|
جمع آوری آب Water Harvesting: جمع آوری آب به کلیه عملیاتی اطلاق میگردد که در حوضه های آبگیر برای افزایش رواناب انجام میگیرد. در بسیاری از مناطق خشک و نیمه خشک، بخش عمده از آبی که به درون خاک نفوذ میکند یا از راه تبخیر مسقیما هدر میرود یا از راه تعرق توسط گیاهانی که از نظر اقتصادی بیفایده هستند به مصرف میرسد. برای مثال؛ در حوضه رودخانه های کلرادوی آمریکا، کمتر از 6% بارندگی به صورت جریان رودخانهای ظاهر میشود. ثابت شده است که استفاده از گیاهان به عنوان راه حلی برای افزایش جریان رودخانه ای موثر میباشد و ممکن است انتظار داشت که این روش بیشتر مورد استفاده قرار گیرد. روش سریعتر برداشت آب، نگهداری آن در آبگیرهاست. آبگیرها مناطقی هستند که از بتن، ورقه های فلزی، آسفالت یا خاک غیرقابل نفوذ به نحوی ساخته شدهاند که آب بارندگی را گرفته و ذخیره میکنند. در برداشت موفقیت آمیز آب نه تنها باید به جمع آوری آب توجه داشت، بلکه به انتقال و ذخیره سازی آب جمعآوری شده نیز باید توجه کرد. عملیاتی که روی آبگیرها انجام میشود از تسطیح خاک و خارج کردن پوشش گیاهی تا استفاده از غشاء پلاستیکی و ورقه های آلومینیومی متغیر است. در برخی آزمایشات، عملیات ساده تسطیح خاک و خارج نمودن پوشش گیاهی، مقدار جریان سطحی را تا سه برابر افزایش داده است. آببندی کامل، مقدار جریان سطحی را تا صددرصد افزایش میدهد. جمع آوری آب به منظور توسعه منابع آب مورد نیاز حیات وحش و چارپایان اهلی و گاهی اوقات مصارف شهری نیز به کار میرود. کمبود آب در مقیاس جهانی مهمترین فاکتور محدودکننده برای عملکرد گیاهان زراعی است، با کاهش میزان آب فعالیتهای فیزیولوژیکی گیاهان یا کاهش مییابد (البته عکس آن نیز صادق است بدین معنا که با رسیدگی فیزیولوژیکی میزان آب گیاه کاهش مییابد) با توجه به اینکه کمبود آب متداولترین فاکتور محدودکننده در تولید محصولات زراعی به خصوص در مناطق نیمه خشک دنیا است هر اقدامی در جهت تامین قسمتی از آب مورد نیاز گیاه میتواند در افزایش تولید موثر باشد. معمولا رواناب موقعی جاری میشود که باران روی خاک اشباع شده ببارد. در مناطق مرطوب چون خاک در اکثر مواقع اشباع است، رواناب بلافاصله بعد از بارندگی جاری میشود. ولی در مناطق خشک، خاک به ندرت اشباع بوده و در صورتی رواناب جاری میشود که شدت بارندگی از حد معینی تجاوز نماید. مثلا در تحقیقات انجام شده در آفریقا به این نتیجه رسیده اند که زمانی رواناب جاری میشود که سرعت بارندگی از 0.5 میلیمتر در دقیقه بیشتر و مقدار آن نیز بیش از مقدار 5 میلیمتر باشد. معمولا به دلیل پوشش گیاهی پراکنده و کمبود مواد آلی و همچنین پیدایش یک لایه غیرقابل نفوذ در اولین لحظات پس از بارندگی، توانایی خاکهای خشک در جذب بارندگی بسیار کم است. بنابراین در شرایط بسیار خشک، کاهش رواناب و افزایش نفوذپذیری خاک موثر نبوده و به دلیل کم بودن رطوبت قابل ذخیره در خاک و ناکافی بودن آن برای زراعت، باید در جهت عکس کوشش نمود؛ یعنی رواناب را در بعضی اراضی افزایش داد و نفوذپذیری خاک را کاهش داد. و سپس از آب حاصله در جاهای مناسب دیگر استفاده نمود. به این عمل جمع آوری آب گفته میشود. با این اوصاف، جمع آوری آب عبارت است از جمع آوری آب از منطقهای که برای افزایش