گیاه کتان

img/daneshnameh_up/a/a3/linumusitatissimum.jpg
 

شناسنامه

کتان Linaceae :تیره
Linum usitatissimum L. – Linum crepitans Dum :نام لاتین
Line – Flax – Common flax :نام انگلیسی
کتان :نام فارسی
کتان - مطبح :نام عربی

شرح گیاه

کتان گیاهی است یکساله با ریشه های نسبتاً عمودی و منشعب همراه با ریشه های کناری طول ریشه اصلی آن گاهی اوقات به 100 سانتی متر و ریشه های کناری به 15 سانتی متر می رسد و در مناطق خشک ریشه آن به عمق زیاد خاک فرو می رود. ارتفاع ساقه در کتان های لیفی به حدود 65 تا 100 و حداکثر 150 سانتیمتر و در کتان های روغنی بین 30 تا 50 سانتی متر است. در کتان های روغنی ساقه منشعب شده در صورتیکه در کتان لیفی انشعاب ندارد. کتان بطور کلی دارای یک ساقه اصلی است که گل ها و میوه و در نتیجه دانه در انتهای ساقه بوجود می آید. برگهای کتان بدون دمبرگ به رنگ سبز مایل به خاکستری و در طول ساقه بطور متناوب و به حالت افتاده قرار گرفته اند. هر برگ دارای سه بریدگی است و برگها از ماده مومی پوشیده شده اند. طول برگهای این گیاه حدود 25 تا 35 میلی متر و عرض آنها از 2 تا 15 میلی متر تغییر می کند. آرایش گل در انتهای ساقه تشکیل و شامل چندین شاخه فرعی منشعب می باشد که هر شاخه فرعی به یک گل ختم و هر گل نیز تبدیل به یک میوه می گردد. گل کتان از نوع پنتامر (5 تایی) و خود بارور می باشند گلها در انواع مختلف به رنگهای سفید ، زرد ، صورتی ، قرمز ، آبی ، بنفش روشن و بنفش تیره بوده و هر گل دارای 5 کاسبرگ ، 5 گلبرگ ، 5 پرچم و بساک می باشد. تخمدان دارای 5 حفره است که در هر حفره دو تخمک وجود دارد که به دو دانه تبدیل می شود میوه کتان به صورت کپسول 5 خانه ای است که در هر کپسول حداکثر 10 دانه وجود دارد. دانه ها کتابی شکل و کشیده و تقریباً مستطیلی که یک طرف دانه ها پهن و بزرگ و طرف دیگر نوک تیز است. رنگ دانه در انواع مختلف از قهوه ای ، قهوه ای مایل به زرد ، زرد تیره ، قهوه ای مایل به سیاه تا سیاه تغییر می نماید. کتان به طور کلی به دو گروه تقسیم می شود : 1- کتان لیفی که برای تهیه الیاف آن کشت می شوند.ارتفاع ساقه آنها بیش از کتان روغنی و بدون انشعاب است. طول معمولی الیاف موجود در ساقه آنها حدود 1 تا 4 و حداکثر 90 سانتی متر وقطر الیاف آنها بین 8 تا 25 و بطور متوسط 12 تا 18 میکرون بوده و اغلب در برابر بیماریهای ویروسی مقاومند. 2- کتان روغنی که برای تهیه روغن موجود در دانه آن کشت می شود. ساقه آن کوتاهتر از کتان لیفی و مقدار روغن موجود در دانه آن بین 30 تا 40 و گاهی اوقات 45 درصد می باشد. این کتان برای تذکره رشد و نمو و تولید دانه احتیاج به هوای گرم دارد. تذکر: قدمت زراعت کتان به 10000 تا 15000 سال قبل از میلاد می رسد.و کشت آن در مدیترانه قفقاز و خاور دور متداول بوده و از ساقه آن استفاده می شده است اولین کتانی که در ناحیه مدیترانه کشت گردید کتان چند ساله Linum angustifolium بوده که در حال حاضر کتان زراعی L.usitatissimum که منشأ آسیایی دارد جایگزین آن شده و به حالت یکساله و چند ساله رشد می نماید.

نیاز اکولوژیکی

آب و هوا : کتان گیاه مخصوص مناطق گرم و معتدل است و در طول دوره رشد به نسبت انواع مختلف احتیاج به هوای معتدل و یا گرم با رطوبت کافی دارد سرما و یخبندان عامل محدود کننده رشد و نمو آن است که علاوه بر عدم رشد موجب کم شدن و کیفیت و کمیت محصول می شود و در مرحله تولید جوانه و خروج آن از خاک اگر درجه حرارت محیط به (5-) درجه سانتی گراد برسد گیاه جوان کلی از بین خواهد رفت. کتانهای روغنی برای رشد و نمو نسبت به کتانهای لیفی گرمای بیشتری نیاز دارند و این نوع کتان طالب مناطق گرم و خشک یا نیمه گرمسیر است. کتانهای لیفی طالب مناطق معتدل با رطوبت کافی بوده و درصو رتیکه در مدت 100 تا 120 روز دوره رشد نمو آنها حدود 700 میلی متر باران ببارد زراعت موفقی خواهند داشت. کتانهای پائیزه شامل کتانهایی است که طول دوره زندگی آنها طولانی و مقاومت آنها در مقابل سرما زیاد است و سرمای تا (12-) درجه را بخوبی تحمل می نمایند کتانهای روغنی جز و این دسته محسوب می شوند. کتانهای بهاره شامل انواعی می باشند که طول دوره رشد آنها کمتر از پائیزه و در دوره رشد بویژه در اوایل دوره زندگی به سرما نیازی ندارند و اگر هوا سرد باشد بخوبی رشد نمی کنند زیرا در مقابل سرما حساس می باشند این دسته شامل کتانهای لیفی یا فیبری هستند. بطورکلی کتان گیاهی روز بلند است و هر گاه طول روز 14 تا 18 ساعت باشد گل دهی گیاه در مدت 10 تا 15 روز انجام و به اتمام خواهد رسید. خاک:زمین جهت کشت کتان باید دارای عمق کافی و کاملاً قابل نفوذ باشد و از طرفی باتلاقی و زه دار نباشد خاکهای رسی شنی بدون زه و نسبتاً عمیق همچنین خاکهای لمونی که دارای مواد غذایی کافی باشند برای کشت این گیاه مناسبند. PH خاکهائی که دارای pH حدود 7 و یا کمی اسیدی باشند برای کاشت آن مناسبند لیکن بهترین pH بین 5/5 تا 7 می باشد. خاکهای شنی و خاکهایی که دارای هوموس زیادی می‌باشند برای کاشت کتان مناسب نیستند.زیرا زیادی هوموس روی الیاف همچنین مقاومت گیاه در برابر ورس موثر واقع شده و مقاومت گیاه را در مقابل ورس کم می کند (البته در مورد کتان لیفی) کشت کتان روغنی بر خلاف کتان لیفی در خاکهای هوموسی نتیجه بخش بوده و به علت زیادی ازت تعداد شاخه ها و مقدار محصول را بالا می برد. تقویت زمین،بطور کلی مواد مورد نیاز اصلی کتان عبارتند از: فسفر، پتاس و ازت در زمینی که کتان روغنی کاشته می شود افزایش فسفر به زمین موجب ازدیاد روغن شده و وجود اسید فسفریک تاثیر نسبی در زود رسی محصول دارد. مقدار مواد مورد نیاز کتان بر حسب شرایط محیط و جنس خاک به قرار زیر است : کتان لیفی ازت خالص 30 تا 40 کیلوگرم در هکتار ، کتان روغنی : ازت خالص 80 کیلوگرم در هکتار فسفر خالص برای هر دو نوع کتان حدود 100 کیلوگرم در هکتار (به صورت ) در خاکهایی که از لحاظ پتاس خیلی ضعیف باشند می توان برای جبران کمبود بین 75 تا 100 کیلوگرم در هکتار پتاس اضافه نمود. ضمناً می توان 30 تا 40 تن در هکتار کود دامی پوسیده به خاک اضافه کرد و همراه با شخم پائیزی به زیر خاک فرو برد. بطورکلی نیاز کتان به پتاس و ازت چندان زیاد نبوده لیکن نیاز آن به فسفر زیاد است زیادی ازت در زمین سبب کاهش کیفیت الیاف و کلفت شدن آنها می گردد. تناوب : بهترین گردش زراعی برای کتان بعد از غلات مانند گندم و چاودار است همچنین می توان آنرا بعد از سیب زمینی و یا چغندر قند به شرط آنکه زمین فاقد علف هرز باشد کشت نمود. از کشت کتان در زمینهایی که چند سال متوالی غلات کاشته شده و همچنین از کشت متوالی آن در یک زمین باید خودداری نمود. کشت کتان را بعد از شبدر ، یونجه و یا نباتات علوفه ای می توان انجام داد.

آماده سازی زمین

زمینی که کتان کاشته می شود نباید علف هرز و بقایای محصول سال قبل را داشته باشد همچنین باید خاک دارای عمق کافی و قسمت سطح الارض آن نرم و قابل نفوذ باشد. لذا باید زمین را در پائیز و قبل از شروع سرمای زمستان و یخبندان شخم زد و عملیات تکمیل تهیه زمین را قبل از بذر پاشی انجام داد. در بهار قبل از کاشت زمین را باید دیسک زد تا کلوخها کاملاً خرد شده علفهای هرز نیز زیر خاک قرار گیرند. انتخاب و آماده کردن بذر : ابتدا باید نسبت به انتخاب واریته مورد نظر اقدام شود و بهتر است قبل از کاشت بذر آنرا با مواد ضد عفونی کننده برای جلوگیری از سرایت بیماریهای قارچی ضد عفونی نمود. مقدار بذر برای تولید کتان حدود 100 تا 120 کیلو در هکتار که در مناطق مرطوب می توان 160 تا 180 کیلوگرم مصرف نمود. مقدار بذر مصرفی برای کتان لیفی روغنی حدود 35 تا 60 و حداکثر 80 کیلوگرم در هکتار می باشد. فواصل گیاهان در روی خطوط در مورد کتان لیفی بین 7 تا 10 و در مورد کتان روغنی حدود 10 تا 15 سانتی متر باید در نظر گرفته شود. عمق کاشت بذر کتان در شرایط مناسب زراعتی و خاک حدود 1 سانتی متر است خصوصیات واریته انتخابی شامل : (1) مقاوم به سرما (2) مقاوم به ورس

کاشت

کتان تابع شرایط منطقه ، نوع خاک و نوع کتان می باشد. معمولاً اراضی سبک را بایستی زودتر کشت کرد و سپس به کشت زمینهای سنگین اقدام نمود. از طرفی کتانهای پائیزه را باید زمانی کشت کرد که تا قبل از شروع سرمای زیاد گیاه بخوبی رشد کرده و بتواند در مقابل سرمای زمستان مقاومت نماید. کتانهای بهاره را موقعی کشت می نمایند که سرمای زمستان بکلی بر طرف شده و خطر سرمازدگی در پیش نباشد. تاریخ کشت کتانهای بهاره با در نظر گرفتن شرایط جوی از اوایل فروردین تا اوایل اردیبهشت می باشد. کشت خطی کتان به مراتب بهتر از کشت دست پاش بوده در اینصورت فواصل بوته ها 10 تا 15 سانتی متر و فاصله ردیف ها 50 سانتی متر خواهد بود. در صورتیکه بذر پاشی در شرایط مساعد و خوب انجام شود حدود 90 درصد بذور در مدت پنج روز جوانه تولید می نمایند. در این شرایط هر گاه تعداد بذر جوانه زده در 5 روز کمتر از 90 درصد باشد. باید مقدار بذر بیشتری کاشته شود تاکمبود قوه نامیه جبران شود زمانی که تعداد بذر سبز شده کمتر از 75 درصد باشد،باید نسبت به کشت مجدد و یا واکاری اقدام نمود.

دوره رشد

کتان گیاهی است یکساله با ریشه های ضعیف و دوره رشد و زندگی آن حدود 100 تا 120 روز (در مورد کتانهای بهاره) است. به علت کوتاه بودن دوره رشد لازم است در موقع جوانه زدن مواد غذایی کافی و لازم در اختیار گیاه باشد کتان در شرایط مناسب بین 5 تا 8 و حداکثر 15 روز بعد از کاشت جوانه تولید کرده و جوانه آن از خاک خارج می شود و حدود 70 روز بعد از تولید جوانه گل دادن آن شروع می گردد و 30 تا 45 روز بعد ار ظهور اولین گل دوره رشد آن کامل و محصول رسیده و آماده برداشت می باشد.

داشت

1) مراقبتهای لازم در کشت کتان آبیاری و وجین و مبارزه با بیماریها و آفات می باشد. آبیاری : در مناطقی که باران به اندازه کافی می بارد می توان کتان لیفی را به صورت دیم کشت نمود. کتان روغنی در طول دوره زندگی نسبت به کتان لیفی به آب بیشتری نیاز دارد در مناطقی که هوا گرمتر است باید کشت گردد و زمان لازم برای رشد آن حدود 100 تا حداکثر 120 روز می باشد که در این مدت لازم است به مقدار کافی آبیاری شود. وجین : لازم است در زمان رشد کتان یک یا دو مرتبه مزرعه وجین شود و دقت شود که در موقع وجین بوته های کتان تکان نخورند زیرا به علت داشتن ریشه های ضعیف امکان از بین رفتن آنها وجود دارد. در صورت زیادی علفهای هرز می توان از علف کشهای شیمیایی استفاده نمود که بهترین زمان مبارزه با علفهای هرز با این مواد موقع ظهور گلهای کتان است. بیماریها و آفات و) آفات مهم کتان عبارتند از : Longitarsus parsulus و Aphtona euphorbia که برای مبارزه با آنها ضد عفونی کردن بذور با لیندین و یا طعمه پاشی در سطح خاک موثر می باشد از دیگر آفات تر یپش کتان می باشد که با حشره کشها می توان با آن مبارزه نمود. از بیماریهای مهم کتان عبارتند از : 1- زنگ کتان که راه مبارزه با آن شامل جمع آوری بقایای گیاهی و معدوم نمودن آنها – رعایت اصول آیش و تناوب - ضد عفونی بذور قبل از کاشتر استفاده از ارقام مقاوم می باشد. 2- بوته میری کتان. 3- انگل های گلدار که شایع ترین آنها در مناطق ساحلی شامل سس می باشد. 4- ورس که می تواند به علت مصرف بیش از حد ازت و آبیاری بی رویه باشد.

برداشت

برداشت کتان لیفی: برای برداشت کتان لیفی باید به مسائل زیر توجه داشت (1) رشد ساقه کامل شده و ارتفاع قابل استفاده آن بین 70 تا 90 سانتی متر باشد. (2) ساقه کاملاً خشک نشده و نسبتاً نرم باشد زیرا ساقه های نرم الیاف ظراف تر و نرمتر تولید می نمایند (3) قطر ساقه بیش از اندازه ضخیم نشود (حدود 2 تا 4 میلی متر) زیرا ساقه های قطور الیاف زبر و خشن تولید می کنند. (4) ساقه ها در حالت طبیعی کاملاً ایستاده قرار گرفته ، خمیده و یا خوابیده نباشند زیرا ساقه های خمیده و ورس کرده (خوابیده) محصول کمتری تولید کرده الیاف شکسته نیز کیفیت خوبی ندارند. (5) برداشت زود و به موقع کیفیت الیاف را بهتر کرده و بقایای ساقه و خرده کاه آن نیز دارای کیفیت بالائی می باشند. 9- برداشت کتان بذری یا روغنی کتان روغنی را هنگامی باید برداشت نمود که ساقه و برگها شروع به زرد شدن نموده و حدود دو سوم برگها ریزش نامایند. در این حالت رشد کپسولها کامل شده و شروع به زرد شدن نموده اند و قبل از آنکه کپسول ها تیره رنگ شده و به رنگ قهوه ای تیره در آمده و همچنین قبل ار سفت شدن (زیر فشار ناخن له نشوند). بایستی عمل برداشت انجام شود. این زمان معمولاً حدود 30 تا 35 روز پس از ظهور گل ها می باشد. در موقع برداشت کتان لیفی باید دقت نمود که تمام طول ساقه برداشت شود. بهترین وسیله برداشت استفاده از ماشینهای مخصوص است این نوع ماشینها ساقه ها را پس از قطع از نزدیک سطح زمین در دسته های کوچک 3 تا 5 کیلوگرمی دسته بندی کرده و آنها را به شکل مخروط در روی زمین باقی می گذارد. برای سهولت برداشت می توان چند روز قبل از شروع کار برگهای موجود در روی گیاهان را بوسیله سموم مختلف برگ ریز مانند دی کات Diquat و غیره به نسبت 600 تا 1000 گرم در هکتار که سبب ریزش برگها می شوند از بین برد. تا عمل برداشت ساده تر انجام شود.ماشینهای برداشت می توانند روزانه 3 تا 5 هکتار را برداشت نمایند.پس از برداشت الیاف موجود در ساقه ها را به دو روش استفاده از آب گرم و یا لیف کشی روی زمین جدا می کنند. مقدار محصول کتانهای روغنی بین 700 تا 1700 کیلو و در هکتار متغیر است. لیکن اگر عملیات زراعی کامل باشد این مقدار به 2500 کیلوگرم نیز می رسد مقدار روغن کتانهای روغنی بین 30 تا 35 و گاهی 45 درصد می باشد و حدود 15 تا 25 روز پس از گل دادن که رشد دانه ها کامل می شود روغن در دانه ها شروع به جمع شدن می کند بطور متوسط از هر هکتار کتان روغنی می توان حدود 600 تا 1000 کیلوگرم روغن بدست آورد.مقدار الیاف تولیدی در هر هکتار بطور متوسط 500 تا 900 کیلوگرم است.کتان کیفی معمولاً فاقد محصولات فرعی می باشد.

