این روش باید روزنامه ها را خیس کنید و به صورت مچاله و پر تراکم روی خاک گلدان قرار دهید.

روش پنجم:

در این روش شما نیازمند یک پارچ یا ظرف پر آب هستید که یک روش آبیاری اتومانیک را درست کنید. ابتدا باید ظرف را پر آب کنید و بعد طناب نخی به طول 1 متر یا کمتر و به فطر زیاد را درون آن بگذارید و سر دیگر طناب را باید در زیر خاک به عمق 10 سانتی متر قرار دهید. اگر ظرف آب را در محل بالاتری قرار دهید بهتر است. بدین ترتیب آب مورد نیاز گلدان تامین خواهد شد.

روش ششم:

در این روش قبل از مسافرت باید گلدان خود را تعویض کنید و در زیر خاک گلدان خود یک پوشک بچه قرار دهید. پوشک به حفظ رطوبت خاک گلدان کمک میکند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 0:44  توسط ناصر صادقی   | 

C3

تیپ C3 که در اکثر گیاهان دیده می شود، به دلیل اینکه CO2 تثبیت شده در ساختار گیاه، در اولین مرحله از واکنش‌های تاریکی فتوسنتز (چرخه کالوین) توسط آنزیم روبیسکو منجر به تولید قندی 3 کربنی موسوم 3- فسفو گلیسر آلدهید می‌شود، به این نام معروف است. این گروه از گیاهان با یک مشکل جدی مواجه هستند:

تنفس نوری

این فرآیند که به دلیل عملکرد دوگانه روبیسکو (کربوکسیلاسیون و اکسیژناسیون) رخ می‌دهد، منجر به کاهش بازده فتوسنتز در گیاهان می‌شود. دلیل این هم که این گیاهان بر خلاف گیاهان تیپ C4 قادر به حذف چنین فرآیندی نیستند به ساختار این دو دسته گیاهی برمی‌گردد: در گیاهان C4 محل انجام مرحله روشنایی فتوسنتز (مراحل مربوط به انتقال الکترون بین فتوسیستم I و II که منجر به رهاسازی اکسیژن به عنوان عامل آغازگر تنفس نوری می‌شود)

 از محل انجام واکنش‌های مرحله تاریکی (چرخه کالوین که روبیسکو در این چرخه قرار دارد) جدا است! به طوری که واکنش اول در سلول‌های مزوفیلی و واکنش دوم در سلول‌های غلاف آوندی رخ می‌دهد. این امر موجب می شود که اصولا اکسیژن آزاد شده طی واکنش‌های روشنایی در مزوفیل به دلیل عدم دسترسی به روبیسکو به عنوان عامل تنفس نوری (که در درون سلول‌های غلاف آوندی است)قادر به ایجاد تنفس نوری نباشد .

در طرف مقابل ، در گیاهان C3 چنین تمایز سلولی در انجام دو مرحله فتوسنتزی وجود نداشته و هر دو مرحله در سلول مزوفیلی رخ داده و اکسیژن آزاد شده طی واکنش‌های نوری به عنوان سوبسترایی رقابتی با دی اکسید کربن بر روی جایگاه فعال آنزیم روبیسکو به رقابت پرداخته و منجر به وقوع تنفس نوری شود که این امر موجب کاهش بازده  فتوسنتز در این گیاهان می شود .  اصولا میزان تمایل روبیسکو  به دی اکسید کربن خیلی بیشتر از تمایل آن به اکسیژن است. ولی به هر حال همین مقدار تنفس نوری هم میتواند منجر به کاهش بازده تنفس نوری شود.