رواناب آماده شده و استفاده از آب حاصله بعنوان مکمل رطوبت خاک در منطقه مجاور یا پاییندست که ارتفاع پایینتری دارند. در بسیاری از مناطق خشک که بارندگی برای تامین نیاز زراعت کافی نیست جمع آوری آب به اضافه مفدار رطوبتی که در خاک ذخیره شده میتواند برای تولید گیاهی کافی باشد. مشروط به اینکه بین میزان آبی که از یک ناحیه گرفته شده و ناحیهای که آب در آن به مصرف میرسد توازن صحیحی برقرار گردد. تکنولوژی جمع آوری آب بر اساس دو روش عمده استوار است: یکی انتقال آب از تپه ماهورهای لخت و بدون پوشش گیاهی به اراضی نسبتا مسطح و دیگری ایجاد پستی و بلندیهای کوچک در اراضی صاف و مسطح که نمونه هایی از آن عبارتند از: الف ـ حوضچه های آبریز کوچک در این سیستم زراعی، رواناب حاصله از قسمتهایی از مزرعه را به نوارهای باریکی که در آن زراعت صورت میگیرد، انتقال میدهند. یا به عبارتی، رواناب را از قسمت بالا یعنی منطقه آبریز روی بخش تحتانی که سالانه کشت میشود پراکنده میسازند. طرز عمل به این صورت است که در سطح زمین پشتههای نسبتا عریض ایجاد مینمایند تا شکلی مشابه یک حوضه آبریز درست شود و گیاهان زراعی را بین دو پشته میکارند. نسبت منطقه آبریز به عرض تراس مسطح ممکن است 3 به 1 و 2 به 1 و یا 1 به 1 باشد. و نسبت مناسب برای تمام محلها بر حسب نوع خاک و میزان بارندگی واحد نمیباشد. برای ازدیاد رواناب از پشتههای تامین کننده آب روشهای مختلفی بکار میرود: 1 ـ استفاده از لایه های نازک پلاستیکی یا لاستیکی و یا ورقه های فلزی برای پوشاندن زمین. 2 ـ ـ پوشاندن خاک با مواد دافع آب و پاشیدن مواد ارزان قیمتی که نفوذ آب را کاهش داده و یا پراکنده کردن کلوئیدهای خاک برای مسدود کردن منافذ مثلا مصرف 45 کیلوگرم کربنات سدیم در هکتار روی خاک رسی ـ لومی بدون گیاه، رواناب حاصله را به 70% میساند. 3 ـ استفاده از سلیکون به منظور غیر قابل نفوذ کردن خاک که نتایج خوبی داشته است. 4 ـ قیرپاشی که هم نسبتا ارزان و هم پوشش بادوام و چسپندهای تشکیل میدهد تا از فرسایش هم جلوگیری شود. چون بدون کنترل فرسایش، پشتههای آماده شده ممکن است در عرض یک فصل از بین بروند و در برخی مناطق به قیر، ورقه های نازک پلاستیکی نیز چسپانده اند. این سیستم نسبت به آیش که آب را از یک سال برای سال بعد ذخیره مینماید و هر دو سال یکبار کشت میشود کارآمدتر میباشد. ب ـ تراسهای پلکانی مسطح این سیستم از یک سری سکوی پلکانی مسطح تشکیل شده که منطقه جمع آوری آب ندارد و آبهای خارجی میتوانند توسط تراسهای منحرف کننده برای سکوها تامین شوند، یا میتوانند فقط با آبی که روی آنها قرار گرفته کشاورزی شوند و چون از رواناب جلوگیری میکنند و آب به خوبی روی منطقه کاشت نگهداری و ذخیره میشود میتوان محصول قابل توجهی از آنها برداشت نمود. ج ـ تراسهای مسطح نگهدارنده آب این تراسها ساختمانهای خاکی هستند که در دامنههای شیبدار به این منظور احداث میشوند که قبل از اینکه سرعت رواناب به حد خسارتبار خود برسد از سرعت آن بکاهند و شامل یکسری سکو میباشد که بسته به اینکه برای حفاظت آب یا حفاظت خاک مورد استفاده قرار گیرند با انواع مختلف ساخته میشوند. این سکوها رواناب را از قسمت آبریز گرفته و روی بخش مسطح که زراعت میشود نگهداری میگردد. د ـ تراسهای