دامنه انتشار

کشت این گیاه 5000 تا 5500 سال قبل از میلاد در ایران انجام می شد و یکی از زراعتهای قدیمی کشور می باشد. مهمترین مناطق کاشت عبارتند از : آذربایجان شرقی (آذران ‏ اردبیل، سراب ، مشکین شهر) آذربایجان غربی (ارومیه ، بوکان ، خوی ، ماکو) اصفهان (سمیرم ، شهرضا) خوزستان (بهبهان ، رامهرمز) زنجان (اطراف قزوین) فارس (شهرستان لار) کرمان ( بافق ، رفسنجان) لرستان مازندران
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۵ساعت 11:5  توسط ناصر صادقی   | 
 نحوه استفاده : در ذيل به آن اشاره خواهد گرديد : خواص : گياهي بوته مانند و داراي ساقه هاي پوشيده از خار است منشأ اصلي آن نواحي مختلف آفريقا ذکر شده است از دانه آن روغن خوراکي استخراج و از الياف آن محصولات مختلف منجله کاغذ گوني و چتائي و ... تهيه مي شود. کنف گياهي است دو لپه و گلدار يکساله با ريشه هاي متراکم و عميق و سفيد رنگ ، ساقه اين گياه نسبتاً علفي و اکثراً بدون انشعاب و ارتفاع آن از يک تا 4 متر تغيير مي کند. ارتفاع متوسط ساقه کنف بين 4/2 تا 6/3 متر است. برگهاي کنف متناوب بادمبرگي نسبتاً بلند، رگبرگهاي پنجه اي و برگها ساده يا پنجه اي است که هر دو نوع برگ ممکن است روي يک بوته وجود داشته باشد. برگها داراي لبه هاي دندانه دار بوده و در سطح برگ و ساقه کرکهاي ريزي وجود دارد. گل بصورت منفرد نسبتاً بزرگ در روي ساقه در نقطه بين برگ و ساقه قرار دارد. گل کنف کامل و منظم ميباشد. کاسه گل از 5 کاسبرگ که در قاعده کم و بيش به يکديگر چسبيده اند و جام گل از 5 گلبرگ غالباً متقارن که در قاعده پيوسته هستند تشکيل يافته است. کاسه گل داراي کاسچه (کاسه فرعي) که باريک و معمولاً داراي 8 لوب ميباشند. جام گل زرد ولي در وسط بنفش رنگ است و گلبرگهاسه تاچهار برابر بلندتر از کاسبرگها مي باشد. نافه که از تعداد بسياري پرچم تشکيل يافته است. مادگي فوقاني از 5 برچه پيوسته تشکيل يافته و تمکن آن محوري است. تخمدان 5 خانه اي مجزا و در هر خانه دو رديف تخمک واژگون (آناتروپ) قرار دارد. ميوه کنف کپسول لوکوليسيد، تخم مرغي شکل، نوک تيز کرک دار و اندازه آنها تقريباً برابر نصف کاسبرگ است. هر کپسول داراي 5 برچه است. که در داخل هر برچه حداقل يک دانه وجود دارد. دانه ها به رنگ سياه و خاکستري و در داخل هرکپسول حدود 18 تا 20 دانه وجود دارد.اين گونه داراي چهار واريته به قرار زير مي باشد : (1) Hici var. Viridis (2) H.c.var.vulgaris (3) H.c. var purpurea (4) H.c. var sinplox از ارقام مهم کنف مي توان از کوبا 108 و کوبا 2032 ، کوبانو ، مصري ، اورگلايد ، فلوريدا ، رودزين و سودان تر اديف نام برد. نياز اکولوژيکي آب و هوا : گياه براي رشد و نمو و توليد الياف بذر کافي بايد در مناطق گرم و نيمه گرمسيري کشت گردد. کنف در برابر سرما حساس بوده و يخبندان عامل مهم محدود کننده کاشت ، توليد جوانه و رشد آن است. حداقل درجه حرارت براي توليد جوانه کنف حدود 12 درجه سانتي گراد است مناسبترين درجه حرارت براي کنف در طول دوره رشد 25 تا 30 درجه سانتي گراد مي باشد در فصل تابستان مي تواند گرماي 35 تا 40 درجه را تحمل کرده به رشد خود ادامه دهد.هر گاه کنف در مناطق مرطوب و در زمين هايي که در نزديکي دريا کاشته شود، رطوبت نسبي 68 تا 82 درصد را تحمل مي کند. کنف گياهي روز بلند و در مناطقي که روزانه کمتر از 5/12 ساعت روشنايي وجود دارد، بخوبي رشد نکرده با رور نشده و کشت آن موفقيت آميز نمي باشد. مناطق با ورزش باد شديد براي رشد کنف مناسب نيست زيرا باد شديد علاوه بر تبخير سريع باعث خوابيدگي (و رس) ساقه ها ميشود. کشت کتف بخصوص انواع وحشي آن در زمين هاي هم سطح دريا تا ارتفاع 1250 متري امکان پذير است لکن مناسب ترين ارتفاع براي انواع اصلاح شده کنف از سطح دريا حدود 600 متر مي باشد. خاک : خاک محل کشت کنف بايد داراي عمق کافي و کاملاً قابل نفوذ و حاصلخيز باشد براي همين زمين هاي رسي براي کاشت اين گياه مناسب نمي باشند.بهترين خاک براي کاشت کنف زمين هاي رسي شني ، شني رسي لموني شني و يا لموني با مواد ارگانيکي کافي ميباشند. زمين هايي که سفره آب زيرزميني آنها بالا و بخوبي زه کشي نشده باشند و همچنين زمين هاي باتلاقي براي کاشت و رشد و نمو کنف مناسب نيستند. کنف نسبت به شوري کم و بيش مقاوم است. pH مناسب براي رشد کامل کنف بين 7/4 تا 8/7 است ليکن در خاکهائي که pH آنها بين 6 تا 8/6 و حداکثر 7 باشد بهتر رشد مي نمايد. تناوب : کنف گياهي است که در دوره رشد مواد غذائي زيادي را جذب و زمين را از وجود مواد غذايي بويژه ماده ازته و فسفره نسبتاً ضعيف مي نمايد. کاشت مداوم يا چند ساله آن در يک زمين سبب بروز بيماريهاي گياهي بخصوص بوته ميري شده و موجب نقصان محصول مي شود. علاوه بر اينها در مناطقي که کاشت کنف و پنبه رواج دارد چون اين دو گياه از يک تيره هستند و داراي آفات و بيماريهاي مشترک مي باشند نبايد آنها را در تناوب بدنبال هم قرار داد و حتي در يک مزرعه حتي المقدور بايد اين دو را با فاصله نسبتاً زياد و دور از يکديگر کاشت در صورتي که در گردش زراعي کنف بعد از گياهان تيره حبوبات کاشته شود،توليد الياف و بذر رضايت بخش خواهد بود. کنف را مي توان در تناوب همراه با گياهاني مانند حبوبات ، بادام زميني ، گندم ، ذرت و حتي برنج قرار داده، تناوب دو يا سه ساله بر قرار نمود. در شمال ايران براي توليد کنف اغلب تناوب سه ساله شرح زير برقرار مي گردد: سال اول: ذرت سال دوم: حبوبات سال سوم: کنف. آماده سازي خاک زمين کشت کنف بايد از لحاظ موادآلي غني باشد. لذا اگر براي تقويت و اصلاح زمين در سال قبل کود سبز داشته شده باشد بايد در اواسط پائيز زمين را شخم زد تا در اثر زير خاک رفتن کود سبز و پوسيدن آن مواد آلي زمين (هوموس) افزايش يابد يا با اضافه کردن کود دامي پوسيده در پائيز به مقدار 20 تا 30 تن در هکتار آنها با شخم عميق به زير خاک برد. عمق اين شخم بستگي به عمق خاک زراعتي دارد و حد متوسط آن 20 سانتي متر است در بهار پس از يخبندان و سرما بايد زمين را شخم سطحي و يا ديسک زد تا کلوخ ها کاملاً خرد شوند شخم و يا ديسک بهاره بايد عمود بر شخم پائيزه باشد در صورت وجود بقاياي محصول سال قبل از قبيل ريشه و ساقه يا علف هاي هرز در سطح زمين بايستي آنها را جمع آوري و از زمين خارج کرده و سپس به تسطيح زمين اقدام نمود. مواد غذايي مورد نياز کنف. براي آنکه کنف محصول کافي توليد نمايد با توجه به شرايط آب و هوايي و نوعي که کاشته مي شود لازم است از کود هاي شيميائي بويژه ازت و فسفر و پتاس به مقدار مورد نياز استفاده شود.براي استفاده بيشتر گياه از مواد فسفره و پتاس بهتر است اين دوماده را قبل کاشت و به وسيله ديسک در عمق 4 يا 5 سانتي متري خاک قرارداد.ليکن اگر کود ازته (اوره) دردو مرحله و به صورت سرک به زمين اضافه شود نتيجه بهتر خواهد بود. مرحله اول پخش کود ازته همزمان با تنک کردن بوته هاي اضافي و مرحله دوم 30 روز بعد از مرحله اول است. هر گاه کنف به منظور توليد بذر کاشته شود مصرف بيش از حد مورد نياز ماده ازته سبب ديرسي گياه و علفي شدن آن گرديده و به ورس ساقه کمک مي کند.در شمال ميزان کود شيميائي به قرار زير است ازت 100 کيلوگرم در هکتار ، فسفر 60 کيلوگرم در هکتار و پتاس 30 کيلوگرم در هکتار. کاشت زمان کاشت بايد طوري انتخاب شود که شرايط جوي و خاک از هر نظر براي کاشت و رويش بذر مناسب باشد و براي رسيدن به اين هدف تعيين مقدار بذر در هکتار نيز عامل مهمي براي توليد محصول خواهد بود. لذا پس از رفع سرما و افزايش درجه حرارت خاک در بهار هر چه زودتر اقدام به کشت شود زيرا کاشت به موقع داراي مزاياي زير است : (1) کشت به موقع سبب مي گردد که در موقع بارش باران هاي بهاري جوانه به سرعت از بذر خارج و رشد اوليه آن بهتر انجام مي شود. (2) رشد گياه تا زمان برداشت کامل شده و مقدار محصول نيز افزايش يابد در مورد ارقامي که نسبت به نور حساسيت کمتري دارند زمان کاشت آنها هر چه زودتر انجام گيرد مرحله توليد گل و رسيدن و در نتيجه برداشت محصول نيز زودتر انجام خواهد شد. اگر موقع کاشت بذر رطوبت و حرارت خاک کافي و شرايط مناسب باشد بذر کاشته شده پس از 5 تا 6 و حداکثر 8 روز جوانه توليد مي نمايد از توليد جوانه تا ظهور اولين گل حدود 90 تا 105 روز و از گل دادن تا رسيدن کامل حدود 45 تا 50 روز طول مي کشد. زمان کاشت کنف در مازندران از حدود اواخر فروردين تا حدود اواخر ارديبهشت مطابق شرايط جوي تغيير مي کند. بهترين زمان کشت کنف در خوزستان ( دزفول) از اوايل اسفند تا اواسط ارديبهشت و در ايرانشهر از اواسط بهمن تا اواخر اسفند ماه است. در ورامين مناسب ترين زمان کاشت از حدود اوايل ارديبهشت تا اواخر خرداد ماه مي‌باشد. مقدار بذر : مقدار بذر براي هر هکتار تابع عواملي نظير درجه حرارت محيط در زمان کاشت،نوع زراعت(ديمي يا آبي)،هدف از توليد (تهيه بذر يا الياف) و همچنين روش کاشت (خطي يا کرتي دستپاش) تغيير مي کند. در کاشت کنف به منظور تهيه الياف در زراعت هاي خطي که با ماشين کاشته مي‌شود مقدار بذر مورد نياز حدود 20 تا 25 کيلوگرم در هکتار است و فاصله خطوط کاشت 15 تا20 و گاهي 25 سانتي متر و بين بوته ها 5 سانتي متر مي باشد هرگاه منظور از کاشت کنف توليد بذر باشد مقدار بذر مصرفي 10 تا 15 کيلوگرم و فاصله خطوط را بايد بين 40 تا 60 سانتي متر و فاصله بوته ها را بين 5 تا 7سانتي متر انتخاب کرد. در زراعت‌هاي دستپاش مقدار بذر مورد نياز بيشتر از زراعتهاي خطي و حدود 35 تا 40 کيلوگرم در هکتار است. در زراعتهاي خطي که کاشت بوسيله بذر پاش انجام ميشود معمولاً بذر را در وسط و يا کناره هاي خطوط کاشت ميکارند. عمق کاشت بذر کنف در شرايط مختلف بين 1 تا 3 سانتي متر تغيير کرده و مناسب ترين آن حدود 2 تا 3 سانتي متر است. هنگام کاشت براي پيشگيري و از بين بردن پاره اي از بيماريهاي بذر زاد بهتر است قبل از کاشت بذر را با سموم سيستميک و يا سمومي بر مبناي P.C.N.B ضدعفوني نمود. داشت داشت،آبياري تنک کردن،وجين و مبارزه با آفات و بيماريها از ضروريات داغشت مي باشد. آبياري : مقدار آب مورد نياز کنف از زمان کاشت تا رسيدن کامل بستگي به تراکم بوته ها،جنس خاک ، درجه حرارت و رطوبت نسبي محيط و مقدار ريزش باران دارد در مناطقي که حدود 500 تا 750 ميلي متر بارندگي ساليانه داشته باشد مي توان زراعت ديم کنف را انجام دهد در غير اين‌صورت آبياري الزامي است. در جنوب ايران به علت شور بودن زمينها بهتر است از کاشت کنف به صورت کرتي اجتناب کرده و اين گياه را به صورت خطي کشت کرد. تنک کردن و وجين : پس از آنکه رشد اوليه کنف کامل شد و ارتفاع بوته ها حدود 10 تا 12 سانتي متر گرديد. بايستي بوته هاي اضافي را تنک و از بين خارج نمود عمل تنک کردن يا معمولاً با دست انجام ميشود پس از پايان آن بايد فاصله بوته ها در روي خطوط بين 5 تا 7 سانتي متر و فواصل خطوط در مورد کنف ليفي 20 تا 30 و در مورد کنف بذري 40 تا 60 سانتي متر باشد.براي جلوگيري از رشد علفهاي هرز لازم است در 2 تا 3 و حداکثر 4 مرتبه مزرعه را وجين کرد. مناسب ترين وسيله مبارزه استفاده از کولتيواتور است. آفات و بيماريها : مهمترين آفات کنف عبارتند از : آفات کرم خاردار ، کارادرينا ، تريپس ، آگروتيس و شته . که سم مورد مصرف براي تريپس ، شته متاسيستوکس 5/1 در هزار ميباشد و براي کرم خاردار وکارادرينا و آگروتيس مي توان از سم سوين به نسبت 2 کيلو در هکتار استفاده کرد. از ديگر آفات سر پولک (Padagrica mentriesi) ميباشد که با سم تيودان مي توان با آن مبارزه نمود. آفت ديگر کرم ريشه يا لارو پروانه (Agrotis segetum) که براي مبارزه با آن بايد با علف هاي هرز مبارزه و با ليندين 25 درصد طعمه پاشي نمود. آفت ديگر کرم ساقه کنف( pyrausta nubilalis )مي باشد که با قطع و سوزاندن علفهاي هرز اطراف مزرعه در ماههاي تير و مرداد مي توان با آن مبارزه نمود. از بيماريهاي مهم کنف عبار تند از : (1) بيماري پوسيدگي طوقه و ريشه کنف (Fusarium bucharicum) که عامل آن قارچ مي باشد که براي مبارزه و پيشگيري آن کارهاي زير ضروري است: (1) تهيه ارقام مقاوم، (2) رعايت اصول آيش و تناوب. (3) خود داري از کشت در زمين هاي باتلاقي و يازمين هائي که داراي املاح کلسيم زياد مي باشند. (4) مبارزه شيميائي که تا حدودي مشکل مي باشد. 2- بيماري لکه ارغواني برگ کنف 3- بيماري لکه دودي کنف 4- بيماري پوسيدگي خاکستري کنف مي باشد. برداشت زمان برداشت کنف در گيلان و مازندران از حدود اوايل مهر تا اواخر مهر و در خوزستان و فارس از اوايل تا اواخر آبان ماه و در ورامين اواسط آبان تا اواسط آذر مي باشد. برداشت کنف زماني بايد انجام شود که ساقه کاملاً خشک نشده باشند در غير اينصورت به علت چسبيدن الياف به جدار ساقه جدا کردن آنها مشکل و از کيفيت آنها کاسته مي شود. جهت مصرف در کارخانجات کاغذسازي موقعي به برداشت کنف اقدام مي شود که مقدار محصول خشک ساقه حداکثر و کپسول ها رسيده باشد. اگر کشت کنف براي تهيه بذر باشد مي توان در اواخر مرحله زندگي کنف بتدريج که کپسولها مي رسند آنها را از ساقه جدا و در محل مناسبي انبار نمود و يا زمان رسيدن دانه ها که حدود 2 ماه پس از ظهور اولين گل در گياه مي باشد ساقه ها را به وسيله ماشين يا اره موتوري و با داس قطع کرده و در دسته هاي 20 تا 25 کيلوگرمي دسته بندي و در مزرعه در معرض جريان هوا قرار داده تا خشک شوند پس از 2 تا 3 و حداکثر 7 روز آنها را با وسايل مختلف کوبيده و دانه ها را از ساير مواد جدا کرده و در داخل گوني هاي کنفي ريخته و انبار مي کنند. عدم وجود رطوبت و جريان داشتن مناسب هوا در انبار بايد رعايت شود. اگر هدف از کاشت کنف تهيه الياف باشد معمولاً قبل از آنکه ساقه ها بطور کامل برسند و قبل از چسبيدن الياف به جدار ساقه برداشت بايد انجام گيرد. هنگام برداشت ساقه ها را از ريشه از زمين خارج مي کنند در صورتيکه ساقه ها را از نزديک سطح زمين کف بر نمايند.کيفيت الياف بهتر مي باشد و ريشه ها و گل و لاي اطراف ريشه داخل ساقه ها نمي شوند. پس از برداشت براي کاهش رطوبت ساقه و افزايش سرعت تبخير،ساقه ها را در دسته هاي کوچک به شکل خاصي در مزرعه به حالت ايستاده قرار مي دهند که به آن چاتمه کردن مي گويند. پس از چند روز دسته هاي ساقه را درون حوضچه هائي که در آن ها آب جريان دارد قرار مي‌دهند و درجه حرارت آب داخل حوضچه ها بايد حدود 30 تا 32 درجه سانتي گراد باشد. عمل تخمير پوست ساقه توسط ميکروارگانيسم هاي موجود در آب صورت مي گيرد. مدت زمان تخمير بستگي به درجه حرارت آب داشته و در شرايط مساعد بين 10 تا 20 روز است و در صورت نامساعد بودن شرايط ممکن است تا دو ماه به تعويق بيفتند. پس از پايان عمل تخمير و جدا کردن الياف و شستشو دادن و تميز کردن آنها الياف را آويزان کرده تا خشک شوند. حدود يک بيستم وزن ساقه ها را الياف خشک تشکيل مي دهد. رنگ معمولي ساقه کنف هيچگونه تاثيري در رنگ الياف نداشته و در صورتيکه تخمير و شستشوي آنها دقيق انجام شود الياف سفيد و شفاف حاصل خواهد شد. دامنه انتشار مناطق کاشت کنف در گيلان و مازندران : قائم شهر، بابل ، آمل ، محمود آباد ، بندپي ، سرخ رود ،نور ، لنگرود آستانه ، رشت – بندر انزلي استان فارس : داراب ، کازرون. کرمان : بم، رفسنجان و جيرفت . تهران : ورامين. خوزستان : دزفول ايرانشهر ، بندرعباس ، ميناب ، مهران

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۴ساعت 12:1  توسط ناصر صادقی   | 

جمع آوری آب Water Harvesting:
جمع آوری آب به کلیه عملیاتی اطلاق میگردد که در حوضه های آبگیر برای افزایش رواناب انجام میگیرد. در بسیاری از مناطق خشک و نیمه خشک، بخش عمده از آبی که به درون خاک نفوذ میکند یا از راه تبخیر مسقیما هدر میرود یا از راه تعرق توسط گیاهانی که از نظر اقتصادی بیفایده هستند به مصرف میرسد. برای مثال؛ در حوضه رودخانه های کلرادوی آمریکا، کمتر از 6% بارندگی به صورت جریان رودخانهای ظاهر میشود. ثابت شده است که استفاده از گیاهان به عنوان راه حلی برای افزایش جریان رودخانه ای موثر میباشد و ممکن است انتظار داشت که این روش بیشتر مورد استفاده قرار گیرد. روش سریعتر برداشت آب، نگهداری آن در آبگیرهاست. آبگیرها مناطقی هستند که از بتن، ورقه های فلزی، آسفالت یا خاک غیرقابل نفوذ به نحوی ساخته شدهاند که آب بارندگی را گرفته و ذخیره میکنند. در برداشت موفقیت آمیز آب نه تنها باید به جمع آوری آب توجه داشت، بلکه به انتقال و ذخیره سازی آب جمعآوری شده نیز باید توجه کرد. عملیاتی که روی آبگیرها انجام میشود از تسطیح خاک و خارج کردن پوشش گیاهی تا استفاده از غشاء پلاستیکی و ورقه های آلومینیومی متغیر است. در برخی آزمایشات، عملیات ساده تسطیح خاک و خارج نمودن پوشش گیاهی، مقدار جریان سطحی را تا سه برابر افزایش داده است. آببندی کامل، مقدار جریان سطحی را تا صددرصد افزایش میدهد. جمع آوری آب به منظور توسعه منابع آب مورد نیاز حیات وحش و چارپایان اهلی و گاهی اوقات مصارف شهری نیز به کار میرود. کمبود آب در مقیاس جهانی مهمترین فاکتور محدودکننده برای عملکرد گیاهان زراعی است، با کاهش میزان آب فعالیتهای فیزیولوژیکی گیاهان یا کاهش مییابد (البته عکس آن نیز صادق است بدین معنا که با رسیدگی فیزیولوژیکی میزان آب گیاه کاهش مییابد) با توجه به اینکه کمبود آب متداولترین فاکتور محدودکننده در تولید محصولات زراعی به خصوص در مناطق نیمه خشک دنیا است هر اقدامی در جهت تامین قسمتی از آب مورد نیاز گیاه میتواند در افزایش تولید موثر باشد. معمولا رواناب موقعی جاری میشود که باران روی خاک اشباع شده ببارد. در مناطق مرطوب چون خاک در اکثر مواقع اشباع است، رواناب بلافاصله بعد از بارندگی جاری میشود. ولی در مناطق خشک، خاک به ندرت اشباع بوده و در صورتی رواناب جاری میشود که شدت بارندگی از حد معینی تجاوز نماید. مثلا در تحقیقات انجام شده در آفریقا به این نتیجه رسیده اند که زمانی رواناب جاری میشود که سرعت بارندگی از 0.5 میلیمتر در دقیقه بیشتر و مقدار آن نیز بیش از مقدار 5 میلیمتر باشد. معمولا به دلیل پوشش گیاهی پراکنده و کمبود مواد آلی و همچنین پیدایش یک لایه غیرقابل نفوذ در اولین لحظات پس از بارندگی، توانایی خاکهای خشک در جذب بارندگی بسیار کم است. بنابراین در شرایط بسیار خشک، کاهش رواناب و افزایش نفوذپذیری خاک موثر نبوده و به دلیل کم بودن رطوبت قابل ذخیره در خاک و ناکافی بودن آن برای زراعت، باید در جهت عکس کوشش نمود؛ یعنی رواناب را در بعضی اراضی افزایش داد و نفوذپذیری خاک را کاهش داد. و سپس از آب حاصله در جاهای مناسب دیگر استفاده نمود. به این عمل جمع آوری آب گفته میشود. با این اوصاف، جمع آوری آب عبارت است از جمع آوری آب از منطقهای که برای افزایش رواناب آماده شده و استفاده از آب حاصله بعنوان مکمل رطوبت خاک در منطقه مجاور یا پاییندست که ارتفاع پایینتری دارند. در بسیاری از مناطق خشک که بارندگی برای تامین نیاز زراعت کافی نیست جمع آوری آب به اضافه مفدار رطوبتی که در خاک ذخیره شده میتواند برای تولید گیاهی کافی باشد. مشروط به اینکه بین میزان آبی که از یک ناحیه گرفته شده و ناحیهای که آب در آن به مصرف میرسد توازن صحیحی برقرار گردد. تکنولوژی جمع آوری آب بر اساس دو روش عمده استوار است: یکی انتقال آب از تپه ماهورهای لخت و بدون پوشش گیاهی به اراضی نسبتا مسطح و دیگری ایجاد پستی و بلندیهای کوچک در اراضی صاف و مسطح که نمونه هایی از آن عبارتند از: الف ـ حوضچه های آبریز کوچک
در این سیستم زراعی، رواناب حاصله از قسمتهایی از مزرعه را به نوارهای باریکی که در آن زراعت صورت میگیرد، انتقال میدهند. یا به عبارتی، رواناب را از قسمت بالا یعنی منطقه آبریز روی بخش تحتانی که سالانه کشت میشود پراکنده میسازند. طرز عمل به این صورت است که در سطح زمین پشتههای نسبتا عریض ایجاد مینمایند تا شکلی مشابه یک حوضه آبریز درست شود و گیاهان زراعی را بین دو پشته میکارند. نسبت منطقه آبریز به عرض تراس مسطح ممکن است 3 به 1 و 2 به 1 و یا 1 به 1 باشد. و نسبت مناسب برای تمام محلها بر حسب نوع خاک و میزان بارندگی واحد نمیباشد. برای ازدیاد رواناب از پشتههای تامین کننده آب روشهای مختلفی بکار میرود: 1 ـ استفاده از لایه های نازک پلاستیکی یا لاستیکی و یا ورقه های فلزی برای پوشاندن زمین.
2 ـ ـ پوشاندن خاک با مواد دافع آب و پاشیدن مواد ارزان قیمتی که نفوذ آب را کاهش داده و یا پراکنده کردن کلوئیدهای خاک برای مسدود کردن منافذ مثلا مصرف 45 کیلوگرم کربنات سدیم در هکتار روی خاک رسی ـ لومی بدون گیاه، رواناب حاصله را به 70% میساند.
3 ـ استفاده از سلیکون به منظور غیر قابل نفوذ کردن خاک که نتایج خوبی داشته است.
4 ـ قیرپاشی که هم نسبتا ارزان و هم پوشش بادوام و چسپندهای تشکیل میدهد تا از فرسایش هم جلوگیری شود. چون بدون کنترل فرسایش، پشتههای آماده شده ممکن است در عرض یک فصل از بین بروند و در برخی مناطق به قیر، ورقه های نازک پلاستیکی نیز چسپانده اند. این سیستم نسبت به آیش که آب را از یک سال برای سال بعد ذخیره مینماید و هر دو سال یکبار کشت میشود کارآمدتر میباشد.
ب ـ تراسهای پلکانی مسطح
این سیستم از یک سری سکوی پلکانی مسطح تشکیل شده که منطقه جمع آوری آب ندارد و آبهای خارجی میتوانند توسط تراسهای منحرف کننده برای سکوها تامین شوند، یا میتوانند فقط با آبی که روی آنها قرار گرفته کشاورزی شوند و چون از رواناب جلوگیری میکنند و آب به خوبی روی منطقه کاشت نگهداری و ذخیره میشود میتوان محصول قابل توجهی از آنها برداشت نمود.
ج ـ تراسهای مسطح نگهدارنده آب
این تراسها ساختمانهای خاکی هستند که در دامنههای شیبدار به این منظور احداث میشوند که قبل از اینکه سرعت رواناب به حد خسارتبار خود برسد از سرعت آن بکاهند و شامل یکسری سکو میباشد که بسته به اینکه برای حفاظت آب یا حفاظت خاک مورد استفاده قرار گیرند با انواع مختلف ساخته میشوند. این سکوها رواناب را از قسمت آبریز گرفته و روی بخش مسطح که زراعت میشود نگهداری میگردد.
د ـ تراسهای کانالی شیبدار
که به این منظور طراحی شدهاند که آب اضافی را به قسمتی از مزرعه منتقل نمایند و فاصله آنها بستگی به شیب دارد و شیب سکو طوری است که بتواند حجم آب در حال افزایش را حمل نماید دارای محل خروج آب بوده تا بتواند آب را به نحو مطلوب خارج نماید. این تراسها که به مجاری شیبدار نیز معروف میباشند در مناطقی که به علت شیب زیاد امکان درست کردن تراس وجود نداشته باشد برای جلوگیری از تلفات خاک و آب در اثر جریانهای سطحی ایجاد میگردند. این مجاری باید طوری ساخته شوند که دارای ظرفیت کافی برای جمعآوری آبهای زیادی و هدایت آن به زمینهایی که دارای شیب کمتری هستند باشند. این مجاری در جهت عمود بر شیب و در امتداد خطوط تراز ساخته میشوند و عمل اصلی آنها عبارت است از متوقف کردن آب برای نفوذ در زمین و همچنین هدایت آبهای اضافی به جاهایی که خطر فرسایش ایجاد ننموده و بتواند تولید محصول نماید. با توجه به اینکه مشکل اساسی در دیمکاری، ذخیره و حفظ رطوبت در داخل خاک است؛ جمع آوری سیلابها و هرزآبها از سطوح بزرگی که از نظر اقتصادی کشت وکار در آنها مقرون به صرفه نیست و انتقال و پخش آنها در سطوح کوچکتر قابل کشت، یکی از مسایل قابل توجه میباشد.
یک بارندگی 10 میلیمتری در یک حوضچه آبگیر ممکن است در عرض 4 تا 5 ساعت سیلابی را ایجاد نماید که مقدار آب آن به 30هزار مترمکعب برسد. یک باران چند میلیمتری را میتوان در یک حوضچه آبگیر و در یک محدوده کوچک ذخیره کرد بطوریکه معادل چند صد میلیمتر باران باشد. قدمت این کار به حدود 2000 سال پیش میرسد و هم اکنون نیز در تکنولوژی مدرن دیمکاری مورد استفاده قرار میگیرد و در کشورهای مختلف نتایج مطلوبی از آن به دست آمده است.
تعاریف لازم در زمینه مرتع و آبخیزداری
آبخیز (watershed) چیست؟
حوزه آبخیز تمامی سطحی را در بر میگیرد که آبهای سطحی در آن منطقه به سمت نقطه یا محل مشخصی جریان مییابد
آبخیزداری (watershed management) چیست؟
- علم مطالعه و مدیریت آبخیزها که عبارت از مجموعه مطالعاتی است که برای اداره یک حوزه آبخیز انجام میشود. - طراحی و مدیریت حوزه به منظور حفاظت و استفاده صحیح و پایدار از منابع طبیعی با توجه ویژه به منابع آب و خاک. بند اصلاحی (check dam) چیست؟
سازههای احداثی در طول آبراههها و خندقها.
دبی (discharge) چیست؟
حجم آبی که در واحد زمان از مقطع مشخصی از لوله یا رودخانه عبور میکند.
رانش (land slide) چیست؟
در این پدیده بخشی ازدامنه جدا شده و بدون آنکه طبقات آن تغییر جهت دهند به پایین دامنه حرکت میکند. در این پدیده ممکن است قطعه زمینی که به پایین دامنه سقوط میکند به کلی متلاشی گردد.
سیل (flood) چیست؟
جریان یافتن یا بالا آمدن نسبتاً زیاد آب در یک رودخانه، به اندازهای که از مواقع معمولی به طور وضوح بیشتر باشد. - جریان یافتن آب با دبی بیش از ظرفیت رودخانه .
فرسایش (erosion) چیست؟
به طور کلی فرسایش به فرایندی گفته میشود که طی آن ذرات خاک از بستر اصلی خود جدا شده و به کمک یک عامل انتقالدهنده به مکانی دیگر حمل میشود.
کشت روی خطوط تراز (Contour farming) چیست؟
در این کشت شخم و کشت در روی خطوط تراز انجام میشود. این عمل علاوه بر حفاظت خاک آب را نیز حفظ میکند و رطوبت بیشتری را برای محصول فراهم میسازد.
کشت نواری(Strip cropping) چیست ؟
کشت نواری سیستمی است که در آن، محصول مورد نظر و گیاهان مقاوم به فرسایش مانند گراس و لگومینوزه در نوارهای متناوب در سراسر شیب کشت میشوند. در کشت نواری سرعت جریان آب که در نوارهای محصول زیاد است در اثر برخورد با نوارهای علوفه کم شده و منجر به رسوب مواد در اثر کاهش آبدوی میگردد.
هشدار سیل (flood warning) چیست ؟
هشدار دادن به ساکنان مناطق سیل گیر مبنی بر احتمال وقوع سیل در مکانی معین. این گونه اخطارها به منظور انجام اقدامهای حفاظتی و پیشگیری از افزایش زیانهای مالی و جانی سیل، از ایستگاههای پایاب داده میشود. پس از جمع آوری اطلاعات محیطی، تجزیه و تحلیل آنها و تهیه گزارش، خطر وقوع سیل به آگاهی مردم میرسد. GISچیست؟ GISمخفف کلمه Geografhic Information Systems و به معنی سامانههای اطلاعات جغرافیایی میباشد. GIS یک سیستم اطلاعاتی متشکل از سختافزار، نرمافزار و کاربرانی است که در رابطه با دادههای مکانی به منظور بررسی تغییرات و تجزیه و تحلیل و ارتباط آنها با دادههای توصیفی بعنوان ابزاری قوی در تصمیمگیری و مدیریت منابع محیطی به کار گرفته میشود. جنگل(forest) چیست؟
جنگل منطقه وسیعی پوشیده از درختان، درختچهها و گونههای علفی است که همراه با جانوران وحشی نوعی اشتراک حیاتی گیاهی و جانوری را تشکیل داده و تحت تأثیر عوامل اقلیمی و خاکی قادر است تعادل طبیعی خود را حفظ کند. برخی از فواید درختان عبارتند از: تولید اکسیژن، جذب گرد و غبار، گاز کربنیک و دیگر گازهای شیمیایی موجود در هوا، جلوگیری از نفوذ سر و صدا و تشدید آلودگیهای صوتی در شهرها
.مرتع (range) چیست؟
زمینی اعم از کوه ،دامنه وزمین مسطح  با پوشش طبیعی که دارای سابقه چرای دام بوده وعرفا مرتع نامیده میشود. چراگاه (pasture) چیست؟
شامل اراضی است که معمولاً پوشش آن اصلاح شده و غالباً آبیاری میشود. به اراضی و قطعات مراتع در مناطق مرطوب نیز میتوان چراگاه اطلاق نمود.
مرتعداری (range management) چیست ؟
عبارت است از اداره اکوسیستم مرتع به منظور استفاده بهینه از منابع و تولیدات و سرویسهای آن با تأکید بر حفاظت آب و خاک و سرانجام محیطزیست.
اشکوب (layer or stratum) چیست؟
در یک جامعه گیاهی هر گاه پوشش گیاهی در سطوح مختلف ارتفاعی به نحوی قرار گیرد که ارتفاع گیاهان هر لایه از طبقات زیرین و بالایی متمایز باشد، هر یک از این طبقات ارتفاعی هم سطح را اشکوب مینامند. بعنوان مثال در جنگلها معمولاً سه اشکوب مشخص شامل درخت، درختچه و پوشش علفی وجود دارد. اکولوژی (ecology) چیست؟
عبارت است از مطالعه ارتباط موجودات زنده نسبت به یکدیگر و محیطشان .پروانه چرا (grazing license) چیست؟ سندی است که برای شمار و نوع مشخص دام در قطعات مشخص و برای مدت زمان معین صادر میشود. چرا (grazing) چیست؟
تغذیه دام و حیات وحش از گیاهان زنده و سرپا. این تعریف، چرای سرشاخههای گیاهان و درختچه ها را شامل نمیشود. وضعیت مرتع (range condition) چیست؟
وضعیت فعلی نباتات علوفه ای و خاک مرتع در مقایسه با وضعیت مناسب و مطلوب آن مرتع در شرایط آب و هوایی موجود. شایستگی مرتع یا پایداری (range suitability) چیست ؟
حالتی که بتوان از مرتع به عنوان چرای دام استفاده نمود و این امر استفاده مرتع را در سالهای آتی محدود نکرده، بتوان برای سالیان طولانی از مرتع استفاده کرد بدون اینکه به منابع پوشش گیاهی و خاک آن و یا مناطق مجاور صدمه ای وارد شود. ظرفیت چرا (grazing capacity) چیست؟
حداکثر تعداد دام که در مرتع مشخص و در زمان معین میتواند چرا کند، بدون اینکه بر کمیت و کیفیت پوشش گیاهی و سایر موارد وابسته از قبیل خاک و آب و موارد دیگر خسارت وارد شود.
گرایش مرتع (range condition trend) چیست؟
جهت تغییرات وضعیت مرتع به سوی بهبود یا ویرانی
.بیابان (desert) چیست؟
پهنه ای است با چند ویژگی:
الف- بارش کم، دامنه نوسان دمای شدید، دمای بالا و تبخیر زیاد. تبخیر تقریباً بیش از دو برابر بارش است و باد عامل اصلی تخریب و فرسایش محسوب میشود.
ب – پوشش گیاهی بسیار فقیر و پراکنده. بیابانها اغلب بین 15 تا 30 درجه شمالی و جنوبی قرار گرفتهاند و به دلیل نزول جریانهای هوای خشک از بالای تروپوسفر به پایین، بخار آب در این مناطق کم شده و هوا بیش از حد خشک میگردد. ج – خاکهای این مناطق دارای مواد آلی کم و اغلب جوان و کم تحول یافته هستند.
بیابانزایی (desertification) چیست؟
ویرانی زمین در مناطق خشک، نیمه خشک تا نیمه مرطوب بر اثر عوامل گوناگون شامل تغییرات آب و هوایی و فعالیتهای انسان.(مصوبه گردهمایی محیط و توسعه سازمان ملل متحد در ژوئن 1992 در ریودوژانیرو-برزیل) نقش انسان در بیابانزایی چیست؟
انسان از طریق اعمال چرای مفرط، بوته زنی و بوته کنی، آبیاری غلط، عدم استفاده بهینه از قابلیت اراضی، تبدیل بی رویه اراضی مرتعی به دیمزار، عدم رعایت موازین علمی در شخم اراضی و غیره مجموعاً شرایط را پدید میآورد که درنهایت منجر به کاهش تولید بیولوژیک و گسترش اراضی بیابانی و کویری میشود.