در گياهان مختلف سبزينه دار كه فتوسنتز انجام مي شود و در نتيجه مواد غذايي ساخته مي شود اولين محصول پايدار بدست آمده در آنها متفاوت است . بدين معني كه اولين محصول پايدار در دسته اي از گياهان يك اسيد سه كربني به نام «3- فسفو گليسيريك اسيد» و دسته اي ديگر يك اسيد چهار كربني به نام« دي كربوكسيليك اسيد » ( داراي دو عامل كربوكسيل COOH- ، ‌مثل اسيد اگزالواستيك ،‌اسيد ماليك ، اسيد آسپارتيك ) مي باشد . گياهاني كه اولين محصول پايدار حاصل از فتوسنتز آن ها يك اسيد سه كربنه است گياهان C3 و آندسته كه اولين محصول پايدار آن ها چهار كربني است گياهان C4 ناميده مي شوند . گياهان C4 در مقايسه با گياهان C3 از بازدهي فتوسنتزي بيشتري برخوردارند . بر همين پايه علف هاي هرز C4 نسبت به علف هاي هرز C3 قدرت رقابت زيادتري دارند . در تعدادي از گياهان گوشتي فرآيند فتوسنتزي ديگري مشاهده شده كه در شرايط رطوبت كم روزنه ها در شب باز شده و Co2 جذب مي كنند و در روز بسته مي شوند لذا شدت تعرق گياه خيلي كم مي شود . به اين نوع مكانيسم ، متابوليسم كراسولايي (CAM) "Crassulation asid metabolism" مي گويند مانند آگاو ،‌آناناس ،‌كاكتوس . كليه ي گياهان (CAM) جزء‌گياهان گوشتي غير نمكدوست هستند و عموما با محيط هاي خشك سازگارند .

برخي از گياهان C3 عبارتند از گندم ،‌جو ،‌سلمه ،‌ترشك ، توق ، تاتوره ،‌يولاف ،‌بارهنگ و پنيرك .


گیاهان C3 و C4 :

زمانی که اولین محصول فتوسنتزی در گیاه ،یک ترکیب 3 کربنه (C3) باشد از مسیر کالوین بنسون و اگر 4 کربنه (C4) باشد از طریق هچ اسلک است .که برای اصلاع گیاهان C4 به کار برده می شود. و انحراف از نوع فتوسنتز C4 را متابولیسم اسید کراسولاسه یا CAM می نامند که با مناطق خشک سازگاری دارد.

گیاهان C4 (ذرت ، سورگوم ، ارزن) در شرایط گرم و نور زیاد کارایی بیشتری از گیاهان C3 (غلات) دارند . در مجموع کارایی آنها (C4) حدود 40 % است.

تمام گیاهان به انرژی نیاز دارند و این انرژی از طریق تنفس به دست می آید :

2 نوع تنفس وجود دارد :

1- مستقل از نور : قند و کربو هیدرات تولید شده در فتوسنتز را به CO2 و H2O تبدیل می کند. از نظر زراعی تنفس نشان دهنده تلفات است و باید به حداقل برسد که درست نیست زیرا تنفس لازم است تا انرژی برای رشد و بقای گیاه فراهم شود و تنفس بیش از نیاز برای تولید عملکرد زاید است . پس اهمیت سرعت اسیمیلاسیون خالص بیش از سرعت فتوسنتز و تنفس است.

2 تنفسی که در حضور نور و در گیاهان C3 مشاهده می شود و ظاهرا در گیاهان C4 وجود ندارد.

اختلافات گیاهان C3 و C4 :

1 گیاهان C4 نسبت به C3 به نورهای با شدت بالا واکنش نشان می دهند.(2 برابر گیاهان C3)

2 گیاهان C4 با کارایی بیشتری از CO2 استفاده می کنند و در شدت نور ثابت و نسبتا زیاد قادرند CO2 اطراف را به ppm 10 – 0 کاهش دهند. که این نقطه جبران است . در حالی که در C3 برابر

ppm 150 -50 co2 است . نقطه جبرانی پایین نشان دهنده کارایی زیاد فتوسنتز است .

3- گیاهان C4 سرعت اسیمیلاسیون خالص بالاتری از C3 دارند که به خاطر عدم وجود تنفس نوری است .