کانالی شیبدار که به این منظور طراحی شدهاند که آب اضافی را به قسمتی از مزرعه منتقل نمایند و فاصله آنها بستگی به شیب دارد و شیب سکو طوری است که بتواند حجم آب در حال افزایش را حمل نماید دارای محل خروج آب بوده تا بتواند آب را به نحو مطلوب خارج نماید. این تراسها که به مجاری شیبدار نیز معروف میباشند در مناطقی که به علت شیب زیاد امکان درست کردن تراس وجود نداشته باشد برای جلوگیری از تلفات خاک و آب در اثر جریانهای سطحی ایجاد میگردند. این مجاری باید طوری ساخته شوند که دارای ظرفیت کافی برای جمعآوری آبهای زیادی و هدایت آن به زمینهایی که دارای شیب کمتری هستند باشند. این مجاری در جهت عمود بر شیب و در امتداد خطوط تراز ساخته میشوند و عمل اصلی آنها عبارت است از متوقف کردن آب برای نفوذ در زمین و همچنین هدایت آبهای اضافی به جاهایی که خطر فرسایش ایجاد ننموده و بتواند تولید محصول نماید. با توجه به اینکه مشکل اساسی در دیمکاری، ذخیره و حفظ رطوبت در داخل خاک است؛ جمع آوری سیلابها و هرزآبها از سطوح بزرگی که از نظر اقتصادی کشت وکار در آنها مقرون به صرفه نیست و انتقال و پخش آنها در سطوح کوچکتر قابل کشت، یکی از مسایل قابل توجه میباشد. یک بارندگی 10 میلیمتری در یک حوضچه آبگیر ممکن است در عرض 4 تا 5 ساعت سیلابی را ایجاد نماید که مقدار آب آن به 30هزار مترمکعب برسد. یک باران چند میلیمتری را میتوان در یک حوضچه آبگیر و در یک محدوده کوچک ذخیره کرد بطوریکه معادل چند صد میلیمتر باران باشد. قدمت این کار به حدود 2000 سال پیش میرسد و هم اکنون نیز در تکنولوژی مدرن دیمکاری مورد استفاده قرار میگیرد و در کشورهای مختلف نتایج مطلوبی از آن به دست آمده است. تعاریف لازم در زمینه مرتع و آبخیزداری آبخیز (watershed) چیست؟ حوزه آبخیز تمامی سطحی را در بر میگیرد که آبهای سطحی در آن منطقه به سمت نقطه یا محل مشخصی جریان مییابد آبخیزداری (watershed management) چیست؟ - علم مطالعه و مدیریت آبخیزها که عبارت از مجموعه مطالعاتی است که برای اداره یک حوزه آبخیز انجام میشود. - طراحی و مدیریت حوزه به منظور حفاظت و استفاده صحیح و پایدار از منابع طبیعی با توجه ویژه به منابع آب و خاک. بند اصلاحی (check dam) چیست؟ سازههای احداثی در طول آبراههها و خندقها. دبی (discharge) چیست؟ حجم آبی که در واحد زمان از مقطع مشخصی از لوله یا رودخانه عبور میکند. رانش (land slide) چیست؟ در این پدیده بخشی ازدامنه جدا شده و بدون آنکه طبقات آن تغییر جهت دهند به پایین دامنه حرکت میکند. در این پدیده ممکن است قطعه زمینی که به پایین دامنه سقوط میکند به کلی متلاشی گردد. سیل (flood) چیست؟ جریان یافتن یا بالا آمدن نسبتاً زیاد آب در یک رودخانه، به اندازهای که از مواقع معمولی به طور وضوح بیشتر باشد. - جریان یافتن آب با دبی بیش از ظرفیت رودخانه . فرسایش (erosion) چیست؟ به طور کلی فرسایش به فرایندی گفته میشود که طی آن ذرات خاک از بستر اصلی خود جدا شده و به کمک یک عامل انتقالدهنده به مکانی دیگر حمل میشود. کشت روی خطوط تراز (Contour farming) چیست؟ در این کشت شخم و کشت در روی خطوط تراز انجام میشود. این عمل علاوه بر حفاظت خاک آب را نیز حفظ میکند و رطوبت بیشتری را برای محصول فراهم میسازد. کشت نواری(Strip cropping) چیست ؟ کشت نواری سیستمی است که در آن، محصول مورد نظر و گیاهان مقاوم به فرسایش مانند گراس و لگومینوزه در نوارهای متناوب در سراسر شیب کشت میشوند. در کشت نواری سرعت جریان آب که در نوارهای محصول زیاد است در اثر برخورد با نوارهای علوفه کم شده و منجر به رسوب مواد در اثر کاهش آبدوی میگردد. هشدار سیل (flood warning) چیست ؟ هشدار دادن به ساکنان مناطق سیل گیر مبنی بر احتمال وقوع سیل در مکانی معین. این گونه اخطارها به منظور انجام اقدامهای حفاظتی و پیشگیری از افزایش زیانهای مالی و جانی سیل، از ایستگاههای پایاب داده میشود. پس از جمع آوری اطلاعات محیطی، تجزیه و تحلیل آنها و تهیه گزارش، خطر وقوع سیل به آگاهی مردم میرسد. GISچیست؟ GISمخفف کلمه Geografhic Information Systems و به معنی سامانههای اطلاعات جغرافیایی میباشد. GIS یک سیستم اطلاعاتی متشکل از سختافزار، نرمافزار و کاربرانی است که در رابطه با دادههای مکانی به منظور بررسی تغییرات و تجزیه و تحلیل و ارتباط آنها با دادههای توصیفی بعنوان ابزاری قوی در تصمیمگیری و مدیریت منابع محیطی به کار گرفته میشود. جنگل(forest) چیست؟ جنگل منطقه وسیعی پوشیده از درختان، درختچهها و گونههای علفی است که همراه با جانوران وحشی نوعی اشتراک حیاتی گیاهی و جانوری را تشکیل داده و تحت تأثیر عوامل اقلیمی و خاکی قادر است تعادل طبیعی خود را حفظ کند. برخی از فواید درختان عبارتند از: تولید اکسیژن، جذب گرد و غبار، گاز کربنیک و دیگر گازهای شیمیایی موجود در هوا، جلوگیری از نفوذ سر و صدا و تشدید آلودگیهای صوتی در شهرها .مرتع (range) چیست؟ زمینی اعم از کوه ،دامنه وزمین مسطح با پوشش طبیعی که دارای سابقه چرای دام بوده وعرفا مرتع نامیده میشود. چراگاه (pasture) چیست؟ شامل اراضی است که معمولاً پوشش آن اصلاح شده و غالباً آبیاری میشود. به اراضی و قطعات مراتع در مناطق مرطوب نیز میتوان چراگاه اطلاق نمود. مرتعداری (range management) چیست ؟ عبارت است از اداره اکوسیستم مرتع به منظور استفاده بهینه از منابع و تولیدات و سرویسهای آن با تأکید بر حفاظت آب و خاک و سرانجام محیطزیست. اشکوب (layer or stratum) چیست؟ در یک جامعه گیاهی هر گاه پوشش گیاهی در سطوح مختلف ارتفاعی به نحوی قرار گیرد که ارتفاع گیاهان هر لایه از طبقات زیرین و بالایی متمایز باشد، هر یک از این طبقات ارتفاعی هم سطح را اشکوب مینامند. بعنوان مثال در جنگلها معمولاً سه اشکوب مشخص شامل درخت، درختچه و پوشش علفی وجود دارد. اکولوژی (ecology) چیست؟ عبارت است از مطالعه ارتباط موجودات زنده نسبت به یکدیگر و محیطشان .پروانه چرا (grazing license) چیست؟ سندی است که برای شمار و نوع مشخص دام در قطعات مشخص و برای مدت زمان معین صادر میشود. چرا (grazing) چیست؟ تغذیه دام و حیات وحش از گیاهان زنده و سرپا. این تعریف، چرای سرشاخههای گیاهان و درختچه ها را شامل نمیشود. وضعیت مرتع (range condition) چیست؟ وضعیت فعلی نباتات علوفه ای و خاک مرتع در مقایسه با وضعیت مناسب و مطلوب آن مرتع در شرایط آب و هوایی موجود. شایستگی مرتع یا پایداری (range suitability) چیست ؟ حالتی که بتوان از مرتع به عنوان چرای دام استفاده نمود و این امر استفاده مرتع را در سالهای آتی محدود نکرده، بتوان برای سالیان طولانی از مرتع استفاده کرد بدون اینکه به منابع پوشش گیاهی و خاک آن و یا مناطق مجاور صدمه ای وارد شود. ظرفیت چرا (grazing capacity) چیست؟ حداکثر تعداد دام که در مرتع مشخص و در زمان معین میتواند چرا کند، بدون اینکه بر کمیت و کیفیت پوشش گیاهی و سایر موارد وابسته از قبیل خاک و آب و موارد دیگر خسارت وارد شود. گرایش مرتع (range condition trend) چیست؟ جهت تغییرات وضعیت مرتع به سوی بهبود یا ویرانی .بیابان (desert) چیست؟ پهنه ای است با چند ویژگی: الف- بارش کم، دامنه نوسان دمای شدید، دمای بالا و تبخیر زیاد. تبخیر تقریباً بیش از دو برابر بارش است و باد عامل اصلی تخریب و فرسایش محسوب میشود. ب – پوشش گیاهی بسیار فقیر و پراکنده. بیابانها اغلب بین 15 تا 30 درجه شمالی و جنوبی قرار گرفتهاند و به دلیل نزول جریانهای هوای خشک از بالای تروپوسفر به پایین، بخار آب در این مناطق کم شده و هوا بیش از حد خشک میگردد. ج – خاکهای این مناطق دارای مواد آلی کم و اغلب جوان و کم تحول یافته هستند. بیابانزایی (desertification) چیست؟ ویرانی زمین در مناطق خشک، نیمه خشک تا نیمه مرطوب بر اثر عوامل گوناگون شامل تغییرات آب و هوایی و فعالیتهای انسان.(مصوبه گردهمایی محیط و توسعه سازمان ملل متحد در ژوئن 1992 در ریودوژانیرو-برزیل) نقش انسان در بیابانزایی چیست؟ انسان از طریق اعمال چرای مفرط، بوته زنی و بوته کنی، آبیاری غلط، عدم استفاده بهینه از قابلیت اراضی، تبدیل بی رویه اراضی مرتعی به دیمزار، عدم رعایت موازین علمی در شخم اراضی و غیره مجموعاً شرایط را پدید میآورد که درنهایت منجر به کاهش تولید بیولوژیک و گسترش اراضی بیابانی و کویری میشود. بیابانزدایی (Combat desertification) چیست؟ به مجموعه فعالیتهایی که سبب توقف یا کاهش روند بیابانزایی شده و یا در جهت احیاء اراضی بیابانی باشد بیابانزدایی گویند. احیای پوشش گیاهی و بازآفرینی شرایط اکولوژیکی در مناطق بیابانی تنها راه مبارزه مؤثر با بیابانزایی است. تپه ماسهای (sand dune) چیست؟ شکلهایی از ناهمواریهای ماسه ای که بر اثر باد ایجاد میشود. فرسایش بادی (wind erosion) چیست؟ برداشت مواد ریزدانه و حمل آن بر اثر باد، که موجب تشکیل تپه های ماسهای به شکلهای مختلف میشود را فرسایش بادی گویند. مالچ نفتی چیست؟ مالچ یعنی پوشش و پوشش دادن. مالچ نفتی مادهایست که از پسماندههای نفت خام در برج تقطیر پالایشگاهها بدست میآید. این ماده به صورت لایه نازک و قابل انعطافی بر روی تپه های ماسهای پاشیده شده و موجب تثبیت موقت این تپه ها میشود
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 0:20  توسط ناصر صادقی
|
اکولوژی (Ecology )
اکولوژی : این واژه در زبان فارسی به معانی بوم شناسی ، پیرامون شناسی ، اکولوژی ، شناخت محیط زیست و محیط زیستی به کار رفته است . تعریف اکولوژی : در زمینه علوم زیستی و به ویژه در کشاورزی در پاسخ به این سوال که اکولوژی چیست ؟ می توان گفت : علمی است که به بررسی روابط متقابل محیط و موجودات زنده ساکن در آن محیط می پردازد و یک شناخت کلی از تاثیراتی که موجودات بر روی محیط دارند و همچنین تاثیراتی که محیط بر موجودات تحت پوشش خود می گذارد به انسان می دهد . در این علم به روابط بین موجوداتی که در یک محیط با هم زندگی می کنند و نوع و چگونگی تقابلشان با یکدیگر نیز توجه بسیار می شود . گستره اکولوژی : در این علم محیط هایی که با هم تفاوت های کلی ای دارند و موجودات زنده موجود در آنها و مجموعه اکوسیستم آنها با هم متفاوت است به صورت جداگانه تقسیم و مورد بررسی قرار می گیرند ، که بر این اساس می توان به موارد زیر به عنوان نمونه هایی از این شاخه ها اشاره کرد : ـ اکولوژی دریا ـ اکولوژی بیابان ـ اکولوژی جنگل و غیره . در اکولوژی به چرخه های حیاتی به عنوان یکی از عوامل اصلی و تعیین کننده در نوع روابط بین اعضای یک اکوسیستم توجه خاصی باید کرد . بر اساس این چرخه ها می توانیم چگونگی تاثیر یک موجود بر موجود دیگر ( در نقش شکار یا شکار گر ) و همین طور همزیستی های بین آنها و همچنین تاثیر سایر اجزای یک اکوسیستم بر روی یکدیگر را دریابیم . توجه به اطلاعات آماری در مورد جمعیت های جانوری موجود در اکوسیستم ها در زمان های گوناگون و همچنین چگونگی و کیفیت مهاجرت ها از اکوسیستمی به اکوسیستم دیگر و بسیاری اطلاعات دیگر درباره کنش و واکنش های بین عوامل تعیین کننده در اکوسیستم می تواند به شناخت اکولوژی و انجام و پیشبرد تحقیقات اکولوژیک کمک فراوانی کند . مطالب فوق را می توان به عنوان مقدمه ای بسیار جزئی برای آشنایی با علم اکولوژی مورد توجه قرار داد ، برای آشنایی بیشتر و آموختن این علم یک فعال در زمینه کشاورزی باید با تک تک موارد مرتبط با این علم آشنایی کامل پیدا کند و با شناخت تمام عوامل دخیل و آنالیز اطلاعات موجود در این علم بتواند در زمینه اکولوژی به جایگاهی دست یابد .
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 0:8  توسط ناصر صادقی
|
v\:* {behavior:url(#default#VML);}
o\:* {behavior:url(#default#VML);}
w\:* {behavior:url(#default#VML);}
.shape {behavior:url(#default#VML);}
Normal
0
false
false
false
false
EN-US
X-NONE
FA
گفته مي شود که ايران يکي از اولين کشورهاي دنياست که در آن کشاورزي و تمدن شروع شده و انسان اوليه براي نخستين بار در فلات ايران به کشت و زرع و پرورش دام دست زده است.همچنين گفته مي شود که مهاجرت آريايي هابر خلاف مهاجرت مشهور چوپاني و در جستجوي چراگاههاي جديد نبوده بلکه مهاجرتي دهقاني و در جستجوي زمين بهتر براي کشاورزي بوده است. ] به نظر مي رسد منظومه درخت آسکوريک که از زمان ساسانيان باقي مانده (ترجمه ماهيار نوابي- بنياد فرهنگ ايران) ودر آن از رجز خواني يک بز در برابر يک نخل سخن مي رود_ نمايشگر اختلاف بين کشاورزان ودامداران اوليه است. اينکه منظومه به نفع بز که قادر به حرکت (کوچ) است پايان مي پذيرد حاکي از قدمت ريشه هاي اين منظومه است در آغاز ايجاد باغهاي باستان[ . حفاري هايي که در اطراف کاشان به عمل آمده نشان مي دهد که در شش هزار سال پيش ايرانيان متمدن بوده و سيستم زراعي پيشرفته اي داشته اند. در حفاريهاي نقاط مختلف ايران مشخص گرديده که در حدود 3300 سال پيش از ميلاد مسيح درخت را در ري – کاشان و دامغان به طرز مشابهي نقاشي مي کرده اند و بنابراين در آن زمان از لحاظ باغباني ميان نقاط مختلف ايران رابطه برقرار بوده است دين زرتشت به کشاورزي اهميت فراوان داده و در