بیابانزدایی (Combat desertification) چیست؟
به مجموعه فعالیتهایی که سبب توقف یا کاهش روند بیابانزایی شده و یا در جهت احیاء اراضی بیابانی باشد بیابانزدایی گویند. احیای پوشش گیاهی و بازآفرینی شرایط اکولوژیکی در مناطق بیابانی تنها راه مبارزه مؤثر با بیابانزایی است. تپه ماسهای (sand dune) چیست؟
شکلهایی از ناهمواریهای ماسه ای که بر اثر باد ایجاد میشود.
فرسایش بادی (wind erosion) چیست؟
برداشت مواد ریزدانه و حمل آن بر اثر باد، که موجب تشکیل تپه های ماسهای به شکلهای مختلف میشود را فرسایش بادی گویند. مالچ نفتی چیست؟ مالچ یعنی پوشش و پوشش دادن. مالچ نفتی مادهایست که از پسماندههای نفت خام در برج تقطیر پالایشگاهها بدست میآید. این ماده به صورت لایه نازک و قابل انعطافی بر روی تپه های ماسهای پاشیده شده و موجب تثبیت موقت این تپه ها میشود
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 0:20  توسط ناصر صادقی   | 

اکولوژی (Ecology )


 

اکولوژی :

این واژه در زبان فارسی به معانی بوم شناسی ، پیرامون شناسی ، اکولوژی ، شناخت محیط زیست و محیط زیستی به کار رفته است .

تعریف اکولوژی :

در زمینه علوم زیستی و به ویژه در کشاورزی در پاسخ به این سوال که اکولوژی چیست ؟ می توان گفت : علمی است که به بررسی روابط متقابل محیط و موجودات زنده ساکن در آن محیط  می پردازد و یک شناخت کلی از تاثیراتی که موجودات بر روی محیط دارند و همچنین تاثیراتی که محیط بر موجودات تحت پوشش خود می گذارد به انسان می دهد .

در این علم به روابط بین موجوداتی که در یک محیط با هم زندگی می کنند و نوع و چگونگی تقابلشان با یکدیگر نیز توجه بسیار می شود .

گستره اکولوژی :

در این علم محیط هایی که با هم تفاوت های کلی ای دارند و موجودات زنده موجود در آنها و مجموعه اکوسیستم آنها با هم متفاوت است به صورت جداگانه تقسیم و مورد بررسی قرار می گیرند ، که بر این اساس می توان به موارد زیر به عنوان نمونه هایی از این شاخه ها اشاره کرد :

ـ اکولوژی دریا

ـ اکولوژی بیابان

ـ اکولوژی جنگل

و غیره .

در اکولوژی  به چرخه های حیاتی به عنوان یکی از عوامل اصلی و تعیین کننده در نوع روابط بین اعضای یک اکوسیستم توجه خاصی باید کرد . بر اساس این چرخه ها می توانیم چگونگی تاثیر یک موجود بر موجود دیگر ( در نقش شکار یا شکار گر ) و همین طور همزیستی های بین آنها و همچنین تاثیر سایر اجزای یک اکوسیستم بر روی یکدیگر را دریابیم .

توجه به اطلاعات آماری در مورد جمعیت های جانوری موجود در اکوسیستم ها در زمان های گوناگون و همچنین چگونگی و کیفیت مهاجرت ها از اکوسیستمی به اکوسیستم دیگر و بسیاری اطلاعات دیگر درباره کنش و واکنش های بین عوامل تعیین کننده در اکوسیستم می تواند به شناخت اکولوژی و انجام و پیشبرد  تحقیقات اکولوژیک کمک فراوانی کند .

مطالب فوق را می توان به عنوان مقدمه ای بسیار جزئی برای آشنایی با علم اکولوژی مورد توجه قرار داد ، برای آشنایی بیشتر و آموختن این علم یک فعال در زمینه کشاورزی باید با تک تک موارد مرتبط با این علم آشنایی کامل پیدا کند و با شناخت تمام عوامل دخیل و آنالیز اطلاعات موجود در این علم بتواند در زمینه اکولوژی به جایگاهی دست یابد .
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 0:8  توسط ناصر صادقی   | 
v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} Normal 0 false false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

 

تاريخچه کشاورزي ايران

 

 

گفته مي شود که ايران يکي از اولين کشورهاي دنياست که در آن کشاورزي و تمدن شروع شده و انسان اوليه براي نخستين بار در فلات ايران به کشت و زرع و پرورش دام دست زده است.همچنين گفته مي شود که مهاجرت آريايي هابر خلاف مهاجرت مشهور چوپاني و در جستجوي چراگاههاي جديد نبوده بلکه مهاجرتي دهقاني و در جستجوي زمين بهتر براي کشاورزي بوده است. ] به نظر مي رسد منظومه درخت آسکوريک که از زمان ساسانيان باقي مانده (ترجمه ماهيار نوابي- بنياد فرهنگ ايران) ودر آن از رجز خواني يک بز در برابر يک نخل سخن مي رود_ نمايشگر اختلاف بين کشاورزان ودامداران اوليه است. اينکه منظومه به نفع بز که قادر به حرکت (کوچ) است پايان مي پذيرد حاکي از قدمت ريشه هاي اين منظومه است در آغاز ايجاد باغهاي باستان[ .

حفاري هايي که در اطراف کاشان به عمل آمده نشان مي دهد که در شش هزار سال پيش ايرانيان متمدن بوده و سيستم زراعي پيشرفته اي داشته اند. در حفاريهاي نقاط مختلف ايران مشخص گرديده که در حدود 3300 سال پيش از ميلاد مسيح درخت را در ري – کاشان و دامغان به طرز مشابهي نقاشي مي کرده اند و بنابراين در آن زمان از لحاظ باغباني ميان نقاط مختلف ايران رابطه برقرار بوده است

دين زرتشت به کشاورزي اهميت فراوان داده و در اوستا آمده است که سومين جايي که زمين شادمانترين است آنجاست که کي از خدا پرستان يشترين غله را کشت کند

و بيشترين گياه و ميوه را بکارد .

پطروشفسکي از استراسبون روايت مي کند که در قرن اول پيش از ميلاد مسيح ايرانيان کليه ي درختان ميوه اي که در يونان وجود داشته به استثناي زيتون کشت

مي کرده  اند . گزنفون از قول سقراط نقل کرده است که در عصر هخامنشيان باغهايي در ايران وجود داشته که آنها را پاراديس يا پرديس (اين کلمه در زبانهاي رايج اروپايي به معناي بهشت است) مي ناميدند و در آنها در ختان از حيث ارتفاع مساوي و روي خطوط منظم کشت شده و به وسيله چرخ چاههاي بزرگي که توسط گاو گردانده مي شدند آبياري مي گشت. از ميوه هاي مهم اين زمان ايران مي توان انگور-

خرما و انجير را نام برد.

با حمله اسکندر مقدوني کشاورزي ايران رو به افول گذاشت و بسياري از کاريز ها و باغها و مزارع اطراف آنها از بين رفت و اين وضع تا زمان به حکومت رسيدن اردشير بابکان ادامه يافت. ساسانيان به احياي قنوات و تشويق و توسعه زراعت و باغباني و دامپروري همت گماشتند و ايران مجددا " آباد شد . همچنانکه پتروشفسکي هم متذکر شده در کتاب پهاوي بوندهشن که مربوط به زمان ساسانيان است و امروزه آن را بن دهش مي ناميم از کشت انواع ميوه مانند پرتقال – سيب – انگور – خرما – به – ليمو – انار – هلو – فندق – سنجد – بادام –توت – گلابي –پسته – زرد آلو – گردو – شاه بلوط و نيز انواع سبزي و گل و مانند تره تيزک – تره – گشنيز – خيار – نرگس – ياسمن – نسترن – لاله – بنفشه هميشه بهار – گل سرخ و گل زعفران صحبت رفته است.

بعد از ساسانيان تا زمان حمله مغول کشاورزي ايران به تناوب دچار رکود (در زمان بني اميه) و رونق (در زمان بني عباس و حکومتهاي محلي) گشت. در زمان ديلميان باغباني يران به حداکثر توسعه خود رسيد و براي اولين بار کشت مرکبات در اطراف درياي خزر آغاز گشت.جالب اينجاست که در اين عصر بعضي از انواع سبزي مثل مار چوبه وگل کلم به مقدار زياد در ايران کشت و مصرف مي شدند ولي بعد ها کشت آنها منسوخ شد و  با وجود آنکه هنوز بعضي از کشاورذان آنها را توليد مي کنند هنوز مصرف آنها عموميت نيافته و جزوگياهان تفنني محسوب مي گردند .

در اثر حمله مغول همراه با ويران شدن ايران باغباني نيز از رونق افتاد و وضع بدين منوال بودتا آنکه غازان خان تيموري(اواخر قرن هفتم و اوايل قرن هشتم هجري قمري)  همت به آبادي مملکت و توسعه کشاورزي گماشت . در قلمرو وي انواع درختان ميوه و سبزي هادر تمام نقاط کشت مي شدند و باغباني آنقدر رونق داشت که از اصفهان انواع ميوه به هندوستان وآسياي صغير وازکرمان خرما به ساير ممالک صادر مي گشت 

در اين دوره اقليد و سورمق مرکز توليد برگه زردآلو وخراسان منطقه مهمي براي کشت انواع ميوه به شمار مي آمد . از زمان غازان خان (سال700 هجري قمري)کتابي به نام کتاب درعلم فلاحت و زراعت که نويسنده آن ناشناس است باقيمانده که درسال1323 

هجري قمري توسط عبد الغفارخان نجم الدوله با چاپ سنگي منتشر شده است.

بنا به گفته پتروشفسکي در کتاب مذکور که داراي فصول متعدد است در باره حفاظت بذر ها – غلات و اينکه کدام درخت وگياه از بذر مي رويد و کدام را بايد به صورت نهال کاشت .خواص انگور و ديگر درختان ميوه دار و بي ثمر اقسام نباتات زينتي و شايط کود (ربل)دادن صحبت گرديده  و به هر گياهي بخشي تخصيص يافته است .نويسنده در اين کتاب به مشاهدات تجارب و امتحان خويش در تيلستن(قلمه زدن)پيوند زدن انواع درختان مثمر و غير مثمر و نيز بذر افشاني  نهال کاري و غرس اشجار استفاده کرده و چنين بر مي آيدکه شخصا آزمايشهاي فني زيادي در کشاورزي به عمل آورده است. دانشمندان اين خطه در عين مطالعه درباره خواص دارويي گياهان به امور کاملا فني نيز مي پرداختند و دستگاههايي براي بهره برداري از آب تهيه ديدند که از آن جمله مي توان چرخ چاه خودکار (چرخ آب عين)را مثال آورد که محمد اصفهاني در قرن دهم هجري قمري جزو چهارده اختراع خود ذکر کرده مي نويسد:

(... هشتم- چرخاب عين است که آب از چاه عميق در غايت آساني کشيده ميشود  و دلو که بر لب چاه رسيد خود خالي مي گردد ) .

با اين همه پس از غازان خان تا اوايل قرن دهم هجري يعني شروع حکمراني صفويان دوباره کشاورزي ايران سيري نزولي راطي نمود که دليل اصلي آن عدم وجود يک حکومت مرکزي و ضعف قواي محلي و جنگهاي مداوم بين آنها بود . با مستولي شدن صفويان بر سراسر ايران و تشکيل يک حکومت مرکزي با قدرت بار ديگر کشاورزي در ايران رونق گرفت . هر چند که با وجود تمام کوششها حتي در زمان شاه عباس نيز به رونق قبل از حمله مغول نرسيد  .

در اين زمان در تمام ايران درختان ميوه بويژه زرد آلو – به – انار – بادام و انگور کشت مي شدند . کشت  خرما در خوزستان – فارس- کرمان و سيستان مرسوم بود و خرماي ايران (به ويژه خرماي جهرم )بهترين خرماي جهان به شمار مي آمد و مقدار زيادي از آن به هندوسستان صادر مي شد.کشت مرکبات در مازندران  و زيتون در مازندران و خوزستان معمول بوده . در اين دوره خرماي کرمان – پياز خراسان – انار يزد و شيراز و نيز پرتقال مازندران به خارج صادر مي گشت.

لوژن فالاندن که در آن عهد به ايران آمده در سفرنامه خود مي نويسد :زراعت ايران مانند زراعت اروپا است .

از زمان صفويان نيز کتابهاي کشاورزي مختلفي باقي مانده که مهمترين آنها ارشاد الزراعه تاليف فاضل هروي در سال921 هجري قمري است که در سال 1323 هجري قمري توسط عبد الغفارخان نجم الدوله با چاپ سنگي منتشر گشته است.بعد از صفويان حکمرانان هر کدام بر حسب قدرت و ضعف خود اثراتي بر روي کشاورزي ايران داشتند که روي هم رفته اثرات منفي بيشتر بود و ايران مانند بسياري از کشورها از قافله تمدن عقب افتاد و کشاورزيش صفويان نيز عقب تر رفت.اولين جنبش به سوي کشاورزي نوين در زمان صدارت شادروان ميرزا تقي خان اميرکبير بوجود آمد.

اين مرد کاردان ضمن ساير اقدامات اصولي خود سعي وافري نيز در پيشبرد کشاورزي نمود و علاوه بر وارد کردن انواع بذرهاي اصلاح شده با متخصصين خارجي هم قرار دادهايي منعقد ساخت و کشاورزي ايران را به سوي پيشرفت سوق داد.

در اوايل قرن چهاردهم هجري قمري با تاسيس اولين مدرسه کشاورزي ايران به نام مدرسه فلاحت مظفري و وارد کردن سيب زميني و انواع نهالهاي ميوه بخصوص سيب و گيلاس از خارج باغباني ايران توسعه بيشتري يافت و سپس با ايجاد مدارس متوسطه و عالي و دانشکده هاي کشاورزي موسسه اصلاح و تهيه بذر ونهال و غيره به وضع کنوني در آمد .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 23:46  توسط ناصر صادقی   | 
سرمازدگی

سيستمهای روش های فعال نياز به خرج نسبتا زياد و زمان محدود دارد اما رو شهای غيرفعال ميتواند در فرصت های مناسب با اقداماتی از قبيل تغذيه مناسب و پاشيدن مواد و انتخاب ارقام مقاوم و... صورت پذيرد.

از جمله رو شهای حفاظت های غيرفعال عبارتند از: حفاظت به وسيله ی بخاری که متداو لترين و قديميترين روشی است که در با غهای ميوه مورد استفاده قرار م يگيرد اما غيراقتصادی است. انتخاب باغ های ميوه در جاهايی که هوا جريان داشته باشد، فرش نمودن پلاستيک سياه در روی باغ که در طول روز انژری آفتاب را جذب نموده و از طرف شب حرارت را بالا م يبرد. آتش زدن تاير موتور و ديگر مواد سوختی که باعث بالا بردن هوای سرد از سطح باغ می شود. همچنين فرش کردن سطح باغ با ريگ درشت که در طول روز حرارت را جذب نموده و در شب حرارت سطح باغ را بالا برده و هوای سرد را از سطح باغ بلند ميکند.

هرساله شاهدبروزخسارات فراوانی ناشی ازپديده های جوی برروی محصولات کشاورزی مختلف می باشيم .عواملی همچون تگرگ،بادوطوفان،سيل وسرمازدگی و ….،باعث واردآوردن صدمات جبران ناپذيری برکشاورزی استان بوده که باتوجه به پيش بينی های هواشناسی دراين خصوص می توانيم تاحدزيادی ازپيامدهای ناشی ازاين عوامل کاسته ودرنتيجه باعث رشداقتصادی اين خطه ازلحاظ درآمدخانوارهای روستايی که به ميزان زيادی به کشاورزی وابسته است ،بشويم .

يکی ازمهمترين اين عوامل سرمازدگی ديررس بهاره وزودرس پاييزه می باشدکه باتوجه به وضعيت آب وهوايی اين منطقه لزوم شناخت ومبارزه صحيح باآن يکی ازالويتهای کميته فرعی وتخصصی بلايای

جوی واقليمی خواهدبود.

سرمازدگی :

سلولهای گياهی از نظر دمائی دارای آ ستانه های تحمل بالايی و پايينی می باشد که اگر دما از حد آستانه پايين گياه کمتر شود موجب بروز نارسائی در عملکرد بخشهای درون سلولی شده وهمچنين با توجه به

افزايش حجم آب در زمان يخبندان موجب پاره شدن ديواره سلولی ميگردد . هر چه ميزان کاهش دما بيشترو زمان ماندگا ری سرما طولانی تر باشد درافزايش ميزان خسارت مؤثر تر خواهد بود .

انواع سرما زدگی

الف- سرمازدگی انتقالی

ب- سرمازدگی تشعشعی

 الف  سرمازدگی انتقالی (فرارفت) :

يخبندان انتقالی شامل عبور يک جبهه هوای سرد ازبالای يک منطقه ،با درجه حرارتی در حد يا زير درجه ح رارت بحرانی که برای محصول خاصی در آن منطقه خطرناک است ،ميباشد .يک علامت مهم از يخبندان وجود باد شديد است .لذا وزش باد خطرناک سرد بر گياه منجر به يخبندان انتقالی ميگردد که در آن گياهان حرارت خود را به هوای سرد ميدهند .افت درجه حرارت در گياه ،خيلی سريعتر از از حالت يخبندان تشعشعی است.

اگر دما به حدی برسد که کمتر از آستانه تحمل گياه باشد موجب خسارت به گياه خواهد شد و استفاده از ارقام مقاوم و روشهای به زراعی در کاهش خسارت ناشی از اين نوع سرمازدگی مؤثر ميباشد.

 ب  سرمازدگی تشعشعی :

روند تغيير دما با افزايش ارتفاع بصورت کاهشی ميباشد ولی اگر با افزايش ارتفاع شاهد افزايش دما باشيم به اين وضعيت وارونگی دما اطلاق ميشودودر شبهايی که آسمانی آرام و صاف را شاهد باشيم وارونگی دما به وقوع می پيوندد . اين شرايط موجب می گردد که در سطح زمين سرما مستقر شود و هر چه شدت و ارونگی بيشتر باشدو به سطح زمين نزديکتر، در بروز خسارت مؤثرتر می باشد

روشهای مقابله با سرمازدگی تشعشعی

-1 ايجاد حرارت بوسيله بخاری ،اتش زدن کاه وکلش وشاخه های هرس شده وغيره

-2 استفاده از دستگاه مولد باد به منظور برهم زدن پايداری هوا

-3 غرقاب نمودن باغ :که اگر اين کار بصورت مداوم نباشد در شب های بعدی موجب خسارت ميگردد.