4 درجه حرارت بر روی C4 تاثیر مطلوب ، و بر روی گیاهان C3 تاثیر نا مطلوبی دارد . تا دمای 0 تا 35 درجه سانتیگراد سرعت تنفس به ازای هر 10 درجه سانتیگراد افزایش حدود 2 تا 4 برابر افزایش می یابد. بسیاری از گیاهان C3 در محدوده دمایی 25 تا 35 درجه سانتیگراد تولیدی ندارند ولی گیاهان C4 افزایش نولید دارند.

5 در گیاهان C4 کارایی مصرف آب بیش از گیاهان C3 است . میانگین ماده خشک تولید شده برای هر 1000 گرم آب مصرفی ، 29/3 گرم برای C4 و 54/1 گرم برای C3 می باشد.

6 سرعت انتقال با سرعت فتوسنتز همبستگی دارد زیرا انتقال آهسته می تواند عملکرد را محدود کند . در برگهای گیاهان C4 انتقال 2 برابرسریعتر از برگهای C3 است.

7 حداکثر رشد گیاهان C4 بیشتر از گیاهان C3 است (به جز چند استثناء). وقتی طول فصل رشد متوسط در نظر گرفته می شود سرعت رشد C3 برابر 13 گرم در متر مربع در روز بوده و برای گیاهان C4 برابر 22 گرم در متر مربع در روز می باشد. با محصور کردن گیاهان C3 و C4 در ظرف در بسته دارای نور اختلاف در تنفس نوری را می توان نشان داد . چون C4 نقطه جبرانی پایین تری از گیاهان C3 دارند زمانی که گیاهان C4 از CO2 مصرف می کنند گیاهان C3 از بین می روند.


اثر   CO2در گیاهان C4 فتوسنتز بالا و تنفس ثابت و در گیاهان C3 فتوسنتز افزایش و تنفس پایین.

مقایسه فتوسنتز در گیاهان C3 ، C4 و CAM


C3

C4

CAM

آنزیم تثبیت کننده CO2

روبیسکو

غیراز روبیسکو

غیر از روبیسکو

محل تثبیت CO2

بستره ي کلروپلاست

سلول های میانبرگ

واکوئل سلول

مرحله تثبیت CO2

چرخه کالوین

قبل از چرخه کالوین

قبل از چرخه کالوین

زمان باز شدن روزنه های هوایی

روز

روز

شب

زمان تثبیت CO2

روز

روز

شب

زمان چرخه کالوین

روز

روز

روز

زمان تولید قند در فتوسنتز

روز

روز

روز

مرحله ساخته شدن قند در فتوسنتز

چرخه کالوین

چرخه کالوین

چرخه کالوین

محل ساخته شدن قند در فتوسنتز

تمام سلول های فتوسنتز کننده

سلول های غلاف آوندی

تمام سلول های فتوسنتزکننده

اولین ترکیب پایدار حاصل از تثبیت CO2

اسید سه کربنی

اسید چهار کربنی

اسید چهارکربنی

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1392ساعت 11:57  توسط ناصر صادقی   | 