اوستا آمده است که سومين جايي که زمين شادمانترين است آنجاست که کي از خدا پرستان يشترين غله را کشت کند و بيشترين گياه و ميوه را بکارد . پطروشفسکي از استراسبون روايت مي کند که در قرن اول پيش از ميلاد مسيح ايرانيان کليه ي درختان ميوه اي که در يونان وجود داشته به استثناي زيتون کشت مي کرده اند . گزنفون از قول سقراط نقل کرده است که در عصر هخامنشيان باغهايي در ايران وجود داشته که آنها را پاراديس يا پرديس (اين کلمه در زبانهاي رايج اروپايي به معناي بهشت است) مي ناميدند و در آنها در ختان از حيث ارتفاع مساوي و روي خطوط منظم کشت شده و به وسيله چرخ چاههاي بزرگي که توسط گاو گردانده مي شدند آبياري مي گشت. از ميوه هاي مهم اين زمان ايران مي توان انگور- خرما و انجير را نام برد. با حمله اسکندر مقدوني کشاورزي ايران رو به افول گذاشت و بسياري از کاريز ها و باغها و مزارع اطراف آنها از بين رفت و اين وضع تا زمان به حکومت رسيدن اردشير بابکان ادامه يافت. ساسانيان به احياي قنوات و تشويق و توسعه زراعت و باغباني و دامپروري همت گماشتند و ايران مجددا " آباد شد . همچنانکه پتروشفسکي هم متذکر شده در کتاب پهاوي بوندهشن که مربوط به زمان ساسانيان است و امروزه آن را بن دهش مي ناميم از کشت انواع ميوه مانند پرتقال – سيب – انگور – خرما – به – ليمو – انار – هلو – فندق – سنجد – بادام –توت – گلابي –پسته – زرد آلو – گردو – شاه بلوط و نيز انواع سبزي و گل و مانند تره تيزک – تره – گشنيز – خيار – نرگس – ياسمن – نسترن – لاله – بنفشه هميشه بهار – گل سرخ و گل زعفران صحبت رفته است. بعد از ساسانيان تا زمان حمله مغول کشاورزي ايران به تناوب دچار رکود (در زمان بني اميه) و رونق (در زمان بني عباس و حکومتهاي محلي) گشت. در زمان ديلميان باغباني يران به حداکثر توسعه خود رسيد و براي اولين بار کشت مرکبات در اطراف درياي خزر آغاز گشت.جالب اينجاست که در اين عصر بعضي از انواع سبزي مثل مار چوبه وگل کلم به مقدار زياد در ايران کشت و مصرف مي شدند ولي بعد ها کشت آنها منسوخ شد و با وجود آنکه هنوز بعضي از کشاورذان آنها را توليد مي کنند هنوز مصرف آنها عموميت نيافته و جزوگياهان تفنني محسوب مي گردند . در اثر حمله مغول همراه با ويران شدن ايران باغباني نيز از رونق افتاد و وضع بدين منوال بودتا آنکه غازان خان تيموري(اواخر قرن هفتم و اوايل قرن هشتم هجري قمري) همت به آبادي مملکت و توسعه کشاورزي گماشت . در قلمرو وي انواع درختان ميوه و سبزي هادر تمام نقاط کشت مي شدند و باغباني آنقدر رونق داشت که از اصفهان انواع ميوه به هندوستان وآسياي صغير وازکرمان خرما به ساير ممالک صادر مي گشت در اين دوره اقليد و سورمق مرکز توليد برگه زردآلو وخراسان منطقه مهمي براي کشت انواع ميوه به شمار مي آمد . از زمان غازان خان (سال700 هجري قمري)کتابي به نام کتاب درعلم فلاحت و زراعت که نويسنده آن ناشناس است باقيمانده که درسال1323 هجري قمري توسط عبد الغفارخان نجم الدوله با چاپ سنگي منتشر شده است. بنا به گفته پتروشفسکي در کتاب مذکور که داراي فصول متعدد است در باره حفاظت بذر ها – غلات و اينکه کدام درخت وگياه از بذر مي رويد و کدام را بايد به صورت نهال کاشت .