اغلب بيماريهای گياهان توسط عوامل زنده بوجود می آيند ، اما يکی از بيماريهای گياهان که از طريق عوامل غير زنده ايجاد ميشود ، سرمازدگی آنها ميباشد . ذرات يخ معمولاً در دمای صفر درجه تشکيل ميشود ، ولی ذرات يخی که در دمای صفر درجه بر روی سطح گياهان تشکيل ميشود قادر به نفوذ و اخلال در بافتهای گياهان نميشود. زيرا سلولهای گياهان دارای نمکهای محلول ميباشند و نقطه انجماد بافتهای گياهی کمتر از صفر درجه ميباشد. به همين دليل حرارتی دمای پائين در اکثر گياهان با توجه به مقاومتشان ، متفاوت بوده وکمتر از صفر ميباشد. البته بايد در نظر داشت که حساسيت قابل ملاحظه بعضی از محصولات که نسبت به يخبندان دارند سبب از بين رفتن آنها ميشود که اين وضعيت بخاطر آسيب ديدن بافت نيست ، بلکه به خاطر از بين رفتن جنين گياه ميباشد ، زيرا اگر جنين گياه کشته شود ، محصولاتی مثل ميوه جات نمی توانند رشد و نمو کنند. بنابراين از بين رفتن محصولات تنها به دليل آسيب ديدن بافتهای گياه نمی باشد.

راههای مقابله وراهکارهای محافظت در برابر يخبندان

اگرچه يخبندان يکی از عوامل جوی است که کنترل وقوع آن از دسترس انسان خارج است اما دانش و تجربه بشری در طول گذشت زمان راهکارهايی را ارائه نموده است که در کاهش خسارات ناشی از عنصراقليمی کارآمد بوده است .تعيين نوع يخبندان در هر منطقه ای از امنيت بيشتری برخوردار ميباشد ، زيرا مطالعه و بررسی نوع يخبندان در هر منطقه ای مشخص کننده شيوه مناسبی از مبارزه در ارتباط با سرمازدگی محصولات کشاورزی محسوب ميشود. از طرفی بايد خاطر نشان کرد که مبارزه با يخبندان و سرمازدگی ناشی از نوع يخبندان تابشی به مراتب امکان پذير تر از نوع يخبندان جبهه ای يا فرا رفتی ميباشد ، بعلاوه اگر درجه حرارت محيط تنها حداقل تا 3- درجه سانتيگراد باشد با استفاده روشهای فيزيکی از سرمازدگی گياهان ميتوان جلوگيری کرد.

 عواملی که باعث حساس شدن گياهان به سرما می شوند

-   ضعف‌های تغذيه‌ای
- آفات و بيماری‌ها
- سن گياه، گياهان خيلی جوان و خيلی پير به سرما حساس‌تر هستد.
- سرعت افت درجه حرارت
- مدت سرما
- ميزان ابری و صاف بودن و رطوبت هوا
- ميزان رطوبت بافت‌های گياهی و موارد ذخيره‌ای آن.
- محل باغ، نوع خاک، جهت شيب، پستی و بلندی زمين.

 تفاوت سرمازدگی و يخ زدگی

سرمازدگی در فصل رويش و در درجه حرارت های بالای صفر اتفاق می افتد، در صورتی که يخ‌زدگی در فصل رويش و يا زمستان و در درجه حرارت های زير صفر اتفاق می افتد.

راههای مقابله وراهکارهای محافظت در برابر يخبندان


اگرچه يخبندان يکی از عوامل جوی است که کنترل وقوع آن از دسترس انسان خارج است اما دانش و تجربه بشری در طول گذشت زمان راهکارهايی را ارائه نموده است که در کاهش خسارات ناشی از عنصراقليمی کارآمد بوده است .تعيين نوع يخبندان در هر منطقه ای از امنيت بيشتری برخوردار ميباشد ، زيرا مطالعه و بررسی نوع يخبندان در هر منطقه ای مشخص کننده شيوه مناسبی از مبارزه در ارتباط با سرمازدگی محصولات کشاورزی محسوب ميشود. از طرفی بايد خاطر نشان کرد که مبارزه با يخبندان و سرمازدگی ناشی از نوع يخبندان تابشی به مراتب امکان پذير تر از نوع يخبندان جبهه ای يا فرا رفتی ميباشد ، بعلاوه اگر درجه حرارت محيط تنها حداقل تا 3- درجه سانتيگراد باشد با استفاده روشهای فيزيکی از سرمازدگی گياهان ميتوان جلوگيری کرد.

اغلب بيماريهای گياهان توسط عوامل زنده بوجود می آيند ، اما يکی از بيماريهای گياهان که از طريق عوامل غير زنده ايجاد ميشود ، سرمازدگی آنها ميباشد . ذرات يخ معمولاً در دمای صفر درجه تشکيل ميشود ، ولی ذرات يخی که در دمای صفر درجه بر روی سطح گياهان تشکيل ميشود قادر به نفوذ و اخلال در بافتهای گياهان نميشود. زيرا سلولهای گياهان دارای نمکهای محلول ميباشند و نقطه انجماد بافتهای گياهی کمتر از صفر درجه ميباشد. به همين دليل حرارتی دمای پائين در اکثر گياهان با توجه به مقاومتشان ، متفاوت بوده وکمتر از صفر ميباشد. البته بايد در نظر داشت که حساسيت قابل ملاحظه بعضی از محصولات که نسبت به يخبندان دارند سبب از بين رفتن آنها ميشود که اين وضعيت بخاطر آسيب ديدن بافت نيست ، بلکه به خاطر از بين رفتن جنين گياه ميباشد ، زيرا اگر جنين گياه کشته شود ، محصولاتی مثل ميوه جات نمی توانند رشد و نمو کنند. بنابراين از بين رفتن محصولات تنها به دليل آسيب ديدن بافتهای گياه نمی باشد.

1- استفاده از وسايل گرم کننده مانند بخاری :
استفاده از بخاری به منظور گرم کردن موقت محيط موثر می باشد و بيشتر برای مبارزه با يخبندان نوع تابشی که تنها در طول شب اتفاق می افتد و تداوم شبانه روزی ندارد به کار می رود. حفاظت توسط اين روش متداول ترين روش برای جلوگيری از خسارت يخبندان است که بيشتر درر باغهای ميوه از آن استفاده شده چون تشعشعهای حرارتی از دست رفته در شبهايی که شرايط اينورژن برقرار است 9% تا 18% کالری در سانتيمتر مربع در دقيقه است به منظور ثابت ماندن درجه حرارت ، چون راندمان گرم کردن پايين است بايستی 3% تا 5% کالری در هر سانتيمتر مربع در دقيقه گرما تامين شود . از طرفی به منظور انجام اين کار بايد عوامل اقتصادی را نيز مد نظر د اشت زيرا تنها هدف گرم کردن نيست بلکه بايد توجه کرد که آيا اين گرم کردن مقرون به صرفه است يا نه .

مقدار بخاريهای مورد نياز به منظور تهيه گرمای لازم از طريق فرمول زير بدست می آيد :

حرارت مورد نياز به کالری در هکتاردر ساعت =تعداد بخاری در هکتار بازده کالری به ليتر سوخت  × مقدار سوخت مصرفی ليتر درساعت

از نظر مکانی بخاريها را در داخل رديف مثل درختان ميوه قرار ميدهند اما از آنجايی که هوای گرم صعود می کند وهوای سرد از اطراف به داخل باغ سرازير می شود لذا گذاشتن بخاريهای اضافه در رديفهای مرزی نتيجه بهتری را عايد می کند .
2- استفاده از ماشينهای ثابت مولد باد يا استفاده از هليکوپتر:
استفاده از موارد بالا به منظور مخلوط کردن نزديکترين لايه هوا ی گرم با هوای سرد روی زمين همزمان با رخداد پديده اينورژن می باشد . اين روش نيز تنها برای مبارزه با يخبندان ناشی از نوع تشعشی به کار می رود .استفاده از ماشينهای مولد باد در سالهای 30-1920 در امريکا متداول گرديد ، هرچند اين روش، روش مطمئنی نبود اما چون هزينه آن تنها 20% هزينه استفاده از بخاری بود ، استفاده از آن متداول گرديد .
3- استفاده از سوختهای جامد:
اين روش شامل ککهای نفتی يا مومهای جامد است . مزيتی که اين گونه سوختها نسبت به سوخت مايع دارند اين است که بر خلاف بخاريهای معمولی که با سوخت مايع کار می کنند و نمی توان آنها را زير درختان قرار داد اين سوختها را می توان زير درختان قرار داد بعلاوه جابه جا کردن و روشن کردن اين سوختها آسان است .

4-استفاده از توليد مه مصنوعی 
:
با استفاده از توليد مه مصنوعی می توان از کاهش درجه حرارت تا حدودی جلوگيری کرد . البته اين روش معايبی نيز دارد مانند ايجاد خطر برای رانندگان .از جمله معايب ديگر اين روش مقرون به صرفه نبودن اين روش می باشد .
5-روش حفاظت به وسيله پوشش :
اين روش يکی از متداولترين روشهای حفاظت در برابر خسارات ناشی از يخبندان می باشد .در بعضی مناطق مانند جنوب کشور درختچه ها را توسط پوششی از شاخ وبرگ درختان نخل می پوشانند ودر بعضی مناطق ديگر تنه درختچه های حساس و جوان را با خاک متراکم می پوشانند و بعداز برطرف شدن سرما در اولين فرصت خاکها را کنار می زنند .در مورد گياهان يکساله در شبهای سرد که احتمال يخبندان زياد است از کلاهکهای مخروطی شکل پلاستيکی استفاده می کنند چون خطر يخبندان نوع تشعشی فقط در هنگام شب می باشد ، در طول روز برای برخورداری از نور آفتاب و انجام عمل کربن گيری کلاهک را بر می دارند.
6- استفاده از زمينها و خاکهای مناسب :
در شبهای صاف و آرام کهيخبندان نوع تشعشعی رخ می دهد منطقه بالای کوه زودتر از دامنه انرژی خود را از دست داده و سرد تر می شود در نتيجه هوای مجاور آن نيز سرد تر و سنگين تر می شود و به طرف کف دره سرازير شده و در کف دره جمع و حالت وارونگی دمايی را به وجود می آورد بنابراين کف دره نسبت به دامنه خيلی سرد تر است و در سطح دامنه هوا به خوبی جريان دارد اما کف دره مثل مخزنی از هوا يسرد عمل می کند که مانع جريان هوا می شود در نتيجه زمينهای شيبدار در مناطقی که خطر يخبندان زياد است بهترين زمينها هستند .

در مناطقی که خطر يخبندان وجود ندارد زمينهايی که در دامنه ها ی جنوبی قرار دارند برای کشت محصولات زود رس مناسب می باشند اما از آنجايی که زمينهايی که در دامنه های جنوبی هستند انرژی بيشتری کسب می کنند و گياهانی که در آنها کشت ميشود انرژی بيشتری در دسترس دارند نسبت به گياهان دامنه شمالی ويا مناطق مسطح قبل از وقوع يخبندان شکوفه می کنند وبه همين دليل در معرض خطر سرمای بيشتری هستند .زمينهايی که در کنار يک منبع آب مثل دريا و غيره هستند به علت بالا بودن ظرفيت حرارتی آب نسبت به زمينهای ديگر کمتر با احتمال يخبندان مواجه هستند . خاکهايی که بتوانند در طول روز حرارت زيادی را در خود ذخيره کنند ودر شب آن را ساطع کنند برای رشد محصولات در مناطقی که خطر يخبندان وجود دارد مناسب می باشد اما خاکی که در طول روز حرارت را به آهستگی به سطح زمين منتقل کند سطح آن در طول شب زودتر و بيشتر سرد می شود.

 کاهش خسارت سرمازدگی (يخ زدگی) گلهای درختان ميوه هسته دار با کنترل باکتری های مولد

هسته يخ

تنها 0/1% تا 10% باکتريهای موجود در سطح گياهان فعاليت هسته يخ داشته و يا بطور مستقيم در صدمه يخ زدگی لازم اند (Lindow, 1998) آنتاگونيست ها ممکن است از طريق تغيير سطح اکولوژی ميکروبی برگ (اشتغال آشيان اکولوژی) با باکتريهای مولد هسته يخ رقابت کنند. بعارتی باکتريهای آنتاگونيست ممکن است يک مکان روی گياه را اشغال کنند که در غير اين صورت توسط باکتريهای مولد هسته يخ کلونيزه شوند. جمعيت باکتريهای مولد هسته يخ در شرايط مزرعه درتيمارهای بکارگيری باکتريهای آنتاگونيست 10 تا 1000 بار کاهش يافته است . کاهش صدمه يخ زدگی روی گياهان تيمار شده رابطه مستقيم لگاريتمی با کاهش جمعيت باکتريهای مولد هسته يخ دارد (Lindow, 1998)

سرما و يخ زدگی همه ساله خسارات قابل توجهی را به اقتصاد وچرخه توليد کشورتحميل می کند. بنابر اين برای مقاومت گياهان به سرماويخ زدگی لازم است تا مديريت تنش رعايت شود.
به گزارش خبرگزاری کشاورزی ايران (ايانا) سعيد ترکش اصفهانی_کارشناس ارشد اصلاح نباتات در مقاله ای به بررسی اثرات سرما بر گياهان پرداخته است.
در اين مقاله آمده است: سرما و يخ زدگی ازمهمترين عوامل قهری خسارتزا درمحصولات کشاورزی است وهمه ساله خسارات قابل توجهی را به اقتصاد وچرخه توليدکشور تحميل می کند.
سهم عامل تنش سرما و يخبندان نسبت به ساير عوامل تهديد کننده در زيربخشهای زراعی و باغی از وزن بسيار بالايی برخوردار است و پهنه وسيعی از حاصلخيزترين مناطق توليدی کشور ما و قسمت عمده محصولات اقتصادی مهم کشورهمه ساله در معرض تهديد تنش سرما و يخزدگی قرار دارند.
اين مقاله در خصوص تعريف تنش و عوامل تنش زا می افزايد: تنش عبارت است از هر گونه انحراف معنی دار از شرايط بهينه برای زندگی موجود زنده، و عوامل تنش زا باعث تغيير و اختلال در فرايندهای فيزيولوژيکی گياهی می شوند واز اين طريق توليد گياهان زراعی را تحت تاثير قرار می دهند .
تنش‌های محيطی عبارتند از:عوامل بيماری‌زا،علف‌های هرز،آفات ،آسيب هايمکانيکی،درجه حرارت،آب،خاک و ...
همچنين انواع يخبندانها که باعث خسارتهای زيادی می شوند عبارتند از: يخبندانهای تشعشعی و يخبندانهای انتقالی.
اين مقاله در خصوص روشهای مقابله با خسارتهای ناشی از سرما و يخبندان می افزايد: روشهای فعال (کوتاه مدت) و روشهای غيرفعال (درازمدت) برخی از اين روشها هستند.

همچنين آنچه که معمولا در جهت مقابله با سرما و يخبندان انجام می شود, حفاظت در برابر يخبندانهای تشعشعی است و روشهای حفاظتی نقش چندان موثری برای مقابله با يخبندانهای انتقالی ندارد.
بخاريها- سيستمهای آبياری و ماشينهای باد از مهمترين روشهای حفاظتی کوتاه مدت هستند.
خصوصيات استفاده از بخاريها عبارتند از: بالا بودن هزينه سوخت ،کارآيی بيشتر در باغهای ميوه نسبت به مزارع ، حداکثر کارآيی در شرايط وارونگی دمايی، مزيت تعداد زياد بخاريهای کوچک بر تعداد اندک بخاريهای بزرگ.
همچنين اساس استفاده از سيستمهای آبياری، افزايش ظرفيت و هدايت گرمايی خاک و آزادسازی گرمای نهان آب در هنگام يخ زدن را باعث می شود،که انواع ان عبارت است از:
آبياری سطحی (غرقابی و شياری)، آبياری بارانی ، سيستمهای آبپاش(رودرختی و زيردرختی) و آبياری قطره ای.
استفاده از روش ماشينهای بادنيز، تنها در صورت وجود وارونگی دمايی کارآيی استفاده دارند تا به صورت ترکيبی با ساير سيستمهای حفاظتی مورد استفاده قرار گيرند و ميزان کارآيی انها به شدت وارونگی دما بستگی دارد .
ساير روشهای حفاظتی فعال نيزعبارت است از: استفاده از بالگرد، دستگاههای مولد مه، پوشاندن گياه با پوششهای مخصوص،مالچ پاشی، استفاده از
پوشش کف يا فوم، استفاده از سيستم SIS(Selected Inverted Sink )، استفاده از سيستمهای تلفيقی، استفاده از بالگرد سبک در نقاط تجمع هوای سرد در سطح مزارع، پرواز بالگرد در ارتفاع پايين جهت بر هم زدن لايه های وارونگی و پوشش خاک با استفاده از مالچ جهت جلوگيری از هدر رفت گرمای خاک.
انواع سيستم های SIS نيز عبارتند از: دستگاه HEAT DRAGON جهت گرم کردن هوای سرد مجاور سطح زمين، دستگاه HEAT DRAGON جهت گرم کردن هوای سرد مجاور سطح زمين.
مهمترين روشهای حفاظتی غيرفعال نيز عبارتند از: انتخاب مکان مناسب، انتخاب محصول، انتخاب واريته، پوشش زمين، عمليات به زراعی(کوددهی, هرس, شخم,آبياری, تاريخ کاشت, عمق کاشت, و....)، به کارگيری سيتمهای نظارتی جامع مجهز به حسگرهای دمايی و زنگ اخبار(Monitoring)و استفاده از مواد شيميايی است.
بنابراين: اصلاح‌ برای‌ مقاومت‌ به‌ سرما و اصلاح‌ برای‌ مقاومت‌ به‌ يخ‌زدگی‌ (از نظر تئوری‌، عملی‌ و مفهومی)از يکديگر متفاوت است، منظور ازسرما، کاهش دما به حدود صفر درجه سانتيگراد ويا چند درجه بالاتراست که می تواند برحسب نوع گياه ودرجه مقاومت آن، به اندامهای مختلف(گل، برگ، ميوه، جوانه وشاخه) خسارت وارد کند.
اين مقاله گياهان را از نظر طبقه‌بندی انها‌ براساس‌ واکنش‌ آنها به‌ دماهای‌ پايين‌ ، به گياهان: حساس‌ به‌ سرما، حساس‌ به‌ دماهای‌ سرد بالای‌ صفر، حساس‌، حساس‌ به‌ درجه‌ حرارتهای‌ يخبندان‌ کم‌ يا دماهای‌ نزديک‌ به‌ صفر درجه‌ سانتی‌گراد، کمی‌ مقاوم‌، زنده‌ماندن‌ در دماهای‌ انجماد تا -5 درجه‌ سانتی‌گراد، نيمه‌مقاوم‌، زنده‌ماندن‌ در دماهای‌ انجماد در محدوده‌ -5 تا -10 درجه‌ سانتی‌گراد، بسيار مقاوم‌، زنده‌ماندن‌ در دماهای‌ انجماد در محدوده‌ -10 تا -20 درجه‌ سانتی‌گراد، خيلی‌ زياد مقاوم‌، گونه‌های‌ با حداکثر مقاومت‌ به‌ يخ‌زدگی‌ که‌ توانايی‌ تحمل‌ سرماهای‌ بسيار شديد(فراسردی‌) را دارند.
‌اساس ژنتيکی تحمل به‌ سرما عبارت است از: پلی ژن بودن وراثت اکثر صفات مهم اقتصادی از جمله مقاومت به سرما و يخبندان، تحت تاثير محيط بودن اين صفات و دشواری اندازه گيری آنها، متکی بودن مطالعه اين صفات بر روشهای آماری پيچيده و شاخصهای آماری مانند ميانگين, واريانس, کوواريانس, شاخصهای چندمتغيره و.....
استراتژی های بهنژادی برای‌ افزايش‌ مقاومت‌ گياهان‌ به‌ سرمانيز عبارتند از: اصلاح تدريجی گياهان برای مقاومت به سرما و يخبندان از طريق کاربرد روشهای مرسوم اصلاحی و انتخاب، انجام هيبريداسيون بين گياهان زراعی و خويشاوندان وحشی آنها که دارای صفت مقاومت به سرما و يخبندان هستند، اهلی‌کردن‌ گونه‌ های‌ وحشی‌ که‌ در محيطهای‌ سرد به‌ خوبی‌ رشد می‌کنند از طريق‌ اصلاح‌ و انتخاب‌ برای‌ بهبود صفات ‌زراعی‌ آنها، شناسايی‌ ژن‌های‌ مقاومت‌ به‌ سرما و يخ‌زدگی‌، کلون‌کردن‌ آنها و دست‌ورزی‌ ژنتيکی‌ آنها با استفاده‌ از روش‌های‌ بيولوژی‌ مولکولی، معرفی‌ ژنی‌ خالص و نو به‌ محيطهای‌ سرد به‌ منظور وسعت‌ بخشيدن‌ به‌ منابع‌ پايه‌ ژنی، مثال‌های‌ کمی‌ در مورد هيبريداسيون‌ بين‌گونه‌ای‌ شامل‌ گوجه‌فرنگی‌ و گندم‌ وجود دارد.
در جمعيتهای‌ اصلاح‌ شده‌ و سازگار گياهان‌ مختلفی‌ مانند ذرت‌، تنوع‌ ژنتيکی‌ فراوانی‌ برای‌ مقاومت‌ به‌ تنش‌ سرما ديده‌ شده‌ است اما استفاده‌ از نژادهای‌ خارجی‌ مقاوم‌ نيز موقعيتهای‌ مناسبی‌ را جهت‌ اصلاح‌ مقاومت‌ به‌تنش‌ سرما در اين‌ گياهان‌ فراهم‌ می کند .
‌به عنوان مثال در اصلاح‌ سيب‌ زمينی‌ می‌توان‌ از منابع‌ ژنتيکی‌ وحشی‌ مانند گونه‌های‌ وحشی‌ سيب‌ زمينی‌ مقاوم ‌به‌ يخ‌زدگی‌ به‌ عنوان‌ والد در تلاقی‌ها استفاده‌ کرد.
اين مقاله در پايان می افزايد: در هر گياه‌ زراعی‌ عملکرد نتيجه‌ نهايی‌ تمامی‌ فرآيندهای‌ بيوشيميايی‌ و فيزيولوژيکی‌، از زمان‌ سبزشدن‌ تا بلوغ‌ فيزيولوژيکی‌ و تأثيرات‌ متقابل‌ اين‌ فرايندها با محيط است، اختلاف‌ بين‌ عملکرد ثبت‌ شده‌ و ميانگين‌ عملکردها، به‌ عواملی‌ که‌ از بروز کامل‌ پتانسيل‌ ژنتيکی‌ گياهان‌ جلوگيری‌ می‌کنند مربوط می‌شود، برای‌ تعدادی‌ از مؤلفه‌ های‌ صفات‌ مقاومت‌ به‌ سرما، تنوع‌ ژنتيکی‌ وجود دارد. ترکيبی‌ از مقادير کمی‌ از اين‌ تنوع‌، با برخی‌ ازتکنولوژی‌های‌ دقيق‌ اصلاحی‌ که‌ در اينجا بحث‌ شد، می‌تواند زمينه‌ را برای‌ دستکاری‌ ژنهايی‌ در زمينه‌های‌ ژنتيکی‌ خالص‌ فراهم‌ سازد.
در مناطقی‌ که‌ گياهان‌ حساس‌ به‌ سرما کشت‌ می‌شود، هر جا که‌ دماهای‌ سرد درطول‌ فصل‌ رويش‌ غالب‌ است‌، اصلاح‌ مقاومت‌ به‌ سرما که‌ منجر به‌ توليد بهتر در مزرعه‌ می‌شود، می‌تواند قسمتی‌ از تفاوت‌ بين‌عملکردهای‌ بهينه‌ و عملکرد واقعی‌ را کاهش‌ دهد.
اصلاح‌ يک‌ صفت‌ مقاومت‌ به‌ سرما به‌ صورت‌ منفرد نمی‌تواند در يک‌ محيط دارای‌ محدويت‌ از نظر دما، اثری‌ روی‌ عملکرديک‌ ژنوتيپ‌ خاص‌ داشته‌ باشد، بلکه‌ راه‌ بهتر اين‌ است‌ که‌ چندين‌ صفت‌ مقاومت‌ را در زمينه‌ ژنتيکی‌ مناسب‌ جمع‌آوری‌ کنيم‌ تاژنوتيپ‌هايی‌ به‌ دست‌ آيند که‌ توانايی‌ توليد را در شرايط دمايی‌ سرد طی‌ فصل‌ رشد داشته‌ باشند0

 مجموعه ای از نمونه های گياهی خشک شده هرباريوم ناميده می شود.  چنين مجموعه ای برای تحقيقات سيستماتيک ضروری است. نمونه های هرباريومی اساس بيشترين شناخت ما از الگوی تنوعات در طبيعت را تشکيل می دهند. اين مجموعه ها تنوعات ريخت شناسی جمعيت ها ، گونه ها و تاکسون های بالاتر ، پراکنش جغرافيايی و اختصاصات بوم شناختی آنها را نشان می دهند.همچنين يک متخصص سيستماتيک با مطالعه ی چندين نمونه از سراسر دامنه پراکنش جغرافيايی يک گونه ، می تواند زما ن گلدهی و ميوه دهی آن را مشخص کند.

علاوه بر اين ، بخش های کوچکی از نمونه را ( با کسب اجازه ) می توان برای مطالعات گرده شناسی ، فراساختار ، ريز ريخت شناسی ، آناتومي  و( اگر کيفيت نمونه مناسب باشد ) DNA   جدا نمود . همچنين نمونه های گياهی خشک شده به عنوان اسناد علمی برای نشان دادن حضور يک گونه در يک مکان خاص ( در يک مطالعه محيطی يا فلوريستيک ) يا شناسايی يک گياه استفاده شده در يک آزمايش يا گياهی که کروموزوم های آن شمارش شده است يا نمونه DNA يا عصاره شيميايی از آن استخراج شده است به کار می روند. 