جمع آوری آب Water Harvesting:
جمع آوری آب به کلیه عملیاتی اطلاق میگردد که در حوضه های آبگیر برای افزایش رواناب انجام میگیرد. در بسیاری از مناطق خشک و نیمه خشک، بخش عمده از آبی که به درون خاک نفوذ میکند یا از راه تبخیر مسقیما هدر میرود یا از راه تعرق توسط گیاهانی که از نظر اقتصادی بیفایده هستند به مصرف میرسد. برای مثال؛ در حوضه رودخانه های کلرادوی آمریکا، کمتر از 6% بارندگی به صورت جریان رودخانهای ظاهر میشود. ثابت شده است که استفاده از گیاهان به عنوان راه حلی برای افزایش جریان رودخانه ای موثر میباشد و ممکن است انتظار داشت که این روش بیشتر مورد استفاده قرار گیرد. روش سریعتر برداشت آب، نگهداری آن در آبگیرهاست. آبگیرها مناطقی هستند که از بتن، ورقه های فلزی، آسفالت یا خاک غیرقابل نفوذ به نحوی ساخته شدهاند که آب بارندگی را گرفته و ذخیره میکنند. در برداشت موفقیت آمیز آب نه تنها باید به جمع آوری آب توجه داشت، بلکه به انتقال و ذخیره سازی آب جمعآوری شده نیز باید توجه کرد. عملیاتی که روی آبگیرها انجام میشود از تسطیح خاک و خارج کردن پوشش گیاهی تا استفاده از غشاء پلاستیکی و ورقه های آلومینیومی متغیر است. در برخی آزمایشات، عملیات ساده تسطیح خاک و خارج نمودن پوشش گیاهی، مقدار جریان سطحی را تا سه برابر افزایش داده است. آببندی کامل، مقدار جریان سطحی را تا صددرصد افزایش میدهد. جمع آوری آب به منظور توسعه منابع آب مورد نیاز حیات وحش و چارپایان اهلی و گاهی اوقات مصارف شهری نیز به کار میرود. کمبود آب در مقیاس جهانی مهمترین فاکتور محدودکننده برای عملکرد گیاهان زراعی است، با کاهش میزان آب فعالیتهای فیزیولوژیکی گیاهان یا کاهش مییابد (البته عکس آن نیز صادق است بدین معنا که با رسیدگی فیزیولوژیکی میزان آب گیاه کاهش مییابد) با توجه به اینکه کمبود آب متداولترین فاکتور محدودکننده در تولید محصولات زراعی به خصوص در مناطق نیمه خشک دنیا است هر اقدامی در جهت تامین قسمتی از آب مورد نیاز گیاه میتواند در افزایش تولید موثر باشد. معمولا رواناب موقعی جاری میشود که باران روی خاک اشباع شده ببارد. در مناطق مرطوب چون خاک در اکثر مواقع اشباع است، رواناب بلافاصله بعد از بارندگی جاری میشود. ولی در مناطق خشک، خاک به ندرت اشباع بوده و در صورتی رواناب جاری میشود که شدت بارندگی از حد معینی تجاوز نماید. مثلا در تحقیقات انجام شده در آفریقا به این نتیجه رسیده اند که زمانی رواناب جاری میشود که سرعت بارندگی از 0.5 میلیمتر در دقیقه بیشتر و مقدار آن نیز بیش از مقدار 5 میلیمتر باشد. معمولا به دلیل پوشش گیاهی پراکنده و کمبود مواد آلی و همچنین پیدایش یک لایه غیرقابل نفوذ در اولین لحظات پس از بارندگی، توانایی خاکهای خشک در جذب بارندگی بسیار کم است. بنابراین در شرایط بسیار خشک، کاهش رواناب و افزایش نفوذپذیری خاک موثر نبوده و به دلیل کم بودن رطوبت قابل ذخیره در خاک و ناکافی بودن آن برای زراعت، باید در جهت عکس کوشش نمود؛ یعنی رواناب را در بعضی اراضی افزایش داد و نفوذپذیری خاک را کاهش داد. و سپس از آب حاصله در جاهای مناسب دیگر استفاده نمود. به این عمل جمع آوری