خواص انگور و ديگر درختان ميوه دار و بي ثمر اقسام نباتات زينتي و شايط کود (ربل)دادن صحبت گرديده و به هر گياهي بخشي تخصيص يافته است .نويسنده در اين کتاب به مشاهدات تجارب و امتحان خويش در تيلستن(قلمه زدن)پيوند زدن انواع درختان مثمر و غير مثمر و نيز بذر افشاني نهال کاري و غرس اشجار استفاده کرده و چنين بر مي آيدکه شخصا آزمايشهاي فني زيادي در کشاورزي به عمل آورده است. دانشمندان اين خطه در عين مطالعه درباره خواص دارويي گياهان به امور کاملا فني نيز مي پرداختند و دستگاههايي براي بهره برداري از آب تهيه ديدند که از آن جمله مي توان چرخ چاه خودکار (چرخ آب عين)را مثال آورد که محمد اصفهاني در قرن دهم هجري قمري جزو چهارده اختراع خود ذکر کرده مي نويسد: (... هشتم- چرخاب عين است که آب از چاه عميق در غايت آساني کشيده ميشود و دلو که بر لب چاه رسيد خود خالي مي گردد ) . با اين همه پس از غازان خان تا اوايل قرن دهم هجري يعني شروع حکمراني صفويان دوباره کشاورزي ايران سيري نزولي راطي نمود که دليل اصلي آن عدم وجود يک حکومت مرکزي و ضعف قواي محلي و جنگهاي مداوم بين آنها بود . با مستولي شدن صفويان بر سراسر ايران و تشکيل يک حکومت مرکزي با قدرت بار ديگر کشاورزي در ايران رونق گرفت . هر چند که با وجود تمام کوششها حتي در زمان شاه عباس نيز به رونق قبل از حمله مغول نرسيد . در اين زمان در تمام ايران درختان ميوه بويژه زرد آلو – به – انار – بادام و انگور کشت مي شدند . کشت خرما در خوزستان – فارس- کرمان و سيستان مرسوم بود و خرماي ايران (به ويژه خرماي جهرم )بهترين خرماي جهان به شمار مي آمد و مقدار زيادي از آن به هندوسستان صادر مي شد.کشت مرکبات در مازندران و زيتون در مازندران و خوزستان معمول بوده . در اين دوره خرماي کرمان – پياز خراسان – انار يزد و شيراز و نيز پرتقال مازندران به خارج صادر مي گشت. لوژن فالاندن که در آن عهد به ايران آمده در سفرنامه خود مي نويسد :زراعت ايران مانند زراعت اروپا است . از زمان صفويان نيز کتابهاي کشاورزي مختلفي باقي مانده که مهمترين آنها ارشاد الزراعه تاليف فاضل هروي در سال921 هجري قمري است که در سال 1323 هجري قمري توسط عبد الغفارخان نجم الدوله با چاپ سنگي منتشر گشته است.بعد از صفويان حکمرانان هر کدام بر حسب قدرت و ضعف خود اثراتي بر روي کشاورزي ايران داشتند که روي هم رفته اثرات منفي بيشتر بود و ايران مانند بسياري از کشورها از قافله تمدن عقب افتاد و کشاورزيش صفويان نيز عقب تر رفت.اولين جنبش به سوي کشاورزي نوين در زمان صدارت شادروان ميرزا تقي خان اميرکبير بوجود آمد. اين مرد کاردان ضمن ساير اقدامات اصولي خود سعي وافري نيز در پيشبرد کشاورزي نمود و علاوه بر وارد کردن انواع بذرهاي اصلاح شده با متخصصين خارجي هم قرار دادهايي منعقد ساخت و کشاورزي ايران را به سوي پيشرفت سوق داد. در اوايل قرن چهاردهم هجري قمري با تاسيس اولين مدرسه کشاورزي ايران به نام مدرسه فلاحت مظفري و وارد کردن سيب زميني و انواع نهالهاي ميوه بخصوص سيب و گيلاس از خارج باغباني ايران توسعه بيشتري يافت و سپس با ايجاد مدارس متوسطه و عالي و دانشکده هاي کشاورزي موسسه اصلاح و تهيه بذر ونهال و غيره به وضع کنوني در آمد .
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 23:46  توسط ناصر صادقی
|
|