جمع آوری گياهان

  هنگام جمع آوری گياهان بايد نکات خاصی را در صحرا ثبت نمود. اين نکات عبارتند از :

1-  مکان : کشور ، استان ، يا ديگر تقسيمات کشوری ، فاصله از جاده يا شهر ، عرض و طول جغرافيايی .

2-  تاريخ جمع آوری

3-  نوع زيستگاه و گونه های همراه

4-  ارتفاع ، به ويژه در مناطق کوهستانی

5-  هر گونه اطلاعاتی در مورد گياه که در نمونه خشک و پرس شده واضح نخواهد بود مانند رنگ گل و يا برگ ها ، فرم رويش ، اندازه گياه ، وجود شيره رنگی يا شيری ، ويژگی های پوست ، فراواني  و نوع گرده افشان ها  .

نام جمع آوری کننده و همکاران او بايستی در داده های صحرايی آورده شود. اين اطلاعات را می توان در يک دفترچه صحرايی ( يا کتابچه جمع آوری )‌، يا يک ضبط صوت يا رايانه دستی ثبت نمود.

گياه يا گياهان جمع آوری شده بايستی نمايانگر تنوعات مشاهده شده در جمعيت باشند. ممکن است برای نشان دادن مناسب الگوی تنوع مشاهده شده چندين نمونه لازم باشد. گياهانی را انتخاب کنيد ک هبه خوبی رشد کرده و بيمار نباشند. در صورت امکان بايستی گياه کامل جمع آوری شود؛ هيچ گاه فقط يک گل يا برگ تنها جمع آوری نشود ! در صورت امکان نمونه بايستی همرا ه با بخش های زيرزمينی باشد. نمونه های فاقد گل و ميوه جمع آوری نشوند ؛  شناسايی چنين نمونه هايی مشکل است . گياهان علفی بزرگ ممکن است هنگام جمع آوری نياز به تا کردن يا برش های دقيق داشته باشند . در اين صورت قطعات بايستی به ترتيب مشخص شوند مانند بخش های پائينی ، ميانی و بالايی گياه . در چنين مواردی بايستی دقت کنيد که اطلاعات مهم از دست نروند. هنگام جمع آوری درختان يا درختچه ها نياز به جمع آوری ريشه نيست ؛ فقط چند شاخه که نشان دهنده ی تنوع در صفات رويشی و زايشی گياه است بريده می شود .

برخی از گياهان لازم است کارهای خاصی بر روی انها انجام شود . گياهان گوشتي  ( يا ميوه های بزرگ آبدار ) را می توان به طور طولی يا عرضی برش داد؛ در چنين گونه هايی اگر مواد گياهی ابتدا با قرار دادن در يک ماده نگهدارنده  مانند اتيل الکل قرار داده شوند يا در آب بسيار داغ کشته شوند يا اگر گياه منجمد شود ، ممکن است نگهداری بهتر صورت گيرد. گياهان شناور يا غوطه ور را می توان در يک تشت آب قرار داد و با يک قطعه کاغذ آنها را برداشت. در گونه های تک پايه يا دوپايه بايستی هر دو گل نر و ماده جمع آوری شوند.

به هر گياه که جمع آوری می شود بايستی يک شماره داده شود تا اطلاعات مربوط به آن تحت آن شماره ثبت شود. اکثر متخصصان سيستماتيک شماره گذاری را از 1 شروع می کنند و در تمام مسافرت ها به ترتيب شماره ها افزايش می يابد ، اما سيستم های شماره گذاری ديگری نيز امکان دارد مانند استفاده از شماره گذاری جديد برای هر سال يا هر ناحيه خاص ( 1-97 ، 2- 97  برای گياهان جمع آوری شده در سال 1997 يا  1-H   ، 2-H   برای گياهان جمع آوری شده در منطقه هيسپانولا ) .

اکثر متخصصان  سيستماتيک گياهی همراه داشتن لوازم زير را ضروری ( يا حداقل خيلی مفيد ) می دانند :

دفترچه يادداشت صحرايی ، پرس صحرايی يا پاکت پلاستيکي  محکم ، پرس خشک کن ، لوازم حفاری ، قيچی باغبانی ، روزنامه ، ذره بين دستي  × 10 ، چاقوی جيبی ، مداد نرم و نقشه . اقلام مفيد ديگر شامل شيشه ها و مايعات نگهداری ، دوربين و فيلم ، گياه خشک کن دستی ، دافع حشرات ، قطب نما ، ارتفاع سنج ، دستگاه تعيين موقعيت جهانی ، ريسمان محکم ( برای بستن برچسپ گياهان يا پاکت های نمونه ) و دانه های سيليکاژل ( برای خشک کردن مواد برای مطالعات  DNA ) .

پرس کردن و خشک کردن گياهان

 وقتی که يک گياه جمع آوری شد و اطلاعات صحرايی مربوط به آن نوشته شد بايستی با استفاده از يک پرس گياهی ، پرس و خشک شود . بايستی گياه قبل از پژمرده شدن پرس شود. يک پرس گياهی يا پری خشک کن شامل دو قطعه چوبی ( تخته پرس )‌ که با چوبهای به ابعاد  " 18 × " 1 ساخته شده است ؛ دو تسمه پرس ( يا طناب )‌ برای بستن پرس ؛ خشک کن برای جذب آب نمونه های گياهی ؛ و هواکش چين دار (‌مقوا يا آلومينيوم چين دار ) که باعث ايجاد جريان هوا در سراسر پرس می شود ، است.

يک روزنامه دور نمونه گياهی پيچيده می شود که بر روی آن شماره نمونه نوشته می شود (‌ اين شماره همان شماره اطلاعات ثبت شده در دفترچه يادداشت صحرايی است ) يا می توان شماره را بر روی يک قطعه کاغذ نوشت و آن را به نمونه بست . نمونه بايستی به گونه ای مرتب گردد که سطح بالايی و پايينی برگ ، گل و / يا ميوه ديده شوند. ميوه های بزرگ و سخت بايستی از گياه جدا شده و به دقت علامت گذاري  و جداگانه بسته بندی و نگهداری شوند. مواد گياهی بايستی به قدر کافی صفحه روزنامه را بپوشانند ، برای گياهان کوچک چند نمونه در يک صفحه قرار داده می شود ، ولی گياهان بزرگ بايستی تا شده يا به چند قطعه بريده شوند.

پرس به اين ترتيب قرار داده می شود : تخته پرس ،هواکش ، خشک کن ، روزنامه  ( با نمونه گياهی ) ، خشک کن هواکش و به همين ترتيب ادامه می يابد تا در آخر با قرار دادن يک  تخته پرس ديگر بسته می شود. پرس  بوسيله دو تسمه محکم بسته می شود. هنگامی که نمونه همراه با ميوه های سخت چون فندقه های بلوط يا گردو پرس می شود ، خشک کن يک سمت نمونه ( در در روزنامه ای که در آن پيچيده شده است ) را می توان با يک قطعه فوم ( Foam  ) کائوچو جايگزين نمود. فوم باعث توزيع متعادل فشار در اطراف ميوه شده و از چروکيده شدن برگ های نزديک ميوه جلوگيری می کند. ( اگر فوم در دسترس نبود می توان چند لايه دستمال کاغذی اطراف ميوه قرار داد ).

 حمل يک پرس خشک کن بزرگ به مناطق دور ممکن است عملی نباشد. بنابراين اغلب نمونه های گياهی در يک پرس صحرايی ( تخته های پرس همراه با چند مقوا و مقداری روزنامه ) ، اسکولوم (‌يک جعبه فلزی استوانه ای که با روزنامه های مرطوب پر شده است )‌ يا پاکت پلاستيکی به مکانی که بتوان آنها را به يک پرس خشک کن منتقل کرد ( يا به هر راه ديگر آ»ها را پرس نمود ) ، حمل می شوند.

در پرس گياهی ، گياهان را می توان به چند طريق خشک نمود. می توان پرس را در معرض نور خورشيد ( يا مکانی خشک )‌ قرار داد و خشک کن را هر روز عوض کرد ، يا پرس را می توان بر روی سقف وسيله نقليه بست. اما استفاده از يک منبع حرارتی مصنوعی ترجيح داده می شود. خشک کن های گياهی ابزاری جعبه مانند يا صفحه مانند اند که پرس را به صورت آويزان در بالای يک منبع گرمايی که از نوارهای فلزي  ، صفحات داغ قابل کنترل ، گرمکن های صحرايی يا فن توليد می شوند نگه می دارند. گرمای خيلی زياد ( بيش از 45 درجه ) می تواند باعث بی رنگ شدن نمونه ها يا حتی شعله ور شدن پرس و نمونه ها شود. پرس و خشک کن بايستی گونه ای تنظيم شود که هوای گرم از از ميان پرس گياهی جريان پيدا کند و رطوبت آنها را بگيرد. ميوه های سخت بزرگ يا مخروط را می توان از نمونه جدا کرد و آنها را جداگانه خشک نمود. قسمت های گوشتی يا ترد را که بهتر است در يک مايع نگه دارنده مانند الکل يا فرمالين نگه داشته شوند ، می توان در يک محفظه پلاستيکی قرار داد . گلهای ظريف را می توان در يک مايع نگه دارنده قرار داد و در يک قطعه دستمال کاغذی يا کاغذ توالت غير جاذب پرس نمود.

نمونه های حجيم ، مانند نمونه های دارای برگ های چرمی / يا ساقه های گوشتی ضخيم را می توان مستقيما بين دو مقواب چين دار قرارداد تا زودتر خشک شوند. صفحات آلومينيومی چين دار سريعتر از مقوا گياهان را خشک می کنند و تغيير حالت نمی دهند. اما سنگين و گرانند.

پرس گياهی بايستی به دقت از نظر محکم بودن بررسی شود و در صورت لزوم سفت شود. هنگامی که حرارت يکنواخت نيست می توان پرس را برگرداند. اکثر نمونه های گياهی در 1 تا 4 روز خشک می شوند و مواد گياهی هنگامی که خشک شوند سفت می شوند.

وقتی نمونه های گياهی خشک شدند بايستی به دقت بسته شوند که نشکنند. اگر رطوبت هوا بالاست بايستی نمونه های گياهی را ( پس از سرد کردن ) در يک پاکت پلاستيکی کاملا بسته قرار داد و دانه های سيليکاژل به آ ن افزود.

اگر لوازم خشک کردن گياه فراهم نباشد ، مواد گياهی را می توان به طور موقت در الکل ( يا ديگر نگه دارنده های مايع ) نگهداری کرد. در اين روش مجموعه ای از نمونه ها درون روزنامه پيچيده می شود و با دست وريسمان فشرده می شوند. سپس اين بسته در يک پاکت پلاستيکی قرار داده می شود و حدود نيم ليتر الکل 60-70 ٪  در آن پاشيده می شود و پاکت بسته می شود. الکل درون پاکت بخار شده و باعث حفظ نمونه گياهی برای چند هفته می شود ، بعدا می توان نمونه های گياهی را خارج و پرس و خشک نمود. پاکت های بسته شده حاوی نمونه های گياهی را در يخچال می توان برای مدت يکی دو روز نگه داشت.

 حفاظت و قانون

بسياری از گياهانی که قبلا فراوان بوده اند امروزه کمياب اند که عمدتا ناشی از تخريب زيستگاه ها ، بهره برداری بی رويه توسط انسان يا رقابت با گونه های مهاجم ( گونه های وارد شده از ديگر نقاط جهان ) است. شخص جمع آوری کننده هنگام جمع آوری بايستی تفکر حفاظتی داشته باشد. گياهان کمياب يا غير فراوان معمولا نبايستی جمع آوری شوند؛ در چنين مواردی عکس برداری از گياه بهتر است. قوانينی برای حفاظت از گونه های بومی وجود دارد و جمع آوری اين گياهان بايستی با کسب جواز مخصوص ( يا با اجازه مالک ، در صورتی که در ملک خصوصی می رويند )‌ انجام شود. برای جمع آوری گياهان در شهر ، ايالت يا کشور خاص يا پارک های ملی کسب اجازه لازم است. هنگام جمع آوری گياه در يک پارک ملی يا ايالتی ( يا يک کشور خارجی ) يک مجموعه کامل از نمونه ها بايستی به مسئولين مربوطه تحويل داده شود. برخی از ايالت ها قوانين خاصی برای حفاظت از گونه های در معرض خطر آن ايالت دارند، و گونه های در معرض خطر فدرال قوانين ملی برای حفاظت آنها وجود دارد. هيچ کدام از اين گونه ها را بدون کسب اجازه لازم نمی توان جمع آوری نمود. البته هيچ گاه در املاک خصوصی بدون کسب اجازه از مالک نبايستی به جمع آوری گياه اقدام نمود.

جمع آوری گياه در يک کشور خارجی اغلب نياز به مجوز خاص دولتی دارد ؛ دانشمندان محلی نيز هر کجا ممکن باشدبايستی به همکاری دعوت شوند . تجارت بين المللی مواد گياهی تا حدودی در چارچوب قوانين حفاظت زيستی انجام می شود. قرارداد تجارت بين المللی گونه های در معرض خطر¹(   CITES ) ، نقل وانتقال بسياری از گونه های گياهی همچون Orchidaceae   ، Cactaceae  ، Cycadaceae  ، ‍Cycathaceae  ، Nepenthaceae  ، Sarraceniaceae  و Zamiaceae  را تنظيم می کند. گياهان ليست شده CITES   بدون کسب مجوز لازم نبايستی جمع آوری شوند.

شناسايی گياه

گياهان را می توان پس از جمع آوری ،  پرس و خشک کردن شناسايی نمود، اما شناسايی نمونه های تازه يا نمونه هايی که در محيط های نگهداری مايع نگه داشته می شوند آسان تر است. مواد گياهی خشک را اگر در آب جوش حاوی يک ماده مرطوب کننده مانند ايروسول OT (‌ دی اکتيل سديم سولفوسيانات ) يا مواد شوينده نرم کننده ، نرم کنيم ، بهتر تشريح می شوند. قبل از شناسايی يک نمونه گياهی بايستی ويژگی های خاصی از آن را به دقت مشاهده نمود. استفاده از يک ذره بين × 10 يا حتی ميکروسکوپ می تواند برای مشاهده دقيق به ما کمک کند، مخصوصا در مشاهده ويژگی های گل و نوع کرکها مفيدند. با استفاده از دو سوزن تشريح ، انبرک نوک تيز يا يک برگه تيغ ، تشريح گياه آسانتر است. داشتن يک خط کش ميلی متری برای اندازه گيری ضروری است. مشاهدات ضروری عبارتند از :

1-  فرم رويش

2-  آرايش، شکل، نوک، قاعده، لبه ها و رگبندی برگ.

3-  صفات مربوط به کرک ها

4-  ويژگی های گل (‌ که در فرمول گل جمع بندی می شوند ).

5-  تمکن و تعداد تخمک

6-  نوع ميوه .

هرباريوم‌ ، باغهای گياه شناسی و متخصصان تاکسونومی

شناخت از پوشش گياهی آمريکای شمال هنوز کامل نيست و بسياری از نواحی گرمسيری هنوز فلور کامل ندارند. علاوه بر اين بيش از 95٪  جنس های گياهی تک نگاره های جديدی ندارند. دانش ما درباره ی فلور جهان آنقدر که بعضی اعتقاد دارند پيشرفته نيست. بنابراين هرباريوم ها علاوه بر آنجه در بالا گفته شد در شناسايی نقش مهمی دارند . هرباريوم مانند يک کتابخانه از گياهان خشک و پرس شده است. يک نمونه ناشناس را می توان با نمونه هرباريومی شناخته شده مقايسه نمود و آنرا شناسايی کرد. اين روش مقايسه ای وقت گير است اما در بعضی موارد تنها راه ممکن است. بسياری از هرباريم ها در شناسايی گياهان و ارائه اطلاعات کار می کنند. بنابراين هرباريوم يک منبع ضروری برای هر گونه برنامه تاکسونوميک ( شامل خدمات عمومی ، تدريس يا فعاليت های تحقيقاتی ) است.

باغ های گياه شناسی نيز در شناسايي  گياهان مفيدند و مزيت آنها نسبت به هرباريوم آن است که گياهان زنده مشاهده می شوند. بالاخره مجموعه های دارای مشکل را می توا ن برای متخصص سيستماتيک يک جنس يا خانواده يا پوشش گياهی يک ناحيه خاص فرستاد. متاسفانه برخی از جنس ها يا خانواده ها توسط هيچ متخصصی مطالعه نشده اند يا توسط متخصصان اندکی مطالعه شده اند .

چسپاندن و پردازش نمونه های هرباريومی

 وقتی نمونه گياهی جمع آوری ، پرس و خشک شد بر روی يک صفحه کاغذ مرغوب بايگانی با اندازه معين ( در ايالات متحده   16.5 × 11.5 ) چسپانده می شود ( با چسپ يا نوار محکم يا نخ ). بخش های مهم جدا شده از گياه مانند دانه ها ، ميوه يا بخش های گل در يک پاکت کوچک گذاشته شده و بر روی صفحه چسپانده می شود.

اطلاعات مربوط به نمونه از دفترچه يادداشت صحرايی بر روی يک برچسپ نوشته می شود که شامل نام گياه ، مکان جغرافيايی که گياه از آنجا جمع آوری شده است ، زيستگاه ، اطلاعات مهم مربوط به گياه که در نمونه خشک شده آشکار نيستند ، تاريخ جمع آوری ، نام جمع آوری کننده و شماره جمع آوری است. اين برچسپ  روي  صفحه ، معمولا در گوشه راست سمت پايين چسپانده می شود . پس از آنکه نمونه چسپانده شد ، نام هرباريوم بر روی صفحه مهر می شود که سند مالکيت آن است و يک شماره مسلسل برای حفظ ترتيب صحيح گزارشات به آن افزوده می شود.

نمونه ها را می توان به ترتيب الفبای خانواده ، جنس ، گونه و يا براساس يک سيستم طبقه بندی خاص مانند سيستم انگر يا کرونکوئيست در هرباريوم قرار داد. نمونه های هرباريومی اگر با دقت استفاده شوند تا مدت نامحدودی دوام خواهند داشت. اما . نمونه های هرباريومی در معرض آسيب حشرات مختلف ، قارچ ها و آتشند و بايستی در گنجه های مخصوص ( کمدهای هرباريومی ) و در شرايط آب و هوايی کنترل شده نگه داری شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 10:50  توسط ناصر صادقی   | 

مقدمه

آنچه که بخش کشاورزی را از سایر بخشهای اقتصادی متمایز می کند، وجود مخاطرات و حوادث طبیعی است که همه ساله آسیب هایی را به تولید کنندگان وارد می سازد. بروز این آسیب ها که به نوسانات زیاد در تولید و قیمت محصولات منجر می شود، تهدیدی برای درآمد و جریان سرمایه گذاری در این بخش محسوب شده و از سوی دیگر برنامه ریزی را پیچیده می سازد.

عوامل آسیب رسان به محصولات کشاورزی یا ناشی از سوء مدیریت و یا ناشی از عوامل خارج  از کنترل مدیریت می باشد. سرما زدگی و یخبندان به عنوان یکی از عوامل قهری طبیعی خسارت زای غیر مدیریتی می باشد، که همه ساله خسارتهای جبران ناپذیری به جامعه ی کشاورزی خصوصاً باغات وارد می نماید. پدیده ی سرما زدگی و یخبندان و خسارتهای ناشی از آن نه فقط در کشور ما بلکه در اکثر کشور های جهان وجود دارد. با پیشگیری به موقع و دقیق زمان وقوع آن می توان با به کار گیری شیوه های مقابله با این پدیده جوی خسارت آن را ه حداقل میزان ممکن رساند. سهم عامل تنش سرما و یخبندان نسبت به سایر عوامل تهدید کننده در زیربخشهای زراعی و باغی از وزن بسیار بالایی برخوردار است و پهنه وسیعی از حاصلخیزترین مناطق تولیدی کشور ما و قسمت عمده محصولات اقتصادی مهم کشورهمه ساله در معرض تهدید تنش سرما و یخزدگی قرار دارند.

 به منظور جلوگيري از اتلاف هزينه هاي ناشي از خسارت سرمازدگي در کشاورزي ايران و به دليل تنوع اقليمي سرزمينمان، شناخت انواع سرمازدگی، جهت پيشگيري در علم کشاورزي، از جايگاه خاصي برخوردار است. براساس مطالعات هواشناسي به دليل كاهش شديد و سريع دما و استمرار آن اقدام پيشگيرانه‌اي ميسر نبوده است. افت درجه حرارت و وقوع يخبندان در مراحل مختلف رويشي براي محصولات كشاورزي مخاطره انگيز مي باشد كه در نهايت موجب محدوديت توليد مي شود. . از آن جايي كه سالانه خسارات زيادي به كشاورزان و باغداران از طريق وقوع يخبندان و در نتيجه سرمازدگي محصولات وارد مي شود بايد راهكارهاي مناسبي جهت كاهش خسارات ناشي از آن ارائه شود در راستاي همين منظور مي توان با مطالعه و بررسي تاريخهاي شروع و خاتمه يخبندانها مناسب ترين زمان كشت محصولات كشاورزي را با كمترين خسارات ناشي از سرمازدگي تعيين كرد و با استفاده از آن و نيز دخيل دادن ساير عوامل و عناصر اقليمي مؤثر به برنامه ريزيهاي خرد و كلان كشاورزي در مقياس محلي و ملّي پرداخت .

و اگر این امر با اجرای طرحهای مربوط به جلوگیری از آسیب های سرما زدگی باتکای تسهیلات بانکی و حمایت های فنی وزارت جهاد کشاورزی انجام پذیرد سالانه میلیاردها تومان به در آمد کشاورزان افزوده و از این رهگذر نه فقط از صرف منابع مالی بعنوان بیمه ی سرمازدگی و تأمین خسارت های ناشی از بلایای طبیعی جلوگیری می شود بلکه با رونق کشاورزی و افزایش صادرات کالاهای غیر نفتی اشتغالات بیشتری در این زمینه فراهم خواهد شد.

 

 

 

 

 

 

خلاصه مقاله

سرمازدگی پدیده ای است که دردرجه حرارت های پائین سبب ایجاد خسارت و یا از بین رفتن اندامهای گیاهی می شود. در این مقاله آمده است: سرما و یخ زدگی ازمهمترین عوامل قهری خسارتزا درمحصولات کشاورزی است وهمه ساله خسارات قابل توجهی را به اقتصاد وچرخه تولیدکشور تحمیل می کند.

 این مقاله در خصوص تعریف تنش و عوامل تنش زا می افزاید: تنش عبارت است از هر گونه انحراف معنی دار از شرایط بهینه برای زندگی موجود زنده، و عوامل تنش زا باعث تغییر و اختلال در فرایندهای فیزیولوژیکی گیاهی می شوند واز این طریق تولید گیاهان زراعی را تحت تاثیر قرارمی دهند.

همچنین انواع سرمازدگی كه باعث خسارتهای زیادی می شوند عبارتند از: سرمازدگی های تشعشعی و سرمازدگی های انتقالی.

این مقاله در خصوص روشهای مقابله با خسارتهای ناشی از سرما و یخبندان می افزاید: روشهای فعال (کوتاه مدت:استفاده از بخاریها، ماشینهای مولد باد، غرقاب کردن، آبیاری بارانی و...) و روشهای غیرفعال (بلند مدت: انتخاب مکان مناسب برای کشت، شیب زمین، انتخاب ارقام مناسب، باد شکن، انتخاب خاک مناسب و...) برخی از این روشها هستند.همچنین آنچه که معمولا در جهت مقابله با سرما و یخبندان انجام می شود, حفاظت در برابرسرمازدگی  تشعشعی است و روشهای حفاظتی نقش چندان موثری برای مقابله با سرمازدگی انتقالی ندارد.

تنش سرما را می توان در فرآیند های مختلف گیاهی از قبیل جوانه زنی، رشد، فتوسنتز، مقدار میوه، عملکرد و کیفیت میوه اندازه گیری و مطالعه نمود. مراحل اول و آخر ( جذب اولیه و شروع فتوسنتز) مراحل بسیار حساس به تنش سرما معرفی شده اند، در حالی که مراحل میانی این دو مرحله نسبتاً حساسیت کمتری نسبت به سرما دارند.