آب گفته میشود. با این اوصاف، جمع آوری آب عبارت است از جمع آوری آب از منطقهای که برای افزایش رواناب آماده شده و استفاده از آب حاصله بعنوان مکمل رطوبت خاک در منطقه مجاور یا پاییندست که ارتفاع پایینتری دارند. در بسیاری از مناطق خشک که بارندگی برای تامین نیاز زراعت کافی نیست جمع آوری آب به اضافه مفدار رطوبتی که در خاک ذخیره شده میتواند برای تولید گیاهی کافی باشد. مشروط به اینکه بین میزان آبی که از یک ناحیه گرفته شده و ناحیهای که آب در آن به مصرف میرسد توازن صحیحی برقرار گردد. تکنولوژی جمع آوری آب بر اساس دو روش عمده استوار است: یکی انتقال آب از تپه ماهورهای لخت و بدون پوشش گیاهی به اراضی نسبتا مسطح و دیگری ایجاد پستی و بلندیهای کوچک در اراضی صاف و مسطح که نمونه هایی از آن عبارتند از: الف ـ حوضچه های آبریز کوچک
در این سیستم زراعی، رواناب حاصله از قسمتهایی از مزرعه را به نوارهای باریکی که در آن زراعت صورت میگیرد، انتقال میدهند. یا به عبارتی، رواناب را از قسمت بالا یعنی منطقه آبریز روی بخش تحتانی که سالانه کشت میشود پراکنده میسازند. طرز عمل به این صورت است که در سطح زمین پشتههای نسبتا عریض ایجاد مینمایند تا شکلی مشابه یک حوضه آبریز درست شود و گیاهان زراعی را بین دو پشته میکارند. نسبت منطقه آبریز به عرض تراس مسطح ممکن است 3 به 1 و 2 به 1 و یا 1 به 1 باشد. و نسبت مناسب برای تمام محلها بر حسب نوع خاک و میزان بارندگی واحد نمیباشد. برای ازدیاد رواناب از پشتههای تامین کننده آب روشهای مختلفی بکار میرود: 1 ـ استفاده از لایه های نازک پلاستیکی یا لاستیکی و یا ورقه های فلزی برای پوشاندن زمین.
2 ـ ـ پوشاندن خاک با مواد دافع آب و پاشیدن مواد ارزان قیمتی که نفوذ آب را کاهش داده و یا پراکنده کردن کلوئیدهای خاک برای مسدود کردن منافذ مثلا مصرف 45 کیلوگرم کربنات سدیم در هکتار روی خاک رسی ـ لومی بدون گیاه، رواناب حاصله را به 70% میساند.
3 ـ استفاده از سلیکون به منظور غیر قابل نفوذ کردن خاک که نتایج خوبی داشته است.
4 ـ قیرپاشی که هم نسبتا ارزان و هم پوشش بادوام و چسپندهای تشکیل میدهد تا از فرسایش هم جلوگیری شود. چون بدون کنترل فرسایش، پشتههای آماده شده ممکن است در عرض یک فصل از بین بروند و در برخی مناطق به قیر، ورقه های نازک پلاستیکی نیز چسپانده اند. این سیستم نسبت به آیش که آب را از یک سال برای سال بعد ذخیره مینماید و هر دو سال یکبار کشت میشود کارآمدتر میباشد.
ب ـ تراسهای پلکانی مسطح
این سیستم از یک سری سکوی پلکانی مسطح تشکیل شده که منطقه جمع آوری آب ندارد و آبهای خارجی میتوانند توسط تراسهای منحرف کننده برای سکوها تامین شوند، یا میتوانند فقط با آبی که روی آنها قرار گرفته کشاورزی شوند و چون از رواناب جلوگیری میکنند و آب به خوبی روی منطقه کاشت نگهداری و ذخیره میشود میتوان محصول قابل توجهی از آنها برداشت نمود.
ج ـ تراسهای مسطح نگهدارنده آب
این تراسها ساختمانهای خاکی هستند که در دامنههای شیبدار به این منظور احداث میشوند که قبل از اینکه سرعت رواناب به حد خسارتبار خود برسد از سرعت آن بکاهند و شامل یکسری سکو میباشد که بسته به اینکه برای حفاظت آب یا حفاظت خاک مورد استفاده قرار گیرند با انواع مختلف ساخته میشوند. این سکوها رواناب را از قسمت آبریز گرفته و روی بخش مسطح که زراعت میشود نگهداری میگردد.
د ـ تراسهای کانالی شیبدار
که به این منظور طراحی شدهاند که آب اضافی را به قسمتی از مزرعه منتقل نمایند و فاصله آنها بستگی به شیب دارد و شیب سکو طوری است که بتواند حجم آب در حال افزایش را حمل نماید دارای محل خروج آب بوده تا بتواند آب را به نحو مطلوب خارج نماید. این تراسها که به مجاری شیبدار نیز معروف میباشند در مناطقی که به علت شیب زیاد امکان درست کردن تراس وجود نداشته باشد برای جلوگیری از تلفات خاک و آب در اثر جریانهای سطحی ایجاد میگردند. این مجاری باید طوری ساخته شوند که دارای ظرفیت کافی برای جمعآوری آبهای زیادی و هدایت آن به زمینهایی که دارای شیب کمتری هستند باشند. این مجاری در جهت عمود بر شیب و در امتداد خطوط تراز ساخته میشوند و عمل اصلی آنها عبارت است از متوقف کردن آب برای نفوذ در زمین و همچنین هدایت آبهای اضافی به جاهایی که خطر فرسایش ایجاد ننموده و بتواند تولید محصول نماید. با توجه به اینکه مشکل اساسی در دیمکاری، ذخیره و حفظ رطوبت در داخل خاک است؛ جمع آوری سیلابها و هرزآبها از سطوح بزرگی که از نظر اقتصادی کشت وکار در آنها مقرون به صرفه نیست و انتقال و پخش آنها در سطوح کوچکتر قابل کشت، یکی از مسایل قابل توجه میباشد.
یک بارندگی 10 میلیمتری در یک حوضچه آبگیر ممکن است در عرض 4 تا 5 ساعت سیلابی را ایجاد نماید که مقدار آب آن به 30هزار مترمکعب برسد. یک باران چند میلیمتری را میتوان در یک حوضچه آبگیر و در یک محدوده کوچک ذخیره کرد بطوریکه معادل چند صد میلیمتر باران باشد. قدمت این کار به حدود 2000 سال پیش میرسد و هم اکنون نیز در تکنولوژی مدرن دیمکاری مورد استفاده قرار میگیرد و در کشورهای مختلف نتایج مطلوبی از آن به دست آمده است.
تعاریف لازم در زمینه مرتع و آبخیزداری
آبخیز (watershed) چیست؟
حوزه آبخیز تمامی سطحی را در بر میگیرد که آبهای سطحی در آن منطقه به سمت نقطه یا محل مشخصی جریان مییابد
آبخیزداری (watershed management) چیست؟
- علم مطالعه و مدیریت آبخیزها که عبارت از مجموعه مطالعاتی است که برای اداره یک حوزه آبخیز انجام میشود. - طراحی و مدیریت حوزه به منظور حفاظت و استفاده صحیح و پایدار از منابع طبیعی با توجه ویژه به منابع آب و خاک. بند اصلاحی (check dam) چیست؟
سازههای احداثی در طول آبراههها و خندقها.
دبی (discharge) چیست؟
حجم آبی که در واحد زمان از مقطع مشخصی از لوله یا رودخانه عبور میکند.
رانش (land slide) چیست؟
در این پدیده بخشی ازدامنه جدا شده و بدون آنکه طبقات آن تغییر جهت دهند به پایین دامنه حرکت میکند. در این پدیده ممکن است قطعه زمینی که به پایین دامنه سقوط میکند به کلی متلاشی گردد.
سیل (flood) چیست؟
جریان یافتن یا بالا آمدن نسبتاً زیاد آب در یک رودخانه، به اندازهای که از مواقع معمولی به طور وضوح بیشتر باشد. - جریان یافتن آب با دبی بیش از ظرفیت رودخانه .
فرسایش (erosion) چیست؟