 

 

 

 

 

 

سرما و سرمازدگی

سرمازدگی به شرایطی اطلاق می گردد که گیاه در نتیجه بروز درجه حرارتهای بین صفر تا 10 درجه سانتی گراد ( بسته به گونه و رقم ) خسارت می بیند. در تعریفی دیگر: سرمازدگي به وقوع پديده افت ناگهاني دما خارج از زمان مورد انتظار(سرماي زودرس) اطلاق ميگردد. بایستی تفاوت بین آسیب سرما و آسیب یخبندان مشخص شود، چرا که در آسیب سرما یخبندانی وجود ندارد معذالک میوه های گرمسیری و نیمه گرمسیری در درجات حرارت کم که بالای سر حد یخبندان آنها است آسیب می بینند. انواع سرما : دو نوع سرما ممکن است در هر منطقه بوجود آید:

1- سرمایی که دراثر هجوم یک جریان سرد قطبی و عبور آن از منطقه پیش می آید که موجب تقلیل شدید و ناگهانی درجه حرارت و سقوط میزان الحراره به چندین درجه تحت صفر میشود . این جریان اغلبا توأم با نزولات آسمانی بوده و خاصیت کلی آنها این است که همواره ازیک جاه دیگر به منطقه منتقل ونفوذ میکنند و محلی نمیباشند و بیشتر در دوران خواب درختان در دوره غیر فعال ، یعنی زمستان بروز میکنند که درختان میوه سرد سیر تا حد زیادی درمقابل آن مقاومت ودوام دارند. البته به ند رت در بعضی سال ها چنین سرما های در اوایل فصل بهار و خزان دیده میشود و موجب خسارات سنگین باغداران می گردد.

2- سرمای که کاملا منطقه ای بوده و در یک محدوده معین و محیط محدود بدون اینکه هوای سردی از سایر جاها به منطقه نفوذ کند ، دراثر تشعشع در خود محل بوجود می آید . این نوع سرما بر خلاف سرمای اول ، همواره درشب های ساکت و آرام بدون ابرو باد و برف وباران ظاهر میشود ، و اگردر اواخر زمستان یا اوایل بهار بروز کند خطرناک محسوب میشود.


تنش سرما، عامل محدود کننده تولید

به نظر می رسد عامل محدود کننده گیاهان مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری تنش سرما باشد. وقوع دماهای پایین نتیجه ی موازنه ی گرمایی منفی در سطح زمین است. در عرضهای جفرافیایی بالا و میانه تشعشع خالص با نزدیک شدن زمستان به دلیل زاویه کم تابش خورشید و طولانی شدن شبها، خروج تشعشع گرمایی (موج بلند) به طور فزاینده ای منفی می شود. این پدیده باعث سرد شدن بیشتر و تجمع توده های هوای سرد می شود. این توده ها از طریق جریانات اتمسفری به عرضهای جفرافیایی پایین تر منتقل می شوند. بنابراین وقتی تلفات گرما زیاد باشد و هوای سرد انتقال یابد، سرد شدن عمومی و محلی رخ می دهد. سرمای استثنایی در مناطق نیمه گرمسیری و گرمسیری نتیجه ی ورود هوای قطبی است.

واکنش گیاه بسته به مقدار یا غلظت نا مناسب و مدت زمان قرار گرفتن در معرض تنش متفاوت است. در موجودات اگر چه ابتدا ممکن است تنش قابل برگشت باشد ولی با گذشت زمان طولی نمی کشد که به صورت دائمی درمی آید. اگر یک تغییر قابل برگشت در مدت زمان کافی ادامه یابد، گیاه ممکن است در نتیجه ی اختلال در فرآیند های متابولیک آن آسیب دیده و باعث تغییرات تغییرات غیر قابل برگشت شود. رشد و عملکرد گیاهان زراعی تابعی از کلیه ی عوامل محیطی و اثرات متقابل آن می باشد.

تنش های محیطی را به دو دسته تقسیم کرده اند: تنش های زیستی و تنش های غیر زیستی. تنش  زیستی شامل حمله ی آفات و بیماریها به گیاهان و رغابت با علفهای هرز می باشد. تنش های غیر زیستی به سه دسته ی تنش سرما، تنش یخبندان و تنش دماهای بالا تقسیم می شوند.

تنش سرما ممکن است در شبهای صاف اوایل بهار و یا اوایل پاییز از نوع تشعشعی به وقوع بپیوندد. در این شرایط زمین و در نتیجه رهاسازی تمام انرژی دریافتی از خورشید به صورت طول موج بلند (مادون قرمز)، به تدریج سرد شده و درنزدیکی های صبح کاهش درجه ی حرارت به حداکثر خود می رسد و حداقل دما برای بروزتنش سرما ایجاد می شود . این پدیده درشب های ابری به وقوع  نمی پیوندد. همچنین عامل تنش سرما می تواند وزش باد و یا انتقال توده هوای سرد به یک منطقه باشد. آثار اولیه تنش سرما عبارتند از : کاهش عمومی رشد، تغییر رنگ، کلروز، تخریب بافت های سلولی ، عدم جوانه زنی ، عدم انتقال مواد فتوسنتزی، عدم جذب عناصر غذایی و.... ، برخی از آثار این تنش برگشت پذیر و برخی از آثار دیگر این تنش مانند فتوسنتز در اثر تخریب کلروپلاست ها و پیری زود رس گیاه غیر قابل برگشت می باشند.  

گرما و سرما بسته به شدت و دوام، فعالیت متابولیکی، رشد و قابلیت زیست گیاه را مختل می کنند و بنابراین محدوده ی پراکنش یک گونه را تعیین می کنند. واکنش یک گیاه به دما به عنوان یکی از مهمترین عوامل اکولوژیکی حاکم بر توزیع گونه ها و پتانسیل عملکرد محصولات شناخته شده است. بنابراین هر یک از گونه های گیاهان زراعی تنها زمانی می توانند به بالاترین مقدار عملکرد در تولید نایل شده و دچار کمترین ریسک شوند که در شرایط دمایی نزدیک به دمای مناسب برای هر یک از مراحل نموی گیاه طی فصل رشد، مورد کشت و کار قرار گیرند.

 

طبقه بندی گیاهان بر اساس واکنشهای آنها به دماهای پایین

لویت (1980) گیاهان را بر اساس واکنش آنها به دمای پایین (تنش سرما) به شش دسته طبقه بندی کرده است:

1-    حساس به سرما: حساس به دماهای بالای صفر درجه ی سانتی گراد.

برخی دیگر از دانشمندان گیاهان حساس به سرما را به دو ذسته تقسیم نموده اند: گونه هایی که به طور کامل حساس هستند و در آنها همه ی بخشهای گیاه حساس می باشد و گونه هایی که در اثر سرما فقط به طور جزئی آسیب می بینند ( مثلاً آغازه ی گل یا میوه ). اندامها و بافتهای یک گیاه نیز از نظر حساسیت به سرما تفاوتهای زیادی دارند، همچنین ممکن است گیاه در مراحل خاص از نمو خود به سرما حساس تر باشد. در بعضی از واریته های برنج و ارزن اگر آغازه ی گل در معرض دمای کمتر از 10 درجه ی سانتی گراد قرار گیرد، گرده ی حاصل (مرحله ی تتراد) عقیم خواهد شد.

2-    حساس: حساس به درجه حرارتهای یخبندان کم یا دماهای نزدیک به صفردرجه ی سانتیگراد.

3-    کمی مقاوم: زنده ماندن در دماهای انجماد تا 5- درجه ی سانتی گراد.

4-    نیمه مقاوم: زنده ماندن در دماهای انجماد در محدوده ی 5- تا 10- درجه ی سانتی گراد.

5-    بسیار مقاوم: زنده ماندن در دماهای انجماد در محدوده ی 10- تا 20- درجه ی سانتی گراد.

6-    خیلی زیاد مقاوم: گونه های با حداکثر مقاومت به یخ زدگی که توانایی تحمل سرما های بسیار شدید ( فرا سردی ) را دارند.

 

اثرات سرما بر فرآیند های مختلف گیاهی

تنش سرما را می توان در فرآیند های مختلف گیاهی از قبیل جوانه زنی، رشد، فتوسنتز، مقدار میوه، عملکرد و کیفیت میوه اندازه گیری و مطالعه نمود و همچنین دارای اهمیت اقتصادی می باشد.

اثرات تنش سرما در سطح سلولی: وقتی دما به سطح آستانه برسد، ساختار های سلولی و فعالیتهای آن ممکن است به طور ناگهانی آسیب ببینند، به طوری که پروتوپلاسم بلافاصله از بین می رود و در اثر خسارت وارده به غشاها و اختلال در تأمین انرژی سلولی ممکن است مرگ سلولی وقوع یابد. بررسی واکنشهای سلولی در مقابله با سرما، پدیده هایی نظیر از دست دادن فشار تورژسانس و اکوئولیزه شدن، بر هم خوردن تعادل غشاء سیتوپلاسمی، وزیکوله شدن، کاهش جریان سیتوپلاسمی و اختلال کلی در اندام ها را نشان می دهد.

اثر تنش سرما روی فعالیتهای فیزیولوژِیک گیاه: اثر تنش سرما روی گیاهان حساس به سرما، معمولاً گیاهان مناطق گرمسیری با کاهش درجه حرارت در حدود  25 تا 30 درجه سانتی گراد باعث بروز کاهش در میزان فتوسنتزو تعرق می شود. دما روی سیستم فتوسنتزی دارای اثر مستقیم است و در دماهای پایین، شدت فتوسنتزی کاهش می یابد. اگر چه قرار گرفتن در معرض درجه حرارت های پایین می تواند بر بسیاری از فرآیند های فیزیولوژیک اثر سوء داشته باشد، اثر آن روی فتوسنتز به عنوان عامل مهم و مؤثر در استقرار اولیه گیاه مطالعه و شناخته شده است. این کاهش ممکن است به دلیل آشفتگی در تولید کلروفیل و به هم خوردن کلروپلاست باشد که این اختلالات قطعاً ناشی از تنش سرما می باشد. این حالت زمانی بروز می کند که رنگ سبز معمول برگها تحت شرایط تنش ازبین می رود. به ندرت گیاهان بلافاصله بعد از تنش سرما وافزایش دما بهبود می یابند.

تنش سرماو فرآیند های مختلف رشد: تنش سرما معمول ترین و رایج ترین تنش محیطی دوران جوانه زنی گیاه محسوب می شود. این مرحله بسیار حساس به سرما می باشد. دمای پایین نه تنها باعث کاهش جوانه زنی می شود بلکه به دنبال آن باعث کاهش میزان رشد گیاهچه ها و میزان تجمع ماده ی خشک در آنها می شود. مراحل اول و آخر ( جذب اولیه و شروع فتوسنتز) مراحل بسیار حساس به تنش سرما معرفی شده اند، در حالی که مراحل میانی این دو مرحله نسبتاً حساسیت کمتری نسبت به سرما دارند. یکی دیگر از مهمترین مراحل رشد گیاه که در عمل از تنش سرما شدیداً تأثیر می پذیرد، مرحله ی گلدهی است. کاهش مقدار دانه ی گرده ی تولید شده در شرایط تنش سرما باعث کاهش مقدار تشکیل میوه می شود.

 

 

علائم ظاهری خسارت سرما زدگی دراندام های گیاهان

بارز ترین علامت تنش سرما و یخ زدگی در صبح روز بعد از یخبندان دیده می شود که به شرح زیر است:

یرگ های خسارت دیده رنگی سبز تیره و ظاهری خیس خورده دارند، مانند آن که آنها را در روغن جوشان فرو برده باشند. اگر خسارت شدید نبوده یا تمام سطح برگ را نگرفته باشد برگ  بر روی درخت مانده وخسارت جبران می شود. خسارت در مورد میوه های سردسیری منحصراً به شکوفه ی درختان محدود می شود. شکوفه های خسارت دیده ظاهری قهوه ای تا سیاه پیدا نموده و در صورتی که از نزدیک به آن دقیق می شویم ملاحظه می شود که گلبرگ ها شفاف شده و در میان انگشتان به راحتی له می شوند، به این ترتیب در اثر صدمات وارده شکوفه ها ظرف چند روز ریخته و درخت فاقد میوه در آن سال خواهد بود. ریزش سریع شکوفه ها در این حالت هیچ رابطه ای با بیماری یا نامنظمی خاص دیگری در درخت نمی باشد. درختان مرکبات چون در زمستان رسیده و دیر هنگام برداشت می شود ممکن است میوه با سرمای زود رس و یخبندان زمستانه مواجه شود. در این حالت پوست مرکبات خسارت دیده، دارای رنگ روشن با لکه های صاف تا حدی هم رنگ پوست می باشند و این لکه ها به تدریج به رنگ قهوه ای در آمده و در نارنگی بی رنگ هستند.

بعضی از میوه های دانه دار مانند رقم گلابی «Bartelette» و سیب رقم گلدن «Gohden delicious» علامت خسارت یخبندان را به صورت لکه هایی نا صاف برنگ زرد تا قهوه ای که اصطلاحاً «Russeting» نامیده می شود نشان می دهد. یکی دیگر از صدماتیکه با خسارت سرما و یخبندان همراه است « آفتاب سوختگی» می باشد. این پدیده خاص تنه درختان می باشد و بیشتر در قسمت جنوب غربی درختان دیده می شود که در طی زمستان های سرد بروز می کند.

 

بردباری گیاهان در برابر دمای پایین

بین اندام های مختلف یک گیاه و گونه های گیاهی مختلف از نظر بردباری به سرما تفاوت وجود دارد. به طور مثال بذور خشک گیاهان تا 193- درجه ی سانتی گراد و اندام های زمینی در حالت خواب تا 40- درجه سانتی گراد را تحمل می کنند. در حالی که گیاهان گوشتی نسبت به سرمای شدید بسیار حساس هستند. حساس ترین اندام گیاه نسبت به سرما زدگی، مادگی و در مراحل بعدی پرچم، گلپوش، برگ، ساقه و ریشه می باشد. اگر گیاه در معرض سرمای شدید و ناگهانی قرار گیرد آب درون پروتوپلاسم سلول یخ می زند. تغییر ترکیبات سلولی از جمله مکانیسم های مقاومت به سرماست. برخی گونه ها به خصوص گیاهان دائمی، اندوخته های پروتئینی خود را به قند تبدیل   می کنند و خود را از خطر سرما حفظ می کنند.

همچنین اگر آسمان ابری باشد گیاهان می توانند در برابر حرارت های کمتر و سرمای هوا بیشتر مقاومت کنندتا وقتیکه آسمان صاف و شفاف باشد. ضمناً سرعت افت درجه حرارت و مدت زمانیکه درجه ی حرارت هوا زیرسطح بحرانی باقی می ماند نیزدرمیزان خسارت سرما زدگی مؤثرمی باشد.

تأثیر ترکیب سرعت افت درجه حرارت و طول زمان زیر سطح بحرانی به قدرت و حجم اندام های حساس گیاه بستگی دارند. مثلاً بذر متورم شده ی بعد از جذب رطوبت در زمین استقامت کمتری در برابرحرارت پائین دارد تا نهال جوانیکه رشد کرده و به مرحله ای برسد که تمام غذای ذخیره شده ی بذر مصرف شود. مقاومت نهال از این مرحله به بعد نیز کم می شود تا وقتی که نهال جوان شروع به خشبی شدن می نماید. مجدداً استقامت گیاه در ایام شروع به گل کردن و جوانه زدن کم می شود. حساس ترین مرحله بعد از افتادن گلبرگ ها وقتی است که میوه های جوان و چغاله تازه شکل گرقته باشند. گلها عموماً از برگ ها حساس ترند. حساسیت قابل ملاحظه میوه های جوان و نارس به خاطر آسیب دیدن بافت ها نیست بلکه بعلت فساد جنین گیاه می باشد. اگر جنین گیاه کشته شود میوه نمی تواند رشد و نمو پیدا کرده و به زندگی خود ادامه دهد و در نتیجه در اثر سرما زدگی ضایع و ریزش پیدا می کند.

 

                      درجات حرارت های بحرانی برای سرما زدگی درختان میوه

انواع میوه

غنچه در مرحله  نشان دادن رنگ

مرحله شکوفه کاملاً باز

مرحله تشکیل میوه

مدت به دقیقه

انواع سیب

7/2- تا 4-

3 تا 5/1-

5/1 تا 3/1-

30 تا 60

انواع گلابی

3/2- تا 3-

3/2- تا 5/1-

1-

30 تا 60

انواع هلو

5- تا 4-

7/2- تا 3/1-

3/2-

30 تا 60

انواع گیلاس

6- تا 5/1-

3/2- تا 3/1-

5/1-

30 تا 60

انواع گوجه

3/1- تا 5/6-

3/1- تا 5/0

5/0-

30 تا 60

انواع زرد آلو

3/1 تا 4-

2- تا 5/0-

(0)

30 تا 60

انواع آلو

5/1- تا 4-

5/1- تا 5/0-

3/1- تا 5/0-

30 تا 60

انواع بادام

5/4-

7/2-

3/1-

30 تا 60

انواع انگور

3/1-

5/0-

5/0-

30 تا 60

انواع گردو

1-

1-

1-

30 تا 60

 

·        جوانه های باز نشده بین 5/1 تا 5/0 درجه سانتی گراد و سرمای بیشتری را تحمل می کنند.

·        شکوفه واریته های مختلف از یکنوع میوه عکس العمل های متفاوتی از خود نشان می دهد.

·        میزان حرارت کشنده رابطه معکوس با مدت سرما دارد.

 

 

 

انواع سرما زدگی

دو نوع سرما زدگی وجود دارد: سرمازدگی انتقالی  و سرمازدگی تشعشعی

سرما زدگی انتقالی یا جبهه ای:

 درنوع سرمازدگی جبهه ای در اثرعبوریک جبهه هوای سرد از روی یک منطقه بروزمیکند  به طوریکه دمای آن  کمتر یا درحد دمای بحرانی برای محصولات خاص منطقه می باشد. یکی از علائم مشخص سرما زدگی انتقالی وجود باد شدید سرد در منطقه است.  شرایط وقوع یخبندان جبهه ای را می توان به وسیله باد شدید و آسمان ابری تشخیص داد  آسمان ممکن است ابری یا نیمه ابری باشد. در واقع ابرها ممکن است چند ساعت بعد از رسیدن  جبهه سرد به منطقه ظاهر شوند اگر آسمان ابری باشد ستاره ها خیلی قابل روئیت نیستند  وماه رنگ پریده به نظرمی رسد وامکان دارد هاله ای اطراف آن را گرفته  باشد. بعد ازسرما زدگی جبهه ای می توان مشاهده نمود که خسارت آن منحصراً به برگهایی که درمعرض آسمان هستند محدود نمی شود، بلکه حتی علفهای هرز زیرسایه گیاهان نیز آسیب می بینند. در چنین شرایطی نباتات حرارت خود را به هوای سرد داده و به سرعت افت درجه ی حرارت پیدا می کند، به طوریکه حتی ممکن است حرارت های تشعشعی نیز در چنین حالتی کار ساز ومفید واقع نشود. معمولاً هوای سرد در محل های گودی و داخل دره ها بیشتر توسعه یافته و شدیداً خسارت می زند. این نوع سرما زدگی مانند سرمای زمستان سال 1386می باشد که در هیچ کجای دنیا روش مبارزه ای برای آن تعریف نشده است .

 

 

 

سرما زدگی تشعشعی:

سطح خاک و گیاه در اثر تشعشع خالص منفی سرد تر از هوا می گردد. هوا نیز در اثر برخورد با این سطح سرد تر و در نتیجه با از دست دادن حرارت به سطوح سرد و متراکم تبدیل می شود و این هوای متراکم سرد در سطح زمین باقی مانده و در تحت شرایط پایدار ایجاد یخبندان تشعشعی می شود. حاصل این امر پدیده ای به نام وارونگی حرارت ( انورسیون invertion)  است که درجه حرارت هوا با ارتفاع زیاد می شود و به سطحی می رسد که ارتفاع انورسیون یا سقف نامیده می شود.    

یخبندان تشعشعی در شرایط  آسمان صاف  و بدون  ابر واقع می گردد، در چنین شرایطی امکان دارد که بعضی مواقع نسیم های ملایم، ضعیف و کم دوام وجود داشته باشد. این سرما زدگی در یک  محدوده معین و محیط محدود بدون اینکه  هوای سرد از سایر مناطق   نفوذ نماید  به وجود   می آید  معمولا در اواخر پاییز و اوایل بهار زمانی که   گیاه فعال می باشد  اتفاق می افتد. قابل ذکر است که در این نوع سرمازدگی چون انتقال  دما از قسمت های مختلف بدن انسان به کندی صورت می گیرد  لذا انسان سرما را کمتر احساس می نماید  لذا موجب  اشتباه کشاورزان  در تشخیص این نوع سرمازدگی می شود. این  نوع سرما زدگی همان سرمای بهاره ایست  که همه ساله خسارت بالایی به باغداران مناطق مختلف وارد می نماید  که این نوع  سرمازدگی  در تمامی کشورهای دارای کشاورزی پیشرفته کاملا کنترل شده است.

همچنين آنچه که معمولا درجهت مقابله با سرما و يخبندان انجام مي شود, حفاظت در برابر سرما زدگی های تشعشعي است و روشهاي حفاظتي نقش چندان موثري براي مقابله با سرمازدگی های  انتقالي ندارد.

 

 

راه های مقابله با سرمازدگی

حفاظت گیاهان از سرما زدگی عمدتاً به دو بخش تقسیم می شوند:

1-    روشهای حفاظت فعال (Active) یا کوتاه مدت

2-    روشهای حفاظت غیر فعال (Passive) یا بلند مدت

روشهای حفاظت فعال یا کوتاه مدت

حفاظت به وسیله ی بخاری:  حفاظت به وسیله ی بخاری متداول ترین و قدیمی ترن روشی است که در باغهای میوه مورد استفاده قرار می گیرد. اساس آن تأمین انرژی حرارتی بوسیله ی سوخت فسیلی در طول یک شب سرد می باشد. به علت پایین بودن راندمان حرارتی بخاری ها، مقدار زیادی از تشعشع حرارتی بدون اینکه حتی به درختان برسد در فضا از بین می رود. گرچه هوای گرم شده بدلیل سبک تر بودن به طرف بالا صعود می کند ولی حرارتی که به بالا ازسطح محوطه گیاه      می رود حرارت از دست رفته محسوب می شود. حرارت از بخاری به درخت از طریق تشعشع و جابجایی هوا انجام می شود. تشعشع حرارتی به وسیله ی اندام های نبات که مستقیماً در میدان عمل بخاریها قرار دارند جذب می شوند. تأثیرتشعشع حرارتی به نسبت معکوس مربع فاصله کم می شود. بنابراین بهتر خواهد بود که تعداد زیادی بخاری با شعله ی کم بسوزد تا اینکه از تعداد کمی با شعله ی قوی تر استفاده گردد. حرارت به وسیله ی هوای گرم شده به برگها و شکوفه ها منتقل می شود.

تجربه نشان داده است که گذاردن یک بخاری اضافی برای هر درخت در ردیف های مرزی و حاشیه باغ بهترین نتیجه را داده است، زیرا همانطور که هوای گرم صعود می کند هوای سرد از اطراف بداخل باغ مکیده می شود. بدین ترتیب گرم کردن هوایی که از اطراف وارد باغ می شود راندمان مبارزه با سرما را بالا می برد. ثابت نگه داشتن هوا در یک درجه ی معین از طریق گرم کردن خیلی آسانتر از بالا بردن درجه حرارت می باشد. بنابراین نباید بخاریها را هنگام وقوع درجات حرارت بحرانی روشن نمود. بلکه این عمل باید قبل از رسیدن به این درجه حرارت انجام گیرد. خصوصیات استفاده از بخاریها عبارتند از: بالا بودن هزینه سوخت ،کارآیی بیشتر در باغهای میوه نسبت به مزارع ، حداکثر کارآیی در شرایط وارونگی دمایی، مزیت تعداد زیاد بخاریهای کوچک بر تعداد اندک بخاریهای بزرگ. در باغ های بزرگ و مکانیزه عمل روشن نمودن بخاریهای باغی به وسیله ی شعله افکنی که دنبال تراکتور بسته شده روشن می شود.

حفاظت به وسیله ی ماشین های مولد باد: ماشین های مولد باد موتور هایی هستند که دارای پروانه قوی ایجاد باد بوده و معمولاً روی پایه های بلند تر از ارتفاع درختان کار گذاشته می شود. موتور این ماشین ها ممکن است با نیروی الکتریکی یا با موتورهای بنزینی یا دیزلی کار کنند. اساس حفاظت از سرما بوسیله ی مولد باد مخلوط کردن هوای گرمتر قسمت فوقانی لایه انورسیون با هوای سرد تر درون ارتفاع محوطه ی گیاه است. استفاده از مولد باد بیشتر در مواقعی مؤثر و مفید خواهد بود که وارونگی هوا وجود داشته باشد و معنی داری بین لایه های بالایی با سطوح زیرین و هم سطح خاک داشته باشند. استفاده از ماشین های مولد باد بعد از یک شب یخبندان و سرما بخصوص بعد از طلوع آفتاب به کاهش خسارت سرما زدگی کمک نموده و تا حدی جبران عدم انجام عملیات حفاظتی شب قبل را خواهد نمود. علاوه بر این باعث می شود که صعود درجه حرارت در روز به آرامی انجام و اگر قسمتهایی از نبات که یخ زده اند به آرامی آب شده و خسارت سرمازدگی کاهش یابد.

حفاظت به وسیله ی ترکیبی از ماشین های مولد باد و بخاری ها: ماشین مولد باد و و بخاری های مولد انرژی حرارتی تؤاماً نتایج مطلوبی را در حفاظت درختان باغ از سرما زدگی ایجاد می کند. زیرا بخاری های باغ باعث گرم شدن سریع هوا و صعود آن به طبقات بالا می شوند. نتیجه اینکه گرم شدن هوا به طبقه ی بالای سطح محوطه ی گیاه محدود خواهد شد که ماشین مولد باد در ارتفاع معینی با منحرف کردن هوای گرم صعود ی به سمت سطح باغ اثر مطلوب خود را بجا خواهد گذاشت. زمانی که این دو روش ترکیب می شوند نیاز به وجود بخاری در هکتار به نصف کاهش پیدا می کند.

حفاظت به وسیله ی غرقاب کردن: حفاظت به وسیله ی غرقاب کردن از قدیمی ترین روش های حفاظتی در مقابل سرما است. این عمل شامل غرق آب کردن کلیه اراضی مزرعه یا باغات می باشد، آبی که برای غرقاب کردن مصرف می شود معمولاً درجه حرارت بالاتری نسبت به سطح سرد زمین مزرعه و باغ داشته و بدینوسیله از نزول زیاد درجه حرارت زمین جلوگیری می نماید و بازده تشعشع سطحی را در حد بالاتری نگه می دارد. اگر آب از چاه بجای منابع آبهای سطحی استفاده شود از لحاظ حفاظتی بیشتر مؤثر خواهد بود.

حفاظت بوسیله ی آبیاری بارانی: این روش در مورد گیاهان یکساله و گیاهان دائم مانند درختان نیز مورداستفاده قرارمی گیرند. آبیاری با نصب آب پاش دربالا یا پایین تاج پوش گیاهی استفاده می شود. آب پاش تاج پوش گیاهی را با رهاکردن آب با گرمای نهان آب، زمانی آب از مایع به یخ تبدیل     می شود مقداری گرما تولید می کند. در طول یخ زدن گرمای نهان آزاد شده و گرمای از دست رفته پوشش گیاهی و محیط را جبران می کند. در این حالت هر گرم آب در حال یخ زدن 80 کالری گرما آزاد می نماید که باعث حفاظت نبات از سرما می شود. در این نوع آبیاری باید آب کافی برای یک پوشش خوب در دسترس باشد. در شرایط آب و هوای جنوب کشور که تبخیر زیاد است میزان مصرف آب برای این منظور خیلی زیاد باید در نظر گرفته شود و اگر آب کافی در دسترس نباشد باغ با صدمه شدید روبرو خواهد شد.

حفاظت به وسیله ی سوخت های جامد: این سوخت ها تهیه شده از کک های نفتی یا موم های نفتی هستند که بعضی از آنها به صورت آجر بسته بندی شده در بازار موجود می باشند. برخی دیگر از این نوع سوخت ها را داخل سطل ها و یاظروف آهنی جای داده و قابل پر شدن مجدد هستند. این نوع سوخت ها بیشتر در گرم کردن باغات هلوو مرکبات و سیب کاربرد دارد، به طوریکه آنها را مستقیماً زیر درخت قرار می دهند. مزیت این نوع سوختها نسبت به بخاریهای باغی این است این سوختها بطئی سوخته و هوای گرم شده زیر درخت را به بالا متصاعدمی نماید، و این هوا در حال صعود توسط شاخ و برگ و شکوفه های درخت شکسته و پخش شده و در تعدیل هوای داخل حجم درخت مؤثر می باشد.  همچنین این نوع سوخت ها نیازی به سوخت گیری مجدد و یا تعمیر ندارند. تنها عیب این نوع سوخت ها این است که اغلب غالب ها را پس از روشن کردن نمی توان خاموش کرده ویا میزان حرارت آن را تنظیم نمود.

حفاظت به وسیله ی سوخت های دیگر: می توان مصرف سوخت هایی مانند: چوب، ذغال سنگ، خاک ذغال، لاستیک های مستعمل، کاه، کود حیوانی و بوته های خشک در ایران را نام برد. بزرگ ترین مشکل این سوختها این است که درجه ی سوختن آنها را نمی توان تنظیم کرد و همچنین دود زیادی را تولید می کنند.

حفاظت به وسیله ی پوشش: در این روش از شاخ و برگ درختان برای پوشش درختچه ها و نهال های جوان در مدت زمانی که احتمال سرما زدگی وجود داشته باشد استفاده می کنند. حفاظت نباتات بخصوص گیاهان زینتی به وسیله ی پلاستیک نیز در منازل نوعی از این حفاظت است.

حفاظت به وسیله ی کف های بادوام: این روش تقریباً جدید می باشد. کف ها محلول هیدرو لیز شده پروتئینی می باشند که از سر لوله های مخصوص تحت فشار پاشیده می شوند. پروتئین ها نه فقط اثر سوئی روی نباتات ندارد بلکه دارای اثرات تقویت کننده مختصر نیز می باشد. مزیت این روش نسبت به بخاری ها این است که به تعداد کمتری کارگر نیازمند بوده و ارزانتر تمام می شود.

حفاظت به وسیله ی پاشیدن مواد مؤثر بر فیزیولوژی گیاه: اگر گیاهی در حال استراحت یا خواب باشد، مقاومت بیشتری نسبت به سرما دارد. تجربه نشان داده که برخی از درختان جنگلی در زمستان درجه حرارت تا 50 درجه زیر صفر را بدون صدمات یخ زدگی تحمل نموده اند. همین درخت در تابستان موقعیکه اعمال حیاتی آن در حال فعالیت می باشد، حتی ممکن است چند درجه زیر صفر را تحمل ننماید. آزمایشات نشان داده است که Hydrazide Maleic با غلظت 1 تا 2 در هزار ایجاد استراحت مصنوعی در درختان می نماید.

حفاظت از سرما زدگی با استفاده از ضد یخ ها: یکی ازجدید ترین روشهای در کاهش خسارت سرما زدگی ناشی از دخالت عوامل باکتریایی استفاده از مواد ضد یخ باکتریایی و ضد یخ زدگی است. یکی از جدیدترین روش های مبارزه با این عارضه که جدیداً با بازار معرفی شده است استفاده از ضد یخ طبیعی می باشد. ضد یخ طبیعی کراپ اید ، کمک می کند تا از گیاهان در مقابل سرما و یخ زدگی محافظت شود. به دلیل جذب سریع این ماده توسط برگها، ساقه و ریشه در مدت کمی، گیاهان به فعالیت شدید متابولیکی کرده و محتویات آمینواسیدها، پروتئین ها، قند، روغن، ویتامین و مواد معدنی به ویژه پروتئین ضد یخ در پیکره گیاه افزایش می یابد. کراپ اید مقاوم به یخ زدگی است و نقطه انجماد را در گیاهان پایین تر می آورد. این ویژگی ها به کراپ اید کمک می کند تا گیاهان را در مقابل تأثیرات نا مطلوب محافظت کند. همچنین گیاه را به ساختن پروتئین ضد یخ و آمینواسید ضد یخ تحریک می کند. بنابراین گیاه در مقابل سرمای ناگهانی و یخ زدگی به مدت (15-20 روز) مقاومتر می شود. این ویژگی ها در تمام درختان مشابه نیست. بعضی از گیاهان می توانند برخی از پروتئین های ضد یخ را بسازند و برخی می توانند همه پروتئین ها را بسازند که این امر بستگی به ویژگی های ژنتیکی گیاه دارد. این ضد یخ شامل سه نوع از انواع باکتری تیوباسیلوس است که در طبیعت نیز وجود  دارد. همچنین حاوی 60 نوع ماده ی معدنی به همراه اسید Oxaloacetic و Rusticyanin تولید شده توسط باکتری ها که طبیعی و بی خطربرای محیط زیست هستند می باشد.

بنابراین محصول فوق چندین مزیت عمده را برای گیاهان دارد از جمله:  مقاومت گیاه را در برابر سرما و یخ زدگی تا حد قابل قبولی کاهش می دهد. این ماده مقاومت داخلی و خارجی گیاه را در برابر انواع تنش ها افزایش می دهد. استفاده از این ماده باعث می شود میوه بزرگتر، براق تر، سنگین تر و خوشمزه تر شود. در صورت مخلوط شدن با خاک PH خاک را پایین می آورد.

 

روش های حفاظت غیر فعال یا بلند مدت

پیشگیری به وسیله ی انتخاب اراضی مناسب کشت: در مناطقی که خطر سرمازدگی  وجود دارد زمین هایی را باید انتخاب کرد که جریان هوا در آن بخوبی امکان پذیر باشد. اراضی شیب دار از این قبیل زمین ها هستند. به دلیل گود بودن، این اراضی مانند مخازن هوای سرد عمل نموده و مانع از جابجایی و جریان هوای سرد می شود. هوای سرد نسبت به هوای گرم سنگین تر و متراکم تر است و طبعاً به طبقات پایین تر مانند گودالها و ته دره ها رفته و در آنجا مستقر می شود. با توجه به این موضوع احتمال خسارت یخبندان برای گونه های حساس به سرما که در ته دره کاشته شده اند نسبت به آنهائیکه در دامنه کاشته می شوند زیاد می باشد.

احتمال خطر سرما زدگی و یخبندان در زمین هائیکه در کنار دریا و دریاچه و یا سایر آبها قرار دارند نسبت به زمین هائیکه در کنار آب نمی باشد خیلی کمتر است.آب ظرفیت حرارتی بیشتری دارد به همین دلیل آب در تعدیل آب و هوای مناطق مناطق اطرافش اثر بسزائی دارد. یکی از موفقیت های کشت مرکبات درشمال وجود دریای مازندران در کنار باغات مرکبات شمال می باشد.

جهت دامنه ها هم نیز نقش مهمی را در این خصوص ایفا می کند. خطر یخبندان در دامنه های جنوبی خیلی بیشتر از دامنه های شمالی است، در دامنه های شرقی و غربی متوسط است. دلیل این امر آن است که خورشید با زاویه ی انحرافی کوچکتری در دامنه های جنوبی و با زاویه انحرافی بیشتری در دامنه های شمالی می تابد، در نتیجه طبق قانون معروف کسینوس لامیرت شدت انرژی در دامنه های جنوبی بیشتر است.

پیشگیری به وسیله ی انتخاب خاک مناسب: در مناطقی که خطر یخبندان وجود دارد، خاکهایی که بتوتند در طی روز حرارت زیادی را ذخیره کرده و در شب آن را پس دهد برای رشد محصولات ایده آل می باشد. و بالعکس خاک هایی که به مرور زمان حرارت کمی را ذخیره نموده یا حرارت را به آهستگی به سطح زمین منتقل می نماید در طی شب سطح زمین زود تر و بیشتر سرد می شود. عمق نوسانات حرارتی در خاک خوب بیشتر است این عمق معمولاً برای یک خاک مطلوب حدود نیم متر است. خاک خوب اندوخته ی حرارت زیاد تری را در لایه های ضخیم تر دارا می باشد، بدین جهت درشبها می تواند انتقال حرارت بیشتری را به طرف سطح خاک ادامه دهد و سرعت افت درجه حرارت را کاهش دهد. خاک بد مثل خاک های آلی یا کود دار شب ها خیلی سرد می شوند، زیرا این نوع خاک ها در اثر تشعشع حرارت خود را زود تر از دست داده و حرارت کمتری از اعماق زمین دریافت می کنند. خاک پوشیده از علف های هرز نیز خطرات سرما و یخبندان را تشدید می کند، زیرا این نوع پوشش ها خواه زنده یا مرده عملاً لایه ای با قابلیت هدایت حرارت کم و ظرفیت حرارتی کمتر در بالای سطح خاک ایجاد و امکان ذخیره ی حرارتی در روز و آزاد نمودن حرارت تشعشعی را در شب مشکل تر می نماید.

رنگ خاک عامل دیگری در افزایش یا کاهش خطر یخبندان محسوب می شود. خاک های تیره     می توانند حرارت بیشتری را در خود ذخیره کنند در نتیجه قادرند که در شب حرارت بیشتری را از دست بدهند. خاک های روشن تر بیشتر انرژی مفید خورشید را در طول روز منعکس و در شب خطر یخبندان را افزایش می دهند.

پیشگیری به وسیله ی انتخاب ارقام مناسب و زمان کاشت مناسب: ارقام مختلف یک گونه از نظر تحمل در مقابل یخبندان به طور قابل ملاحظه ای با هم تفاوت دارند. در بعضی ازحالات گیاهان بسادگی از خطر یخبندان نجات پیدا می کنند، بعضی از گیاهان که طول عمر کوتاهی دارند یا به اصطلاح زود رس هستند می توان آنها را جهت حفظ و حراست از سرمای بهاره دیرتر کاشت. به این ترتیب ارقامی که حتی دو یا سه روز دیر تر از ارقام مشابه گل کنند کمتر در معرض خطر سرما زدگی قرار می گیرند. در ایالت ایلی نویزامریکا تخمین زده شده است که 9 روز دیرتر شکوفه نمودن یک رقم سیب احتمال خسارت سرما ویخبندان را از 50 درصد به 25 درصدکاهش داده است.  در بعضی از ارقام شکل و حجم شاخ و برگ درخت نیز صدمه ی سرما را کاهش می دهد.  کشت زود هنگام از هر نظر دارای مزیت می باشد. به طور مثال کشت زود هنگام به کشاورز اجازه می دهد تا محصول خود را قبل از بارش باران و یا وقوع سرما به خوبی برداشت کند. همچنین ورود زودترمحصول به بازار از اقتصادی بسیار مهم می باشد.

برای افزایش مقاومت گیاهان مختلف به سرما 4 استراتژی به عنوان پیشنهاد برای اجرا در برنامه های به نژادی دیده می شود:

1-    اصلاح تدریجی گیاهان از نظر صفت مقاومت به تنش سرما و تنش یخبندان از طریق کاربرد روش های موسوم و انتخاب .

2-    انجام هیبریداسیون  بین گیاهان زراعی و گیاهان وحشی نزدیک آنها که دارای صفت مقاومت به تنش سرما و تنش یخبندان هستند.

3-    اهلی کردن گونه های وحشی که در محیط های سرد به خوبی رشد می کنند از طریق اصلاح و انتخاب برای بهبود صفات زراعی آنها

4-    راهکارهای پیشنهادی برای شناسایی ژن های مقاومت به سرما و یخ زدگی، کلون کردن آنها و دست ورزی ژنتیکی آنها با استفاده از روش های پیشرفته بیولوژی مولکولی.

پیشگیری توسط انتخاب پایه ی مناسب: پیوند زدن ارقام بر روی پایه های مقاوم یکی از مؤثرترین اقدامات برای مقاومت ساختمان درختان در مناطقی که با خطر سرما زدگی همراه است می باشد.البته در انتخاب پایه تنها مقاومت آنها در مقابل سرما مد نظر قرار نمی گبرد، بلکه عوامل متعددی را در انتخاب پایه برای اصلاح نباتات در نظر می گیرند که ممکن است یکی از آنها مقاومت به سرما باشد.

پیشگیری به وسیله ی سایر عملیات به زراعی:

الف- تغذیه ی گیاهی: یک گیاه سالم و قوی نقطه ی یخبندان پایین تری دارد. مصرف کود های شیمیایی اصلی لازمه ی سلامتی گیاه است به همان نسبت مصرف ریز مغذی ها در سلامتی و قدرت گیاه مؤثر و مهم تلقی می شود. تجربه نشان داده که عنصر منیزیم در مقاومت مرکبات به سرما نقش مهمتری دارد. بعضی از محققان مصرف سدیم را در ایجاد مقاومت های بیشتر مؤثر می دانند. در مناطقی که خطر سرما درختان و گیاهان را تهدید می کند، نباید از کودهای ازته استفاده نمود.

ب-  عملیات خاکی: یک خاک متراکم و فشرده که به جز محصول کاشته شده پوشش گیاهی دیگری ندارد در حد مطلوب تلقی می شود. نوع بافت خاک هم تأثیر گذار می باشد.

ج- پیوند زدن: زخم های جای پیوند در مقابل سرما و یخبندان خیلی حساس هستند واگر این زخم ها با سرما روبرو شوند پوست اطراف زخم پیوند آسیب می بیند. بهتر است پیوند زدن زمانی انجام گیرد که خطر سرما رفع شده باشد.

د- بادشکن: در مناطقی که احتمال وقع سرما انتقالی هست بادشکن ها مفید واقع می شود.

و- سلامتی گیاه: یک گیاه ضعیف و آفت زده کمتر می تواند در مقابل سرما مقاومت نماید.

عملیات حفاظتی بعد از وقوع سرما زدگی

بعد از وقوع سرما زدگی اگر تمهیداتی در جهت جلوگیری یا کاهش خسارت آن انجام نشود ضرر و زیان حاصل از وقوع این پدیده به محصولات کشاورزی بخصوص از نوع حساس آن حتمی و غیر قابل اجتناب است. با اقداماتی می توان بعد از وقوع یخبندان تا حد زیادی گیاهان را از خسارت بیشتر و عواقب آن محافظت نمود. برای این منظور ابتدا بلا فاصله باید بعد از ایجاد خسارت یخبندان در باغ بافت های خشک شده و سرما زده را جمع آوری و از مزرعه و باغ دور کرد. اگر این اقدام انجام نشود خسارت بعد از سرما زدگی افزایش یافته و بوته های سالم نیز در معرض فساد و بیماری قرار می گیرند.

به طور کلی روش های غیر فعال یا بلند مدت در کشور ما به سادگی قابل انجام است. در روش های کوتاه مدت و فعال نیاز به صرف انرژی می باشد، که در کشور ما روشهای فعال بحد زیادی به کار گرفته نشده است.

 

بیمه محصولات کشاورزی

زیانهای اقتصادی سرما و یخبندان به محصولات کشاورزی کشور به مراتب بیشتر از زیانهای سایر پدیده های مخرب جوی و گه گاه فزون تر از خسارت هایی است که در اثر بیماری ها و آفات به گیاهان وارد می نماید. با توجه به انواع خطرات در حوزه ی کشاورزی و از طرفی اهمیت امنیت غذایی ضرورت بیمه در عرصه های مختلف کشاورزی در اکثر کشور های جهان به روشنی احساس شده است. در ایران نیز، فعالیت صندوق بیمه محصولات کشاورزی عملاً از سال 1363 ، با هدف حمایت از محصولات کشاورزی آغاز شد.

قبل از شروع سال زراعی و آغاز کشت محصول، کارشناسان ستاد صندوق بیمه،ضریب خسارت و تعرفه ها را بر اساس ضوابط ، روش های مرسوم تعیین می کنند و حق بیمه ها را به نماینده های استانی اعلام می نمایند. شروع بیمه پذیری هر زراعت همزمان با اعلام تعرفه ها و یا هنگام کشت آن محصول است. کشاورزان پس از مراجعه به کارگزاران بیمه و با تنظیم فرم بیمه نامه و پرداخت وجه خرید و خرید بیمه نامه، محصول آن تحت پوشش بیمه نامه قرار می گیرد.

 

 

 

نتیجه گیری

به طور کلی روش های در روش های مقابله با سرما زدگی، روش های غیر فعال یا بلند مدت در کشور ما به سادگی قابل انجام است. در روش های کوتاه مدت و فعال نیاز به صرف انرژی می باشد، که در کشور ما روشهای فعال بحد زیادی به کار گرفته نشده است.

به طور کلی باید توجه داشت روش های فعال می تواند افزاینده ی اثر روش های غیر فعال باشد. بنابراین نباید تصور شود که این روش ها را می توان بجای یکدیگر به کار برد. بلکه ترکیب این دو روش حفاظت مطمئن تر است. بدین جهت توصیه می شود که هر دو روش با هم به کار گرفته شوند.

بیمه ی کشاورزی یکی از راه های تأمین امنیت مالی محصولات کشاورزی در برابر سرما زدگی        می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

منابع

1-   جنبه های فیزیولوژی و به نژادی تنش های سرما و یخ زدگی گیاهان زراعی – نوشته: دکتر سید علی محمد میر محمدی میبدی – انتشارات گلبن اصفهان – زمستان 1379.

2-   سرمازدگی گیاهان ( یخبندان، صدمات، پیشگیری ) – نوشته: تراب امیر قاسمی – انتشارات مؤسسه فرهنگی نشر آیندگان – 1381.

3-   زراعت عمومی – نوشته: کمال سادات اسمعیلان – انتشارات دانشگاه پیام نور- 1386.

4-   آشنایی با عملیات بیمه محصولات زراعی – نوشته: سید حمید کریمی، غلامرضا نبی زاده، مجید بردوئی – نشر آموزش کشاورزی – 1385 .

5-   اینترنت .

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 10:47  توسط ناصر صادقی   | 
ین گیاهان یکساله، مختص مکزیک و آمریکای جنوبی، می باشند، و از خانواده ی گل آفتابگردان می باشند. Tagetes erecta، گل جعفری آفریقایی، قادر است تا ارتفاع 4_2 پایی رشد کند، و گلهای بزرگ، منفرد، و مضاعفی را تولید می کند که به رنگهای نارنجی یا زرد می باشند. Tagetes patula، گل جعفری فرانسوی، قادر است به ارتفاعی حدود 9 اینچی، تا 2 پایی، نائل شود؛ و گل ها به رنگ های زرد، یا زردی که با رنگ قهوه ای مایل به قرمز مشخص شده است، ظاهر می شوند. دو رگه های برانگیخته شده از گل های جعفری فرانسوی و آفریقایی، به رنگ قرمز یکپارچه، برخی به رنگ زرد یکپارچه، و برخی به صورت ترکیبی از رنگ های قرمز و زرد طلایی، ظاهر می شوند. گلها مضاعف می باشند، دارای ضخامتی بین 3_2 اینچ می باشند؛ گیاهان، انبوه می باشند، و می توانند تا بلندای حدود 18 اینچی رشد کنند. گیاهان، در سرتاسر تابستان و پائیز شکوفه می دهند، و بقدر گلهای تقلیل یافته، بزرگ می باشند. T. tenuifolia (signata) pumila، گل جعفری کوتوله ی ( قد کوتاه ) خاتم دار، مختص مکزیک می باشد، و در میان گیاهان انبوه که بلندی بالای یک پا دارند، می روید. شاخ و برگ آن، به طور ظریفی تقسیم می شوند، و گلهای نارنجی منفرد زیادی، در ضخامتی حدود یک اینچ، بوجود می آیند. گیاه، همان اندازه به مراقبت نیاز دارد که گل جعفری کوتوله ی فرانسوی نیاز دارد. T. lucida، ترخون زمستانی نیز مختص مکزیک می باشد. این گیاه چند ساله ی انبوه نیمه سخت، به عنوان یک گیاه یکساله تلقی می شود، و به بلندای 1 تا 2 پایی رشد می کنند. ترخون زمستانی، مربوط به گل جعفری باغی می باشد، و آنها ساقه های دراز بی شاخ وبرگ، و برگهای نرم و باریک ساده ای دارند. شاخ و برگ ترخون زمستانی، رنگ سبز میانه ای دارد نه رنگ سبز نیلی، همچون برگهای ترخون فرانسوی. در فصل پائیز یا زمستان، آن گلهای زرد طلائی کوچکی تولید می کند که از یک لایه ی واحدی از گلچه های شعاعی، و کلاله مرکزی از گلچه های گرده ساخته شده است. شاخ وبرگ، زمانی که ترخون فرانسوی، نا بهنگام می باشد، رایحه ی مطبوعی، با بساوشی از Anise دارند، و جایگزین خوبی می باشند. 
در گلدان گذاری :
زمانی که این گیاهان در بیرون کاشته می شوند، آنها نباید خاک خیلی غنی داشته باشند، بخاطر اینکه، این، رشد نباتی وافری را به خرج تولید گل باعث می شود. آنها باید 15_12 اینچ، مجزا کاشته شوند. آنها حتی سریعتر گلدهی می کنند اگر آنها، کشت و کار بذر در خانه را، از کشت و کار مستقیم آن، در خارج از منزل ترجیح دهند. وقتی که آنها به عنوان گیاهان گلخانه ای به کار می روند، آنها برا ی ارائه ی زمستانی و بهاری، عالی می باشند. آنها گیاهان گلدانی ، و گلهای قلمه ای دلپذیری را ایجاد می کنند. خاک آنها نباید خیلی غنی باشد، و گلدان ها نیاز به زهکشی خوبی می باشند. وقتی که گیاهان، محفظه های خودشان را با ریشه ها اشغال کردند، استعمال هفتگی کود آبی رقیق کردنی، سودمند خواهد بود. این گیاهان، باید به صورت تمام وقت کاملاً در معرض نور آفتاب قرار گیرند، و باید جو خنک و تهویه ای داشته باشند. دما در شب، امکان دارد 50 درجه شود؛ در روز های راکد، آن می تواند حدود 5 درجه، و در روزهای آفتابی، 10 تا 15 درجه بالاتر، افزایش یابد. شکوفه دهی زودتر، و گلهای بیشتر، امکان دارند از Tagetes، که در یک گلخانه، در فصل زمستان می رویند احراز شوند اگر، روشنی روز با نور مصنوعی ( ساختگی ) جابجا شده باشد ( لامپ مهتابی یا گداخته ). ترخون زمستانی، قابل کشت در داخل و خارج از خانه می باشد. همانند یک گیاه خانگی، ترخون زمستانی، قلمه های زمستانی سبکی را جهت استفاده ی هموار ارزانی می دارد. ترخون زمستانی، وقتی که تر وتازه به کار برده می شود، بهترین می باشد. 3 تا 6 اینچ از رأس شاخه را بواسطه ی برگهای لطیف، ببرید. اگر آنها به دقت خشکیده اند، برگها، اندکی از رایحه ی آنها را حفظ خواهند کرد.
تکثیر : 
بذرها، می توانند 6 تا 12 هفته قبل از اینکه گیاهان در بیرون از منزل، کاشته شوند، در یک گلخانه، جایی که درجه حرارت حفظ می شود، کشت و کار ( تخمکاری ) شوند. بذرها در گلدان ها یا مکان همواری که با خاک های شنی الک کرده ی ریزی پر شده، و به سبکی با خاک پوشانده شده اند، پراکنده می شوند. محفظه ها را با شیشه بپوشانید، و به آنها، بواسطه ی نور آفتاب، سایه بیندازید. اگر آنها مرطوب نگاه داشته شوند، آنها در عرض چند روز شروع به رشد خواهند کرد. وقتی که گیاهان نوزاد دارای ارتفاعی بین 1 یا 2 اینچ می باشند، آنها می توانند به مکان مسطحی که دارای عمقی بین 3 تا 4 اینچ می باشد، و با کمپوست ( کود آلی ) رسی یا شنی پر شده است، منتقل شوند. آنها باید 3 یا 4 اینچ، به صورت مجزا فاصله دار شوند. پس از این، آنها باید در قاب سردی، تا زمانی که آنها در بیرون از خانه کاشته می شوند، گذارده شوند. این، پس از آن می باشد که همه ی خطرات سرمازدگی سپری شده اند، و آب و هوا، گرم و آرام می باشد. همچنانکه زمان برای کشت آنها در خارج از خانه نزدیک می شود، آنها نیازمند این می باشند تا با افزودن سیستم تهویه ای و بالأخره با در معرض هوا گذاری آنها، مقاوم شوند. بذرها همچنین می توانند مستقیماً خارج از خانه، جایی که آنها با پاشیدن کم آنها در بستر بذر آماده برای کشت رشد می کنند، پس از اینکه خطر سرمازدگی سپری شد، کشت و کارشوند. آنها تا وقتی که نزدیک تر از 10 اینچ، جدا از هم نمی باشند، رقیق می شوند. این روش، همچنانکه در ابتدا ذکر شد، اگر گیاهان در داخل خانه قرار گیرند، شکوفایی گل ها را به تأخیر خواهد انداخت. مکانی که شما برای این گیاهان بر می گزینید، باید کاملاً در معرض نور آفتاب قرار گیرند، اگر آنها موفق شوند. برای شکوفه دهی زمستانی، زمانی که در یک گلخانه رویانده می شوند، بذرها باید در ماه آگوست یا سپتامبر کشت و کار شوند، برای شکوفه دهی بهاره، آنها را در ماه ژانويه کشت و کار کنید. نهال باید به مکان های هموار ( فلت ) نشاء شوند، یا جداگانه، در گلدان های کوچک، و بعداً چنانکه نیاز شد، داخل گلدان های بزرگتر. گلدان هایی که دارای ضخامتی ( قطر ) بین 7_5 اینچ می باشند، قالب های خوبی می باشند تا، گلکاری گیاهانتان را داخل آنها انجام دهید. شما می توانید یک تا سه گیاه را داخل یک گلدان بکارید. ترخون زمستانی، که به آسانی ریشه دار می شود، معمولاً بوسیله ی قلمه زنی تکثیر می شود. قلمه زنی را در اوایل پائیز، قبل از اینکه آنها شروع به شکوفه دهی کنند، انجام دهید، و آنها را در درون گلدانها قرار دهید.
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۲ساعت 12:6  توسط ناصر صادقی   | 
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