به طور کلی فرسایش به فرایندی گفته میشود که طی آن ذرات خاک از بستر اصلی خود جدا شده و به کمک یک عامل انتقالدهنده به مکانی دیگر حمل میشود.
کشت روی خطوط تراز (Contour farming) چیست؟
در این کشت شخم و کشت در روی خطوط تراز انجام میشود. این عمل علاوه بر حفاظت خاک آب را نیز حفظ میکند و رطوبت بیشتری را برای محصول فراهم میسازد.
کشت نواری(Strip cropping) چیست ؟
کشت نواری سیستمی است که در آن، محصول مورد نظر و گیاهان مقاوم به فرسایش مانند گراس و لگومینوزه در نوارهای متناوب در سراسر شیب کشت میشوند. در کشت نواری سرعت جریان آب که در نوارهای محصول زیاد است در اثر برخورد با نوارهای علوفه کم شده و منجر به رسوب مواد در اثر کاهش آبدوی میگردد.
هشدار سیل (flood warning) چیست ؟
هشدار دادن به ساکنان مناطق سیل گیر مبنی بر احتمال وقوع سیل در مکانی معین. این گونه اخطارها به منظور انجام اقدامهای حفاظتی و پیشگیری از افزایش زیانهای مالی و جانی سیل، از ایستگاههای پایاب داده میشود. پس از جمع آوری اطلاعات محیطی، تجزیه و تحلیل آنها و تهیه گزارش، خطر وقوع سیل به آگاهی مردم میرسد. GISچیست؟ GISمخفف کلمه Geografhic Information Systems و به معنی سامانههای اطلاعات جغرافیایی میباشد. GIS یک سیستم اطلاعاتی متشکل از سختافزار، نرمافزار و کاربرانی است که در رابطه با دادههای مکانی به منظور بررسی تغییرات و تجزیه و تحلیل و ارتباط آنها با دادههای توصیفی بعنوان ابزاری قوی در تصمیمگیری و مدیریت منابع محیطی به کار گرفته میشود. جنگل(forest) چیست؟
جنگل منطقه وسیعی پوشیده از درختان، درختچهها و گونههای علفی است که همراه با جانوران وحشی نوعی اشتراک حیاتی گیاهی و جانوری را تشکیل داده و تحت تأثیر عوامل اقلیمی و خاکی قادر است تعادل طبیعی خود را حفظ کند. برخی از فواید درختان عبارتند از: تولید اکسیژن، جذب گرد و غبار، گاز کربنیک و دیگر گازهای شیمیایی موجود در هوا، جلوگیری از نفوذ سر و صدا و تشدید آلودگیهای صوتی در شهرها
.مرتع (range) چیست؟
زمینی اعم از کوه ،دامنه وزمین مسطح  با پوشش طبیعی که دارای سابقه چرای دام بوده وعرفا مرتع نامیده میشود. چراگاه (pasture) چیست؟
شامل اراضی است که معمولاً پوشش آن اصلاح شده و غالباً آبیاری میشود. به اراضی و قطعات مراتع در مناطق مرطوب نیز میتوان چراگاه اطلاق نمود.
مرتعداری (range management) چیست ؟
عبارت است از اداره اکوسیستم مرتع به منظور استفاده بهینه از منابع و تولیدات و سرویسهای آن با تأکید بر حفاظت آب و خاک و سرانجام محیطزیست.
اشکوب (layer or stratum) چیست؟
در یک جامعه گیاهی هر گاه پوشش گیاهی در سطوح مختلف ارتفاعی به نحوی قرار گیرد که ارتفاع گیاهان هر لایه از طبقات زیرین و بالایی متمایز باشد، هر یک از این طبقات ارتفاعی هم سطح را اشکوب مینامند. بعنوان مثال در جنگلها معمولاً سه اشکوب مشخص شامل درخت، درختچه و پوشش علفی وجود دارد. اکولوژی (ecology) چیست؟
عبارت است از مطالعه ارتباط موجودات زنده نسبت به یکدیگر و محیطشان .پروانه چرا (grazing license) چیست؟ سندی است که برای شمار و نوع مشخص دام در قطعات مشخص و برای مدت زمان معین صادر میشود. چرا (grazing) چیست؟