تاثیر ایندول 3-بوتیریک اسید(IBA) وپوترسین در افزایش ریشه زایی قلمه های شمشاد اهوازی

توسط : ناصر صادقی

چکیده

   به منظور بررسی اثرهای عوامل تنظیم کننده رشد گیاهی  ایندول3- بوتیریک اسید(IBA) و پوترسین وترکیب آن ها بر روی ریشه زایی شمشاد اهوازی ، آزمایشی در شهرستان میناب اجرا گردید.بدین منظور این آزمایش در قالب طرح کامل تصادفی با دو فاکتور(IBAبا غلظت های 0 ،1000 و1500 میلی گرم در لیتر وپوترسین با غلظت های 0 ، 5/0 و1میلی مولار به دو روش محلول پاشی وغوطه وری ) با 5تکرار(هر تکرار شامل 10قلمه) و20تیمار انجام شدو صفت هایی از قبیل درصد ریشه زایی ، درصد قلمه های رشد کرده و میانگین طول ریشه مورد ارزیابی قرار گرفت نتایج بدست آمده اختلاف معنی داری تیمار های آزمایشی را از لحاظ آماری نشان داد.از بین تیمارها بهترین تیمار که منجربه افزایش  در صد ریشه زایی و قلمه های رشد کرده شد،کاربردترکیب تنظیم کننده رشد گیاهی  IBA باغلظت 1000 میلی گرم در لیتر و پوترسین 1میلی مولار به روش غوطه وری ، کاربرد تنظیم کننده رشد گیاهی  IBA با غلظت 1500میلی گرم در لیتر + پوترسین صفر میلی مولار به روش غوطه وری منجر به افزایش طول ریشه های قلمه شمشاد اهوازی شد .عدم کاربرد تیمارهای تنظیم کننده رشد گیاهی IBAوپوترسین (تیمار شاهد)درصد ریشه زایی وسایر صفات مورد بررسی کاهش یافت .

واژه های کلیدی : شمشاد اهوازی ، ریشه زایی ، ایندول 3-بوتیریک اسید ،  پوترسین

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ساعت 20:46  توسط ناصر صادقی   | 
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi; mso-bidi-language:AR-SA;}

تقسیم بندی و نام علمی گیاهان زینتی
 
تقسیم‌بندی گیاهان براساس نوع کاربرد ۱. گیاهان گوشتی و گوشتی: کاکتوس‌ها، آپتنیا، آگاو (خنجری)، آلوئه (شاخ بزی)، اشوریا (ساق عروس)، اوفوربیا، بشقابی، سدوم، کراسولا، گاستریا، هائورسیا
۲. گیاهان درون خانه‌ای: آرالیا، آفلاندرا، آکالیف، آکمئا، آکیوبا، آگلونما، آلوکازیا، اسپاتی فیلوم، برگ‌بیدی، برگ عبایی، پاندانوس (کاج پیچی)، پپرومیا (برگ قاشقی)، پنجه کلاغی (نخل مرداب)، پیله‌آ، یوکا، پوتوس (سینداپسوس)، حسن یوسف، خورشیدی، زنگوله‌ای (آبوتیلون)، ساکسیفراژ (مادر هزاران)، سانسوریا، دیفن باخیا، سرخس، سیسوس (پیچ کانگورو)، سیکاس، سینگونیوم، فیتونیا، فیکوس، فیلودندرون، کاج مطبق، کالائه‌آ، کالادیوم (فیل گوش)، کروتون (کرچک هندی)، کوردیلین، گازمانیا، گندمی، لیندا، مارانتا، مارچوبه، مشعلی، نخل های زینتی.
۳. گیاهان گل‌دهنده گلدانی: آزالیا، آویز، بگونیا، بنت‌القنسول، بنفشه‌آفریقایی، پامچال، سیکلامن، سینره، شمعدانی، فلفل زینتی، کالانکوئه، کالسئولاریا، گلوسینیا، گیلاس مجلسی، هورتانسیا.
۴. گیاهان سوخوار زینتی: آلاله، آلسترومریا، آماریلیس، اختر، استرنبرگیا، موگه، گل حسرت، زعفران زینتی، زنبق، سوسن، سنبل، سیرک، شقایق نعمانی، گل صد تومانی، فریزیا، گل کوکب، گالانتوس، گلایول، گل لاله، لاله واژگون، گل مریم، گل نرگس، همانتوس، همروکالیس.
۵. گل بریدنی: آنتوریوم (گلدم)، ارکیده (دارزی)، استاتیس، پرنده بهشتی، داودی، ژربرا، شیپوری، لیزیانتوس، ماگریت، میخک، ورد.
۶. گل‌های باغچه‌ای الف) گل‌های یک‌ساله‌ حساس به سرما: آلترنانترا، آهار، ابری، اطلسی، پریوش، تاج خروس، گل تکمه‌ای، جعفری، گل حنا، رعنا زیبا (گل شاد)، زلف عروس، سلوی، شاه اشرفی، شاه‌پسند یک‌ساله، فلوکس یک‌ساله، لادن، لاله عباسی، لوبلیا، میمون، مینای یک‌ساله، گل ناز آفتابی، یخ در بهشت.
ب) گل‌های یک‌ساله مقاوم به سرما: آفتاب‌گردان زینتی، آیبریس، اسکابیوزا (درخشنده)، اشرفی، بنفشه، پنستمون، گل جاوید، زبان در قفا، سیلن، شب بو، شب بوی خیری، شب بوی معمولی، شب بوی ویرجینیا، شقایق، شقایق کالیفرنیا، قرنفل، کتانی (عدسی)، مروارید (گل عسل)، مینا چمن، نخود گل (نخود زینتی)، همیشه بهار.
ج) گل‌های چندساله (دائمی): استکانی، انگشتانه‌ای، برگ نقره‌ای، برگنیا، تاج‌الملوک، ختمی پرپر، کوکب کوهی، گازانیا، گرزی، مینای دائمی، گل مغربی.
۷. گیاهان پوششی: آئوپودیوم، درختچه آتش (بامبو بهشتی)، آجوگا، آرابیس (سبد نقره)، آرتمیزیا، آرکتواستافیلوس، آرکتوتکا، آرناریا (شنرو)، آروندیناریا، آساروم، آلاله خزنده، اپیدیوم، اُرس، ارودیوم، استاکیس (گوش بره)، استکانی، اوبریتا، باکاریس، بداغ، گل برف، بنفشه، بومادران، موچسب، پاکی‌ساندرا، پتنتیلا، پیچ ‌امین‌الدوله، پیچ تلگرافی، پیچک زمینی، پیراکانتا، تمشک، توت‌فرنگی وحشی و هندی، توکریوم، تیموس، چمن یال‌اسبی، دایکوندرا، رز، رزماری، ریب‌انگور همیشه‌سبز، ساجینا، ساکسی‌فراژ، سانتولینا، سدوم، سراتواستیگما، سراستیوم (برف تابستانه)، سرخدار خزنده، سیتیوس، سیزاب، سیسوس، شاه پسند، شیرخشت، عشقه، علف ترکی، علف جاروب، علف چای، علف‌گربه، علف هفت‌بند، فرانکنیا، فستوکای آبی، فلوکس، کوتیولا، کورنوس، کورونیلا، کینوتوس، گاردنیا (یاس‌آفریقایی)، گالیوم، گل آفتاب، گلکوما، گوشوارک، گیاه یخی، لامیوم، لیپیا، لوتوس، لیریوب، لیسیماکیا، مارچوبه زبره، مازوس، منداب، مینا مکزیکی (شیخ بهار)، نعناع، هوستا، والدستئینیا، یاسمن، یاسمن ستاره‌ای
از گیاهان پوششی ذکرشده، گیاهان آرناریا (شنرو)، ارودیوم، دیکوندرا، فرانکنیا و لیپیا قابلیت استفاده به‌ جای چمن را دارند.
نام فارسی
نام علمی
تیره
گل میمونی
Antirrhinum majus L.
Scrophulariaceae
گل ابری
Agreatum houstonisum
Compositae
مینای چمنی
L. Bellis perennis
Compositae
همیشه بهار
Calandula officinalis
Compositae
گل ستاره‌ای
Cosmos spp.
Compositae
سیلن
Silene pendul
Caryophylaceae
گل حنا
Impatien spp.
Impatien spp.
گل گندم
L. Centaurea
Compositae
زلف عروس یا افروز
Amaranthus spp.
Amaranthaceae
اطلسی
hybrida Hort ×Petunia
Solanaceae
جعفری
Tagetes spp.
Compositae
بنفشه
Viola spp.
Violaceae
آهار
Zinnia spp.
Compositae
تاج‌الملوک
Aquilegia L . hybrid
Ranunculaceae
رعنا زیبا ( گل شاد )
Gaillardia spp.
Compositae
گازانیا
Gazania splendens
Compositae
زبان‌درقفا
Delphinium L.
Ranunculaceae
نازآفتابی ( خرفه‌زینتی )
Portulaca grandiflora
Portulacaceae
مینای دائم ( آستر، مینای چینی یا ستاره‌ای )
Aster spp
compositae
استکانی
Campanula .sp
Companulaceae
قرنفل
Dianthus barbatus
Caryophyllaceae
خیری ( شب بوی خیری )
Cheiranthus cheiri یا Erysimum cheiri
Crucifera
گل انگشتانه
Digitalis purpura
Scrophulariaceae
آلاله
Ranunculus asiaticus
Ranunculaceae
آلسترومریا ( سوسن پرویی )
Alstroemeria L. hybrids
Alstromeriaceae
( Liliaceae / Amaryllidaceae )
اختر
Canna × generalis
Cannaceae
کوکب
Dahlia sp
Compositae
فریزیا
Freesi ×hybrida
Iridaceae
گلایول
Gladiolus sp
Iridaceae
سنبل
Hyacinthus orientalis L
Liliaceae
زنبق
Iris sp
Iridaceae
زنبق رشتی
Hemerocalis
Liliaceae
سوسن
Lilium.sp
Liliaceae
نرگس
Narcissus sp
Amaryllidaceae
آماریلیس
Amaryllis
Amaryllidaceae
خورشیدی
Cilivia miniata
Amaryllidaceae
همانتوس
Haemanthus kathrinae
Amaryllidaceae
مریم
Polianthes tuberosal
Agavaceae
لاله
Tulipa gesneriana
Liliaceae
آنتوریوم
Anthurium
Araceae
داوودی
Dendranthema × grandiflorum
Compositae
میخک
Dianthus caryophyllus
Caryophyllaceae
لیزیانتوس
Lisianthus russelianus - Eustoma grandiflorum
Gestianaceae
کاله شیپوری
Zantedeschia spp.
Araceae
بگونیا
Begonia sp
Begoniaceae
کالادیوم
Caladium candidum
Araceae
کلرودندروم
Clerodendrum sp
Verbenaceae
سیکلامن ( نگونسار )
Cyclamen persicum Mill
Primulaceae
مگس خوار ( مگس گیر )
Dionaea muscipula Ellis
Droseraceae
گل کاغذی
Bougainvillea sp
Nyctaginaceae
بنت قنسول
Euphorbia( poinsettia) pulcherrima wild
Euphorbiaceae
گل آویز
Fuchia sp
Onagraceae
گل پامچال
Primula sp
Primulaceae
ختمی
Hibiscus rosa - sinensis
Papaveraceae
سینرر
Pericallis × hybrid
Compositae
بنفشه آفریقایی
Saintpaulia ionantha
Gesneriaceae
آزالیا ( خرزهره هندی )
Azalea
Ericaceae
رز
Rosa sp
Rosaceae
درخت سه رنگ
Photinia semilata
Rosaceae
ژربرا ( گلتاب )
Gerebera sp
Compositae
آفلاندرا
Louisse .Aphelandra squarrosa var
Acanthaceae
فیتونیا
Fittonia verschaffeltii
Acanthaceae
مشعلی
Jacobinia carnta
Acanthaceae
هیپوستس
Hypoestes sanguinolenta
Acanthaceae
پاچیستاچیس
Pachystachys lutea
Acanthaceae
کارپوبروتوس
carpobrotus edulis
Aizoaceae
آمارانتوس
Amaranthus tricolor
Amaranthaceae
تاج خروسی
Celosia argentea
Amaranthaceae
ایریزین
Tresine herbstii
Amaranthaceae
آلترنانترا
Alternanthera bettzickiana
Amaranthaceae
گل تکمه ای
Gomphrena globosa
Amaranthaceae
خرزهره
Nerium oleander
Apocynaceae
پیچ تلگرافی
Vinca minor
Apocynaceae
پروانش
Vinca rosea
Apocynaceae
آلوکازیا یا بابا آدم
Alocasis marcrorhiza
Araceae
آنتوریوم
Anthurium andraeanum
Araceae
کالادیوم
Caladium candidum
Araceae
دیفن باخیا
Dieffenbachia
Araceae
فیلودندرون یا برگ انجیری
Philodendrom spp.
Araceae
پوتوس ابلق
Scindapsus aureus
Araceae
اسپتی فیلوم یا برگ قاشقی
Spathiphyllum
Araceae
آگلئونما
Aglaonema commutatum
Araceae
پاپیتال یا عشقه
Hedera helix
Araliaceae
آرالیا
Aralia یا Dizygotheca
Araliaceae
آرالیای برگ پهن
Aralia seiboldi
Araliaceae
شفلرا
Schefflera actinophylla
Araliaceae
پیچ شمعی
Hoya carnosa
Asclepiadaceae
استفانوتیس
Stephanotis floribunda
Asclepiadaceae
استاپلیا
stapelia
Asclepiadaceae
آکما
Aechmea fasciata
Bromeliaceae
بیلبرژیا
Billbergia nutans
Bromeliaceae
کریپتانتوس
Cryptanthus bromeliads
Bromeliaceae
وریزیا
Vriesia mariae
Bromeliaceae
نیدولاریوم
nidularium innocenii
Bromeliaceae
گازمانیا
Guzmania
Bromeliaceae
شمشاد پیچ
Euonymus fortunei
Celastraceae
برگ بیدی
Commelinaceae
سنسیو
Senecio
Compositae
کوکب کوهی
Redbeckia fulgida
Compositae
شب تاب
Gynura aurantiaca
Compositae
دایکوندرا
Dichondra repens
Convolvulaceae
نیلوفر
Ipomoea tricolor
Convolvulaceae
پیچک
Convolvulaceae
اوکوبا
Aucuba japonica
Cornaceae
کورنوس
cornus alba
Cornaceae
کراسوله درختی
Crassula arborescens
Crassulaceae
کراسولا فالکاتا
Crassula falcate
Crassulaceae
بشقابی
Aeonium tabulaeforme
Crassulaceae
کراسولای نقره ای
Crassula argentea
Crassulaceae
اشوریا
Echeveria
Crassulaceae
کالانکوئه
Kalanchoe diagremontiana
Crassulaceae
سدم
Sedum
Crassulaceae
ایبریس
Ibris
Cruciferae
سیکاس
Cycas
Cycadaceae
پنجه کلاغی
Cyperus
Cyperaceae
آکالیف
Acalypha marginata
Euphorbiaceae
کروتون
Codiaeum variegatum
Euphorbiaceae
اوفربیا
Euphorbia
Euphorbiaceae
پرسیاوشان
Adiantum sp
Polypodiaceae
سرخس معمولی مجعد
Nephrolepis sp
Polypodiaceae
سرخس برگ پهن
Asplenium nidus
Polypodiaceae
سرخس شاخ گوزنی
Platycerium sp
Polypodiaceae
سرخس معمولی
Polypodium sp
Polypodiaceae
سرخس برگ بیدی
Peteris amberrosa
Polypodiaceae
شمعدانی معمولی
Pelargonium hortorum
Geraminaceae
شمعدانی عطری
Pelargonium graveolens
Geraminaceae
شمعدانی اژدری
Pelargonium domesticum
Geraminaceae
شمعدانی پیچ
Pelargonium peltatum
Geraminaceae
گلوکسینیا
Sinningia speciosa
Gesneriaceae
کولومنئا
Columnea glorisa
Gesneriaceae
اپی سیا
Episcia cupreata
Gesneriaceae
کلریا
Kohleria
Gesneriaceae
زعفران زینتی
Crocus aureus
Iridaceae
حسن یوسف
Coleus blumei
Labiatae
اسطوخودوس
Lavandula officinalis
Labiatae
نعناع زینتی
Mentha rotundifolia variegate
Labiatae
سلوی
Salvia splendens
Labiatae
تیموس‌
Thymus ericifolius
Labiatae
برگ بو
Laurus nobilis
Lauraceae
اریترنیا
Erithrina acanthocarpa
Leguminose
سیتیسوس
Cytisus praecox
Leguminose
گل حساس
Mimosa pudica
Leguminose
گل نخود
Lathyrus odoratus
Leguminose
لوپن
Lupinus polyphyllus
Leguminose
آلوئه
Aloe sp
Liliaceae
آگاپانتوس
Agapanthus orientalis
Liliaceae
مارچوبه نرمه
Asparagus plumosus
Liliaceae
مارچوبه زبره
Asparagus crispus
Liliaceae
مارچوبه دم روباهی
Asparagus meyeri
Liliaceae
مارچوبه خوراکی
Asparagus officinalis
Liliaceae
موگه یا گل برف
Convallaria majalis
Liliaceae
سنبله یا کلشیکوم یا گل حسرت
Colchicum autumnale
Liliaceae
کوردیلین
Cordyline terminalis
Liliaceae
دراسنا
sp Dracaena
Liliaceae
گاستریا
Gasteria
Liliaceae
هااورت سیا
Haworthia
Liliaceae
هوستا
Hosta sieboldiana
Liliaceae
یوکا
Yucca sp
Liliaceae
گرزی
Kniphofia
Liliaceae
سجافی
Chlorophytum comosus
Liliaceae
لوبلیا
Lobelia erinus
Lobeliaceae
زنگوله ای یا ابوتیلون، افرای گلدار، فانوس چینی، برگ نمدی
Abutilo megapotamicum
Malvaceae
مارانتا
Maranta leuconeura
Marantaceae
کالاته آ
Calathea zebrine
Marantaceae
درخت انجیر
Ficus carica
Moraceae
درخت کائوچو
Ficus elastica
Moraceae
موز
Musa
Musaceae
مرغ بهشت
Strelitzia reginae
Musaceae
هلی کونیا
Heliconia
Musaceae
سینره آ
Eucalyptus cinerea
Myrtaceae
نیلوفر آبی
Nymphaea capensis
Nymphaeaceae
یاس رازقی
Jasminum sambac
Oleaceae
یاس سفید یا یاس معمولی
Jasminum officinale
Oleaceae
یاس زرد
Forsythia intermedia
Oleaceae
یاس بنفش یا خوشه ای
Syringa vulgaris
Oleaceae
آویز
Fushia hybrida
Onagraceae
کلاریا
Clarkia
Onagraceae
شقایق سیاه یا شرقی
Papaver orientalis
Pavpaveraceae
شقایق کوهی
Papaver alpinum
Pavpaveraceae
اشولزیا (شقایق کالیفرنیا یا لاله باغی )
Eschscholzia californiea
Pavpaveraceae
پپرومیای معمولی
Peperomia caperata
Piperaceae
پپرومیای ابلق
Peperomia obtusiflolia
Piperaceae
استاتیس یا لیمونیوم
Limonium spp. ( Statice spp.)
Plumbaginaceae
استاتیس دائمی
Statice vulgare
Plumbaginaceae
میخک هندی
Pittospoum tobira
Pittosporaceae
فلوکس یکساله
Phlox drummondii
Polemoniaceae
گل ناز ( خرفه زینتی )
Portulaca grandiflora
Portulacaceae
آنمون ( شقایق نعمانی )
Anemone spp.
Ranunculaceae
کلماتیس
clematis orientalis
Ranunculaceae
گل صد تومانی
Paeonia albiflora
Ranunculaceae
گاردنیا
Gardenia
Rubitaceae
برگنیا
Bergenia crassifolia
Saxifragaceae
آستیبل
Astible japonica
Saxifragaceae
دوتسیا
Deutzia scarab
Saxifragaceae
نرگس درختی
Philadelphus coronaries
Saxifragaceae
هورتانسیا یا ادریسی
Hydrangea macrophylla
Saxifragaceae
ساگسیفراژ
Saxifraga sarmentosa
Saxifragaceae
پنستمون
Penstemon spp.
Scrophulariaceea
گوشواره ای یا کالسئولاریا ( کفشک، گوشی، جیبی، کیفی )
Calceolaria herbeohybrida
Scrophulariaceea
ورونیکا
Veronica prostrate
Scrophulariaceea
روسلیا
Russelia equisetiformis
Scrophulariaceea
سلاژینلا
Selaginella commutate
Selaginellaceae
فلفل زینتی
Capsicum annum
Solanacea
داتورا
Datura
Solanacea
گل توتون
Nicotiana Nicki pink
Solanacea
لادن
Tropaeplum spp.
Tropaeolaceae
کاملیا
Camelia japonica
Theaceae
پی لئا
pilea cadieei
Urticaceae
شاه پسند درختی
Lantana camera
Verbenaceae
شاه پسند یکساله
hybrida× Verbena
Verbenaceae
پیچ معین التجار
Clerodendrum thomsoniae
Verbenaceae
کاریوپتریس
Caryopteris clandonensis
Verbenaceae
کالیکارپا
Callicarpa japonica
Verbenaceae
موچسب وحشی
Parthenocissus quinquefolia
Vitaceae
موچسب معمولی
Parthenocissus tricuspidata
Vitaceae
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ساعت 20:38  توسط ناصر صادقی   |