تغذیه دام و حیات وحش از گیاهان زنده و سرپا. این تعریف، چرای سرشاخههای گیاهان و درختچه ها را شامل نمیشود. وضعیت مرتع (range condition) چیست؟
وضعیت فعلی نباتات علوفه ای و خاک مرتع در مقایسه با وضعیت مناسب و مطلوب آن مرتع در شرایط آب و هوایی موجود. شایستگی مرتع یا پایداری (range suitability) چیست ؟
حالتی که بتوان از مرتع به عنوان چرای دام استفاده نمود و این امر استفاده مرتع را در سالهای آتی محدود نکرده، بتوان برای سالیان طولانی از مرتع استفاده کرد بدون اینکه به منابع پوشش گیاهی و خاک آن و یا مناطق مجاور صدمه ای وارد شود. ظرفیت چرا (grazing capacity) چیست؟
حداکثر تعداد دام که در مرتع مشخص و در زمان معین میتواند چرا کند، بدون اینکه بر کمیت و کیفیت پوشش گیاهی و سایر موارد وابسته از قبیل خاک و آب و موارد دیگر خسارت وارد شود.
گرایش مرتع (range condition trend) چیست؟
جهت تغییرات وضعیت مرتع به سوی بهبود یا ویرانی
.بیابان (desert) چیست؟
پهنه ای است با چند ویژگی:
الف- بارش کم، دامنه نوسان دمای شدید، دمای بالا و تبخیر زیاد. تبخیر تقریباً بیش از دو برابر بارش است و باد عامل اصلی تخریب و فرسایش محسوب میشود.
ب – پوشش گیاهی بسیار فقیر و پراکنده. بیابانها اغلب بین 15 تا 30 درجه شمالی و جنوبی قرار گرفتهاند و به دلیل نزول جریانهای هوای خشک از بالای تروپوسفر به پایین، بخار آب در این مناطق کم شده و هوا بیش از حد خشک میگردد. ج – خاکهای این مناطق دارای مواد آلی کم و اغلب جوان و کم تحول یافته هستند.
بیابانزایی (desertification) چیست؟
ویرانی زمین در مناطق خشک، نیمه خشک تا نیمه مرطوب بر اثر عوامل گوناگون شامل تغییرات آب و هوایی و فعالیتهای انسان.(مصوبه گردهمایی محیط و توسعه سازمان ملل متحد در ژوئن 1992 در ریودوژانیرو-برزیل) نقش انسان در بیابانزایی چیست؟
انسان از طریق اعمال چرای مفرط، بوته زنی و بوته کنی، آبیاری غلط، عدم استفاده بهینه از قابلیت اراضی، تبدیل بی رویه اراضی مرتعی به دیمزار، عدم رعایت موازین علمی در شخم اراضی و غیره مجموعاً شرایط را پدید میآورد که درنهایت منجر به کاهش تولید بیولوژیک و گسترش اراضی بیابانی و کویری میشود.

بیابانزدایی (Combat desertification) چیست؟
به مجموعه فعالیتهایی که سبب توقف یا کاهش روند بیابانزایی شده و یا در جهت احیاء اراضی بیابانی باشد بیابانزدایی گویند. احیای پوشش گیاهی و بازآفرینی شرایط اکولوژیکی در مناطق بیابانی تنها راه مبارزه مؤثر با بیابانزایی است. تپه ماسهای (sand dune) چیست؟
شکلهایی از ناهمواریهای ماسه ای که بر اثر باد ایجاد میشود.
فرسایش بادی (wind erosion) چیست؟
برداشت مواد ریزدانه و حمل آن بر اثر باد، که موجب تشکیل تپه های ماسهای به شکلهای مختلف میشود را فرسایش بادی گویند. مالچ نفتی چیست؟ مالچ یعنی پوشش و پوشش دادن. مالچ نفتی مادهایست که از پسماندههای نفت خام در برج تقطیر پالایشگاهها بدست میآید. این ماده به صورت لایه نازک و قابل انعطافی بر روی تپه های ماسهای پاشیده شده و موجب تثبیت موقت این تپه ها میشود
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1392ساعت 0:20  توسط ناصر صادقی   |